برند ترامپ؛ فروش دسترسی به قدرت
محمدرضا تاجدین، کارشناس بازار سرمایه در یادداشتی اختصاصی برای پایگاه خبریتحلیلی بلاغ نوشت: «السیاسیة دارالغِرار: سیاست عرصه فریب است.» این جمله مولا علی(ع) نه تنها توصیفی از ماهیت قدرت، بلکه آینهای است که میتوان در آن چهره حاکمانی را دید که بر سریر ریاست تکیه زدند، اما در پس پرده، ثروتهایی خیرهکننده و قارونی انباشتند. دونالد ترامپ، یکی از شاخصترین مصادیق این معادله در تاریخ معاصر است؛ مردی که ثروت را نه از دل تولید و سازندگی، بلکه از دل ورشکستگی، بدهی، برندسازی و در نهایت، فروش دسترسی به قدرت، بازآفرینی کرد.
نگاهی به کارنامه اقتصادی ترامپ پیش از ورود به سیاست، تصویری از یک الگوی تکرارشونده را نشان میدهد: بدهیهای کلان، ورشکستگیهای پیاپی، و خروج همیشگی با جیب پر. بر اساس گزارشهای مستند، ترامپ در فاصله سالهای ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۴ نزدیک به یک میلیارد و ۱۷۰ میلیون دلار ضرر در کسبوکارهای اصلی خود ثبت کرد، اما این ضررها عمدتاً به جیب بانکها و سرمایهگذاران اوراق قرضه رفت، نه جیب خود او.
کازینوی «ترامپ تاج محل» با بدهی بیش از ۸۰۰ میلیون دلار افتتاح شد و کمتر از یک سال بعد، به ورطه ورشکستگی افتاد. در مجموع، شش بار ورشکستگی رسمی در کارنامه او ثبت شده است؛ از خطوط هوایی و کازینوها تا هتل پلازا. اما نکته کلیدی این است که در تمام این موارد، این «شرکتها» بودند که ورشکست میشدند، نه «برند ترامپ». نام او روی ساختمانها میماند و حق لیسانسش سر جای خود بود، در حالی که کارمندان شغلهایشان را از دست میدادند و طلبکاران میلیاردها دلار ضرر میکردند.
این الگو، پیشدرآمدی بود بر آنچه در سیاست رخ داد. ترامپ با همان ذهنیت «برندسازی» وارد عرصه قدرت شد و این بار، نه ساختمان، بلکه «دسترسی به ریاست جمهوری» را به فروش گذاشت. بر اساس گزارشهای مالی رسمی منتشرشده در سال ۲۰۲۶، ترامپ در نخستین سال بازگشتش به کاخ سفید، حداقل ۲.۲ میلیارد دلار درآمد کسب کرد؛ رقمی که در مقایسه با ۶۲۲ میلیون دلار سال ۲۰۲۴، رشدی خیرهکننده را نشان میدهد. بخش اعظم این ثروت، نه از مستغلات و هتلها، بلکه از دنیای رمزارزها سرچشمه گرفت. حدود ۱/۴ میلیارد دلار از این درآمد، تنها از کسبوکارهای رمزارزی خانواده ترامپ حاصل شد.
