سلمان هراتی؛ ضرورت ماندگاری نام شاعر در هویت زادگاهش
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی بلاغ؛ فاطمه کرمی فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: گاهی فاصله میان بزرگداشت یک شخصیت فرهنگی و پاسداشت واقعی میراث او، به اندازه فاصله میان یک مراسم چندساعته و یک اقدام ماندگار است. میتوان هر سال در تقویم فرهنگی، روزی را به نام یک شاعر، نویسنده یا چهره برجسته اختصاص داد، مراسم برگزار کرد، سخنرانی داشت، شعر خواند و از جایگاه او گفت؛ اما پرسش اساسی اینجاست که پس از پایان مراسم، چه چیزی در زندگی روزمره مردم، سیمای شهر و حافظه نسلهای آینده از آن شخصیت باقی میماند؟
این پرسش امروز درباره زندهیاد سلمان هراتی، شاعر برجسته انقلاب و از مفاخر ادبی منطقه، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند؛ شاعری که نامش فراتر از مرزهای جغرافیایی زادگاهش شناخته شده، اما متأسفانه جایگاه و یادمان شایسته او هنوز آنگونه که انتظار میرود در شهر خرمآباد، زادگاه و محل آرامگاهش، بازتاب پیدا نکرده است.
امروز روز شنبه ۹ آبان، آیین نواختن زنگ «بهار استوار، ایران قوی» در حاشیه مراسم گرامیداشت یاد و خاطره سلمان هراتی، در مدرسه محل تحصیل این شاعر فقید برگزار شد. مراسمی که با حضور مسئولان ارشد شهرستان، اعضای انجمن شعر و ادب و جمعی از شاعران و ادیبان منطقه و به میزبانی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره آموزش و پرورش شهرستان تنکابن، شهرداری خرمآباد، بخشداری، شورای بخش خرمآباد و مدیریت مدرسه سنایی سابق برگزار شد.
اصل برگزاری چنین برنامههایی اقدامی ارزشمند و قابل تقدیر است؛ چراکه معرفی مفاخر فرهنگی به نسل جدید و زنده نگه داشتن یاد شخصیتهایی که بخشی از هویت ادبی و تاریخی یک منطقه را شکل دادهاند، از وظایف مهم دستگاههای فرهنگی به شمار میرود. با این حال، برگزاری مراسم نباید به نقطه پایان مسئولیتها تبدیل شود. اتفاقاً چنین مناسبتهایی باید فرصتی برای بازخوانی کمبودها، طرح مطالبات و مطالبه اقدامات عملی از مجموعههای مسئول باشد.

مفاخر فرهنگی را نمیتوان فقط با مراسم زنده نگه داشت
سلمان هراتی صرفاً نام یک شاعر در کتابهای ادبی یا موضوعی برای برگزاری یک مراسم سالانه نیست. او بخشی از سرمایه فرهنگی و هویتی این منطقه است؛ سرمایهای که میتواند در معرفی خرمآباد و شهرستان تنکابن به جامعه ادبی کشور، جذب علاقهمندان فرهنگ و ادبیات و ایجاد پیوند میان نسل جوان با مفاخر بومی نقشی مؤثر ایفا کند.
با وجود چنین ظرفیتی، این پرسش همچنان بیپاسخ مانده است که چرا در شهر خرمآباد، بهعنوان زادگاه این شاعر و محل آرامگاه او، جز نصب یک تابلو در بدترین نقطه دیواری زننده که جای اعلامیه های ترحیم متوفیان منطقه است، هیچ المان شهری شاخص و متناسب با جایگاه ادبیاش وجود ندارد؟
در شرایطی که بسیاری از شهرها برای معرفی شخصیتهای برجسته خود از نمادهای شهری، تندیسها، بوستانهای موضوعی، سردیسها و فضاهای فرهنگی بهره میگیرند، جای خالی چنین نشانهای در خرمآباد بیش از پیش به چشم میآید. آیا شایسته نیست شهری که نام یکی از شاعران شناختهشده ادبیات معاصر ایران با آن گره خورده است، دستکم یک نماد مشخص و ماندگار از این شخصیت را در فضای عمومی خود داشته باشد؟
موضوع تنها نصب یک مجسمه یا ایجاد یک سازه تزئینی نیست؛ مسئله، به رسمیت شناختن یک ظرفیت فرهنگی و تبدیل آن به بخشی از هویت بصری و اجتماعی شهر است. تندیسی که هر روز در معرض دید مردم قرار بگیرد، نام و چهره شاعر را به نسلهای جدید معرفی کند و برای مسافران و گردشگران نیز نشانهای از هویت فرهنگی خرمآباد باشد.

