پایگاه خبری بلاغ مازندران - آخرين عناوين سبک زندگی :: نسخه کامل http://www.bloghnews.com/kashkool/lifestyle Mon, 16 Jan 2017 13:53:23 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/950826/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری بلاغ مازندران http://www.bloghnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بلاغ مازندران آزاد است. Mon, 16 Jan 2017 13:53:23 GMT سبک زندگی 60 پیچ‌ و خم‌های مادرانه برای رابطه با دختر نوجوان http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/260450/پیچ-خم-های-مادرانه-رابطه-دختر-نوجوان به گزارش بلاغ، مریم کمالی‌نژاد: درست از زمانی که نوزادی ضعیف با دست‌های استخوانی و چشم‌های نیمه‌باز را در بغل‌ات می‌گذارند و می‌گویند این دختر توست، دغدغه‌های مادرانه آغاز می‌شود. دغدغه‌هایی که در دوران بلوغ و نوجوانی دختر، به اوج می‌رسد. تمام ابعاد وجودی نوجوان دختر، اعم از تربیت و سلامت روح و روان، سلامت جسم، یادگیری مهارت‌های ویژه، آموزش مهارت و مراقبت‌های اجتماعی، فراهم کردن امنیت روانی و اجتماعی، برای مادر دغدغه آفرین است. او تمام تلاش‌اش را می‌کند تا دختری همه‌چیز تمام تربیت کند که در تمام عرصه‌های زندگی موفق باشد و احساس خوشبختی کند. یکی از دوران بسیار حساس در مسیر تربیتی دختران، دوران بلوغ است. در این دوران است که برخی از مادران از نحوه ارتباط گرفتن با دختر نوجوان‌شان درمی‌مانند و نمی‌دانند چطور باید با تغییرات جدید و عجیب او کنار بیایند و دست‌اش را بگیرند و به سلامت از این مسیر عبورش دهند. در ادامه به چند نکته جهت ارتباط بهتر مادر و دختر اشاره خواهیم کرد.  ۱. دختری سالم داشته باشیدهمه مادران تلاش می‌کنند که فرزندشان -فارغ از دختر یا پسر بودن- از سلامت جسمی برخوردار باشد. اما تصورات غلط و ناآگاهی‌هایی هم در این زمینه به چشم می‌خورد. کم ندیده‌ایم مادرانی که قاشق و بشقاب به دست شبانه روز پی دختر نوجوانشان هستند که غذای بیشتری به او بخورانند. اما تمام تلاش شما برای سلامت جسم دختر، به تغذیه و حجم بیشتر آن مربوط نمی‌شود. اگر مادر دختری نوجوان هستید، یا در آینده خواهید شد، بسیار لازم است که مراقبت از جسم دخترتان را با آگاهی کامل به انجام برسانید. نیازهای جسمی و بدنی او را بشناسید. بدانید که دختر نوجوان شما در چه موقعیت جسمی قرار داد، چطور تحت تأثیر افزایش و کاهش هورمون‌های ویژه است، به چه ویتامین‌هایی احتیاج بیشتر دارد. تا چه اندازه به تحرک و ورزش نیاز داشته و برای شکل گیری استخوان‌ها و بدن‌اش ضروری است. لازم است مادری باشید که این اطلاعات را داشته باشد و آنها را به خوبی در اختیار دخترش قرار دهد تا او نیز خود و جسم‌اش را بهتر بشناسد. می‌توانید از کتب‌ و مقالات زیادی که در این زمینه وجود دارد، کمک بگیرید. ۲. لطفا با او دوست نباشیدشاید در اغلب مقالات روانشناسی و مشاوره‌ای خوانده‌اید که باید با نوجوانتان دوست باشید. افراد زیادی در غالب مشاوره این را به شما توصیه خواهند کرد، اما شما باید نکته‌ای را در نظر بگیرید، منظور از دوست بودن، مادر نبودن نیست. دوست بودن بخشی از مادر بودن است نه تمام آن. آدم‌ها می‌توانند دوستان‌شان را تغییر دهند و رابطه بده بستانی با آنها دارند، اما رابطه مادر و دختری با رابطه رفاقتی فرق دارد. شما اولین و بزرگترین الگوی اخلاقی و رفتاری فرزندتان هستید. او با نگاه کردن به شما شخصیت و هویتش را می‌سازد. شما باید راه را برای دخترتان روشن کنید و درست و غلط را به او بشناسید. این وظیفه است که هیچ دوستی از پس آن برنخواهد آمد.  ۳. برای رشد معنوی فرزندتان برنامه‌ریزی کنیدتمام تلاش و هم و غم خود را صرف ورود دخترک‌تان به دانشگاه و قبولی در یک رشته‌ی خوب و آینده دار می‌کنید؟ بد نیست! خیلی هم خوب است. اما برای بُعد معنوی او چه فکری کرده‌اید؟ آیا به همان اندازه که برای کلاس‌های کنکور و کتاب تست و... هزینه می‌کنید، برای رشد معنوی فرزندتان برنامه دارید و هزینه می‌کنید؟ تا چه اندازه به زیربناهای فکری و اعتقادی فرزندتان اهمیت می‌دهید؟ آیا شک و تردیدها و سوالات اعتقادی او  را می‌شناسید و برایش پاسخی دارید؟ شما تا ابد کنار فرزندتان نیستید و همیشه نمی‌توانید او را از خطرات مصون نگه دارید، اما اگر میراث معنوی و اعتقادی و اخلاقی به دخترتان بدهید، او را به یک نیروی کنترل درونی مجهز کرده  و در برابر لغزش‌ها و خطرات مصون‌اش کرده‌اید. در این مورد نیز شما نقل الگوی فرزندتان را دارید. اگر خودتان ناآگاهید و باری به هر جهت روزگار می‌گذرانید، نمی‌توانید توقع داشته باشید دختر شما در این زمینه تمام و کمال عمل کند. ۴. نشاط روحی یکی از حیاتی‌ترین نیازهای اوستشما در حال تربیت یک زن و مادر هستید. بیش از هر چیزی باید به سلامت روح دختر نوجوان‌تان اهمیت بدهید. او باید احساس نشاط و شادمانی درونی کند و با خود و جنسیت‌اش در صلح باشد. باید اعتماد و عزت نفس داشته و مدام در حال مقایسه خود با دیگران و عدم رضایت از جسم و روح و جنسیت خود نباشد. نشاط روحی یکی از حیاتی‌ترین نیازهای زنانه است. اگر شما مادری هستید که از نقش مادری و همسری خود به ستوه آمده و در حال غر زدن و ابراز نارضایتی از وضعیت موجود هستید، ناخودآگاه این را به دخترتان منتقل می‌کنید که مادر و همسر بودن نقش خسته کننده‌ای‌ است و ما نباید از جنسیت خود رضایت داشته باشیم و تمام عمر باید حسرت بقیه را بخوریم.   دیر یا زود دختر شما ازتان جدا خواهد شد و زندگی مستقل خود را خواهد ساخت. پس همیشه فرصت مثل امروز در دسترس نیست. با دخترتان وقت بگذرانید، با او به سفر، گردش، پیاده روی، خرید کردن و... بروید. گپ زدن و گفتگو کردن در مورد مسائل مختلف را در رأس روابط‌تان قرار دهید. اجازه دهید او از دغدغه‌ها و دل مشغولی‌هایش برای شما بگوید تا نیاز به دردودل کردن با غیر و غریبه در او از بین برود.۵. علاقه و استعدادهای دخترتان را بشناسیدزیاد شنیده‌اید که دختران شما جبران کننده‌ٔ کمبودهای جوانی شما نیستند. آنها نباید رشته‌ای را انتخاب کنند که شما دوست داشته‌اید در آن موفق شوید و ناکام مانده‌اید، نباید به هنری رو بیاورند که شما عاشق آن هستید، بلکه او شخصیتی مستقل دارد و علاقه و استعدادی منحصر به فرد. وظیفه شماست که به عنوان یک مادر، علاقه و استعدادهای ویژه  دختر خود را شناخته و آنها را پرورش دهید. خود و دخترتان را از زیر بار عرف و کلیشه‌ها بیرون کشیده و موفقیت را تنها ورود به رشته‌های خاص دانشگاهی تعریف نکنید. اجازه دهید او در آنچه که علاقه و استعداد دارد موفق شود و احساس شادمانی و خوشبختی کند. ۶. تعریف شما از «زن» چیست؟در عصری که زن بودن به غلط در بینی‌های یک شکل، دور کمرهای یک اندازه، آرایش‌های غلیظ و .. منحصر شده است تعریفی که شما از زن بودن به دخترتان ارائه می‌دهید، اهمیت ویژه‌ای دارد. تا چه اندازه می‌توانید در تعریف و رفتارتان از زن، این کلیشه‌های غلط جهانی را کنار زده و یک زن واقعی را برایش به تصویر بکشید؟ زنی که واقعیات را به خوبی می‌بیند، می‌شناسد و می‌پذیرد، زنی که با جنسیت و ظاهر خود شاد است، زنی که نقش‌های خود را شناخته و تصور واقعی و جامعی از آنها دارد. هرگز فراموش نکنید که دختر کوچولوی شما در ابتدای نوجوانی قدم در راهی گذاشته که به زودی قرار است همسر و مادر یک خانواده باشد، قرار است ستون‌های خانه را محکم سرپا نگه دارد و تکیه گاه همسر و فرزندانش باشد. شما به عنوان مادر بهتر از هر کسی می‌دانید که چه مسائلی انتظار او را می‌کشند؛ مدیریت خانه و خانواده، مهارتی است که باید از همین الان آموزش آن را به دخترتان آغاز کنید.  ۷. اجازه دهید خودش تصمیم گیرنده باشددختر شما باید تصمیم گرفتن را تمرین کرده و بیاموزد. باید بپذیرید که او کودکی را پشت سر گذاشته و نیازمند گرفتن تصمیم‌های حساس و سرنوشت ساز در زندگی است. از انتخاب سادهٔ دوست گرفته تا انتخاب رشتهٔ تحصیلی، انتخاب همسر و بسیاری انتخابات ریز و درشت دیگر که شاید در زندگی به چشم نیایند اما اثر آنها تا همیشه پا برجاست. پس تمرین مهارت تصمیم گیری، کاری است که شما باید از امروز آنرا با دخترتان انجامش دهید. او را مصون از هر نوع انتخاب و تصمیم گیری قرار ندهید و همه چیز را در ید قدرت خودتان قرار ندهید. اجازه دهید او به فراخورد شرایط و سن وسال‌اش تصمیم بگیرد. ]]> سبک زندگی Mon, 16 Jan 2017 05:52:24 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/260450/پیچ-خم-های-مادرانه-رابطه-دختر-نوجوان در آرزوی داشتن یک همسر افسانه‌ای! http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/260446/آرزوی-داشتن-یک-همسر-افسانه-ای به گزارش بلاغ، رؤیای داشتن یک همسر استثنایی که هم عاشق‌پیشه کاربلدی باشد، هم بسیار عاقل و همه‌چیزدان باشد، هم در خوش‌اخلاقی و صداقت و وفاداری رودست نداشته باشد، هم خوش‌تیپ و امروزی باشد و هم به خوبی از پس تمام مشکلات زندگی بربیاید، رؤیای خیلی از جوانان دم بخت است. در این یادداشت به آسیب‌شناسی این رؤیا می‌پردازیم. این یادداشت را به نقل از مهرخانه بخوانید.  