داستان «World Liberty Financial» در این میان، نمادین است. دیوید ساکس، فرستاده ویژه ترامپ در خاورمیانه، و پسرانش این پلتفرم را راهاندازی کردند و تنها چند روز پیش از مراسم تحلیف، یک شرکت سرمایهگذاری وابسته به دولت امارات، ۴۹ درصد از سهام آن را خرید. همزمان، دولت ترامپ محدودیتهای دوره بایدن بر صادرات تراشههای پیشرفته به امارات را لغو کرد. این همزمانی، پرسشی بنیادین را پیش میآورد: آیا سیاست خارجی آمریکا در حال خدمت به منافع ملی است، یا به منافع تجاری خانواده رئیسجمهور؟
سکههای میم «TRUMP» نیز فصل دیگری از این کتاب است. این سکهها که تنها روزها پیش از آغاز دوره دوم ریاستجمهوری عرضه شدند، در چهار ماه نخست، ۳۲۰ میلیون دلار درآمد ایجاد کردند که عمدتاً به نهادهای مرتبط با ترامپ سرازیر شد. جالب اینکه خریداران این سکهها میتوانند ناشناس بمانند؛ برخلاف اهداکنندگان سیاسی که هویتشان افشا میشود. یکی از خریداران بزرگ، جاستین سان، میلیاردر رمزارزی، ۲۰۰ میلیون دلار از این سکهها خرید و در ازای آن، به ضیافتی خصوصی با ترامپ دعوت شد. کمی بعد، پرونده حقوقی علیه او در آمریکا متوقف و سپس با جریمهای ناچیز مختومه شد.
در کنار رمزارزها، «لیسانس برند» همچنان یکی از پایدارترین منابع درآمد ترامپ است. از عمان و عربستان و امارات و قطر گرفته تا ویتنام و هند، پروژههای مسکونی و هتلهای لوکس با نام «ترامپ» در حال ساختاند، در حالی که سازندگان محلی هزینه ساخت را متقبل میشوند و ترامپ فقط نامش را میفروشد. در سال ۲۰۲۵، تنها از محل لیسانس برند در پروژههای مرتبط با امارات حدود ۲۲ میلیون دلار، عربستان ۹ میلیون دلار و قطر ۵ میلیون دلار عاید ترامپ شد. منتقدان میگویند این نام، چیزی فراتر از لوکس بودن میفروشد: «دسترسی به قدرت».
ترامپ خود اما، هرگونه تعارض منافع را رد میکند. او میگوید «من عمداً با هیچیک از کسانی که پول را اداره میکنند صحبت نمیکنم» و ثروتاندوزیاش را به «بالا رفتن بورس» نسبت میدهد. اما بالا رفتن بورس، توضیحدهنده فروش ۵۰۰ میلیون دلاری سهام World Liberty به یک نهاد اماراتی، یا دریافت حق لیسانس از سازندگان خلیج فارس نیست.
اما ترامپ تنها مرد پول و برند نیست؛ او مردی است که دستش به خون آلوده است. او در تاریخ معاصر، به عنوان قاتل رهبر ایران، سپهبد شهید قاسم سلیمانی شناخته میشود؛ جنایتی که با دستور مستقیم او در بامداد ۱۳ دی ۱۳۹۸ در فرودگاه بغداد رقم خورد و خشم ملت ایران را برانگیخت. دست او به خون هزاران نفر از مردم بیگناه ایران و منطقه آلوده است؛ از تحریمهای ظالمانهای که دارو و غذای بیماران و کودکان را نشانه گرفت، تا حمایت تمامقد از رژیم صهیونیستی در کشتار زنان و کودکان غزه و لبنان. ترامپ نه فقط یک تاجر و برندساز، بلکه نماد بیرحمی و قانونشکنی در عرصه بینالملل است؛ مردی که با یک امضا، زندگی میلیونها انسان را تحت تأثیر قرار داد و با یک دستور، خون پاکترین سرباز مبارزه با تروریسم را ریخت.
حاکمانی که تاریخ را فریب دادند، همیشه با یک وعده آغاز کردند و با یک ثروت پایان دادند. ترامپ اما تفاوتی آشکار با پیشینیان دارد: او فریب را پنهان نمیکند؛ آن را به نمایش میگذارد. شاید به همین دلیل است که جمله مولا علی(ع) هنوز زنده است: سیاست عرصه فریب است، و کسانی که در آن، ثروت را با قدرت و خون گره زدند، سرانجام در دادگاه تاریخ، پاسخ خواهند داد؛ حتی اگر در دادگاههای امروز، تبرئه شوند.