غربت حقیقت
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «بلاغ» سید امیرحسین صالح نژاد کارشناس دینی در یادداشتی نوشت:تاریخ، گاهی با صدای شمشیر نوشته میشود و گاهی با سکوت کسانی که باید سخن میگفتند. گاهی یک حادثه، در محدوده زمان و مکان باقی میماند و گاهی چنان عمقی پیدا میکند که قرنها بعد نیز وجدان انسان را به پرسش میگیرد. شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)، در حافظه شیعی، از همین جنس است؛ واقعهای که در آن، اندوه فقدان دختر پیامبر(ص) با پرسشی بزرگتر پیوند میخورد: پس از رحلت پیامبر، جامعهای که سالها در سایه هدایت او زیسته بود، تا چه اندازه به عهد خود با حقیقت وفادار ماند؟
فاطمه(س)، تنها یادگار پیامبری نبود که جهان را از تاریکی جاهلیت به روشنایی توحید فراخوانده بود؛ او حامل بخشی از حقیقت رسالت بود؛ حقیقتی که در خانه علی(ع)، در تربیت حسنین(ع)، در عبادت شبانه، در دستگیری از نیازمندان و در ایستادگی آگاهانهاش در برابر انحراف از مسیر حق تجلی مییافت.
شناخت حضرت زهرا(س)، بدون درک نسبت میان شخصیت معنوی و مسئولیت اجتماعی ایشان، شناختی ناتمام است. او در عین برخورداری از مقام بلند عبودیت، زنی منزوی و بیاعتنا به سرنوشت جامعه نبود. هنگامی که مسیر امت را در معرض انحراف میدید، سکوت را به معنای بیطرفی نمیپذیرفت و از جایگاه دختر پیامبر(ص)، همسر امام علی(ع) و بانویی آگاه، مسئولیت روشنگری را بر عهده میگرفت.
خطبهای که از مرز زمان گذشت
یکی از برجستهترین جلوههای این مسئولیت، خطبه فدکیه است؛ خطبهای که اهمیت آن را نمیتوان تنها در موضوع فدک یا یک اختلاف تاریخی خلاصه کرد. این خطبه، در سنت شیعی، متنی سرشار از معارف توحیدی، تبیین فلسفه احکام، یادآوری مسئولیتهای اجتماعی و نقد فراموشی عهدهای دینی است.
حضرت زهرا(س) در این سخن، از توحید آغاز میکند و به رسالت، قرآن، احکام الهی و مسئولیت جامعه میرسد. این ترتیب، خود حامل پیامی عمیق است: دین، مجموعهای از مناسک جدا از زندگی اجتماعی نیست؛ توحید باید در عدالت معنا پیدا کند، ایمان باید در رفتار اجتماعی آشکار شود و پیروی از پیامبر(ص) نمیتواند از پایبندی به معیارهایی که او برای جامعه ترسیم کرده بود، جدا بماند.
از این منظر، دفاع حضرت زهرا(س) از حق، صرفاً دفاع از یک مطالبه شخصی نبود؛ مسئله، نسبت جامعه با عدالت و نسبت قدرت با مسئولیت بود. فاطمه(س) نشان داد که حتی در دشوارترین شرایط نیز میتوان از حقیقت سخن گفت، بیآنکه اسیر هیاهوی زمانه شد؛ میتوان در برابر فراموشی ایستاد و اجازه نداد که گذر روزگار، مرز میان حق و مصلحت را از میان بردارد.
خطبه فدکیه از این جهت همچنان زنده است که پرسشهای آن به گذشته تعلق ندارند. هر جامعهای که از دین سخن میگوید، ناگزیر باید به این پرسش پاسخ دهد که عدالت در ساختار زندگی آن چه جایگاهی دارد؛ هر انسانی که خود را پیرو حقیقت میداند، باید بسنجد که در لحظه تعارض منافع با حق، کدام را انتخاب میکند.
مظلومیت؛ فراتر از یک روایت سوگ
در فرهنگ شیعی، شهادت حضرت زهرا(س) با مفهوم مظلومیت پیوندی عمیق دارد؛ اما مظلومیت فاطمی را نباید تنها در اشک و اندوه خلاصه کرد. مظلومیت، هنگامی که در پرتو حقیقت قرار میگیرد، به معیاری برای شناخت مناسبات ناعادلانه و سنجش رفتار انسانها تبدیل میشود.
بر اساس روایت مشهور شیعی از حوادث پس از رحلت پیامبر(ص)، حضرت زهرا(س) در روزگاری دشوار، با رنجهایی روبهرو شد که سرانجام به شهادت ایشان انجامید. درباره جزئیات برخی از این وقایع، میان منابع و سنتهای تاریخی و مذهبی اختلاف وجود دارد؛ بااینحال، در حافظه اعتقادی شیعه، مظلومیت و شهادت آن حضرت جایگاهی بنیادین دارد و یادآور گسستی عمیق در تاریخ آغازین اسلام است.
اهمیت این واقعه، برای مؤمن شیعی، تنها در بازخوانی آنچه بر خاندان پیامبر(ص) گذشت خلاصه نمیشود؛ مسئله آن است که چگونه میتوان از این تاریخ درس گرفت و اجازه نداد که ارزشهای دینی، زیر سایه قدرت، تعصب یا مصلحتاندیشی فراموش شوند.