میدان امیرکبیر؛ فرصتی که نباید نادیده گرفته شود
یکی از ظرفیتهایی که میتواند در این زمینه مورد توجه مدیریت شهری قرار گیرد، میدان امیرکبیر خرمآباد است؛ میدانی که بهجز گلکاریهای مقطعی و وجود یک تیر برق، از جلوه بصری و هویت فرهنگی شاخصی برخوردار نیست.
این میدان میتواند با یک طراحی اصولی و متناسب با شأن فرهنگی سلمان هراتی، به یکی از نمادهای هویتی شهر تبدیل شود. جانمایی تندیس یا سردیس این شاعر، طراحی یک المان هنری با الهام از شخصیت و آثار ادبی او و اختصاص بخشی از فضای میدان به معرفی زندگی و آثارش، میتواند چهرهای متفاوت به این محدوده ببخشد.
البته چنین اقدامی نیازمند طراحی کارشناسی، رعایت اصول زیباییشناسی شهری و هماهنگی با ضوابط مدیریت شهری است؛ اما اصل مطالبه روشن است: چرا باید ظرفیت یک فضای عمومی شهری بدون هویت فرهنگی مشخص باقی بماند، در حالی که امکان تبدیل آن به یادمانی ماندگار برای یکی از مفاخر ادبی منطقه وجود دارد؟
شهرداری و شورای اسلامی شهر خرمآباد میتوانند با ورود جدی به این موضوع، زمینه طراحی و اجرای چنین طرحی را فراهم کنند. این اقدام نهتنها به زیباسازی شهر کمک میکند، بلکه پیامی روشن درباره میزان توجه مدیریت شهری به سرمایههای فرهنگی و هویت تاریخی منطقه خواهد داشت.

آرامگاه شاعر؛ مقصدی که نشانی ندارد!
یکی دیگر از مسائل قابل تأمل، وضعیت معرفی آرامگاه سلمان هراتی است. آنچه امروز بهعنوان یادمان مرتبط با این شاعر وجود دارد، به آرامگاهی محدود میشود که در قالب مجموعهای با محوریت شهدای روستای مزردشت احداث شده است؛ اما این مجموعه، جایگزین نیاز به یک یادمان فرهنگی مشخص و مستقل برای معرفی جایگاه ادبی سلمان هراتی نیست.
افزون بر این، نبود تابلوهای راهنمای مناسب در مسیرهای منتهی به آرامگاه، یکی از کاستیهایی است که باید هرچه زودتر برطرف شود.
چگونه ممکن است آرامگاه یکی از شاعران شناختهشده کشور در زادگاهش قرار داشته باشد، اما علاقهمندان ادبیات، پژوهشگران، گردشگران و حتی افرادی که برای نخستین بار به خرمآباد سفر میکنند، از نشانی و مسیر دسترسی مناسب به آن برخوردار نباشند؟
نصب تابلوهای راهنما در ورودیهای شهر، مسیرهای اصلی و نقاط پرتردد، اقدامی پیچیده یا پرهزینه نیست؛ اما میتواند نقش مهمی در معرفی این ظرفیت فرهنگی داشته باشد. همچنین تهیه یک معرفینامه مناسب درباره زندگی، آثار و جایگاه ادبی سلمان هراتی و نصب آن در محدوده آرامگاه، میتواند به تبدیل این مکان به یک مقصد فرهنگی شناختهشده کمک کند.
باید پذیرفت که معرفی یک شخصیت فرهنگی تنها با ذکر نام او در مراسم رسمی محقق نمیشود. دسترسی آسان به محل آرامگاه، اطلاعرسانی مناسب، وجود نشانههای شهری و فراهم کردن امکان آشنایی بازدیدکنندگان با زندگی و آثار او، بخش جداییناپذیر پاسداشت واقعی مفاخر است.
انجمن شعر سلمان هراتی؛ از شعرخوانی تا مطالبهگری فرهنگی
در این میان، نقش انجمن شعر سلمان هراتی نیز قابل توجه است. طبیعی است که فعالیت اصلی چنین انجمنی در حوزه شعر، ادبیات، نقد و بررسی آثار و برگزاری محافل ادبی تعریف شود؛ اما انتظار میرود این مجموعه در کنار فعالیتهای تخصصی خود، نسبت به صیانت از نام و جایگاه شاعر مورد توجه انجمن نیز احساس مسئولیت بیشتری داشته باشد.
اگر نام سلمان هراتی بر پیشانی یک انجمن ادبی قرار گرفته است، شایسته است پیگیری مطالبات مرتبط با معرفی و پاسداشت این شاعر نیز در زمره اولویتهای آن باشد.
