پایگاه خبری بلاغ مازندران - آخرين عناوين سبک زندگی :: نسخه کامل http://www.bloghnews.com/kashkool/lifestyle Thu, 27 Apr 2017 10:13:55 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/950826/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری بلاغ مازندران http://www.bloghnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بلاغ مازندران آزاد است. Thu, 27 Apr 2017 10:13:55 GMT سبک زندگی 60 عواملی که باعث طولانی شدن دوره عقد می‌شوند http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/286541/عواملی-باعث-طولانی-شدن-دوره-عقد-می-شوند به گزارش بلاغ، تجربه­ متخصصان نشان می­ دهد زمانی که فاصله بین عقد و عروسی زیاد شده و به ویژه به بیش از یک سال می­رسد، همسران جوان با مخاطراتی جدی در ازدواج خود روبه ­رو می ­شوند. گاهی در نتیجه­­ طولانی شدن مدت عقد، همسران آن­قدر با دشواری­های متعدد روبه­رو می­ شوند که در نهایت ترجیح می ­دهند از همدیگر جدا شوند؛ اما چه عواملی می ­تواند باعث طولانی شدن دوره­ عقد شود؟! شاید جواب شما یک چیز بیشتر نباشد؛ مشکلات اقتصادی و فراهم نبودن برگزاری عروسی، آماده کردن خانه و البته خرید جهیزیه! در ادامه این مطلب را به نقل از سایت سپیده دانایی می‌خوانیم.  در این­که مشکلات اقتصادی حرف اول در به تعویق افتادن عروسی را می­زند هیچ حرفی نیست. اما اگر تصور کنیم که در نبود دشواری­های مالی، مراسم عروسی در کوتاه ­ترین زمان ممکن برگزار شده و دیگر هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت، سخت در اشتباهیم. در واقع، علاوه بر مسائل اقتصادی، نکات دیگری نیز می­ تواند باعث شود تا همسران و یا خانواده­ های آن­ها تمایل داشته باشند که عروسی را به زمان نامشخصی موکول کنند؛ عواملی که اگر آن ها را نشناسیم و از همین زمان عقد، فکری برایشان نکنیم، خود می ­توانند باعث طلاق و جدایی همسران شوند. با آرزوی بهترین‌­ها همه­ افرد دوست دارند بهترین­ها را داشته باشند. تا اینجای کار ایرادی وجود ندارد؛ اما وقتی افراد زندگی در زمان حال خود را متوقف می کنند تا در آینده ­ای نامشخص به ایده ­آل­های خود برسند و زمانی که در تعریف استانداردهای خود در آینده هیچ گونه تخفیفی نمی­ دهند، آن­وقت به احتمال زیاد ما با افرادی کمال­گرا روبه­ رو هستیم. یکی از گروه­هایی که ممکن است تمایل داشته باشند تا عروسی خود را دائم به تعویق بیاندازند، همین دسته هستند. اگر هم از آنها بپرسید تصمیم دارند چه زمانی سر خانه خود بروند پاسخ می ­دهند: «وقتی همه­ کارها درست شد»! شاید بسیاری از افراد با همسران کمال­گرای خود بتوانند سال­های سال زندگی کنند اما اگر شما فردی کمال­گرا هستید، توجه داشته باشید که ایده ­آل­گرایی در درجه اول می ­تواند رضایت شما را از داشته ­هایتان به شدت کاهش دهد و متاسفانه بعد از مدتی متوجه خواهید شد که شما از همسرتان نیز شروع به ایراد گرفتن و انتقادهای مکرر می ­کنید، امری که می­ تواند خود به موضوعی برای اختلاف بین همسران و حتی طلاق منجر شود. ترس از افشا شدن واقعیت گاهی اوقات همسران تا وقتی زیر یک سقف زندگی نکنند، می­ توانند بعضی نکات را از همدیگر پنهان کنند؛ اما بعد از عروسی پنهان نگه داشتن امور از همدیگر کاری به مراتب دشوارتر و حتی ناممکن است. در این وضعیت، تصور کنید فردی که برخی مسائل از همسر خود مخفی نگه داشته و یا بدتر آنکه دروغ گفته است. چندان عجیب نخواهد بود که او در مقابل برگزاری عروسی و آغاز زندگی مستقل مقاومت داشته باشد. البته دامنه این دروغ گفتن و یا پنهان­کاری می­ تواند بسیار متنوع باشد؛ به عنوان مثال فردی که در زمان آشنایی اولیه با همسر خود اعلام کرده که کاری ثابت و مشخص دارد اما در واقع بیکار است و حالا دائم عروسی را به امید این­که بتواند به زودی کاری با همان مشخصات پیدا کند، به تعویق می­ اندازد و یا فردی که می­ دانسته همسرش از افراد عینکی خوشش نمی ­آید و تا به حال همیشه از لنز استفاده کرده و حالا نمی­ داند چه طور باید موضوع ضعیف بودن چشم­ها را با او در میان بگذارد و در نتیجه از ترس رو شدن مسئله ضعیفی چشم­ها دائم عروسی را به زمانی نامشخص موکول می ­کند. اگر شما نیز در چنین شرایطی قرار گرفته­ اید و احساس می­ کنید نمی ­دانید چه طور می ­توانید از این مخمصه خارج شوید، شاید بهتر باشد با روان‌شناسی مجرب، در این زمینه مشورت کنید. چون درست است که صداقت داشتن با همسر همواره توصیه می ­شود اما این­که مسائل را چه طور با همسر خود در میان بگذارید، خود می­ تواند تعیین­ کننده نوع برداشت همسر شما از ماجرا باشد و البته فراموش نکنید که اگر قرار باشد دائم برای پوشاندن دروغ اول و یا پنهان­کاری اولیه، دروغ­های دیگری بگویید، شانس این­که بتوانید با عوارضی کمتر مسئله را حل و فصل کنید، کمتر خواهد بود. به امید همراهی خانواده‌ها گاهی مخالفت اولیه خانواده­‌ها با انتخاب فرزندان خود باعث به تعویق افتادن عروسی آنهاست. ساده­‌ترین دلیل این امر نیز عدم پشتیبانی مالی خانواده‌ها از برگزاری عروسی است. البته گاهی نیز همسران جوان به تجربه درمی‌یابند که به محض طرح موضوع عروسی ناراحتی­‌های قبلی زنده می‌شود. در نتیجه ترجیح می‌دهند تا عروسی را به تعویق بیندازند، به امید این­که بالاخره روزی خانواده انتخاب آنها را تایید کرده و بپذیرد. اگر شما در چنین شرایطی قرار دارید، توجه داشته باشید که قدم اول واقع ­بینی در این مورد است. هر چند ممکن است شما آرزوی برگزاری عروسی در فضایی سرشار از همدلی را داشته باشید اما ممکن است این موضوع چندان با واقعیت همخوانی نداشته باشد. از سوی دیگر سعی کنید در عوض منفعل بودن و سپردن همه چیز به دست گذر زمان، از پتانسیل­ های موجود در اقوام استفاده کرده و سعی کنید از فردی که مورد پذیرش شما و خانواده تان هست، برای کاهش اختلافات کمک بگیرید. به امید معجزه! گاهی تازه بعد از عقد است که افراد متوجه می­‌شوند همسرشان آن­قدر که آنها تصور می‌کردند، ایده ­آل نیست. این امر به ویژه زمانی که افراد در زمان انتخاب همسر عجله کرده، به اندازه کافی برای شناخت او و یا خانواده‌اش تلاش نکرده و یا تنها به دلیل علاقه تصمیم به ازدواج می‌گیرند، می‌­تواند شکل حادتری به خود بگیرد. در این وضعیت و زمانی که افراد بعد از عقد متوجه وجود ایراداتی در همسر خود می­‌شوند ترجیح می‌­دهند آغاز زندگی مشترک خود را به تعویق بیندازند. اگر شما نیز در چنین وضعیتی قرار دارید، شاید بهتر باشد، به جای به تعویق انداختن عروسی، زودتر در پی تصمیم ­گیری در مورد وضعیت خود باشید. گاهی اوقات ممکن است ایراد برملاشده قابل اصلاح باشد و همسر نیز انگیزه تغییر کردن داشته باشد. اما گاهی اوقات اصلاح آن ایراد چندان آسان نیست و یا همسر انگیزه کافی برای آن را ندارد، مانند اعتیاد. در این وضعیت اگر بتوانید در عوض تعویق عروسی هر چه زودتر به جمع ­بندی رسیده و تصمیمی معقولانه ولو این­که جدایی باشد، بگیرید، بسیار مناسب­تر خواهد بود. من نمی‌خواستم! گاهی اوقات مقاومت در مقابل عروسی در شرایطی از سوی زوجین صورت می‌گیرد که خانواده‌های دو طرف به شدت پیگیر ماجرا هستند. این وضعیت را بیشتر در مواقعی می‌­بینیم که ازدواج به اجبار خانواده‌­ها صورت پذیرفته و زوجین خود دست به انتخاب نزده‌­اند. اگر شما نیز در چنین وضعیتی قرار دارید، در عوض نگاه صفر و یکی به ماجرا و اصرار بر این­که چون من نخواسته­ ام پس عروسی هم نخواهم کرد و در قدم بعدی اصرار بر طلاق داشته باشید،بهتر است در قدم اول به دنبال بررسی وضعیت خود به شکلی دقیق­تر باشید. درست است که ساختن زندگی مشترک در شرایطی که انتخاب همسر از سوی شما نبوده، کاری بسیار دشوار است اما گاهی اوقات طلاق تنها فرار از موقعیتی بد به موقعیتی بدتر است. شاید بهتر باشد با تعویق چند ماهه عروسی، زمانی برای تامل، تلاش و انجام اقداماتی برای تصمیم گیری مناسب­تر برای خود ایجاد کنید. اما فراموش نکنید برخی افرادی که در شرایط شما قرار داشته و طلاق گرفته ­اند، بعد از جدایی تنها نصیب آنها، پشیمانی بوده است، به ویژه که ممکن است شما بعد از طلاق حمایت خانواده را نیز به کلی از دست بدهید.  ]]> سبک زندگی Thu, 27 Apr 2017 05:36:14 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/286541/عواملی-باعث-طولانی-شدن-دوره-عقد-می-شوند چه کنیم که ازدواج بعدی تحت‌تأثیر ازدواج قبلی نباشد؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/286540/کنیم-ازدواج-بعدی-تحت-تأثیر-قبلی-نباشد به گزارش بلاغ، مبادا دوباره به جایی برسم که نتوانم زندگی مشترکم را ادامه دهم؟ این سؤال بنیادین هر دلی را می‌لرزاند و البته سؤالی است که هر طلاق گرفته­ ای از خودش می‌پرسد. اگر جواب قاطع و مطمئنی برای سؤال نداشته باشیم، این ابهام باعث به وجود‌آمدن ترسی بزرگ می‌شود. البته این ترس در بین زنان بیشتر است. دلیل آن هم واضح است. در جامعه­ ما یک زن همیشه مجبور بوده است به خاطر جداییاش توضیح بیشتری بدهد و بیشتر مورد پرس ­وجو و تفتیش قرار گیرد. حالا بعد از طلاق که تحمل تبعاتش کار سختی است، وقتی کار به ازدواج مجدد می‌رسد، باز این زن‌ها هستند که مجبورند در آستانه­ ازدواج دوم، توضیحات بیشتری در مورد زندگی ناموفق گذشته‌شان بدهند. البته این ترس به وفور در میان مردان طلاق‌گرفته هم دیده می‌شود. اما فراوانی آن در بین زنان بیشتر است. به هر حال تا وقتی این ترس حل نشود، به نظر می‌رسد که ازدواج قبلی بر ازدواج بعدی سایه می‌اندازد و مانع خوشبختی در ازدواج بعدی می‌شود. چه کنیم که ازدواج بعدی از ازدواج قبلی متاثر نشود؟! ابتدا ببینیم که ماهیت این ترس چیست و آیا واقعا انسان‌ها از تکرار حوادث منفی زندگی قبلی در زندگی بعدی می‌ترسند یا گره کار در جای دیگری است؟! در ادامه این مطلب را به نقل از سایت سپیده دانایی می‌خوانیم.  ترس یا وسواس تا وقتی آدم‌ها خودشان را خوب نشناسند و ندانند زندگی گذشته‌شان چرا به جدایی رسید، حق دارند بترسند. اما اگر بعد از این­که زن یا مرد طلاق گرفته فهمید چه اشتباهاتی داشته است و طرف مقابلش چه چیزهایی نداشته یا داشته که زندگی شان به این­جا رسیده است، دیگر نباید از ازدواج مجدد ترسی در دلش باشد. از این­جا به بعد اگر ترسی وجود داشت، دیگر اسمش ترس نیست، وسواس است. خیلی از آدم‌ها در این شرایط دچار وسواس می‌شوند. کسانی که از ترس تکرار تجربه­ قبلی به دام کمال ­گرایی می‌افتند و اصلا یادشان می‌رود خودشان هم انسان هستند؛ البته که انسان­های کاملی نیستند، اما به شدت سعی می‌کنند از اشتباه دوری کنند. البته دوری از اشتباه و آگاهی نسبت به انتخاب­های اساسی خیلی مهم است. اما نه به این شکل که رنگ وبوی وسواس ­گونه به خودش بگیرد. وسواسی که اثراتش در طلاق­ گرفته‌ها بیشتر از ترس به چشم می‌خورد. اما اگر افراد طلاق‌گرفته واقعا بترسند، یا همین وسواس پیش‌گفته به سراغشان بیاید، ‌چه باید بکنند؟ راهکارهای زیر تا حدی می‌تواند به این افراد کمک کند؛ البته اگر خودشان بخواهند. آماده هستید؟ زمان مورد نیاز یک فرد برای آماده‌شدن و آغاز یک زندگی دیگر، از مسائلی است که سبب می‌شود شدت خطرپذیری و در ‌‌نهایت ترس از ازدواج مجدد، کاهش پیدا کند. البته در نظر گرفتن یک زمان استاندارد و توصیه­ آن به همه­ طلاق­ گرفته‌ها برای ازدواج دوم، کار اشتباهی است. نمی‌توان گفت یک سال بعد از جدایی یا پنج سال بعد از آن باید به فکر ازدواج مجدد افتاد. هر آدمی در این مرحله با روش خودش با این بحران کنار می‌آید. هر کسی خودش بهتر می‌فهمد آیا از نظر روحی برای شروع یک زندگی آماده است یا نه. ممکن است فردی شش ماه بعد از جدایی بتواند زندگی دیگری را شروع کند، همچنین امکان دارد کسی تا سه سال بعد هم این آمادگی را نداشته باشد. بنابراین در نظر گرفتن یک استاندارد زمانی برای همه­ آدم‌ها بسیار اشتباه است. اما این واقعیت وجود دارد که خیلی زود یا خیلی دیر اقدام کردن برای زندگی دوم کار اشتباهی است. خیلی زود تصمیم گرفتن برای ازدواج مجدد، می‌تواند تصمیم فرد را تحت‌تأثیر زندگی سابقش قرار دهد و خیلی دیر تصمیم‌گرفتن هم نشانه­ وسواس است. بنابراین باید زمان معقولی با توجه به شرایط و روحیه­ فرد مورد نظر انتخاب شود و بعد از آن مرحله، تصمیم­ گیری برای انتخاب آدم مناسب شروع می‌شود. باخت یا تجربه تلخ آدم­های طلاق‌گرفته، فقط نیاز دارند نگاه بدبینانه به زندگی را کنار بگذارند و به خودشان به چشم آدم­های شکست­ خورده نگاه نکنند. نگاهی که اگر وجود داشته باشد، حتما روی انتخاب های بعدی­شان هم تأثیر می‌گذارد. آن‌ها باید به جایی برسند که ازدواج ناموفق در زندگی انسان امروزی، شکست به حساب نمی‌آید. واقعا در زندگی­های امروزی، نمی‌توان نام این اتفاق را شکست گذاشت؛ بلکه باید به آن به چشم تجربه تلخ نگاه کرد. اگر این باور در بین افراد طلاق ­گرفته جا بیافتد، آن ­وقت می‌توان گفت ازدواج­های دوم ازدواج­های خوب و موفقی از آب درمی ­آیند. یادمان باشد که هر انسانی می‌تواند با داشتن تجربه ­ای در انجام کاری، آن کار را برای بار دوم درست‌تر و راحت‌تر انجام دهد. در مورد ازدواج دوم هم همین­طور خواهد بود، اگر طلاق‌گرفته‌ها به ازدواج اولشان به چشم تجربه­ ای ارزشمند نگاه بیاندازند و از خاطرات آن برای جلوگیری از به وجود آمدن مشکلات جدید استفاده کنند، در نتیجه این‌بار با دید بازتری انتخاب خواهند کرد.