آرزو بر جوانان عیب نیست!اگر شما هم جزو جوانانی هستید که درباره همسر آینده‌تان رؤیاهایی برای خودتان بافته‌اید، باید بگویم که خب دیگر، جوانید و آرزو مال شما جوان‌هاست ولی حواستان به این نکته هم باشد که بعضی از آرزوها، دوستی‌دوستی از آدم می‌کَنند پوستی!اصولاً آرزو کردن یعنی خواستن چیزهایی که در حال حاضر آن‌ها را نداریم و با وجود این‌که می‌دانیم داشتن آن چیزها اگر نگوییم غیرممکن ولی حتماً دشوار است، اما دوست داریم که آن‌ها را داشته باشیم. شاید بگویید که دیگر از فریفته‌شدن ما با آرزوهای بلند و بالا گذشته است اما حتی اگر شما هم دست از سر آرزوهای این‌چنینی کشیده باشید، این آرزوها دست از سر شما برنخواهند داشت؛ لااقل تا وقتی که چندی ‌و اندی از زندگی مشترکتان بگذرد و زندگی را با تمام ابعادش لمس کنید. در طی این مدت اگر حواستان به قدر کافی به برقراری تعادل بین آرزوهایتان و واقعیت‌های دنیای بیرون نباشد، خدای نکرده ممکن است قبل از آن‌که بفهمید چه اتفاقی افتاده، توسط آرزوهای‌تان ضربه فنی بشوید.آرزوها مویرگی وارد سرنوشت شما می‌شوندیکی از دلایل طلاق‌ها در سال‌های اول ازدواج این است که دو طرف در طی مدت نامزدی و عقد، «خودِ» واقعی همدیگر را نمی‌بینند. اشتباه نشود، منظورم این نیست که یکی از آن‌ها یا هر دویشان به عمد همدیگر را فریب می‌دهند. اتفاقاً برعکس؛ در اکثر مواقع هم دختر و هم پسر، خودشان هستند منتها طرف دیگر آن‌ها را همان‌طوری که هستند نمی‌بیند. می‌پرسید پس چگونه می‌بیند؟ پاسخ این سؤال ساده است: او را شکل رؤیاهایش می‌بیند و جالب‌تر این‌که حتی اگر یک جورهایی شصتش خبردار بشود که این آدم، همسر رؤیاهای او نیست، باز هم با آرزوهایی مثل تغییر دادن او در جریان زندگی مشترک، سعی می‌کند چارچوب خیال‌بافی‌هایش را حفظ کند. چه می‌شود کرد؟! این خاصیت آرزوهای غیرمنطقی است که هر کدامشان می‌توانند در آنِ واحد صد تا آرزوی عجیب و غریب دیگر بزایند. احتمالاً به دلیل هیجانات دوران عقد این قضیه‌ غیرواقع دیدن همسر مشکل خاصی ایجاد نخواهد کرد (یا اگر هم ایجاد کند، به همان آرزوی تغییر در آینده حواله خواهد شد!) و کار به عروسی هم خواهد کشید. اگر زن و شوهری با این ویژگی‌ها تا این‌جای قضیه از اختلاف و طلاق قسر در رفته باشند، وقتی‌که به زیر یک سقف می‌روند، کم‌کم تغییرات جدی‌تری را احساس خواهند کرد. در اول کار، هر کدام فکر می‌کنند که طرفِ دیگر، آدم دیگری شده است و شروع می‌کنند به تلاش برای قانع کردن همدیگر و جمع کردن دلیل و مدرک در این زمینه، اما وقتی که مدتی از این جنگ‌های خانگی می‌گذرد، تازه متوجه می‌شوند که دارند از واقعیتی سیلی می‌خورند که تا به امروز آن را پشت آرزوهای بالا بلندشان پنهان کرده بودند. می‌بینید؟ ظاهراً این زوج‌ها در ابتدا اختلافی با هم نداشتند و به حساب خودشان برای همدیگر ساخته شده بودند، اما آرزوهای غیرمنطقی‌ای که موذیانه و از پس لایه‌های هشیار ذهن آن‌ها در برداشتشان از واقعیت‌ها رسوخ کرده بودند، کار آن‌ها را به امضای سند طلاق کشیدند. به همین سادگی!من افسانه نیستمتوازن و تعادل در هر جنبه‌ای از زندگی حرف اول را می‌زند. حتی در افسانه‌ها هم آدم‌های قصه به لحاظ شخصیتی و ویژگی‌های رفتاری به پای همدیگر می‌رسند. اگر شما هم کسی را برای ازدواج می‌خواهید که همه‌چیز تمام و کاملاً بی‌عیب و نقص باشد، لطفاً کمی هم به قانون موازنه عنایت داشته باشید. آیا خود شما افسانه‌ای هستید؟  ]]> سبک زندگی Mon, 16 Jan 2017 05:49:00 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/260446/آرزوی-داشتن-یک-همسر-افسانه-ای چگونه خوش‌بینی را چاشنی زندگی خود کنیم؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/260445/چگونه-خوش-بینی-چاشنی-زندگی-خود-کنیم به گزارش بلاغ، زندگی هیچ‌کس خالی از فراز و نشیب نیست. مطمئنا در خلال روزهایی که زندگی به کام شما بوده است، طعم تلخ اتفاقات مأیوس‌کننده را هم چشیده‌اید. اما آیا هنگام مواجهه با سختی‌ها، نیمه‌ی پر لیوان را می‌بینید یا دائما به نیمه‌ی خالی لیوان توجه می‌کنید؟ با جواب دادن به این سؤال مشخص می‌شود چقدر در زندگی روزمره‌تان خوشبین یا بدبین هستید. اگر در جواب، شجاعانه اعتراف کردید که بخش قابل توجهی از نگرش‌تان در زندگی به زهر بدبینی آلوده است، حتما نیاز دارید با مطالعه‌ی راهکارهایی این عینک بدبینی را از چشمتان بردارید. با ما همراه باشید تا به اتفاق یاد بگیریم چگونه خوش بینی را چاشنی زندگی خود کنیم. در ادامه این مقاله را به نقل از چطور بخوانید.  ۱. احساسات‌ خود را بشناسید و ببینید از اتفاقات خوب و بد چه تأثیری می‌پذیریدخوش بینی به این معنی نیست که باید همیشه شاد باشید. اینکه به اجبار سعی کنید خودتان را حتی در مواقع بحرانی شاد جلوه بدهید، رفتار اشتباهی است. در عوض، خودتان را با گستره‌ی متنوع احساساتی وفق دهید که در مقاطع مختلف زندگی بروز می‌کنند و بپذیرید احساسات منفی مانند احساسات مثبت، بخشی طبیعی از تجربیات زندگی هستند. باید آگاه باشید سرکوب کردن برخی احساسات خاص ممکن است منجر به پریشانی عاطفی شدید شود. اگر احساسات‌ خود را محدود نکنید، در مواجهه با اتفاقات غیرمنتظره‌ی آینده می‌توانید سازگارتر و کُنِشگرتر ظاهر شوید. این رویکرد به شما کمک‌ می‌کند در موقعیت‌های پیش‌بینی نشده خوشبین و منعطف باشید.- احساسات منفی می‌توانند در طول زمان به یک عادتِ شرطی تبدیل شوند. هرگز خودتان را به دلیل احساسات ناخوشایند سرزنش نکنید، چرا که با سرزنش کردنِ خودتان نمی‌توانید به مرحله‌ی رشد برسید و فقط در همان اتفاق پیش آمده دَرجا خواهید زد. - در عوض سعی کنید بفهمید چه اوقاتی احساسات منفی به سراغ‌تان می‌آیند. برای ردیابی زمان بروز احساسات ناخوشایند می‌توانید احساسات یا افکار ناخوشایندی را که در طول روز برای‌تان اتفاق می‌افتد، در یک دفترچه‌ی شخصی یادداشت کنید. سپس زمینه‌ی بروز این احساسات و افکار ناخوشایند را به دقت بررسی کنید و به دنبال راهکارهای جایگزین برای رویارویی با این‌گونه احساسات و افکار باشید. - مثلا فرض کنید در حال رانندگی هستید که ناگهان یک ماشین دیگر، می‌پیچید و مسیرتان را می‌بندد. حالا فرض کنید از این اتفاق عصبانی شده‌اید، طوری که دست‌ خود را روی بوق می‌گذارید و حتی سر راننده‌ی جلویی داد می‌زنید. در پایان روز، این اتفاق را به همین شکل در دفترچه‌تان یادداشت کنید. از احساس خود در آن لحظه بنویسید و واکنشی را هم که بلافاصله نشان دادید ذکر کنید. اما یادتان باشد رفتارتان را با برچسب «درست» یا «غلط» مورد قضاوت قرار ندهید و فقط به بازنویسی اتفاق پیش آمده اکتفا کنید. - سپس درباره‌ی چیزی که نوشته‌اید، اندکی تأمل کنید. آیا واکنشی که از خودتان نشان دادید، مغایر ارزش‌های مورد باور شما نبوده است؟ آیا رفتارتان با شخصیتی که از خودتان انتظار دارید، مغایرت نداشته است؟ اگر پاسخ به این پرسش‌ها مثبت بود، فکر می‌کنید کجای رفتارتان اشتباه کردید؟ به نظرتان، علت اصلی واکنش شما چه بود؟ شاید واقعا از دست راننده‌ای که ناگهان جلوی راه‌تان سبز شد عصبانی نبودید، بلکه این فرد را قربانی عصبانیتی کردید که از جای دیگری ناشی شده بود. - یادداشت کردن اتفاقات نباید موجب درگیر شدن در احساسات منفی شود. باید از این تجربه‌ها درس بگیرید. از خودتان بپرسید: چه درسی در این تجربه هست که می‌تواند موجب رشد فردی‌ شما شود؟ آیا می‌توانید از این تجربه برای رویارویی با سایر اتفاقات کمک بگیرید؟ اگر دفعه‌ی بعد با موقعیتی مشابه مواجه شدید، چگونه رفتار خواهید کرد که مطابق ارزش‌هایتان باشد؟ مثلا اگر درک کنید عصبانیت‌ شما ناشی از روز پرتنشی بود، راحت‌تر می‌توانید بپذیرید دیگران هم اشتباه می‌کنند. به این ترتیب، یاد می‌گیرید بار دیگری که کسی نسبت به خودتان رفتار مشابهی پیش گرفت، با طرف مقابل همدلی کنید. اگر از قبل درباره‌ی طرز رفتارتان نسبت به موقعیت‌های تنش‌زا پیش‌فرض داشته باشید، واکنش شایسته‌تری در چنین موقعیت‌هایی از خودتان نشان خواهید داد.۲. تمرینات ذهن‌آگاهی انجام بدهیدذهن‌آگاهی (mindfulness) یکی از مؤلفه‌های کلیدی خوش بینی است که به شما کمک‌ می‌کند در لحظه، بدون هیچ قضاوتی، به احساسات‌ خود اذعان داشته باشید. اغلب اوقات، واکنش‌های منفی زمانی بروز می‌کنند که با احساسات‌ خود بجنگید یا آن‌قدر مغلوب آنها شوید که یادتان برود می‌توانید واکنش‌تان را نسبت به احساسات خود کنترل کنید. برای اینکه بتوانید خودتان را در زمان هجوم احساسات منفی کنترل کنید، باید روی طرز نفس کشیدن‌تان تمرکز داشته باشید، هم جسم و هم احساسات‌تان را بپذیرید و به جای انکار احساسات‌ خود از آنها درس بگیرید.- در مطالعات متعددی ثابت شده است مراقبه‌ی ذهن‌آگاهی در بهبود اضطراب و افسردگی تأثیر دارد. همچنین گفته شده است مراقبه‌ی ذهن‌آگاهی موجب تغییر رویه‌ی بدن در پاسخ به استرس می‌شود. - برای بهره‌مندی از تأثیرات مثبت مراقبه لازم نیست حتما زمان زیادی را به انجام مراقبه اختصاص بدهید. فقط روزی ۵ دقیقه انجام مراقبه‌ی ذهن‌آگاهی کافی است تا نسبت به احساسات‌ خود آگاه‌تر شوید و آنها را بپذیرید.