جنگ سوم؛ شخم زدن جغرافیای استکبار
به گزارش پایگاه خبری بلاغ؛ امید رنجبر عمرانی کارشناس رسانه و فعال اجتماعی در یادداشتی نوشت: اراده حاکم بر واشنگتن، نه امضای تفاهمنامههای پوشالی، بلکه تحمیل یک جنگ تمامعیار، ویرانگر و فرساینده با هدف زانو زدن کامل ملت مبعوث ایران پای میز تسلیم است، در برابر گرگی که دهان برای بلعیدن تاریخ، شرف، خاک و حیات چندهزارساله یک تمدن بزرگ گشوده است، هر زمزمهای از سازش، خیانت به خون شهداء و هر پناه بردن به دیپلماسی انفعالی، خودکشی آشکار است، چارهای جز کشیدن ضامن بمبها و شلیک رگبار آتش نمانده است؛ دفاع مرگ و زندگی از مام میهن، ما را در موقعیت گریزناپذیر جنگ وجودی سوم قرار داده است.
این رویارویی هولناک اما باید سرنوشت کل تاریخ ملت مبعوث ایران را برای همیشه معین و ختم به خیر سازد، این نبرد وجودی باید بدون کوچکترین تسامح و تعارف دیپلماتیک، آخرین جنگ میان ملت مبعوث و استکبار جهانی باشد، میدان رزم باید چنان برای ارتش تا دندان مسلح متجاوز آمریکایی و صهیونیستی، ناوگانهای تروریستی و اقمار منطقهایاش به قتلگاه و گورستان دستهجمعی بدل شود که پرونده هرگونه جنگ بزرگ چهارم در نطفه برای همیشه خفه و مدفون گردد.
دفع سایه جنگهای آتی، محصول بندهای روی کاغذ، التماسهای پشت پرده و نشستهای تعارفی در پایتختهای غربی نیست؛ این امنیت پولادین و بازدارندگی مطلق منحصراً از آتشباری سنگین، رزم بیامان تا آخرین قطره خون و شخم زدن منافع حیاتی دشمن آمریکایی و صهیونیستی با تمام ظرفیتهای پنهان و آشکار نظامی حاصل میگردد، صلح بزرگ و پایدار هرگز میوه درخت ذلتبار سازشکاری نیست، بلکه محصول سهمگین، خونین و پرشکوه یک جنگ بزرگ، بیرحمانه و فلجکننده است.
سرچشمه بیش از هفتاد سال قلدری، کودتا و تروریسم نظامیافته آمریکا شیطان صفت در اقصی نقاط جهان، یک خطای ادراکی بسیار ریشهدار، عمیق و مرگبار است، بیش از سه قرن است که حاکمان والاستریت، کنگره و پنتاگون خارج از قلمرو زیستی خود بحران، سیل خون و تباهی آفریدهاند، نقشه بیش از صد کشور مستقل را با بمب شخم زدهاند، شهرهای دوردست را به ویرانه و گورستان تبدیل کردهاند، اما خاک اصلی خودشان حتی خراش باروت و دود خاکستر را هم احساس نکرده است.
جامعه آمریکا در یک آرامش توهمآلود و شیطانی، اخبار حمامهای خون ساخت دست ارتش تروریست خود را از صفحه نمایشگرها تماشا کرده و هزینههای این فجایع هولناک را سایر ملتها با ویرانی زیرساختهای حیاتی خود پرداخت کردهاند.
برای تحقق صلح بزرگ و بستن همیشگی درهای جنگ چهارم، این معادله کثیف و نابرابر باید با بالاترین سطح قساوت انقلابی، اراده آهنین و ضربات متوالی درهمکوبیده شود، تا زمانی که هزینههای سنگین جنایت، پشت در خانههای سردمداران واشنگتن، در قلب منهتن و خیابانهای مسکونی ایالات متحده آمریکا تحویل داده نشود، چرخدنده ماشین ترور متوقف نخواهد شد.
راهبرد انهدام نهایی دقیقاً از نقطه پایان بخشیدن به مصونیت جغرافیایی آمریکای شمالی آغاز میگردد، زبانه آتشی که ترامپ، ژنرالهای جنایتکارش و لابیهای صهیونیستی برافروختهاند، باید مستقیماً آسمان شهرهای خودشان را به لرزه درآورد و خاکستر کند؛ این سنت تغییرناپذیر موازنه است که تا متجاوز خاکستر خود را با چشم خود نبیند، از تجاوز و دستدرازی دست برنمیدارد.