مولفه مثبتی هم در زندگیتان بوده است افراد طلاق‌گرفته مدا ویژگی‌های منفی زندگی مشترک قبلی­شان را به یاد می‌آورند و از توانایی‌ها، ویژگی‌ها، مولفه‌ها و نکات مثبتی که زندگی قبلیشان داشت، غافل می‌شوند. این افراد بهتر است در نظر داشته باشند که قبل از طلاق با چه چالش‌هایی مواجه بوده و چه­ طور از پس آن‌ها بر‌آمده‌اند. طلاق یک چالش است ولی اکثر افراد قبل از طلاق، موفقیت‌هایی هم داشته‌اند یا در موارد دیگری موفق شده اند مشکلات و چالش‌ها را پشت سر بگذارند. در این دوران، یادآوری توانمندی‌ها مفید است؛اما موضوع این­جاست که بیشتر افراد در این دوران، به دلیل داشتن هیجانات منفی بیشتر به نداشتن توانایی‌هایشان فکر می‌کنند. در این شرایط بهتر است از خودشان بپرسند: «اگر این‌قدر ناراحت نبودم، چه­ طور مشکل را حل می‌کردم؟» علاوه بر این، می‌توانند از خودشان بپرسند: «اگر فرد دیگری با چنین مشکلی روبه­ رو شده بود، چه ­طور او را راهنمایی می‌کردم؟» به دلیل این­که بسیاری از افراد در حل مسائل مربوط به خودشان ناتوان می‌مانند ولی برای دیگران به خوبی نسخه می‌پیچند. هدفتان مشخص است؟ موقعی که خونسرد و آرام هستید، بنشینید و یک صفحه کاغذ بردارید و موقعیت فعلی­ تان را فهرست کنید. سپس، انتخاب‌ها و راه‌حل‌های ممکن را که برای هر مشکل دارید، بنویسید. در مورد یافتن یک راه‌حل برای همه مشکلات، نگران نباشید. تنها تلاش کنید که به صورت واضح آن­چه در گام بعدی باید انجام دهید، ببینید. با مشخص‌کردن یک هدف در هر هفته شروع کنید، بنویسید چه کارهایی باید انجام دهید و صرفا آن را انجام دهید. این کار اعتماد به نفستان را خیلی سریع بهبود می‌دهد.می‌خواهید زندگی کنید؟ در طول زندگی مشترکتان چه­ قدر نیازهای خودتان را سرکوب کردید و خود را فدا کردید تا همسرتان خشنود باشد؟! اکنون زمانی است که باید زندگی برای خودتان را شروع کنید. انجام‌دادن کارهایی که شما را شاد می‌کنند، به طرز قابل توجهی عزت‌نفستان را افزایش می‌دهد.انتقام، مسئله را پاک می‌کند؟ ممکن است مقدار زیادی خشم را با خودتان حمل کنید. تلاش برای انتقام‌جویی از همسر سابقتان تنها انرژی شما را با چیزی که هیچ دستاوردی به شما نمی‌دهد، تمام می‌کند. با یک دوست یا مشاور یا حتی فردی که فقط یک شنونده خوب است، صحبت کنید؛ کسی که نخواهد شما را نصیحت کند و تنها گوش بدهد و به او بگویید که چه احساسی دارید. خشم، نیاز به مجرای خروجی دارد. بیان آن به شما کمک می‌کند تا به یک وضعیت سالم هیجانی برگردید.فرار راه خوبی است؟ برخی خاطرات از زمانی که با همدیگر بودید، شما را آزار خواهد داد. این خاطرات قرار نیست فراموش شوند، نباید از به یادآوردن این خاطرات فرار کنید، اما نکته مهم این است که نباید با آن­ها زندگی کنید. به خودتان یادآوری کنید لحظات خاطره‌انگیزی در انتظار شما در آینده است. آینده‌تان آن چیزی است که شما اکنون نیاز دارید به آن فکر کنید و روی آن تمرکز کنید.گذشته جای خوبی برای پارک‌کردن است؟ این مسئله‌ای حیاتی است که شما آسیب‌های هیجانی طلاقی را که تجربه کرده‌اید، درک کنید؛ اما نباید در آن متوقف شوید. به عبارت دیگر، باید خیلی سریع و بدون تاخیر، دوباره کنترل زندگیتان را به دست بگیرید و به سوی تحقق آرزوهای جدیدتان بروید. این کار را باید با بررسی گذشته، توجه به موقعیت فعلی و برنامه‌ریزی برای بقیه زندگیتان انجام دهید. زندگی قبلیتان را همچون کتابی بدانید که اکنون بسته شده و باید کتاب‌های دیگری باز شوند. توجه به موقعیت فعلی­تان بسیار مهم است. اگر حالتان خوب نیست حتما کتاب زندگی قبلی­تان به روی شما بسته نشده است. از جا بلند شوید و به سوی یک مسیر مثبت برای دستیابی به آرزو‌هایتان گام بردارید. حتی اگر حال و حوصله­ اش را ندارید، با دیگران ارتباط برقرار کنید. مطمئن باشید که حوصله به دنبال شما خواهد آمد.این فرد،‌‌ همان فرد است؟ یکی از بزرگ‌ترین مواردی که در راه خوشبختی در ازدواج بعدی ایجاد مانع می‌کند، مقایسه همسر فعلی با همسر سابق است. ریز‌ترین شباهت رفتاری با همسر سابق موجب می‌شود که خاطره‌های بد فرد، از همسر سابق راه‌اندازی شود و به سطح هوشیاری آورده شود. بلافاصله فرد واکنشی بسیار منفی و شدید‌تر از سطح منطقی به این رفتار یادآورنده می‌دهد و خب معلوم است که فرد مقابل نیز در مواجهه با مکررشدن این رفتارهای واکنشی پرخاشگرانه بیکار نمی‌نشیند. یادتان باشد که هر فردی در این دنیا، با فرد دیگر شباهت‌هایی دارد و البته تفاوت‌های بسیار. پس نباید هر شباهت رفتاری را به حساب یکی‌بودن و این همانی بگذاریم. ]]> سبک زندگی Thu, 27 Apr 2017 05:35:50 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/286540/کنیم-ازدواج-بعدی-تحت-تأثیر-قبلی-نباشد ۷ روش ساده برای کمک به افراد افسرده http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/286538/۷-روش-ساده-کمک-افراد-افسرده به گزارش بلاغ، نیلوفر علیزاده: شاید آمار دقیقی از تعداد آدم‌های مبتلا به افسردگی در سراسر جهان در دسترس نباشد، اما همین که اعلام می‌شود که در کشوری مانند آمریکا سالاه ۱۵ میلیون نفر به این بیماری مبتلا می‌شوند و کمتر از یک سومشان برای درمان به روان شناس مراجعه می‌کنند، یعنی ما با یک مشکل جدی طرفیم. همین دور و بر خودتان هم اگر چشم بگردانید، قطعا با آدم‌هایی مواجه می‌شوید که علائمی از افسردگی را نشان می‌دهند. اما سوالی که برای ما به عنوان کسی که قرار است با این افراد زندگی یا کار کنیم یا دوستشان باشیم، پیش می‌آید این است که چطور باید با آنها برخورد کنیم تا نه فقط احساسات منفی‌شان را بیشتر نکنیم بلکه به آنها کمک کنیم تا به مرور بتوانند از شر هیولای افسردگی رها شوند.     چطور افسرده‌ها را بشناسیم؟  اگرچه افسردگی ممکن است فقط یکبار در عمر سراغ هر کسی برود اما بیشتر وقت ها، افراد چندین نوبت در عمرشان دچار علایم افسردگی می‌شوند. در این دوره‌ها ممکن است هر روز و در تمام طول رو علایم افسردگی را احساس کنند.۱. افرادی که دچار افسردگی هستند معمولاً احساس غم و اندوه، پوچی و ناامیدی می‌کنند و مدام دلشان می‌خواهد گریه کنند.۲. آنها علاقه‌شان را به فعالیت‌هایی که قبلا از آنها لذت می‌بردند مانند رابطه زناشویی، ورزش، تفریح و... از دست می‌دهند.  ۳. آدم‌های افسرده معمولاً افرادی عصبانی و تحریک پذیر هستند، خیلی زود و حتی به دنبال مشکلات کوچک، ناامید می‌شوند.۴. افراد مبتلا به افسردگی معمولاً از اختلالات خواب رنج می‌برند. بعضی  از آنها شب‌ها نمی‌توانند خوب بخوابند و مدام از بی خوابی و کمبود خواب شکایت دارند و بعضی‌ها بیش از حد می‌خوابند و ساعت‌های کوتاهی از روز ممکن است بیدار باشند.   ۵. افراد مبتلا به افسردگی بیشتر وقت‌ها احساس خستگی می‌کنند و انرژی زیادی برای رسیدگی به کارهای روزمره‌شان ندارند بنابراین از هر گونه تلاش اضافی خودداری می‌کنند حتی اگر  برای انجام یک کار کوچک باشد.۶. افراد افسرده اغلب تغییراتی را در اشتهایشان احساس می‌کنند؛ بعضی‌ها دچار افزایش اشتها می‌شوند و می‌گویند که میل عجیبی به غذا خوردن دارند و در نتیجه به مرور چاق می‌شوند و بعضی‌ها به شدت بی اشتها شده و وزن از دست می‌دهند.۷. افراد مبتلا به افسردگی معمولاً آدم‌هایی بی‌قرار و مضطرب هستند اما حرکات معمولی‌شان کند است مثلاً کند فکر می‌کنند، کند صحبت می‌کنند و حرکات بدنی‌شان هم کند است.   ۸. افراد مبتلا به افسردگی معمولاً احساس بی‌ارزشی می‌کنند یا خودشان را به دلیل اتفاقاتی که در گذشته افتاده و گاهی حتی آنها مسئولش نبوده‌اند، مقصر می‌دانند و غرق در احساس گناه می‌شوند.۹.  مبتلایان به افسردگی به خوبی نمی‌توانند تمرکز کنند، تصمیم بگیرند یا چیزی را به خاطر بیاورند.۱۰. افرادی که دچار افسردگی به خصوص از نوع شدید آن هستند، مدام به مرگ و خودکشی فکر می‌کنند و گاهی هم این فکر را عملی کرده و دست به خودکشی می‌زنند. ۱۱. مبتلایان به افسردگی معمولا دردهای جسمی دارند که هیچ توضیح یا دلیل مشخصی برای آن وجود ندارد مثل درد در ناحیه کمر یا سردرد و...در خیلی از بیماران مبتلا به افسردگی علایم بیماری آن قدر شدید است که می‌تواند آن‌ها را در زندگی روزمره‌شان دچار مشکل کند و جلوی فعالیت‌هایشان را در مدرسه، محل کار، دانشگاه یا در تعامل با دیگران بگیرد.    چطور به افراد افسرده کمک کنیم؟ ۱. کنارشان حضور داشته باشید یکی از بهترین کمک‌هایی که می‌توانید به افراد مبتلا به افسردگی بکنید این است که کنارشان باشید. البته لازم نیست که لزوما با آنها حرف بزنید یا نصیحتشان کنید، همین که کنارشان بنشینید، وقت‌هایی که گریه می‌کنند، بدون حرف بغلشان کنید و اجازه دهید حضورتان را درک کنند. با لبخند و لحنی گرم به آنها بگویید: «به من بگو که چه کاری می توانم برای کمک به تو انجام بدهم؟ می‌خواهیم با هم راهی پیدا کنیم که به تو کمک کند تا حالت بهتر شود» ۲. مراقب حرکات‌تان باشید درست است که آدم‌های افسرده ممکن است در تمرکز کردن یا به خاطر آوردن مطالب مشکل داشته باشند اما معنایش این نیست که معنا و مفهوم حرکات بدن و صورت و به طور کلی عملکرد شما را درک نمی کنند یا حواسشان به این جزییات کوچک نیست. سعی کنید حتی اگر نمی‌توانید به صورت کلامی به آنها قوت قلب بدهید با حرکات بدنتان به آنها نشان دهید که برایشان اهمیت زیادی قائل هستید. مثلا برایشان غذا بپزید، یک پیغام تلفنی یا پیامک کوتاه برایشان بفرستید یا خیلی ساده یکی از لباس‌هایشان را اتو بزنید و تا شده روی میزشان قرار دهید تا اولین چیزی باشد که اول صبح چشمشان به آن می افتد. این کار درست مثل این است که در ذهن تاریکشان یک چراغ پر نور روشن کرده باشید.   ۳. آدم‌های افسرده را قضاوت یا نقد نکنیدآنچه که می‌گویید، تاثیر زیادی روی روحیه و ذهن افرادی دارد که عاشقانه شما را دوست دارند. بنابراین از گفتن جملاتی مانند: «تنها چیزی که تو لازم داری این است که نیمه پر لیوان را ببینی» یا «همه اینها فقط در ذهن خودت است. اگر از رختخواب بیرون بیایی و گشتی بزنی، مطمئن باش حالت بهتر می‌شود» شنیدن این حرف از زبان شما، برای دوست افسرده‌تان مثل این است که به او می‌گویید خودش انتخاب می‌کند که چه احساسی داشته باشد و افسرده باشد یا نباشد. در نتیجه او را بیشتر از قبل منزوی می‌کنید. ۴. از دوست داشتن‌های خشن خودداری کنید! افسردگی یک بیماری است و با تشر زدن و عصبانی شدن شما قرار نیست بهبود پیدا کند. اگر کسی که دوست دارید، به افسردگی مبتلا شده مطمئن باشید شنیدن جمله «به خودت بیا یا دیگه من را نمی‌بینی» کمکی به او نمی‌کند و حتی ممکن است باعث شود که بیش از پیش احساس بیهودگی و بی ارزشی پیدا کند. اگر می‌خواهید بدانید با این کار چه بلایی سر آدم افسرده می‌آورید، کافی است یک بیمار سرطانی را در نظر بگیرید که اطرافیانش او را طرد می‌کنند یا از خودشان دور می کنند. ۵. درد و رنجی را که تحمل می‌کنند، کوچک نشمارید شما به گفتن جملاتی مثل «تو خیلی نازک نارنجی هستی» یا «چرا اجازه می‌دهی چنین موضوعات کوچکی این قدر اذییت کند» باعث می‌شوید که به خاطر احساساتش شرمنده شده یا دچار احساس گناه شود. کوچک شمردن افسردگی یک نفر این احساس را به او می‌دهد که به خاطر یک ضعف شخصیتی یا یک نقص و اشتباه افسرده شده است. ۶. نصیحت نکنید نصیحت کردن یا پیشنهاد دادن به افرادی که دوستشان داریم یا عاشقشان هستیم طبیعی‌ترین کار ممکن به نظر می‌رسد و درست است که آدم‌های افسرده نیاز به راهنمایی دارند ولی شما با نصیحت کردنشان، این احساس را به آنها می‌دهید که خودشان نمی‌توانند از پس مشکلات بر بیایید کاملا ناتوان هستند. بنابراین اگر می‌خواهید به یک آدم افسرده کمک کنید بهتر است به جای نصیحت کردن، از خودشان بپرسید که چه کاری می تواند حالشان را بهتر کند و با این کار این فرصت را به او بدهید که از شما درخواست کمک کند. ۷. مقایسه کردن ممنوع! شاید خود شما هم در دوره‌ای از زندگی‌تان افسرده بوده باشید ولی این که از خودتان برای دوست افسرده امروزتان مثال بزنید و سعی کنید او را قانع کنید که اوضاع شما بدتر از اوضاع فعلی او بوده است! شاید هدف شما این باشد که به دوستتان نشان بدهید که او در درد و رنجش تنها نیست اما در عوض این احساس را به او می‌دهید که دارید احساساتش را کوچک می‌کنید. ]]> سبک زندگی Thu, 27 Apr 2017 05:34:41 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/286538/۷-روش-ساده-کمک-افراد-افسرده به این واسطه‌ها برای ازدواج اعتماد نکنید http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/285888/این-واسطه-ها-ازدواج-اعتماد-نکنید به گزارش بلاغ، سیده زهرا برقعی: اولش از معرفی دختر و پسرهایی که تک و توک در اطرافش می‌شناخت شروع شد. بچه‌های خودش هنوز کوچک بودند. دو سه تا دختری که توی فامیل می‌شناخت و مشخصات ریز آنها را می‌دانست، معمولا در جمع‌های خودمانی زنانه معرفی می‌کرد. می‌گفت:«بهتر از اینها سراغ ندارم که چندین و چند هنر دارند و در خانمی تک هستند».   