۳. تک‌گویی‌های درونی‌ خود را از نظر خوشبینانه یا بدبینانه بودن بررسی کنیدبرای اینکه بدانید آیا دیدگاهتان نسبت به زندگی معمولا خوشبینانه است یا بدبینانه، بد نیست نگاهی به محتوای تک‌گویی‌های درونی‌ خود بیندازید، یعنی همان حرف‌هایی که در ذهن‌ با خودتان می‌زنید. توصیه می‌شود تک‌گویی‌هایی را که در طول یک روز با خودتان دارید، بررسی کنید و ببینید کدام یک از اَشکال تک‌گویی‌های منفی‌نگرانه‌ای را که در ادامه آمده است، به دفعات زیاد مرتکب شده‌اید:- آیا عادت دارید جوانب منفی هر اتفاقی را بزرگ کنید و تمامی جوانب مثبتش را نادیده بگیرید؟- آیا در مواجهه با اتفاقات منفی، معمولا خودتان را به صورت خودکار سرزنش می‌کنید؟- آیا در هر موقعیتی، انتظار بدترین حالتش را می‌کشید؟ مثلا اگر به کافی‌شاپ بروید و سفارش‌ شما اشتباهی سِرو شود، آیا از روی عادت با خودتان فکر خواهید کرد مابقی روزتان خراب شده است؟- آیا همه چیز را مطلقا سیاه یا سفید می‌بینید و هیچ حد وسطی را در نظر نمی‌گیرید؟۴. در زندگی به دنبال جوانب مثبت بگردیدتفکر مثبت یکی از مهم‌ترین اقداماتی است که باید برای تبدیل شدن به یک فرد حقیقتا خوشبین در پیش بگیرید. باید تک‌گویی‌های درونی‌ خود را در جهتی تغییر بدهید که بتوانید هم در خودتان و هم محیط اطرافتان، روی جوانب مثبت تمرکز کنید. تفکر مثبت تأثیر بسزایی روی سلامت ذهن و جسم دارد. از جمله‌ی این تأثیرات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:- افزایش طول عمر؛- کاهش افسردگی؛- کاهش پریشانی؛- تقویت سیستم ایمنی؛- بهبود سلامت جسمی و روانی؛- کاهش خطر مرگِ ناشی از بیماری‌های قلبی عروقی؛- بهبود مهارت‌های مقابله با سختی‌ها و موقعیت‌های تنش‌زا.۵. خوش بینی حقیقی را با خوش بینی کورکورانه اشتباه نگیریدخوشبینی کورکورانه یعنی فکر کنید هیچ اتفاق بدی‌ نمی‌تواند بیفتد. این طرز فکر موجب اعتماد به نفس بیش از حد و زودباوری می‌شود و فرد را در معرض نا‌امیدی یا حتی خطر قرار می‌دهد. فردی که واقعا خوشبین باشد، هیچ چالشی را نادیده نمی‌گیرد و وجود احساسات و تجربیات منفی را منکر نمی‌شود. چنین فردی به چالش‌هایی موجود در مسیرش، اذعان دارد و به خودش می‌گوید: «من می‌توانم از پسِ همه‌ی اینها بربیایم.»- مثلا اینکه بدون هیچ آموزش یا مطالعه‌ای در زمینه‌ی چتربازی، تصمیم به این کار بگیرید و با خودتان بگویید «هیچ اتفاق بدی نمی‌افته»، چیزی جز خوش بینی کورکورانه نیست، چرا که بدون اذعان داشتن به خطرات احتمالی این اقدام، خودتان را در معرض خطر قرار داده‌اید. این‌گونه اقدامات، واقع‌گرایانه نیستند و موجب می‌شوند فرد به دلیل خوش بینی کورکورانه‌، خودش را برای مقابله با موانع و خطرات احتمالی آماده نکند.- فردی که حقیقتا خوشبین باشد، ابتدا درباره‌ی چتربازی تحقیق می‌کند و می‌پذیرد چتربازی ورزش پیچیده‌ای است که به آموزش و رعایت نکات ایمنی نیاز دارد. چنین فردی به هیچ‌وجه به دلیل مسیر دشواری که باید در پیش بگیرد تا بتواند چتربازی کند دلسرد نمی‌شود، بلکه خوشبین حقیقی برای خودش یک هدف تعیین می‌کند («من می‌خواهم چتربازی یاد بگیرم.») و در حالی که به توانمندی‌های خود مطمئن است، همه‌ی تلاشش را برای رسیدن به هدفش به‌کار می‌گیرد.۶. هر روز چند جمله‌ی مثبت‌نگرانه یادداشت کنیدبا یادداشت کردن جملات کوتاهی که مثبت اندیشی شما را تقویت می‌کند، می‌توانید به انجام‌پذیری کاری که قصد انجامش را دارید، باور پیدا کنید. جملاتی بنویسید که با دیدن آنها یادتان بیفتد، سعی دارید چه بخشی از دیدگاهتان را نسبت به زندگی تغییر بدهید. این جملات را در مکان‌هایی از قبیل آینه‌ی دستشویی، داخل کمد، کناره‌‌های صفحه‌نمایش رایانه یا حتی روی دیوار حمام نصب کنید تا هر روز جلوی چشم‌ باشند. موارد زیر چند نمونه از جملات مثبت‌نگرانه‌ای هستند که می‌توانید هر روز از دیدن آنها انرژی بگیرید:- «هر کاری امکان‌پذیره»؛- «این شرایط دور و بَرَم نیست که به من شکل می‌ده، بلکه خودِ منم که به شرایط دور و بَرَم شکل می‌دم»؛- «تنها چیزی که تحت کنترل منه، طرز برخوردم نسبت به زندگیه»؛- «همیشه حق انتخاب دارم».۷. خودتان را با دیگران مقایسه نکنیدبسیاری اوقات احساس حسادت موجب ایجاد افکار منفی می‌شود («علی پولش از پارو بالا می‌ره، حالا منو بگو! همیشه هشتم گروی نهمه.»). یادتان باشد همیشه کسانی هستند که اگر خودتان را با این افراد مقایسه کنید، خواهید دید اوضاع خودتان به مراتب مطلوب‌تر است؛ بنابراین از مقایسه‌های منفی با دیگران بپرهیزید و روی نقاط مثبت تکیه کنید. مطالعات نشان داده، گِله‌مندی افراد از مشکلات‌شان با احساس افسردگی و اضطراب در ارتباط است.- سعی کنید در زندگی روزمره‌تان قدردان باشید تا بتوانید از چرخه‌ی مقایسه‌های منفی دوری کنید. از کسانی که در زندگی‌ شما نقش مؤثری داشته‌اند، به صورت کتبی یا حضوری سپاسگزاری کنید. مطمئن باشید توجه به نقاط مثبت زندگی تأثیر بسزایی در بهبود خلق‌وخو و احساس خوشبختی خواهد داشت.- مطالعات نشان داده است افرادی که هر هفته چند خط درباره‌ی اتفاقاتی می‌نویسند که موجب شده احساس قدردانی در دلشان زنده شود، در مجموع نسبت به زندگی خوشبین‌تر هستند.۸. دیدگاه‌ خود را در چند حوزه از زندگی بهبود ببخشیدبدبینی اغلب از احساس درماندگی و عدم کنترل ناشی می‌شود. یک یا دو جنبه‌ی کلیدی زندگی‌ خود را که مایل به بهبود آن هستید، شناسایی کنید و همه‌ی تلاش‌ خود را در جهت تغییر به کار بگیرید. این رویکرد به شما کمک‌ می‌کند تا بار دیگر به قدرت و توانمندی‌ خود در ایجاد تغییر در زندگی روزمره‌ ایمان بیاورید.- خودتان را به‌عنوان «علت» انجام کار در نظر بگیرید و نه معلول. افراد خوش بین باور دارند که می‌توانند به پشتوانه‌ی زحمات و توانمندی‌هایشان بر اتفاقات یا تجربیات منفی غلبه کنند.- قدم به قدم جلو بروید. قرار نیست همه چیز را یک‌باره عوض کنید.- تفکر مثبت به گرفتن نتیجه‌ی مثبت کمک می‌کند. در یک پژوهش به بازیکنان بسکتبال (همه‌ی بازیکنان شرکت‌کننده در این پژوهش مرد بودند) آموزش داده شد نتایج مثبت (مثلا پرتاب آزاد) را به توانمندی‌های خود و نتایج منفی را به کم‌کاری‌های خود نسبت بدهند. بعد از مدتی مشاهده شد عمکرد بازیکنان به میزان قابل توجهی بهبود یافته است.۹. در هر فرصتی لبخند بزنیدمطالعات نشان داده است افرادی که چهره‌شان را به یک لبخند دلپذیر مزین می‌کنند، نسبت به زمان حال و آینده احساس خوشحالی و خوش بینی بیشتری پیدا خواهند کرد.- در یک پژوهش، از عده‌ای خواسته شد یک خودکار را طوری به کمک دهان نگه دارند که ماهیچه‌های صورت‌شان حالت لبخند داشته باشند. این افراد در همین وضعیت به تماشای نمایش‌های کارتونی نشستند و نمایش‌هایی را که دیدند، در مقایسه با سایر شرکت‌کنندگان خنده‌دارتر ارزیابی کردند، در حالی که خودشان هم نمی‌دانستند مثبت‌تر بودن واکنش‌ آنها از لبخندی روی چهره‌شان ناشی شده بود. گفته می‌شود تغییر آگاهانه‌ی ماهیچه‌های صورت به شکلی که احساسات مثبت در چهره پدیدار شوند نیز پیام مشابهی را به مغز می‌فرستد که موجب تقویت خلق‌وخو می‌شود.چگونه خوش بینی خود را تقویت کنیم؟۱. نحوه‌ی تعامل خود با دنیای پیرامون‌تان را بررسی کنیدخوش بینی چیزی نیست که از خودِ مغز به بیرون تراوش کند، بلکه از تعامل‌ فرد با دنیای پیرامونش ناشی می‌شود. جنبه‌هایی از پیرامون‌تان را که موجب نارضایتی‌ شما هستند شناسایی کنید و با صرف وقت و انرژی در جهت بهبودشان گام بردارید.- در اقداماتی شرکت کنید که دنیا را به محلی مطلوب‌تر برای زندگی کردن تبدیل می‌کند. مثلا اگر دغدغه‌ی محیط‌ زیستی دارید، می‌توانید به کمپین‌های حفاظت محیط زیست بپیوندید. - یادتان باشد فرهنگ‌های بسیار متنوعی در دنیا وجود دارند و فرهنگی که شما در آن زندگی می‌کنید، فقط یکی از آنهاست. این گوناگونی را بپذیرید و هرگز با خودتان فکر نکنید فرهنگ شما یا روش‌تان در پیشبرد امور بر سایر فرهنگ‌ها ارجحیت دارد. به مردمان دیگر بر اساس مختصات فرهنگی خودشان کمک کنید تا یاد بگیرید زیبایی و نشاط را می‌توانید در خیلی چیزها ببینید. - در مقیاس کوچک، حتی اقدامات خیلی ساده مثل تغییر چیدمان اثاثیه‌ی منزل به شما کمک‌‌ می‌کند تا راحت‌تر بتوانید از الگوهای رفتاری قدیمی و بی‌فایده دست بکشید و الگوهای رفتاری جدید بسازید. مطالعات نشان داده است ترک عادات در صورتی که در روال عادی امور تغییر ایجاد کنید، راحت‌تر میسر می‌شود، چرا که نواحی جدیدی از مغز در نتیجه‌ی چنین تغییراتی درگیر خواهند شد. - باید یاد بگیرید طیف وسیعی از احساسات را بپذیرید و به جای انکار شماری از احساسات خاص، با هر احساسی ناشی تعاملات‌ روزانه‌تان، دست‌‌و‌پنجه نرم کنید. از مدیریت وسواس‌گونه‌ی احساسات‌ خود بپرهیزید. برخی افراد برای اینکه بتوانند روی احساسات‌شان کنترل ذره‌بینی داشته باشند، عادات مشخصی را روزمره تکرار می‌کنند تا در تعاملات‌شان با دنیای پیرامون فقط با احساسات محدودی که خودشان تمایل دارند، مواجه شوند، در حالی که باید در تعامل با هر احساسی، دست به آزمون‌وخطا بزنید و راهکارهایی پیدا کنید تا بتوانید دنیای پیرامون‌تان را که البته با دیگران مشترک است، بهبود ببخشید. - با توجه به تعاملاتی که با سایر مردم و نیز پیرامون‌تان برقرار کرده‌اید، اهداف و انتظارات خود از آینده را مشخص کنید. به این ترتیب می‌توانید از ایجاد انتظارات غیرواقعی، هم درباره‌ی خودتان و هم دیگران، جلوگیری کنید.