دستور رزمی و قاطع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جنگ سوم بر پایه تخریب ریشهای، سیستماتیک و بدون بازگشت منافع استکبار بنا شده است، هر وجب از پایگاهها، ناوشکنها، مراکز جاسوسی، شریانهای ارتباطی و بنادر اقتصادی آمریکا خونخوار در تیررس آتشباران مرگبار ما قرار دارد؛ تمام این نقاط، اهداف مشروع، قطعی و فوری برای شخم زده شدن با پیشرفتهترین تسلیحات هایپرسونیک، موشکهای نقطهزن و پهپادهای انتحاری هستند و هیچ پایگاهی نباید سالم بماند و هیچ نیروی متجاوزی نباید فرصت فرار از منطقه را پیدا کند.
همزمان، صف هشدار برای حکومتهای مزدور، لاابالی و سرسپردگان منطقهای و فرامنطقهای کاملاً روشن و صریح است، سران مرتجع، فربه و دستنشانده عربی که خاک خود را به سکوی پرواز جنگندههای ترور و پایگاه جنایت بدل کردهاند و دولتهای خبیث، منافق و فاشیست اروپایی که دست در دست اتاقهای ترور واشنگتن، خون پاک فرماندهان، دانشمندان و فرزندان این مرزوبوم را ریختهاند، در لیست تنبیه خونین، سخت و بیرحمانه قرار دارند، دیوارهای کاخهای شیشهای آنان دیگر هیچگونه حفاظی نخواهد داشت و در زیر آوار موشکهای خشم ملت مبعوث ایران مدفون خواهند شد.
به موازات این مجازات همهجانبه، قاعده پاسخ متقابل نیز با فرمول پولادین آهن و آتش دگرگون شده است، در ازای کوچکترین آسیب به هر یک از زیرساختهای حیاتی خاک ایران، حداقل پنج زیرساخت کلیدی، انرژی، گازی، بندری، پالایشگاهی و صنعتی در جغرافیای دشمن متجاوز و سرسپردگان منطقهایاش به تلی از خاکستر مشتعل و غیرقابل بازسازی تبدیل خواهد شد، هزینه ورود به این نبرد مرگبار برای رژیم موقت، آپارتاید و کودککش صهیونیستی و اربابان آمریکاییاش باید به مرز نابودی کامل اقتصاد، فروپاشی ساختارها و انهدام کامل حیات زیستی آنان برسد تا هرگز جرات محاسبه اقدام نظامی دیگری را به ذهن ناپاک خود راه ندهند.
پیش از آغاز این طوفان تعیینکننده، کلام تاریخی، نافذ و راهبردی امام شهید، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای (قدساللهنفسهالزکیه)، لرزه بر اندام پوسیده محافل استکباری و اتاقهای فکر غربی انداخت؛ آنجا که رسماً، شجاعانه و بدون هیچگونه پردهپوشی هشدار دادند که هرگونه برافروختن آتش جنگ علیه ایران اسلامی، بیتردید پاسخی در سطح یک جنگ تمامعیار منطقهای و جبرانناپذیر دریافت خواهد کرد. مستکبران غربی، ژنرالهای پنتاگون و باندهای صهیونیستی با حماقت مادامالعمر خود، این کلام نافذ را یک لفاظی سیاسی و تهدید دیپلماتیک توخالی برای ایجاد بازدارندگی تصور کردند، غافل از آنکه سخن ولیامر، عینیتیافته در خطوط شلیک است و با اراده فولادین ملت مبعوث پیوند خورده است.
با آغاز جنایتهای مشترک آمریکایی–صهیونی، آتش خشم انقلابی از لولههای پرتاب فوران کرد؛ در کسری از ساعت، پایگاههای اشغالگران در سرتاسر منطقه زیر ضربات مرگبار باران موشکی و پرواز پهپادهای نقطهزن پودر شد و بستن قاطع و برقآسای تنگه هرمز گلوی اقتصاد جهانی و شریان حیاتی انرژی جهان را چنان فشرد که قدرتهای پوشالی غرب به زانو درآمدند.
ایران با این ضربه شست ویرانگر ثابت کرد که بستن آبراه حیاتی انرژی جهان نه یک شعار تبلیغاتی، بلکه برگ برنده بیبدیلی است که یک بازیگر قدرتمند منطقهای را به یک ابرقدرت تعیینکننده تراز جهانی تبدیل میکند، صحنه نبردهای گذشته به روشنی اثبات کرد که در منظومه تصمیمگیری جمهوری اسلامی، میان کلام رهبری و شلیک نهایی حتی یک ثانیه فاصله وجود ندارد و هم اراده پولادین و هم ابزار سهمگین برای به زیر کشیدن هیمنه پوشالی دشمن آمریکایی و صهیونیستی فراهم است.