بعدش که پسرهای خودش بزرگ شدند و افتاد به دور گشتن و دنبال دخترِ خوب گشتن، تازه فهمید آدم‌ها چقدر نیاز دارند به اینکه به آدم‌های دیگر معرفی شوند. یک جایی این تلاقی خانواده‌ها لازم است. یک کسی باید خودش را خرج کند تا دو تا خانواده با هم آشنا شوند و بلکه رابطه، جوش بخورد. خودش هر دو تا عروسش را از واسطه گریِ دوستان و اطرافیانش داشت که معرفی کردند و جلسات خواستگاری، منتهی شد به انتخاب. دختر و پسر هم در اطرافش کم نمی‌شناخت. یک روز نشست خصوصیات این‌ها را در دفتری نوشت. و هر وقت کسی می‌آمد و می‌گفت:«مورد خوبی سراغ نداری؟» زود دفتر را جلو می‌آورد و ورق می‌زد. کنار بعضی اسامی گل کشیده بود. یعنی این هم وصلتش جور شد. کنار بعضی ضربدر می‌زد. یعنی یا قصد ازدواج ندارد یا ازدواج کرده است. علامت سوال کنار اسامی هم برای این بود که اطلاعاتش را تکمیل کند و بتواند در معرفی‌هایش، جزییات بیشتری بگوید. اینها روندِ واسطه گریِ خانم ح بود. حالا ساعت نه و نیم تا ده ونیم شب، می‌نشیند کنار تلفن. دو تا پوشه‌ٔ بزرگ دارد. یکی اسامی و خصوصیات دخترها. دیگری هم برای پسرها. گاهی مادرِ دخترها خودشان زنگ می‌زنند و خصوصیات دخترشان را به خانم ح می‌گویند تا یادداشت کند. اغلب تماس گیرندگان، به طریقی آشنا هستند. یعنی خانم ح را از نزدیک یا دورادور می‌شناسند و نیمچه اعتماد اولیه‌ای بین‌شان هست. خانم ح هم اگر طرف مقابلش را خوب نشناسد، مراتب احتیاط را رعایت می‌کند و هر شماره‌ای را به هر کسی نمی‌دهد. حالا در این سال‌ها، دختران زیادی با پسران فراوانی وصلت کرده‌اند و خانم ح، خوشحال است که توانسته کمک کارِ اطرافیانش باشد. خودش می‌گوید:«از اول می‌گویم که نیتم خیر است ولی در مورد دختر و پسرها، هیچ اتفاق و پیشامدی را گردن نمی‌گیرم. من فقط معرف هستم. معرفی میکنم و اگر شرایط دو نفر به هم خورد، و من تایید کردم، مراحل بعدی شروع می‌شود».  واسطه‌گری برای ازدواج بین معصومین علیهم السلام رواج داشته است واسطه‌گری برای ازدواج، کاری است که از قدیم، بین مردم، مرسوم بود. یکی می‌آمد می‌گفت فلانی یک دخترِ دم بخت دارد. و مادرِ پسر، راهی خانه‌ٔ آنها می‌شد برای خواستگاری. این معرفی‌ها کار را خیلی جلو می‌برد و سبک‌های تازه‌ای برای آشنایی خانواده‌ها فراهم کرد. امام صادق(ع) درباره ثواب این کار فرموده‌اند:«هر فردی زمینه ازدواج مجردی را فراهم کند از افرادی است که خدا در روز قیامت به او نگاه [لطف آمیز] می‌کند».۱ این روایت را بخوانید: وقتی که جوانی به نام «جُوَیبِر» خدمت حضرت می‌آیند، حضرت نگاه مهربانی به او می‌کنند و می‌فرمایند که چرا ازدواج نمی‌کنی؟ او هم در پاسخ مشکلاتی را مطرح می‌کند. بعد حضرت همان‌جا او را راهنمایی می‌کنند و می‌فرمایند که «انْطَلِقْ یَا جُوَیْبِرُ إِلَى زِیَادِ بْنِ لَبِیدٍ فَإِنَّهُ مِنْ‌ أَشْرَفِ‌ بَنِی‌ بَیَاضَة» ای جویبر! پیش زیاد ابن لبید برو و دختر او را خواستگاری کن. یعنی در واقع واسطه‌گری برای امر ازدواج بین معصومین علیهم السلام نیز رواج داشته است.   پاداش واسطه‌گری در ازدواج بر اساس احادیث امام کاظم(ع) می‌فرمایند:«سه گروه روزی که هیچ سایه‌ای جز سایه خدا نیست زیر سایه عرش الهی قرار می‌گیرند: کسی که زمینه ازدواج برادر مسلمان خود را فراهم آورد یا به او خدمت کند یا راز او را بپوشاند.۲ ثوابی که برای فرد واسطه‌گر ذکر شده به اندازه یک سال عبادت است، آنجا که رسول خدا(ص) فرمودند:«هر فردی در ازدواج حلالی بین دو نفر اقدام کند تا این که خدا آن دو را گرد هم آورد، خداوند در برابر هر قدمی که وی در این راه برداشته و هر سخن ثوابی که گفته ثواب یک سال عبادت را به او می‌دهد».۳ همچنین امام علی علیه‌السلام از وساطت برای ازدواج به عنوان بهترین وساطت‌ها نام می‌برند:«بهترین وساطت‌ها این است که میان دو نفر در امر ازدواج وساطت شود تا سامان گیرند»۴    انواع واسطه‌‌های ازدواج را بشناسید  واسطه‌ها چند گروه‌اند. عده‌ای خیرخواه و آگاهند. پس می‌توان به آنها اطمینان کرد. عده‌ای خیرخواه اما نا آگاهند. اعتماد به این افراد خسارت بار و موجب پشیمانی است. عده‌ای درست مثل بنگاه املاک عمل می‌کنند. یعنی همه تلاششان در پی تحقق معامله و رسیدن به سود و منفعت مالی است اینها هم خطرناکند. گروه دیگر سوء نیت دارند یعنی با حیله و دغل سعی می‌کنند به اهداف و منافع شوم خود برسند. این گروه سرشار از بخل، کینه و حسد بوده و هدف اصلی آنان نابودی خانواده‌ها است. این دسته به شدت غیرقابل اعتماد بوده و باید از آنها ترسید. می‌توان گفت که انتخاب یک معرف امین و خیرخواه خود نیز به اندازه انتخاب یک همسر مناسب سخت است.     ویژگی‌های واسطه مورد اعتمادیک واسطه خوب و مطمئن باید متدین، عاقل، فهیم، دلسوز و خیرخواه باشد، معیارهای اصلی و حقیقی ازدواج را بشناسد، نقاط ضعف و قوت دو طرف را بداند، کاملا با خلقیات، روحیات، فرهنگ و مذهب خانواده‌ها آشنا باشد و بسیار سنجیده و عاقلانه طرفین را آگاه سازد. بنابراین کسی که دارای این ویژگی‌ها نیست نباید به او اعتماد کرد.در این شیوه آشنایی، واسطه‌ها به دلیل شناختی که از دو طرف دارند مهره اصلی انطباقات اولیه واقع شده و اقدام به معرفی افراد به یکدیگر می‌کنند. در این میان بسیاری از خانواده‌ها نیز تنها به صرف آشنایی، به فرد معرفی‌کننده بیشتر از فرد معرفی‌شونده اعتماد می‌کنند.اما باید دانست فرد واسطه براساس نظام فکری، فرهنگی و مذهبی خود دو نفر را به هم معرفی می‌کند و ممکن است طرفین را به درستی نشناخته باشد، بنابراین نمی‌تواند تضمین‌کننده موفقیت در ازدواج باشد.در واقع جوان‌ها و خانواده‌هایشان باید بدانند پس از معرفی باید براساس اعتقادات و روحیات خود به تحقیق و بررسی بیشتری پرداخته و براساس آنچه می‌شنوند تصمیم نگیرند.در بخش دوم این یادداشت توصیه‌هایی برای افرادی خواهیم داشت که دوست دارند، بدون دردسر واسطه ازدواج بین دو جوان شوند. پی‌نوشت:۱. الکافی، ج ۵، ص ۳۳۱۲. جامع الاخبار، ص ۱۰۲۳. همان۴. بحارالانوار، ج ۱۰۰ ]]> سبک زندگی Tue, 25 Apr 2017 08:32:48 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/285888/این-واسطه-ها-ازدواج-اعتماد-نکنید این ۳ جمله را هرگز به همسر خود نگویید http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/285203/این-۳-جمله-هرگز-همسر-خود-نگویید به گزارش بلاغ، سه عبارت هست که اگر با همسرتان در میان بگذارید؛ چه نیتتان خیر باشد و چه نباشد، به احتمال زیاد، او را دشمن خود خواهید کرد. واکنش احتمالی به چنین جمله‌های نسنجیدۀ نامناسبی در دامنه‌ای از رفتارهای همراه با سکوت تا انفجار سرخوردگی‌ها و ناکامی‌ها در برابر ناتوانی شما در همدردی و درک طرف مقابلتان قرار خواهد گرفت. چرا این عباراتی که به‌شدت هم رایج هستند و عموما هم چندان بد دانسته نمی‌شوند، امکان دارد این‌قدر توهین‌آمیز تلقی شوند؟ تجربه می‌گوید، مردان بیشتر احتمال دارد به دلیل بیان چنین عباراتی متهم دانسته شوند تا زنان. فکر می‌کنم وقتی بیشتر توضیح بدهم، متوجه خواهید شد که چرا دریافت‌کنندۀ این جمله‌ها (که شاید خود شما باشید) احتمال دارد هر یک از آنها را به‌عنوان بیاناتی انتقادآمیز، غیرهمدلانه و بی‌اعتبار و چه‌بسا کاملا تحقــیرآمیز احساس کند. توضیــح خواهم داد که چرا این‌گونه می‌شود؛ و پاسخ‌های جایگزیـنی را به شما پیشنهاد خواهم کرد که به حل‌وفصل آن وضعیت پرتنش کمک کند، نه اینکه آن را شعله‌ور سازد. در ادامه این مطلب را به نقل از سایت سپیده دانایی می‌خوانیم.  ۱. «نباید این‌طور احساس کنی»  همۀ «بایدها» توأم با قضاوت است. اغلب در استفاده از چنین عباراتی همسر خود را در حالت تدافعی قرار می‌دهید و غیرمستقیم به خاطر شیوه‌ای که واکنش نشان داده است به او حمله می‌کنید و به‌صراحت می‌گویید که احساسات او اشتباه است یا دست‌کم توجیهی ندارد. بر اساس تاریخچۀ زندگی مشترک شما و اینکه همسر شما چگونه صحبت‌هایتان را تفسیر می‌کند، ممکن است پریشانی خود را کاملاً واقعی، منطقی و معقول بداند؛ بنابراین گفتن اینکه از حرف من چنین برداشتی نکن، می‌تواند شبیه به تکان دادن پارچۀ قرمز در برابر گاو خشمگین در میدان بازی باشد و باعث آزار و اذیت او شود و به او این احساس را بدهد که مورد تمسخر قرار گرفته است. البته ممکن است قصد شما این نبوده باشد. بااین‌حال نکتۀ مهم در اینجا این است که پاسخ عاطفی همسرتان صحت دارد. این حالت احساسی شایسته و نیازمند همدلی است، پیش از اینکه بخواهد مورد سؤال قرار بگیرد؛ بنابراین اگر از واکنش همسرتان به خاطر اینکه (دست‌کم آگاهانه) با آنچه منظور شما بوده است همخوانی ندارد به خود آمدید، آنچه لازم است انجام دهید این است که از او بپرسید حرفی را که گفته‌اید چگونه شنیده است. سعی کنید بدون حالتی قضاوت گونه و با دلسوزی و مهربانی رفتار کنید تا بتوانید بهتر بفهمید و درک کنید که چه چیزی باعث ناراحتی همسرتان شده است. در چنین شرایط حساسی، هر انتقادی، از هر سو که باشد، می‌تواند برای رابطه خطرناک باشد؛ بنابراین با دقت تلاش کنید که از پیش‌آمدن چنین گفت‌وگوی ارزیابانه‌‌ای بپرهیزید. بیان احساسات همسرتان، چه خشم باشد یا ناراحتی یا اضطراب یا شرمندگی و یا ترس، ممکن است موجب احساس ناخوشایندی شود. شاید هم باعث شود تصور کنید که موجودی ناتوان، کودن، یا طرد شده هستید. در نتیجه با حالتی تدافعی ممکن است احساس کنید باید با او دربارۀ احساساتش صحبت کنید و توضیح بخواهید؛ که معمولا کار خوبی نیست، دست‌کم بلافاصله این حرف را پیش نکشید. ۲. «خیلی حساس هستی»  این پاسخ دور از احساس و عاطفه نیز درخواستی را می‌رساند: «این‌قدر حساس نباش.» اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، این عبارت نیز یک «باید» انتقادی دیگر را در خود جای داده است؛ اما به‌عنوان یک واقعیت، همۀ ما همان‌قدر حساس هستیم که هستیم. با توجه به برنامۀ بیولوژیک ویژۀ ما و تجربه‌های گذشته‌مان، حساسیت امروزمان باید همینی باشد که هست. بنابراین واقعا اگر همسرتان را به خاطر اینکه شدیدا به حرف شما واکنش نشان داده سرزنش کنید، کار به‌جایی نکرده‌اید. وقتی کسی به‌شدت به خاطر ناراحتی‌اش مورد قضاوت قرار می‌گیرد، ممکن است آن را حمله‌ای به هویتش احساس کند. افزون بر این، اگر همسرتان را «بسیار حساس» خطاب کنید، به این معناست که به او بگویید احساساتش اشتباه است و با توجه به زمینۀ ماجرا و تن صدایی که به کار می‌برید، ممکن است همسرتان از شنیدن آن کلمات، احساس ضعف یا نقصان کند. این را هم در نظر داشته باشید که دلیل واکنش منفی نسبت به احساسات همسرتان، اگرچه ناآگاهانه، این است که اظهارات او دربارۀ حساس بودن باعث شده است احساس گناه بکنید. اگر واکنش او را به‌عنوان امری انتقادآمیز و (اگرچه به‌گونه‌ای غیرمستقیم) اظهار نگرانی او را به‌عنوان حمله تجربه کرده باشید، ممکن است احساس کنید که مشغول توجیه خود هستید. آنچه در چنین شرایطی ضرورت دارد این است که تجربۀ عاطفی همسرتان را از نقطه‌‌نظر و نگاه او بفهمید (نه خودتان). من اغلب به افرادی که با آنها کار می‌کنم می‌گویم که در رویارویی با چنین شرایط دشوار و طاقت‌فرسایی، اولین کاری که باید انجام بدهید این است که با مهربانی و دلسوزی سعی کنید واقعیت ذهنی همسرتان را بفهمید و اگر خود به‌تنهایی نتوانستید، از همسرتان بپرسید که چه چیزی او را تا این حد ناراحت کرده است. این پرسش باید با تن صدایی پرسیده شود که به‌روشنی منتقل‌کنندۀ توجه و نگرانی شما به همسرتان باشد، نه اینکه حالت انتقادی داشته باشد. ۳. «گریه نکن»   بسیاری از ما وقتی همسر خود را در حال گریه کردن می‌بینیم، واکنش نامطلوبی نشان می‌دهیم. درست در زمانی که او آن‌قدر غرق اندوه است که اشکش سرازیر شده، ما ممکن است ابراز ناراحتی، شرمندگی، دلخوری، یا حتی خشم کنیم. در نظر بگیرید که در فرهنگ رایج، اولا مردها یاد می‌گیرند لطیف بودن و ابراز احساسات، آسیب‌پذیر بودن و احساساتی که بیشتر زنانه تلقی می‌شوند باید سرکوب شوند و دوم اینکه از نظر ژنتیکی، از آنجا که مردان سطح تستسترون بالاتری نسبت به زنان دارند، احساساتشان را به شدتِ زنان احساس نمی‌کنند؛ بنابراین نه‌تنها احتمال دارد مرد احساس کند که نتوانسته همسرش را درک کند و با کلمات و نیازهایش به او این‌طور منتقل کرده است که کاری جز گریه کردن ندارد، بلکه معمولا احساس می‌کند که کار وحشتناکی هم انجام داده که همسرش به این حال افتاده است. درست مانند دیگر پاسخ‌های نامناسب (چه‌بسا ناخواسته یا ناآگاهانه)، با گفتن «گریه نکن» به همسرتان، برای متوقف کردن گریۀ او، اساسا چه با تُن صدای انتقادآمیز و یا با تُن صدای مهربانانه، دارید این پیام را به او منتقل می‌کنید که او (چه زن یا حتی شوهر) نباید چنین احساسی را با چنین شدتی داشته باشد. با چنین اقدامی شما هم شخصیت همسرتان و هم احساس او را بی‌اعتبار می‌کنید و نادیده می‌گیرید؛ حتی اگر این برخورد ناآگاهانه باشد. روشن است که تجربۀ چنین مخالفتی، برای رسیدن به توافق و هماهنگی، هیچ کمکی به شما دو نفر نخواهد کرد.  