۲. به این فکر کنید که زندگی‌ بدون جوانب مثبتش چگونه خواهد بودپژوهشگران دانشگاه بِرکلی توصیه می‌کنند هفته‌ای یک‌بار به مدت ۱۵ دقیقه با خودتان فکر کنید که زندگی‌تان بدون جوانب مثبتش چگونه پیش می‌رفت. از خودتان بپرسید: اگر چیزی یا شخص بسیار مورد علاقه‌تان را در زندگی نداشتید، زندگی‌ چه فرقی می‌کرد؟ این تمرین موجب می‌شود درک کنید داشتن چیزهای خوب و مثبتی که در زندگی‌ از آن بهره‌مند هستید، امری مسلم و اجتناب‌ناپذیر نیست است، بلکه خوش‌اقبال بوده‌اید که همه‌ی این چیزهای خوب و مثبت در زندگی‌ شما اتفاق افتاده‌اند. این طرز فکر به شما کمک‌ می‌کند خوشبین‌تر به زندگی نگاه کنید.- روی یک اتفاق مثبت در زندگی‌ تمرکز کنید، مثلا یک موفقیت، سفر یا هر اتفاق دیگری که برایتان بااهمیت است. - اتفاق مورد نظر را به خاطر بیاورید و به شرایطی فکر کنید که این اتفاق خوب را در زندگی‌ شما رقم زدند. - حالا با خودتان فکر کنید، شرایط می‌توانست طور دیگری باشد. مثلا شاید شرایط طوری می‌شد که زبان خارجی یاد نمی‌گرفتید و موقعیتش فراهم نمی‌شد به فلان سفر خارجی بروید. شاید هم شرایط به گونه‌ای رقم می‌خورد که در آن روز خاص، روزنامه نمی‌خریدید و آگهی شغلی را که اکنون با تمام وجود انجامش می‌دهید، نمی‌دیدید. - وقایع یا تصمیمات مختلفی را که ممکن بود شرایط را تغییر می‌دادند و نمی‌گذاشتند این اتفاق بیفتد، به دقت یادداشت کنید. - از خودتان بپرسید، اگر این اتفاق نمی‌افتاد، زندگی‌ چگونه پیش می‌رفت؟ اگر این اتفاق نمی‌افتاد، چه چیزهای مثبت دیگری را که در نتیجه‌ی همین اتفاق در زندگیتان حاصل شدند، از دست می‌دادید؟ - دوباره به خاطر بیاورید که شرایط با شما یار بوده و سرانجام این اتفاق نیک در زندگیتان رقم خورده است. به همه‌ی چیزهای مثبتی فکر کنید که در نتیجه‌ی این اتفاق به دست آوردید. قدردان تمامی اتفاقاتی باشید که می‌توانستند طور دیگری بیفتند، اما به ترتیبی رقم خوردند که تجربه‌ی لذت‌بخش اکنون را برایتان به ارمغان آوردند.۳. در اتفاقات منفی به دنبال جوانب مثبت باشیدبسیاری از افراد به طور طبیعی عادت دارند فقط روی جوانب منفی هر اتفاقی تمرکز کنند و جوانب مثبتش را نادیده بگیرند. برای مقابله با این تمایل مضر، یک نمونه از اتفاقات منفی زندگی‌تان را در نظر بگیرید و در این اتفاق خاص به دنبال جوانب مثبت بگردید. مطالعات نشان داده است توانایی یافتن جوانب مثبت در اتفاقات تلخ یکی از اجزای کلیدی خوش بینی است و در بهبود استرس، افسردگی و کیفیت ارتباطات افراد با دیگران نقش دارد. این تمرین را که فقط ۱۰ دقیقه زمان لازم دارد، روزی یک‌بار به مدت سه هفته انجام بدهید. در پایان سه هفته خواهید دید چقدر خوشبین‌تر شده‌اید.- پنج چیزی را که موجب می‌شوند از زندگی امروزتان رضایت داشته باشید، فهرست کنید. - سپس به خاطرات‌ خود رجوع کنید و به دنبال یک نمونه از اتفاقاتی بگردید که بر خلاف انتظارات‌ شما پیش رفت و موجب اندوه و ناامیدی‌تان شد. این اتفاق را خیلی خلاصه یادداشت کنید. - حالا در این اتفاق به دنبال حداقل سه چیزی بگردید که به شما برای دیدن نیمه‌ی پر لیوان کمک‌ کند. با این تمرین یاد می‌گیرید نوع تفسیری که از اتفاقات مختلف دارید و نیز طرز واکنش خود را تغییر بدهید. - فرض کنید همین چندی پیش، ماشین‌تان خراب شد و چون مجبور شدید منتظر اتوبوس بمانید، دیر به سر کار رسیدید. خرابی ماشین اتفاق خوشایندی نیست، اما در همین اتفاق ناخوشایند هم می‌توانید چند جنبه‌ی مثبت پیدا کنید: در اتوبوس با افراد جدیدی آشنا شدید که در غیر این صورت، احتمالا فرصت تعامل با این افراد را نداشتید؛ خوشبختانه توانستید اتوبوس گیر بیاورید، چرا که اگر اتوبوس نبود، مجبور می‌شدید تاکسی بگیرید و هزینه‌ی بالاتری بپردازید؛ درست است که ماشین‌ خراب شده، اما حل‌شدنی است.۴. به فعالیت‌هایی بپردازید که موجب لبخند زدن یا خندیدن‌ شما می‌شودبه خودتان فرصت خندیدن بدهید. مثلا پای سریال‌های طنز تلویزیونی بنشینید، در استندآپ کمدی‌های شهرتان شرکت کنید یا یک کتاب لطیفه بخرید و از خواندنش لذت ببرید. حس شوخ‌طبعی آدم‌ها با یکدیگر فرق دارد، مثلا ممکن است یک نفر از شنیدن یک لطیفه به قهقهه بیفتد، اما نفر دیگر حتی لبخند هم نزند. پس به دنبال راهکارهایی بگردید که با حس شوخ‌طبعی‌ شما سازگار باشند و برای خندیدن به شما کمک‌ کند. راهکاری پیدا کنید تا حداقل روزی یک‌بار، لبخند بر لبتان نقش ببندد. همچنین یادتان باشد خندیدن یک سلاح طبیعی برای کاهش استرس است.۵. با سبک زندگی سالم پیش برویدورزش و سلامت جسمی نقش بسزایی در خوش بینی و تفکر مثبت دارند. مطالعات نشان داده است ورزش کردن و انجام فعالیت‌های بدنی موجب آزاد شدن اندورفین در بدن‌ می‌شوند که در بهبود خلق‌و‌خو مؤثر است.- حداقل هفته‌ای سه بار فعالیت بدنی را در برنامه‌‌ی خود قرار بدهید. منظور از فعالیت بدنی این نیست که حتما باید در باشگاه ورزش کنید. حتی می‌توانید در اوقات بیکاری به پیاده‌روی بروید یا در محل کار به جای آسانسور از پله‌‌‌ها تردد کنید. هر مقدار تحرک جسمی می‌تواند در بهبود خلق‌وخو مؤثر باشد. - از مصرف مواد روان‌گردان بپرهیزید. مطالعات نشان داده است بین بدبینی و مصرف مواد روان‌گردان ارتباط نزدیک وجود دارد.۶. با افرادی وقت بگذرانید که حال و هوایتان را بهتر می‌کنندمثلا با فرزندان‌ خود بازی کنید یا با خواهر و برادرتان خوش بگذرانید. معاشرت با دیگران راهکار مناسبی برای بیرون آمدن از انزوا و تنهایی است. یادتان باشد انزوا و تنهایی موجب بروز بدبینی و ‌شک‌گرایی می‌شود.- اطمینان حاصل کنید افرادی که در زندگی‌تان حضور دارند، انسان‌های مثبت‌اندیش و یاری‌دهنده‌ای باشند. بعید نیست با افرادی برخورد کنید که جهت‌گیری‌ها و انتظارات متفاوتی در زندگی دارند و این کاملا طبیعی است. اما اگر متوجه شدید از طرز فکر و رفتار یک شخص تأثیر منفی می‌پذیرید، شاید بهتر باشد ارتباط‌ خود را با او محدود کنید. ما انسان‌ها به شدت مستعد «سرایت احساس» و تأثیرپذیری از احساسات و نگرش‌های اطرافیان‌ خود هستیم. افراد منفی‌نگر می‌توانند سطح استرس‌ شما را بالا ببرند و موجب شوند نسبت به توانایی‌هایتان در کنترل صحیح استرس دچار تردید شوید.- از آزمون‌وخطا در ارتباطات‌ خود نترسید. شاید شخصی که فکر می‌کنید زمین تا آسمان با یکدیگر فرق دارید، بتواند چیز ارزشمندی به زندگی‌تان هدیه کند. درست مانند یک فرایند شیمی باید ترکیب افرادی را که در زندگی‌تان حضور دارند، به ترتیبی صحیح بچینید تا در نتیجه‌ی تعاملات‌ با این افراد بتوانید نسبت به آینده خوش‌بین‌تر شوید.- اینکه توصیه شده است حال و هوایتان را در جهت مثبت تغییر بدهید، به این معنی نیست که باید در شخصیت‌ خود هم تغییر ایجاد کنید . مثلا قرار نیست برای اینکه به فردی خوش‌بین تبدیل شوید، شخصیت‌‌تان برون‌گرا شود. اینکه سعی کنید به گونه‌ای باشید که با خودِ واقعیتان در تضاد است، می‌تواند به جای خوش بینی موجب بروز احساس پوچی و اندوه شود.۷. در تعاملات‌ خود با دیگران رویکرد مثبت داشته باشیدخوش بینی یک بیماری مُسری است. اگر در تعاملات‌ با دیگران، رویکرد مثبتی داشته باشید و ابراز همدردی کنید، نه تنها خودتان سود خواهید برد، بلکه دیگران هم تحت تأثیر موجِ‌ خوش بینی ترغیب خواهند شد در تعامل با سایر افراد، مثبت برخورد کنند. به همین دلیل است که فعالیت‌های خیرخواهانه و داوطلبانه تأثیر بسزایی در بهبود خلق‌وخو دارند. در مجموع، اقدامات مثبت، مانند کمک به مصیبت‌دیدگان بلایای طبیعی، موجب افزایش خوش بینی می‌شوند.- گفته شده است انجام اقدامات خیرخواهانه موجب تقویت اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس می‌شود و برای مقابله با احساس بدبینی و درماندگی کمک می‌کند. - خدمت و کمک به خلق موجب می‌شود درباره‌ی آنچه به دنیا عرضه داشته‌اید، احساس خوبی پیدا کنید، به ویژه اگر کمک‌ خود را به صورت حضوری ارائه بدهید. در این مورد، کمک کردن به صورت حضوری بر سایر اَشکال از جمله کمک کردن به صورت ناشناس یا آنلاین ارجحیت دارد. - فعالیت‌های داوطلبانه فرصتی فراهم می‌کنند تا دوستان جدید پیدا کنید و با جماعتی ارتباط داشته باشید که می‌توانند خوش بینی‌ شما را بهبود ببخشند. - لبخند زدن به غریبه‌ها یک رفتار فرهنگی است. مثلا چنین رفتاری در فرهنگ آمریکایی‌ دوستانه تلقی می‌شود، اما در فرهنگ روسی موجب برانگیخته شدن احساس سوءظن خواهد شد. می‌توانید در مکان‌های عمومی به دیگران لبخند بزنید، اما آگاه باشید که این رفتار در هر فرهنگی معنی متفاوتی دارد. پس اگر گاهی دیگران لبخندتان را جواب ندادند، به خودتان نگیرید و ناراحت نشوید.