مطالبه ایجاد المان شهری، پیگیری نصب تندیس در میدان امیرکبیر، ساماندهی مسیر آرامگاه، معرفی آثار شاعر به مدارس و نسل جوان و تلاش برای تبدیل زادگاه او به یک نقطه شناختهشده فرهنگی، میتواند بخشی از دستور کار این انجمن قرار گیرد.
انجمنهای فرهنگی نباید صرفاً به برگزاری برنامههای مناسبتی محدود شوند؛ بلکه میتوانند با ایفای نقش مطالبهگرانه، حلقه ارتباطی میان جامعه ادبی، مردم و مدیران اجرایی باشند. گاهی یک مطالبه مستمر و کارشناسیشده از سوی یک مجموعه فرهنگی، میتواند زمینهساز تصمیمی شود که سالها در فضای مدیریتی مغفول مانده است.
مسئولیت مشترک مدیریت شهری و متولیان فرهنگی
در این موضوع، شهرداری و شورای اسلامی شهر خرمآباد، بخشداری، دهیاریها و مجموعههای فرهنگی شهرستان هرکدام میتوانند سهم مشخصی از مسئولیت را بر عهده بگیرند.
شهرداری و شورای شهر میتوانند موضوع طراحی و اجرای المان یا تندیس سلمان هراتی را در دستور کار قرار دهند. بخشداری و دهیاری نیز میتوانند در معرفی ظرفیتهای فرهنگی منطقه و بهبود نشانههای دسترسی به آرامگاه نقشآفرینی کنند.
دستگاههای فرهنگی، بهویژه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و آموزش و پرورش، نیز میتوانند با برنامهریزی مستمر، زمینه آشنایی نسل نوجوان و جوان با زندگی و آثار این شاعر را فراهم آورند.
این مطالبه نه تقابل با دستگاهی است و نه نادیده گرفتن اقدامات احتمالی انجامشده؛ بلکه دعوتی برای تکمیل مسیر پاسداشت یکی از سرمایههای فرهنگی منطقه است. به نظر میرسد مجموعه مدیریت شهری و اجرایی خرمآباد نیز میتوانند از چنین پیشنهادی استقبال کنند؛ چراکه اجرای آن در نهایت به ارتقای هویت شهری، زیبایی محیط عمومی و معرفی ظرفیتهای فرهنگی منطقه منجر خواهد شد.
آنچه اهمیت دارد، عبور از اظهارنظرهای مناسبتی و رسیدن به یک برنامه عملیاتی مشخص است؛ برنامهای که در آن مسئولیت هر دستگاه، مراحل اجرا و زمانبندی اقدامات معلوم باشد و مطالبه ایجاد یادمان سلمان هراتی در میان انبوه برنامههای روزمره مدیریتی به فراموشی سپرده نشود.
از زنگ مدرسه تا زنگ بیدارباش مسئولان
اکنون که قرار است زنگ «بهار استوار، ایران قوی» در مدرسه محل تحصیل سلمان هراتی نواخته شود، چه فرصتی بهتر از این مناسبت برای آغاز یک حرکت جدی در مسیر احیای هویت فرهنگی زادگاه این شاعر؟
این مراسم میتواند فراتر از یک برنامه نمادین، نقطه شروع پیگیری مجموعهای از مطالبات مشخص باشد؛ از ایجاد تندیس و المان شهری در میدان امیرکبیر گرفته تا نصب تابلوهای راهنمای آرامگاه و تدوین برنامهای برای معرفی آثار و اندیشههای سلمان هراتی به نسل جدید.
پاسداشت مفاخر، زمانی از سطح شعار و مناسبت عبور میکند که آثار آن در زندگی مردم و سیمای شهر قابل مشاهده باشد. نمیتوان از جایگاه ملی یک شاعر سخن گفت، اما در زادگاهش نشانی متناسب با نام و آوازه او نداشت.
خرمآباد این ظرفیت را دارد که نام سلمان هراتی را به یکی از شناسههای فرهنگی خود تبدیل کند؛ ظرفیتی که تحقق آن نه به تصمیمی پیچیده و دور از دسترس، بلکه به اراده مدیریتی، هماهنگی دستگاهها و پیگیری مستمر مجموعههای فرهنگی نیاز دارد.
اکنون نوبت مسئولان و متولیان فرهنگی است که نشان دهند بزرگداشت سلمان هراتی تنها به نواختن یک زنگ و برگزاری مراسم محدود نمیشود. انتظار میرود این مطالبه بهصورت جدی در دستور کار قرار گیرد و نتیجه آن در قالب اقدامات ملموس و ماندگار به مردم ارائه شود.
سلمان هراتی نباید در زادگاهش تنها صاحب یک آرامگاه باشد؛ او شایسته آن است که در میدانهای شهر، در نشانههای فرهنگی، در حافظه نسل جوان و در هویت خرمآباد حضوری ماندگار داشته باشد.