اگر در ابتدا همسرتان به دلیل تحقیر شدن، بدفهمی، یا عدم دریافت توجه کافی گریه می‌کرد، بعد از واکنش شما به احساسات او، یعنی تأیید نکردن و نادیده گرفتن آنها، اصطکاک و اختلاف بین شما بیش‌ازپیش خواهد شد.  ]]> سبک زندگی Sun, 23 Apr 2017 05:48:42 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/285203/این-۳-جمله-هرگز-همسر-خود-نگویید به جنگ لوس شدن فرزندان در خانه مامان‌بزرگ بروید http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/285169/جنگ-لوس-شدن-فرزندان-خانه-مامان-بزرگ-بروید به گزارش بلاغ، عطیه اسماعیلی: شیرین زبانی نوه‌ها هر چند زیبا و لذت بخش است اما محبتی که از سوی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها دریافت می‌کنند زیادی لوسشان می‌کند و همیشه بر سر این موضوع جر وبحث‌هایی بین پدرها ومادرها با پدربزرگ و مادربزرگ در جریان است که چرا نمی‌گذارید با روش خودمان بچه‌ها را تربیت کنیم، روشی که احتمالا تفاوت‌هایی با روش پیشینیان دارد. بچه‌های امروزی هم که خیلی باهوش و زرنگ شده‌اند و خوب می‌دانند چطور خودشان را برای پدربزرگ و مادربزرگ لوس کنند و امتیاز بگیرند. این وسط چه کار می‌توان کرد تا احترام و جایگاه بزرگ‌ترها حفظ شود و دلخوری برایشان پیش نیاید و تلاش‌های پدر و مادر برای تربیت فرزندشان نقش برآب نشود.   علاقه‌ای که باید در مسیر درست هدایت شود  همه‌ٔ پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها آرزو دارند تا هر چه در توانشان هست برای نوه‌های دلبندشان انجام دهند. بزرگ‌ترها با دست و دلبازی و عشق  مقدار زیادی لباس و اسباب بازی برای بچه‌ها خریداری می‌کنند، درحالیکه هیچ احتیاجی به آنها ندارند و این باعث می‌شود مفهوم قناعت و صرفه جویی در وجودشان نهادینه نشود. از هر وسیله‌ای چند عدد دارند و ولع بیشتر داشتن در رفتارهایشان پدیدار می‌شود. این طور مواقع بهتر است یک لیست از وسایلی که فرزندتان واقعا به آن احتیاج دارد، تهیه کنیدو از والدینتان بخواهید در مناسبت‌هایی که می‌خواهند به بچه‌ها هدیه بدهند، این وسایل را تهیه کنند. بستنی‌های مضر برای سلامتی  مصرف بیش از اندازه بستنی برای سلامتی کودکان بسیار مضراست و در آینده منجر به اضافه وزن می‌شود. اما مگر می‌شود به مادربزرگ مهربان گفت برای نوه‌ای که گریه می‌کند و بستنی می‌خواهد، بستنی نخرد. به جای برخورد نامناسب از مادربزرگ و پدربزرگ بخواهید حواس بچه‌ها را پرت کنند و به جای بستنی برایشان خوراکی خوشمزه و سالم دیگری مانند ماست میوه کم چرب بخرند.   شکستن قانون و مقررات  قوانینی که شما برای فرزندتان مشخص می‌کنید و می‌خواهید حتما پیروی شود با چند قطره اشک و احساسات پاک پدربزرگ ش شکسته می‌شود. می‌تواند تا ساعت‌ها با تبلت بازی کند و مشق‌هایش را ننویسد و موارد از این دست که به اصطلاح بچه‌ها دیگر حرف شما را نمی‌خوانند و به سمت والدینتان می‌روند تا حمایتشان کنند. به پدر و مادرتان یادآوری کنید خودشان هم در بسیاری مواقع احساساتشان را نادیده می‌گرفتند تا فرزندشان مسیر درستی برود پس باید به شما هم حق بدهند که گاهی احساسات را نادیده بگیرید و فرزندتان را محدود کنید. اوقات بی‌پایان تفریح و سرگرمی  به دلایلی مجبور هستید فرزندتان را برای چند ساعتی نزد مادربزرگ و پدربزرگش بگذارید، وقتی باز می‌گردید با این صحنه مواجه می‌شوید که فرزندتان ساعت‌ها مشغول تماشای تلویزیون یا بازی‌های کامپیوتری و پلی استیشن بوده است. و مادربزرگ هم مانع‌اش نشده است. در این مواقع کتاب و بازی‌های فکری که مادر و پدرتان هم می‌توانند در انجامش با بچه‌ها مشارکت کنند را در کیفش بگذارید، تا علاوه برگذراندن اوقات خوش زمان محدودتری به فیلم دیدن و بازی کامپیوتری بگذرد.   نادیده گرفتن اشتباهات  آغوش گرم مادربزرگ همیشه منبع آرامش و مهربانی است و هیچ مادربزرگی نمی‌تواند با نوه‌ٔ دلبندش سختگیرانه برخورد کند، چون می‌ترسد این چهره خواستنی و مهربان مخدوش شود. حتی مواقعی که کار اشتباهی از بچه‌ها سر می‌زند و لازم است که برخورد محکم و اصولی ببینند تا خطایشان را تکرار نکنند. به بزرگترها بگویید اگر نمی‌توانند سختگیرانه و محکم باشند، لااقل اشتباهات را به بچه‌ها بگویند و بخواهند که دیگر این مرتکب این خطا نشوند و رفتارشان را اصلاح کنند. کمی بیشتر بیشتر بیدار بماند  شب‌هایی که در خانه والدینتان می‌مانید برای آن‌ها فرصت مغتنمی است تا وقت بیشتری را با نوه‌های عزیزشان بگذرانند. وقتی ساعت خواب بچه‌ها فرا می‌رسد، بحث و جدل شروع می‌شود که حالا بگذار یک کم بیشتر بیدار بماند. فردا که تعطیل است و موارد این چنینی. خیلی آرام برایشان توضیح بدهید و اگر فایده‌ای نداشت روز بعد فرزندتان را در همان ساعت مقرر بیدار کنید تا ببینند دیر خوابیدن چه اثری بر خلق و خوی بچه‌ها گذاشته است. منبع: supermama.me   ]]> سبک زندگی Sun, 23 Apr 2017 04:48:15 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/285169/جنگ-لوس-شدن-فرزندان-خانه-مامان-بزرگ-بروید اوضاع پسماند در مازندران نگران‌کننده است http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/285097/اوضاع-پسماند-مازندران-نگران-کننده به گزارش بلاغ، حسینعلی بابایی کارنامی در جمع خبرنگاران مازندران با اعلام اینکه در حال حاضر پسماند مهمترین مشکل استان است، اظهار کرد: در بسیاری از نقاط مازندران برای ساماندهی پسماند به شدت دچار مشکل هستیم.وی افزود: مشکل پسماند در بیشتر نقاط استان وجود دارد و حتی زمینه آلودگی بسیاری از مناطق حفاظت شده مازندران را فراهم کرد.مدیرکل محیط زیست مازندران با بیان اینکه بازدیدی از وضعیت پسماند در چالوس، بابل و ساری داشتم، گفت: اقدامات انجام شده در این زمینه بسیار نگران‌کننده است.بابایی با اعلام اینکه شهرداری‌ها و شوراها باید در زمینه پسماند به صورت جدی وارد عمل شوند، خاطرنشان کرد: به دلیل انباشت پسماند در مازندران و عدم پیگیری مناسب، اقدام قابل توجهی در این حوزه انجام نشد.وی درباره وضعیت پسماند مراکز درمانی استان، بیان کرد: پسماندهای بیمارستان‌ها با اقدامات انجام شده بی‌خطرسازی می‌شود اما نسبت به پسماند مراکز خصوصی و مطب‌ها نگرانی‌های جدی وجود دارد.مدیرکل محیط زیست مازندران با اعلام اینکه پیگیری‌های در این حوزه در حال انجام است، یادآور شد: دغدغه‌ها و مشکلات این بخش را به متولیان دانشگاه علوم پزشکی مازندران منتقل کردیم.