۸. بدانید که خوش بینی یک چرخه استهرچه بیشتر خودتان را با افکار و فعالیت‌های مثبت مشغول کنید، راحت‌تر می‌توانید در زندگی روزمره‌تان خوشبین باقی بمانید. ]]> سبک زندگی Mon, 16 Jan 2017 05:48:33 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/260445/چگونه-خوش-بینی-چاشنی-زندگی-خود-کنیم ۶ نشانه که می‌گوید شما یک تیم والدین خوب هستید http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/258354/۶-نشانه-می-گوید-یک-تیم-والدین-خوب-هستید به گزارش بلاغ، برای این که یک تیم خوب از والدین را تشکیل دهید نیاز به رعایت برخی اصول اساسی و مهم دارید، در اینجا ۶ نشانه آورده شده که شما یک تیم والدین خوب هستید. در ادامه این مطلب را به نقل از بازده بخوانید.  ۱. شما یک جبهه‌ی متحد هستید.قاعده‌ی طلایی در همکاری والدین خوب داشتن یک جبهه‌ی واحد در برابر کودکان‌تان است، فرقی نمی‌کند که به نظم، تغذیه، یا زمان خواب مربوط باشد اگر یکی از والدین، حتی به ندرت، دیگری را با اجازه دادن یک ساعت وقت اضافی رایانه با گفتن «هیس، به پدرت نگو» خراب کند، می‌تواند هر تصمیم دونفری را که تاکنون گرفته‌اید به باد دهد.اگر هر دو می‌خواهید موضع قبلی‌تان را عوض کنید، اشکالی ندارد. فقط با هم این کار را انجام دهید.۲. شما از هم پشتیبانی می‌کنید.توافق والدین روی هر تصمیمی مهم‌ترین چیز است، بله، ولی به همین جا ختم نمی‌شود. اگر همسرتان همیشه تنها کسی است که برنامه‌ها و تصمیمات‌ مشترک‌تان را اجرا می‌کند، برای کودکان‌تان یک طرفه به نظر می‌رسد. هر دو باید در نقش مجری مشارکت کنید، یا با هم انجام دهید یا به نوبت.۳. شما با انجام کار به روشی دیگر موافقت می‌کنید.همیشه شما چگونگی مراقبت از کودکتان را از نزدیک و چشم به چشم نمی‌بینید. با این وجود هرگاه تصمیم می‌گیرید در مورد نحوه ی مراقبت از او مصالحه کنید، فقط اطمینان حاصل ‌کنید هر دو به یک راه‌حل رسیده‌اید که می‌توانید با آن کنار بیایید.برای بعضی‌ از تیم های والدین، همیشه این کار را کسی انجام می‌دهد که بهترین و  قوی‌ترین اقدام را احساس می‌کند (به عنوان مثال، همسرتان ممکن است بگوید، «نمی‌دانم که درست است، ولی حس‌ام می‌گوید درست است- ممکن است اجازه بدهی به این روش انجام بدم») برای بعضی دیگر، فقط باید مرور شود آخرین بار چه کسی آن مراقبت را انجام داده است و حالا فقط باید جاها عوض شود.۴. شما تصمیمات ضربتی نمی‌گیرید.بعضی اوقات هر قدر هم  بر سر موضوعی بحث و گفت‌وگو کنید ممکن است به توافق نرسید. مگر این که مسئله‌ی زمان مطرح باشد که در این صورت یکی به ناچار سکوت کند. بسیاری از تصمیمات والدین لازم نیست یک شبه گرفته شود.وقت بگذارید و روی انتخاب‌های‌تان تحقیق کنید، با معلم یا کودک‌یار کودک‌تان، در صورتی که مسائل به او نیز مربوط باشد، مشورت کنید، و احساسات پدر و مادری‌تان را در مورد موضع‌تان پیش از طرح دوباره‌ی آن مهار کنید.۵. شما هرگز نمی گویید «بهت گفتم این طوری می‌شه».وقتی  مشاجره ای صورت بگیرد، این پنج واژه‌ی کوچک می‌توانند بسیار مخرب باشند، ولی به ویژه وقتی مضر و آزاردهنده هستند که به تصمیمات مشترک والدین مربوط باشد.شما هر دو وقتی درس می گیرید که رفته باشید. پس حتی اگر حق با شما بود، کافی است زبان‌تان را گاز بگیرید. در نهایت اگر شما اشتباه کرده بودید به خاطر این که همسرتان در آن لحظه درک تان کرده است سپاسگزار او خواهید بود.۶. شما هر موفقیتی را جشن می‌گیرید.تنبیه فرزندتان می‌تواند به لحاظ عاطفی برای همسرتان آزارنده باشد، حتی اگر وضعیت ناراحت‌کننده‌ای باشد(شما به او اجازه نمی‌دهید برود بخوابد چون اتاق‌اش را تمیز نکرده است.) با قبول آن به عنوان یک عضو تیم با سکوت خود از توانایی توافق مشترکتان حمایت کنید.وقتی بعدا  دارید یک فنجان قهوه را برای این پیروزی کوچک می نوشید شاید مشکل بعدی درست شود که در آن صورت احساس ترس کمتری خواهید کرد. ]]> اجتماعی Thu, 12 Jan 2017 10:08:01 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/258354/۶-نشانه-می-گوید-یک-تیم-والدین-خوب-هستید وظایف زن و شوهر نسبت به یکدیگر از منظر قرآن http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/258644/وظایف-زن-شوهر-نسبت-یکدیگر-منظر-قرآن به گزارش بلاغ، حجت الاسلام بهاری کارشناس مذهبی پیرامون وظایف زن و مرد نسبت به یکدیگر گفت: پروردگار علاوه بر اینکه زن و مرد را دعوت به محبت می‌کند؛ وظایف آنها را نسبت به یکدیگر مشخص می‌کند. خداوند در دو سوره نساء و تحریم، در دو آیه این مساله را به وضوح بیان می‌کند. در آیه 44 نساء می‌فرماید: « الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا» یعنی مردان باید قوام زندگی را تدبیر کنند و خداوند کارگزار زندگی را مرد معرفی کرده و به زن خطاب می‌کند که قوام زندگی با مرد است. زیرا خدا مردان را به جهت توان جسمی، تحمل مشکلات، قدرت روحی و فکری نسبت به زنان برتری داده و بخاطر اینکه مردان از اموالشان برای زندگی زنان حقی واجب را پرداخت می‌کنند. خداوند این مسئولیت تدبیر و مدیریت زندگی را به مرد می‌سپارد. البته منظور از زنان، زنانی است که شایسته و درستکار هستند و با رعایت قوانین حق مطیع شوهر هستند. نکته‌ای که در این آیه وجود دارد این است که وظیفه زن در مقابل شوهر این است که اولا حقوق معنوی شوهر را در درون خانه حفظ کند. دوما اسرار زندگی را حفظ کند. پروردگار این مسئولیت را به بانوان سپرده که حقوق معنوی مرد را و اسرار زندگی و حتی اموال آنها را حفاظت کنند. این کارشناس مذهبی افزود: یکی از اساسی ترین شروط زندگی مشترک برای زن و مرد وظیفه مداری و احساس مسئولیت همسران نسبت به وظایف ذاتی خود است. این آیه به خوبی وظایف را ترسیم می کنند. مردان به جهت قدرت فکری تدبیر زندگی را به عهده می گیرند و زنان به علت قدرت روحی امور منزل را برعهده می گیرند. در جلد پنجم اصول کافی از امام کاظم (ع) نقل شده که فرمود: جهاد زن خوب شوهر داری کردن اوست. یعنی زن باید مجموعه امور تربیتی و اموری که به او سپرده شده است را با تدبیر عاطفی و علاقه ذاتی مادرانه که در او وجود دارد، اداره کند و انجام بدهد. در سوره مبارکه تحریم آیه 6 خداوند مسئولیت برای هدایت خانواده را در اصل به زن و شوهر سپرده است. حجت الاسلام بهاری ادامه داد: از پیغمبر در اوثق الوسائل جلد چهاردهم حدیث شماره 4 این روایت نقل شده است که حق زن بر شوهر این است که او را از جهت امور نفقه معیشتی یعنی خورد و خوراک تامین کند، پوشاکش را تامین کند و نماز و روزه و زکات را اگر به عهده زن است به او یاد بدهد. زن نیز باید در این کارها با او مخالفت نکند و امر او را بپذیرد. وی در ارتباط با مهمترین ویژگی اخلاقی اعضای خانواده ابراز کرد: بی گمان مهمترین ویژگی اخلاقی خانواده متعالی در سبک زندگی اسلامی این است که در همراهی اعضای خانواده برای رسیدن به زندگی مطلوب الهی جستجو کنند. از منظر قرآن هر یک از اعضای خانواده ، به ویژه مردان باید یکدیگر را در رشد، تکامل معنوی و رفتن به سوی حق یاری کنند که از سقوط و تباهی نجات پیدا کنند. باید همسران توجه ویژه ای به هدایت همسر و فرزندان خود انجام بدهند و آورده اند که حتی پیش از تولد اولاد ازخداوند طلب هدایت و پاکی آنها را بکنند.حجت الاسلام بهاری تصریح کرد: آیه 187 سوره بقره خداوند لقب زیبایی به زن و مرد می دهد «هن لباس لکم و انتم لباس لهن» . یعنی هر دوی شما وظیفه دارید عیب های یکدیگر را بپوشانید. این بزرگترین وظیفه زن و شوهر نسبت به یکدیگر است. حتی گفته اند که بعضی اسرار را به عزیزترین کسان فرزند پدر و مادر نگویید و با صبر و تحمل مشکلات را تحمل کنید. لذا عروس و داماد امروز جامعه ما بهترین کاری که می تواند انجام بدهد این است که اولا دایره تحمل را بالا ببرد و در دیدن عیبهای ظاهری صبور باشند و موظف هستند عیوب همدیگر را بپوشانند، همانگونه که امام علی(ع) می فرماید: شکیبایی پوشاننده عیب های شماست. خداوند منان برای زنان و مردان که به وظایف خود در زندگی عمل کنند، اعتبار ویژه ای قائل است و درهای رحمت را به روی چنین خانواده ای باز می کند. ]]> سبک زندگی Mon, 09 Jan 2017 07:43:39 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/258644/وظایف-زن-شوهر-نسبت-یکدیگر-منظر-قرآن تکنیک‌های پیشنهادی برای ایجاد شادی‌های مادرانه http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/258342/تکنیک-های-پیشنهادی-ایجاد-شادی-های-مادرانه به گزارش بلاغ، این مطلب را به نقل از روزنامه خراسان بخوانید تا با تکنیک‌های پیشنهادی برای مادر شاد بودن آشنا شوید.  تغذیه: به خودتان برسید. یک برنامه غذایی خوب و مفید، پرانرژی و سرشار از کلسیم و آهن تنظیم کنید. در کنار این مواد غذایی مفید، مصرف خوراکی‌ها و نوشیدنی‌های مورد علاقه هم به شادمانی روحی‌تان کمک می‌کند.