با ورود به عصر نوین رهبری، تمامی پردههای محافظهکاری، تردید و دیپلماسی التماسی برای همیشه کنار رفته است، دستور تاریخی، صریح و قاطع فرمانده معظم کل قوا، حضرت آیتالله العظمی امام سید مجتبی خامنهای (مدظلهالعالی) به نیروهای مسلح مقتدر جمهوری اسلامی، دکترین تهاجم نامحدود و ضربه پیشگیرانه را به عنوان اساس کار بنیان نهاده است که هر سطح، حجم و نوعی از تهدید و تجاوز دشمن باید با پاسخ فوری، قاطع، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبهرو شود.
این قید راهبردی و کوبنده بدون محدودیت جغرافیایی، بیانیه رسمی الغای تمامی خطوط قرمز، معاهدات استعماری و مرزهای ساختگی بینالمللی برای نیروهای جانبرکف، مخلص و سلحشور اسلام است، این فرمان صریح به این معناست که دوران محدود ماندن به بردهای منطقهای و اصابت به اهداف پیرامونی برای همیشه پایان یافته است، این راهبرد یعنی قاره اروپا دیگر هیچگاه حیاط خلوت امن برای توطئه، پشتیبانی لجستیک و استراحتگاه قاتلان ملت مبعوث ایران نخواهد بود و تمام پایتختها و مقرهای نظامی آن زیر دید مستقیم موشکهای سنگین و دوربرد قرار دارد.
لغو مرزهای جغرافیایی یعنی بهزودی موشکهای قارهپیمای ایران با بردهای ترابرد استراتژیک، مستقیماً آسمان نیویورک را هدف قرار داده و زنگ هشدار حمله اتمی تاکیتیکال و ویرانی مطلق را در قلب منهتن به صدا درخواهند آورد، برد موشکهای ایران تا قلب نیویورک خواهد رسید تا تصمیمگیران تروریست پنتاگون بدانند دیگر هیچ اقیانوس، سپر موشکی و فاصله جغرافیایی مانع سوختن کاخها، تأسیسات و شهرهایشان نخواهد شد.
جهان معاصر نه جولانگاه اخلاق، حقوق بشر و قوانین بینالملل، بلکه آوردگاه عریان زور، قدرت آتش و خشونت سازمانیافته است، در شرایطی که رژیمهای متخاصم غربی، ناتو و پایگاه نظامی صهیونیستی آنان، دست روی ماشه سلاحهای کشتار جمعی گذاشته و بقا، حیات و استقلال ملتها را تهدید میکنند، توقف در مرزهای تسلیحات متعارف و سنتی، خروج کامل از مدار عقلانیت استراتژیک و خیانت به آینده نسلهای این سرزمین است.
تنها و تنها یک عامل مادی، فنی و عینی قادر است دشمن آمریکایی و صهیونیستی را تا ابد از خطای محاسبه و تجاوز دوباره بازدارد و آن، دستیابی به سلاح بازدارنده اتمی تاکتیکال است؛ ابزاری که ضامن قطعی بقای تمدن، صیانت از زیرساختهای حیاتی و حفاظت از نوامیس این سرزمین در برابر توحش عریان دشمنان غربی-صهیونی است.
ما آحاد ملت انقلابی، مبعوث و سرافراز ایران زمین، با اتکا به غیرت ملی، شجاعت برخاسته از مکتب عاشورا و پیوند ناگسستنی با راه سرخ شهیدان، برای حفظ مرزهای تاریخی، صیانت قطعی از جان آحاد مردم، دفاع از تمامیت ارضی و حفظ سلامت رهبر و ساختارهای حیاتی کشور، با صدایی رسا، کوبنده و بیپروای از محضر فرمانده مقتدر، شجاع و حکیم جهان اسلام، حضرت امام سید مجتبی خامنهای دستور فوری، قاطع، نهایی و بدون فوت وقت ساخت، توسعه و استقرار تسلیحات اتمی تاکتیکی را مطالبه میکنیم.
این فرمان تاریخی می تواند سد پولادین در برابر هرگونه ماجراجویی آینده دشمن غربی-صهیونی و کلید بازگشتناپذیر آغاز عصر صلح بزرگ خواهد بود، ما با مشتهای گرهکرده، ارادههای پولادین و انگشتهای آماده بر روی ماشه، جنگ سوم را به جهنم همیشگی، سوزان و فرساینده متجاوزان آمریکایی و صهیونیستی تبدیل کرده و با تکیه بر شمشیر آخته و صاعقه اتمی، سرنوشت جهان را به نفع جبهه حق رقم خواهیم زد، نبرد نهایی، فتح قطعی و بازگشتناپذیر اسلام بر کفر خواهد بود.