تنوع در ظاهر: به ظاهر خودتان اهمیت دهید. این هم به روحیه خودتان کمک می‌کند و هم به روحیه همسر و فرزندانتان. پوشیدن لباس خوب و مرتب، پاکیزگی، رنگ کردن موها و آرایش‌کردن و عطر زدن از جمله این موارد است. در نظر داشته باشید بچه‌ها بسیار دوست دارند مادران خود را زیبا ببینند.بیرون رفتن از خانه: حتما برای خودتان برنامه تفریحی بیرون از خانه در نظر بگیرید. در روزهای گرم‌تر پارک و فضای سبز و در روزهای سردتر اماکن تفریحی سرپوشیده ، مکان مناسبی برای قدم‌زدن با فرزند یا فرزندان است. این بیرون رفتن حتی می‌تواند بسیار کوتاه باشد اما بسیار ضروری است.میهمانی‌های دوستانه: داشتن چند دوست خوب که فرزندانی همسن و سال فرزندان شما داشته باشند، کمک می‌کند که گروه‌های دوستانه‌ای برپا کنید و با یک پذیرایی ساده هم خودتان لذت ببرید و هم فرزندانتان از فرصت بازی‌کردن با بچه‌های همسن خودشان بهره مند شوند. بازی با همسالان هم لذت‌بخش است و هم به رشد شخصیتی آن‌ها کمک می‌کند. شما هم چای می‌نوشید و گپ می‌زنید. بچه ها هم حین بازی با همسن و سالان خود درس زندگی را یاد می گیرند.پرداختن به علایق شخصی: پرداختن به علایق شخصی‌تان به هیچ وجه خودخواهی نیست. اگر حتی زمان کوتاهی به دست می‌آورید خودتان را به یاد بیاورید و برای علایقتان وقت بگذارید. کتاب‌خواندن، هنرهای دستی، آشپزی و... و یا هر کار دیگری که روحتان را آرام و شاد نگه‌ می‌دارد.ورزش کردن: ورزش کنید! کوتاه و در هر فرصت به دست آمده. می‌توانید ورزش‌هایی را در خانه انجام دهید. مثل راه‌‌رفتن و حلقه‌زدن یا... اگر فرزندتان بزرگ‌تر است، این ورزش را همراه او انجام دهید. این کار برای او بازی محسوب می‌شود.تفریح دو نفره: تفریحات دونفره را فراموش نکنید. گاهی در ساعات کوتاهی کودک را به یک فرد مطمئن مثل مادربزرگش بسپارید و زمان را با همسرتان سپری کنید. چای بنوشید، گفت وگو کنید، بیرون از خانه قدم بزنید و...بی خیالی انتخابی: داشتن فرزندان کوچک یعنی داشتن یک زندگی پر از شلوغی و به هم ریختگی. این آزادی در خانه برای رشد هوش فرزند شما ضروری است. پس انتخاب کنید که بی‌خیال‌تر از گذشته باشید. این بی‌خیالی در آرام کردن اعصابتان معجزه می‌کند.داشتن مشاور: باید به جای صحبت با خانم همسایه و فلان فامیل، مشکلاتتان را با متخصص مطرح کنید. داشتن یک مشاور خوب در تربیت کودکتان و آرامش و شادی خودتان بسیار موثر است.خواب و استراحت مفید: خیلی از مادران فرصت خوابیدن ندارند چون به محض خوابیدن فرزندشان باید به امور خانه برسند. سعی کنید کارهای اضافه را حذف کنید و تا حد امکان در زمان‌های خواب کودکتان، شما هم بخوابید. یا او را در مواقعی به پدرش بسپارید و حداقل یک ربع دراز بکشید. خوابیدن به حد کافی، بر اعصاب شما اثر مثبت می‌گذارد و انرژی‌تان را برای فعالیت بهتر زیاد می‌کند.بیان احساسات منفی: شاید خیلی از ماعادت داریم مدام ژست یک آدم راضی را به خودمان بگیریم. اما گاهی لازم است از عصبانیت‌ها، خستگی‌ها و خشم‌هایمان بدون سرکوب کردن آن‌ها صحبت کنیم. این به ما کمک می‌کند که آرام شویم و به نقطه جوش نرسیم. این حقیقت را باور کنیم که مادری که عصبانی شده است مادر بدی نیست.این هم فهرست دیگری از کارهایی که می‌توانید انجام دهید تا شادتر باشید:آشپزی و شیرینی پزی شاد، بازی‌های خلاقانه با کودک، درست‌کردن کاردستی، گوش دادن به موسیقی خوب، دیدن فیلم‌های خوب به جای سریال‌های غمگین و تکراری، خواندن کتاب‌های خوب، عضویت در یک کانال تلگرامی خوب و مفید، دنبال کردن صفحات مفید و شاد در اینستاگرام و هزاران کار دیگر دوست‌داشتنی‌تان. مهم‌تر از همه این است که خودتان را از یاد نبرید. ]]> سبک زندگی Sun, 08 Jan 2017 05:03:02 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/258342/تکنیک-های-پیشنهادی-ایجاد-شادی-های-مادرانه وقتی خبر ازدواج مجدد همسر سابقتان شما را به هم می‌ریزد http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/258341/وقتی-خبر-ازدواج-مجدد-همسر-سابقتان-هم-می-ریزد به گزارش بلاغ، ترس و خشم و حسادت، رايج‌ترين هيجاناتي هستند که در زمان ازدواج مجدد همسر سابقتان به سراغتان مي‌آيند. اگر در اين هنگام احساس رهاشدگي و طردشدن مي‌کنيد يا اگر اعتماد‌به‌نفستان کاهش يافته است، بدانيد که تنها نيستيد. در ادامه این مطلب را به نقل از سپیده دانایی بخوانید.  ممکن است به همه اطرافیانتان گفته باشید که اگر روزی همسر سابقتان ازدواج کند نفسی به راحتی می‌کشید. اگر فردی هستید که متقاضی طلاق بوده‌اید ممکن است با لحنی بخشنده اضافه کنید که یک ذره هم از این موضوع احساس حسادت نمی‌کنید؛ اما موقعی که این اتفاق می‌افتد از یورش ناگهانی احساساتتان شوکه می‌شوید. ترس و خشم و حسادت، رایج‌ترین هیجاناتی هستند که در زمان ازدواج مجدد همسر سابقتان به سراغتان می‌آیند. اگر در این هنگام احساس رهاشدگی و طردشدن می‌کنید یا اگر اعتماد‌به‌نفستان کاهش یافته است، بدانید که تنها نیستید.ازدواج مجدد همسر سابق ممکن است به صورت موقت هیجانات مراحل اولیه طلاق را دوباره زنده کند. اگر هر نوع خیالی درباره آشتی با همسر سابقتان داشتید، همین لحظه به صورتی واضح و دردناک و ناگهانی به پایان می‌رسد. این احساسات ممکن است با سایه‌ای از احساسات عاشقانه نسبت به همسر سابقتان همراه باشد.اگر شما تنها هستید و در وهله اول نیز متقاضی طلاق نبوده‌اید، ازدواج مجدد همسر سابقتان برایتان یک اتفاق خیلی خاص می‌شود. این اتفاق ممکن است در شما ایجاد بحرانی کند که بسیار شبیه به آن چیزی است که در آغاز دوران جدایی تجربه کرده‌اید.به هر ترتیب، شیوه واکنش شما به ازدواج مجدد همسر سابقتان بستگی به مجموعه‌ای از عوامل دارد که عبارتند از:فاصله بین طلاق و ازدواج مجدد همسر سابقتان؛شما درخواست طلاق داده‌اید یا همسر سابقتان؛میزان رضایت از وضعیت فعلی؛خودتان ازدواج کرده‌اید یا نه؛واکنش بچه‌ها و نوع رابطه آنها با همسر سابقتان؛نگرش ما نسبت به ازدواج مجدد بعد از طلاق.یکی از دلایلی که یک فرد از شنیدن خبر ازدواج مجدد همسر سابقش خشمگین می‌شود، وضعیت نامناسب خودش است. فرد در یک تعمیم افراطی تمامی اتفاقات ناگوار بعد از طلاق را به همسرش نسبت می‌دهد و از اینکه او با خیالی آسوده در پی ازدواجی دوباره است، خشمگین و افسرده می‌شود. یکی از دلایلی که یک فرد از شنیدن خبر ازدواج مجدد همسر سابقش خشمگین می‌شود، وضعیت نامناسب خودش است. فرد در یک تعمیم افراطی تمامی اتفاقات ناگوار بعد از طلاق را به همسرش نسبت می‌دهد و از اینکه او با خیالی آسوده در پی ازدواجی دوباره است، خشمگین و افسرده می‌شود.خشمگین از ازدواج مجدد همسر سابقاگر احساس خوبی درباره زندگیتان دارید، اگر کارتان را دوست دارید، اگر ازدواج کرده‌اید، آسوده باشید زیرا احساس نخواهید کرد که فردی که قرار است با همسر سابقتان ازدواج کند، رقیب شما است. ممکن است اندکی آشفته و نگران شوید؛ اما ناراحتیتان به سرعت از بین می‌رود.همچنین اگر شما متقاضی طلاق بوده‌اید و الان احساس گناه دارید، ممکن است با شنیدن خبر ازدواج مجدد همسرتان احساس آسودگی کنید؛ اما اگر دورهٔ بدی را طی کرده باشید، اگر احساس طردشدگی دارید، اگر طلاق و اتفاقات بعد از آن به سرعت اتفاق افتاده‌اند و اگر نحوه زندگی بعدی همسر سابقتان برایتان حسادت‌برانگیز باشد، احتمالاً با مطلع شدن از ازدواج مجدد او خشمگین خواهید شد.چگونه می‌توان این موقعیت را مهار کرد؟پذیرش مسئولیت احساسات و رفتارها. هنگامی که بدانید در برابر خبر ازدواج همسر سابقتان چه کاری انجام می‌دهید و به تبعات آن بر زندگی خودتان و او آگاه باشید، می‌توانید نقاط ضعف خود را بپذیرید و در برابر رفتارهای او با تأمل و منطق بیشتری واکنش نشان دهید.بخشش دوجانبه. هنگامی که از ازدواج مجدد همسر سابقتان به خشم می‌آیید، نشان می‌دهید که هنوز از لحاظ عاطفی به او وابسته هستید و نتوانسته‌اید مسئله طلاق را برای خودتان حل کنید. یکی از مهمترین کارهایی که ممکن است موجب حل مسائل ناراحت‌کننده در فرایند طلاق شود، بخشش دوجانبه است. وقتی بعد از جدایی هر دو نفر تصمیم می‌گیرند که همدیگر را ببخشند و از رفتارهای یکدیگر کینه‌ای به دل نداشته باشند، در زمان شنیدن خبر ازدواج مجدد همسر سابق خشمگین نمی‌شوند و اگر هم ناراحت شوند، موقت و زودگذر خواهد بود. تلاش برای بهبود وضعیت زندگی. یکی از دلایلی که یک فرد از شنیدن خبر ازدواج مجدد همسر سابقش خشمگین می‌شود، وضعیت نامناسب خودش است. فرد در یک تعمیم افراطی تمامی اتفاقات ناگوار بعد از طلاق را به همسرش نسبت می‌دهد و از اینکه او با خیالی آسوده در پی ازدواجی دوباره است، خمشگین و افسرده می‌شود؛ ولی زمانی که فرد بتواند مسئولیت زندگی خود را بپذیرد و در جست‌وجوی راه‌هایی برای زندگی بهتر باشد، بی‌تردید از شادی همسر سابقش خشمگین نخواهد شد. بازگشت به زندگی مشترک با همسر سابق. خیال برگشت دوباره به زندگی مشترک با همسر سابق باید بر اساس شواهدی مستند و دقیق باشد، در غیر این صورت خیالی بیش نیست و عاقبت آن شوک ناشی از خبر ازدواج همسر سابق است. مراجعه به یک مشاور یا روان‌شناس. برای حل بحران باقی‌مانده از زمان طلاق مؤثرترین راهبرد این است که به روان‌شناس یا مشاور مراجعه کنید. ]]> سبک زندگی Sun, 08 Jan 2017 05:02:38 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/258341/وقتی-خبر-ازدواج-مجدد-همسر-سابقتان-هم-می-ریزد آیا رابطه شما و همسرتان در مسیر درستی قرار دارد؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/258338/آیا-رابطه-همسرتان-مسیر-درستی-قرار به گزارش بلاغ، همسران همواره اینگونه فکر می‌کنند که آیا رابطه آنها یک ارتباط سالم و درست است؟ روزنامه‌ها و مجله‌ها و سایت‌های اینترنتی پر هستند از مطالبی درباره انواع رابطه‌ها و الگوهایی که برای رابطه‌های خوب و بد وجود دارند. این مسأله باعث می‌شود که آدم‌ها دائماً خود را در رابطه ارزیابی کنند و موقعیت خود را با دیگران مقایسه کنند. در ادامه این مطلب را به نقل از ایران بانو، ضمیمه روزنامه ایران بخوانید.  اما برای اینکه مطمئن شوید در یک رابطه درست و سالم قرار دارید فقط کافی است به چند نشانه دقت کنید. اگر...چیزی را پنهان نمی‌کنید: هر چیزی مثل رابطه قبلی، پول، وام و قرض، بیماری و مشکلات ژنتیکی، بچه، ازدواج‌ قبلی، تمایل به مهاجرت، موفقیت‌ها یا شکست‌های قبل باید برای فردی که در رابطه عاطفی با شما قرار دارد مشخص باشد. اگر نمی‌توانید هر کدام از این موارد را به دلایل مختلف با همسرتان یا کسی که با او وارد ارتباط عاطفی شده‌اید مطرح ‌کنید ارتباط شما سالم نیست. یا حقیقت را بگویید یا بیشتر به این رابطه فکر کنید. او را از دیگران پنهان نکرده‌اید: اگر دوست ندارید و به هر دلیلی نمی‌توانید و یا نمی‌خواهید همسرتان یا دوست‌تان را به دیگران بویژه افراد نزدیک و مهم زندگی‌تان معرفی کنید این یک زنگ خطر برای ارتباط شماست. معمولاً ما کسی را که دوست داریم، با اشتیاق به دیگران معرفی می‌کنیم و از آشنایی او با خانواده، دوستان و همکارانمان خوشحال می‌شویم. اگر او را از دیگران پنهان نکرده‌اید و احساس خوبی از همراهی با او دارید رابطه شما سالم است.از روابط او خشمگین نمی‌شوید: حسادت به کسانی که در ارتباط با همسر یا دوست‌تان قرار دارند نشانه عدم اعتماد شما به رابطه است. اگر دائماً مراقب هستید که او چه می‌کند؟ به دوست یا همکارش چه می‌گوید و خودتان را با آنها مقایسه می‌کنید ممکن نیست که در این ارتباط خوشحال باشید.آرام هستید: اگر در رابطه به طور کلی احساس آرامش می‌کنید. شادی درونی احساس می‌کنید و از حضور در رابطه ناراحت نیستید این به معنای آن است که به احتمال بسیار زیاد در رابطه درستی قرار گرفته‌اید. اما اگر در هر دعوا یا درگیری زناشویی شما یا همسرتان با خشونت رفتار می‌کنید، به دیگران آسیب می‌زنید و به طور کلی پرخاشگر هستید مسلماً در یک رابطه سالم قرار ندارید.او را برای خودش می‌خواهید: اگر وابستگی شما به همسرتان به این دلیل است که او مشکلات عاطفی یا خانوادگی‌تان را حل می‌کند، خرج‌تان را می‌دهد، عامل موفقیت‌ها است، موقعیت اجتماعی تان را بهتر می‌کند، محافظ شما در اجتماع یا خانواده است و یا چون فقط مورد تأیید خانواده شماست این ارتباط به هیچ وجه درست و منطقی نیست. لااقل تا زمانی که او به این دلایل در زندگی شما حضور دارد نمی‌توانید به رابطه سالم فکر کنید.همه زندگی او نیستید: هیچ کس نمی‌تواند همه چیز یک نفر دیگر باشد و اصلاً چرا باید این طور باشد؟ این کسالت بار است و نشانه یک رابطه بیمار است. آدم‌ها علاقه‌مندی‌های متفاوتی دارند. لازم نیست همه از یک چیز لذت ببرند و یا از یک چیز بدشان بیاید. هرآدمی هویت خودش را دارد.درباره ضروریات حرف می‌زنید: در یک رابطه سالم شما درباره پول، بچه، مسائل سیاسی، اجتماعی و مذهبی حرف می‌زنید؛ حتی اگر در این موضوعات با هماختلاف نظر داشته باشید.همه چیز عادلانه است: تا زمانی که همه امور مشترک زندگی بین شما و دیگری عادلانه تقسیم شده است و یک نفر زیر بار مسئولیت‌ها قرار نگرفته رابطه شما درست پیش خواهد رفت. اما اگر یکی از شما تحت فشار است، نیازهایش نادیده گرفته می‌شود، بیش از اندازه گذشت می‌کند و خواسته‌هایش انکار می‌شوند و باید مدیریت رابطه را هم به عهده بگیرد این ارتباط سالم نیست. ]]> سبک زندگی Sun, 08 Jan 2017 05:01:46 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/258338/آیا-رابطه-همسرتان-مسیر-درستی-قرار امید چیست و چگونه به زندگی ما نیرو ‌می‌بخشد http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/258331/امید-چیست-چگونه-زندگی-نیرو-می-بخشد به گزارش بلاغ، در دنیای امروز چیزی که بیشتر از همه خودنمایی می‌کند، اخبار ناراحت‌کننده درباره‌ی زندگی آدم‌ها، مشکلات محیط زیست و اوضاع آشفته‌ی جهان است. اما وقتی درباره‌ی همه‌ی اینها، انواع و اقسام جرم و جنایت در دنیا، جنگ در کشورهای مختلف و انواع مشکلات اقتصادی و اجتماعی می‌شنویم، تنها چیزی که در حفظ روحیه‌ی هرکدام از ما تأثیر ویژه‌ دارد و باعث می‌شود همه‌‌ی ما برای زنده ماندن و زندگی تلاش کنیم، واژه‌ی کوچک اما زیبای «امید» است. امید مولد احساسات و مبنای جذابیت زندگی است. امید تنها چیزی است که در تاریکی و میان همه‌ی چیزهای بد مثل یک نقطه‌ی نور در ذهن هرکسی می‌درخشد و توان تازه‌ای برای ادامه‌ی حیات در تک تک ما به‌وجود می‌آورد. در ادامه این مطلب را به نقل از چطور بخوانید.  چگونه امید، این نیاز مهم انسانی را به‌‌وجود بیاوریم و درست هدایتش کنیم؟ سعی می‌کنیم در این مقاله تا آنجایی که می‌توانیم، بفهمیم امید چیست و درباره‌اش با شما صحبت کنیم.می‌خواهم برای‌تان یک داستان اسطوره‌ای تعریف کنم. همان‌طور که شما هم می‌دانید اساطیر چون مربوط به دورانی دست‌نیافتنی هستند، همیشه جذابیت خاصی دارند؛ پس خواندن این داستان نیز خالی از لطف نخواهد بود. داستان ما درباره‌ی اولین زنی است که بنا بر اساطیر یونانی به دست خدایان خلق شد و پاندورا نام دارد. شهرت پاندورا به خاطر جعبه‌ای است که خدایان به او می‌دهند. در اساطیر یونانی پرومتئوس خدایی است که بشر را آفرید و البته این بشر فقط به‌صورت مرد خلق شد. زئوس خدای خدایان یونان در کوه المپ می‌زیست. روزی پرومتئوس آتش را که نزد خدایان المپ بود می‌دزد و به انسان می‌دهد تا از آن استفاده کند. به دلیل این کار، مورد غضب زئوس قرار می‌گیرد و خدای خدایان برای تلافی کار او تصمیم می‌گیرد در مقابل جنس مرد، اولین زن یعنی پاندورا را خلق کند. پس به هفاستوس دستور می‌دهد تا خاک ‌و آب را در هم بیامیزد و پیکری بسازد و به تمام خدایان می‌گوید تا بهترین نعمت‌ها را به او بدهند. آفرودیت به او زیبایی می‌بخشد، آپولو موسیقی و در آخر هرمس او را پاندورا نام می‌گذارد که به معنی تمام نعمت‌هاست. زئوس، پاندورا را برای همسری به اپی متوس برادر پرومتئوس می‌دهد و پاندورا با خود جعبه‌ای اسرارآمیز به همراه می‌برد که هرگز نباید در این جعبه را باز کند، چون پرومتئوس تمام رنج‌ها و مصائب زندگی را در این صندوق قفل کرده بود تا نوع بشر آسیبی نبیند. آنها با هم ازدواج می‌کنند؛ اما یک روز پاندورا طاقت نمی‌آورد و در جعبه را باز می‌کند، ناگهان تمام مصائب، دنیا را فرا می‌گیرد، رنج و بیماری، پیری و مرگ، دروغ، دزدی و جنایت در همه‌جا پر می‌شود. پاندورا که از بیرون جهیدن بدی‌ها می‌ترسد فورا در جعبه را می‌بندد. اما جعبه خالی شده است و آنچه ته جعبه مانده، چیز کوچکی است که جای زیادی نمی‌گیرد، چیزی که مثل دیگر چیزهای بد بیرون نرفته و آرام و مطمئن درون جعبه مانده بود. بله «امید» تنها چیزی بود که ته جعبه مانده بود. تنها چیزی که می‌توانست در مقابل تمام بدی‌ها مقاومت کند. امید مهم ترین چیزی است که تا الان هم وجود دارد!امید، رابطه‌ی مستقیم با احساس ما درباره‌ی امکان‌پذیری یا عدم امکان‌پذیری یک موضوع دارد. هرچقدر چیزی به نظر شما ممکن‌تر باشد، میزان امیدتان بالاتر می‌رود. و هر اندازه میزان درک ما از این امکانات بیشتر و مشخص‌تر باشد امیدمان قوی‌تر می‌شود. در مقابل هرچقدر بیشتر حس کنیم که چیزی غیرممکن است و نمی‌توانیم به آن برسیم، مأیوس‌تر می‌شویم.البته باید مراقب باشید که مفاهیم مختلف را با هم اشتباه نگیرید، امید همان شادمانی یا خوش‌بینی نیست. این دو مفهوم در واقع فقط ممکن است نتیجه‌ی امیدواری باشند. امید مفهومی است که وقتی حس می‌کنیم زندگی چیزی نگران‌کننده است، به آن پناه‌ می‌بریم. کمک می‌کند محکم باشیم و برای زندگی تلاش کنیم. امید همان حسی است که وقتی در رابطه‌ی عاطفی خوبی هستیم به ما اجازه‌ می‌دهد به آینده‌ی رابطه نگاه کنیم و برای آن برنامه بریزیم. امید در واقع حسی عمیق‌تر و قوی‌تر از خوشحالی یا خوش‌بینی است و تمام حس‌ها‌ی خوب بدون امید بی‌معنا می‌شوند. از خودتان بپرسید: «چرا تلاش کنم؟» و به پاسخش فکر کنید، قطعا تنها زمانی به خودتان می‌گویید «تلاش کن» که به موفقیت امیدوارید.امید در واقع تنها چیزی است که روی توانایی فرد برای مقابله با یک بیماری اثر می‌گذارد. بیمارانی که امیدواری بیشتری به بهبود و درمان دارند، مقدار بیشتری دوپامین و اندورفین در بدن‌شان ترشح می‌شود و دیگر هورمون‌های بدن‌شان هم به بهترشدن فرد و بهبود بیماریش کمک می‌کنند و البته باعث می‌شوند بیمار انرژی کافی برای مبارزه با بیماریش و زنده‌ماندن را به‌دست آورد. امید به ما انرژی می‌دهد تا پتانسیل لازم برای زندگی را داشته باشیم و همین امید است که حتی وقتی از مشکلات خسته می‌شویم، وادارمان می‌کند باز هم به راه‌مان ادامه‌ بدهیم. می‌دانم! همه دوست دارند امیدوار باشند و هرگز امیدشان را از دست ندهند، اما گاهی هم پیش می‌آید که آدم ناامید می‌شود. خودتان را شماتت نکنید، همه مثل شما هستند، برای همه ممکن است گاهی پیش بیاید.با امید داشتن، می‌توانیم قدر خودمان و دیگران را بدانیم، زندگی را دوست داشته باشیم و سپاسگزار تمام چیزهایی باشیم که داریم. اما حواس‌تان باشد، امید ربطی به خوش‌خیالی ندارد. امید را با خواب و خیال واهی اشتباه نگیرید. امید برخلاف خوش خیالی شما را وادار می‌کند بلند شوید، آستین‌هایتان را بالا بزنید و سخت‌تر کار کنید تا موفق شوید. از طرفی باعث می‌شود سمت هرکاری نروید. امید به شما جرأت می‌دهد و به تمام جزئیات، مهارت‌ها و چالش‌هایی که در دنیا با آنها روبه‌رو می‌شوید، ارزش و معنا می‌بخشد.امید این نیاز را در شما به‌وجود می‌آورد که دوست داشته باشید خودتان را محک بزنید و ببینید توانایی انجام چه کارهایی را دارید و می‌توانید درباره‌ی چه چیزهایی دست به تجربه کردن بزنید و این یکی از گام‌های مهم در مسیر آموختن است. یادتان باشد امید اصلا به معنای ایجاد خوش‌بینی کاذب یا دادن وعده‌های توخالی به دیگران نیست. داستان پاندورا را یادتان بیاید! امید هیچ نسبتی با بدی‌ها ندارد. زندگی امیدوارانه یعنی همچنان که از منافع خودتان محافظت می‌کنید و امیدوار به پیشرفت خود هستید انسانیت را هرگز زیر پا نگذارید، برای پیشرفت خودتان به دیگران امید واهی ندهید و برای منافع خودتان دل دیگران را الکی خوش نکنید.امید حقیقت را زنده نگه‌ می‌دارد و سبب می‌شود خلاقیت ما برای مقابله با مشکلات به‌کار بیفتد. البته منظور از مشکلات، مسائل واقعی هستند نه مشکلاتی که ما خودمان با بی‌فکری آنها را به‌وجود آورده‌ایم یا مسائلی که واقعی نیستند و ساخته و پرداخته‌ی ذهن‌مان هستند.زندگی امیدوارانهزندگی سرشار از امید یعنی اهمیت دادن به افراد دیگر، به چیزهای مهم زندگی‌مان و البته بیشتر از هر چیز و هرکس دیگر اهمیت دادن به وجود «خودمان». مراقب خودتان باشید. اهمیت و کیفیت کارهایی که انجام می‌دهید مهم است و مهم است که شما چگونه با خودتان و دیگران رفتار می‌کنید.اگر می‌خواهید بخش مهمی از دنیای امیدوارانه باشید باید این کارها را همیشه انجام بدهید:- دوباره نگاه کنید و ببینید چقدر به زندگی امیدوارید؟ در چه حالید؟ سلامتی، کار، روابط‌تان در چه شرایطی است؟- مراقب سلامتی خود باشید- یک استراتژی کاهش استرس برای خودتان داشته باشید. مدیتیشن، تمرینات تنفسی، ورزش، سرگرمی‌ها و تفریحات مورد علاقه‌تان، استرس را کاهش می‌دهد. بودن در طبیعت را هم امتحان کنید، حتما جواب می‌دهد. قدم بزنید و روی داشته‌هایتان تمرکز کنید.- روابطی برقرار کنید که میزان امیدواری‌تان را بالاتر می‌برد. بخشش را یاد بگیرید و اگر فکر می‌کنید نوشتن راهکار مناسبی است، سعی کنید از راه‌حل نوشتن روزانه کمک بگیرید، احساسات‌تان را بنویسید و به‌وسیله‌ی نوشتن، ذهن‌تان را از احساسات منفی خالی کنید.- به دیگران کمک کنید خودشان را بهتر بشناسند. اگر مطمئن شدید که دوست دارند اشتباهات‌شان را جبران کنند و زندگی‌شان را بسازند، شما هم به آنها امید بدهید و کمک کنید موفق شوند.امید را با دیگران شریک شویدساده‌ترین راه کنترل کردن دیگران، ناامید کردن‌شان است و البته که گرفتن امید یک انسان بدترین کار ممکن در حق اوست. امید آن‌قدر مهم است که خیلی از حکومت‌های خودکامه راه‌های دور و درازی را طی می‌کنند تا با توجه به گذشته یک کشور یا سرزمین یا از طریق اعتقادات یک ملت، امید را در آنها بکشند و کنترل‌شان کنند. «تفرقه بینداز و حکومت کن» که یکی از روش‌های قدیمی کنترل اجتماعی است در واقع با از بین بردن امید، ترس را جایگزین می‌کند و به هدف خود می‌رسد. پس یکی از راه‌های افزایش امیدواری، از بین بردن موانع موجود یا ساده‌تر کردن آنهاست. هرکدام از ما انعکاس استعداد، عشق و شادی در جهان پیرامون خود هستیم. پس امید خودش نوعی انرژی است، انرژی مثبتی که ما توسط استعدادهایمان، عشق‌مان ، روح و ارزش‌هایمان به دیگران می‌دهیم. پس امید دادن را انتخاب کنیم چون امید نیروی حیاتی نوع بشر است.ساده‌ترین راه برای به‌وجود آمدن یک دنیای امیدوار این است که امید را در دیگران زنده نگه داریم و از آنها هم بخواهیم همین‌کار را در مورد ما انجام بدهند. اگر اطراف‌مان را با افراد امیدوار پر کنیم، آن‌وقت می‌توانیم بگويیم انسان خوشبختی هستیم. واقعا خوش‌ به حال‌تان اگر دوستان و خانواده‌تان چنین افرادی هستند.با تمام چیزهایی که گفته شد، باید اعتراف کنم که متأسفانه بعضی افراد چشم‌انداز امیدوارانه‌ای به زندگی ندارند و شاید تعداد این افراد کم هم نباشد. اما حقیقت مهم‌تر این است که شما همیشه می‌توانید به هرکس دیگری امیدواری بدهید. خواه آن فرد برای این کار شما ارزش قائل باشد، خواه نه. اما بهتر است شما اهمیت ندهید، چون امید برای داشتن یک دنیای زیباتر ضروری است. وقتی کسی چیز باارزشی را از دست می‌دهد برای دوباره امیدوار کردنش تلاش کنید، این در واقع تمرین امیدواری برای خودتان است. تلاش کنید دیگران هم امید را به معنای واقعی لمس کنند. امیدواری را عقب نیندازید و به آینده موکول نکنید. «امید» همه‌ی همین چیزهای کوچکی است که هر روز برای زندگی انجام می‌دهیم.می‌دانم که در این دوره و زمانه به نظر خیلی سخت می‌آید، اما امید تنها چیزی است که تهِ جعبه‌ی دنیا برای خوشحالی ما باقی مانده است؛ پس با امید به زندگی ادامه بدهیم. ]]> سبک زندگی Sun, 08 Jan 2017 04:58:37 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/258331/امید-چیست-چگونه-زندگی-نیرو-می-بخشد ۸ نکته تربیتی برای دختردارها http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/258330/۸-نکته-تربیتی-دختردارها به گزارش بلاغ، بیشترما از نسلی هستیم که در آن همیشه سکوت کردن، صبوری و دم نزدن و شکایت نکردن یک ارزش زنانه تلقی می‌شده و از کودکی یادمان داده‌اند که دختر خوب کسی است که غر نمی‌زند، مخالفت نمی‌کند و همیشه با همه چیز کنار می‌آید؛ اما واقعیت این است که این ابراز نکردن احساسات و عقاید یکی از مهم‌ترین دلایل افسردگی، پایین بودن عزت نفس و اعتماد به نفس است. در ادامه این مطلب را به نقل از ایران بانو ضمیمه روزنامه ایران بخوانید.  چنین تربیتی که این روزها هم کم و بیش آن را می‌بینیم منجر به بروز ناگهانی خشم و انفجار احساسات منفی می‌شود. احساسات بیان نشده بالاخره یک روز فوران می‌کنند و به خود فرد و اطرافیان او آسیب می‌زنند. اگر می‌خواهید دخترتان قربانی این تربیت ناصحیح نباشد، سعی کنید با به کار بستن روش‌های زیر به او در ابراز احساساتش کمک کنید تا شخصیتی سالم‌تر داشته باشد.۱.به دخترتان طریقه درست ابراز احساساتش را یاد بدهید. اگر با کلمات بدی احساساتش را بیان می‌کند، به او کلمات و جملات جایگزین را آموزش دهید و خودتان هم در بیان احساساتتان از جملات مشابهی استفاده کنید. این جملات باید صریح، محترمانه و منطقی باشند.۲. وقتی درموقعیت ترس، اضطراب یا فشار عصبی قرار می‌گیرد، از او بخواهید درباره موضوع صحبت کرده و بگوید که چه احساسی دارد و به چه فکر می‌کند.۳. از دخترتان نظرخواهی کنید. بگذارید بداند نظرش برای دیگران اهمیت دارد و ممکن است در تصمیم‌گیری شما مؤثر باشد.۴. انواع احساسات را به تفکیک ویژگی‌هایش به فرزندتان بیاموزید. خیلی از بچه‌ها (و حتی بزرگسالان) فرق بین خشم، تنفر، عصبانیت، ترس، اضطراب، غم، آزردگی و... را نمی‌دانند. به تعریف مشخصی از این احساسات برسید و راه ابراز و برطرف کردن این احساسات را به فرزندتان آموزش دهید. مثلاً بگویید وقتی آزرده است، ممکن است دست به چه کارهای اشتباهی بزند و چطور باید از این کار پیشگیری کند. یا وقتی از چیزی ترسیده چطور باید ترسش را با دیگران در میان بگذارد.۵. به او بگویید احساساتش ارزشمند است، به شرطی که باعث صدمه زدن به کسی نشود. به هیچ عنوان جلوی ابراز احساسات را نگیرد. اگر نیاز به گریه دارد، بگذارید گریه کند. اگر نیاز به درددل دارد، پای حرف‌های او بنشینید.۶. از احساسات خود با فرزندتان صحبت کنید. حتی می‌توانید هر دو دفترچه‌هایی برای بیان احساساتتان بخرید و روزانه آنها را یادداشت کنید.۷. همدلی کردن و شنیدن از احساسات دیگران را به او یاد بدهید.۸. به نیازهای فرزندتان توجه نشان دهید و طوری وانمود نکنید که نمی‌دانید او چه می‌خواهد یا چه احساسی دارد. اگر برآورده کردن نیاز و خواسته او فعلاً برایتان مقدور نیست، این را به او بگویید تا دست کم بداند که از درک او غافل نشده اید. ]]> سبک زندگی Sun, 08 Jan 2017 04:57:18 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/258330/۸-نکته-تربیتی-دختردارها