مدیرکل محیط زیست مازندران در ارتباط با آلوده بودن شناگاه‌های استان، گفت: سیستم پایش وضعیت آلودگی استان را در حال حاضر در اختیار گرفتیم، بررسی میدانی در این زمینه انجام می‌شود که پس از شناسایی نقاط داری مشکل، موارد را به استانداری اعلام و مناطقی دارای مشکل با نشان دادن علائم مشخص می‌شود. ]]> سبک زندگی Sun, 23 Apr 2017 03:30:00 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/285097/اوضاع-پسماند-مازندران-نگران-کننده ساماندهی پسماند وعده به زمین مانده دولت در مازندران/ متولیانی که گوش شنوا ندارند! http://www.bloghnews.com/fa/doc/note/285118/ساماندهی-پسماند-وعده-زمین-مانده-دولت-مازندران-متولیانی-گوش-شنوا-ندارند به گزارش بلاغ، وضعیت پسماند یکی از نگرانی‌های جدی در مازندران است که حقیتا یکی از وعده‌های به زمین مانده دولت در این استان است.ساماندهی پسماند در استان مازندران نیاز به اعتبارات ملی دارد، در دروه مدیریت قبلی محیط زیست استان با وجود پیگیری‌های رسانه‌ای در این ارتباط، تمایل چندانی به رفع این معضل در مازندران نشان داده نشد و حتی اوضاع به حدی رسید که متولیان استانی جلوی ورود خبرنگاران به جلسه مدیریت پسماند در مازندران را گرفته و کمتر خبری از وضعیت رسیدگی پسماند در استان منتشر می‌شد.مدیران استانی به جای طرح موضوع رسیدگی به پسماند در سطح عمومی تلاش کردند با جلوگیری از وضعیت رسیدگی به پسماند در حوزه رسانه این دغدغه اجتماعی را امنیتی تلقی کرده و کمتر اطلاعات و اقدامات انجام شده در حوزه پسماند در اختیار رسانه‌ها قرار می‎گرفت.مدیرکل سابق محیط زیست مازندران که تنها سه روز در هفته در استان حضور داشت، در این حوزه چندان دغدغه نداشت و نتیجه آن گلایه‌مندی مردم در بابل، ساری، چالوس، آمل و حتی در شهرهای ساحلی مانند بابلسر شد.با توجه به حضور میلیونی مسافران در استان مازندران، انتظار بود که متولیانی که به اصطلاح دغدغه زیست محیطی دارند نسبت به وضعیت پسماند در استان تدابیر مناسبی اتخاذ کنند اما دریغ از پیگیری لازم و نتیجه بخش در حوزه پسماند!اوضاع پسماند در حال حاضر به حدی در مازندران به نگرانی جدی تبدیل شد که مدیرکل محیط زیست مازندران به جای رسانه‌ها در این حوزه ابراز نگرانی کرد و با نامناسب خواندن وضعیت پسماند در استان مازندران، از آلوده شدن بسیاری از مناطق حفاظت شده محیط زیست مازندران بابت دفن نامناسب زباله در استان خبر داد.با وجود گذشت چهار سال از دولت تدبیر و امید، اقدامی که منجر به نتیجه بخش شدن اوضاع پسماند در استان شود انجام نشده و حتی یک کارخانه زباله‌سوز که نیاز جدی مازندران است به ثمر نرسید.وعده‌ها در ارتباط با ساماندهی پسماند در استان مازندران به دولت بعد واگذار شد تا محیط زیست مازندران هم از وعده‌های به زمین مانده دولت بی‌نصیب نماند.کاش مدیران استانی به جای جلوگیری از ورود رسانه‌‌ها، دغدغه‌های فعالان رسانه‌ای مازندران در حوزه پسماند را تجمیع و برای دریافت اعتبارات برای ساماندهی پسماند در اختیار متولیان مربوطه قرار می‌‌دادند. ]]> سبک زندگی Sat, 22 Apr 2017 19:30:00 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/note/285118/ساماندهی-پسماند-وعده-زمین-مانده-دولت-مازندران-متولیانی-گوش-شنوا-ندارند در خواستگاری این ۱۶ سوال را مطرح کنید http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/284989/خواستگاری-این-۱۶-سوال-مطرح-کنید به گزارش بلاغ، شاید شما هم جزء آن دسته از افرادی باشید که در زمان رفتن به خواستگاری ندانید که چه باید بپرسید و این مساله باعث شده است که نتوانید در انتخاب همسر برای خودتان به نتیجه برسید. پرسیدن سوالات اساسی و لازم، می‌تواند به شما کمک کند تا به شناخت بهتر طرف مقابل خودتان بپردازید و در نتیجه انتخاب بهتری را داشته باشید. در ادامه این مطلب را به نقل از سایت تبیان می‌خوانیم.   تصمیم سرنوشت ساز   یکی از مهم‌ترین و سرنوشت ساز ترین تصمیمات در طول عمر هر فردی، انتخاب همسر می‌باشد. برای اینکه بتوانید فرد مناسبی را برای خودتان انتخاب کنید باید به شناخت دقیق طرف مقابلتان بپردازید. برای این که دختر و پسر بتوانند به شناخت کافی از یکدیگر برسند باید سوالاتی که در ذهنشان هست را از یکدیگر بپرسند. طرح قبلی   لازم هست که هر دختر و پسری که در آستانه‌ی سن ازدواج قرار دارد، به این مساله فکر کند و به این شناخت برسد که چه  انتظاری را از همسر آینده‌شان دارند و می‌خواهند که همسرشان چه ویژگی‌هایی را داشته باشد. هنگامی که در گذر زمان، دخترها و پسرها به این مساله فکر کنند، در زمان خواستگاری و انتخاب همسر، قطعا با مجموعه مهمی از سوالات همراه هستند و راحت‌تر و سریع‌تر می‌توانند به شناخت طرف مورد نظرشان برسند. اما اگر از قبل سوالات مشخص نشده باشند، باعث می‌شود که طرفین در شناخت یکدیگر با مشکل و یا حتی سردرگمی همراه شوند. ۵ حوزه سوال اساسی در خواستگاری   اطلاعات شخصی: حتما افرادی که قصد ازدواج کردن را دارند باید در جلسه خواستگاری در ابتدا به گفت و گو راجع به اطلاعات شخصی خودشان بپردازند. نام و نام خانوادگی کامل، دین و مذهب، نام مستعار، محله زندگی، تعداد خواهر و برادران با ذکر نوع تحصیلات و شغلشان، وضعیت نظام وظیفه، مشخصات پدر و مادرها و دیدگاه های سیاسی، از جمله زیر مجموعه‌های سوالات در زمینه اطلاعات شخصی هستند.  اطلاعات اجتماعی: دسته دیگری از سوالات زمان خواستگاری مربوط به مسایل اجتماعی هست. شرایط اجتماعی شامل رشته تحصیلی، شغل و جایگاه اجتماعی، حد و مرزهای ارتباطات اجتماعی با دوستان، آشنایان و بستگان، ارتباط با نامحرم ها، حد و مرزهای مربوط به شرایط شغلی هر دو طرف، علایق و استعدادها از جمله حوزه های مربوط به این دسته هستند.   اطلاعات شخصیتی و هیجانی: اطلاعات شخصیتی و هیجانی نیز از دسته دیگری از سوالات مهم و اساسی در ازدواج  نپرسیدن سوالات کافی در خواستگاری، می‌تواند شما را از انتخابتان دور سازد. سوالاتی از این قبیل در این دسته می گنجند، بررسی نوع تیپ های شخصیتی با ذکر ویژگی های آن، صحبت کردن راجع به هیجانات هم مثبت و هم منفی از قبیل این که چه مسایلی باعث ایجاد این هیجانات در فرد شده؟ و افراد چگونه این هیجانات را کنترل می کنند؟ خونسرد بودن یا خون گرم بودن، منعطف بودن یا برنامه ریز بودن، صبور بودن یا عجول بودن مستقل بودن و مشورت گرفتن در کارها، نوع محبت کردن به دیگران، گذراندن اوقات فراغت.   اطلاعات مذهبی: صحبت کردن راجع به اعتقادات مذهبی، حد و مرزهای مذهبی، شرکت در مراسم مذهبی، سفرهای زیارتی، انجام واجبات مثل نماز و روزه، بسیار مهم است.   اطلاعات مالی: طرفین ازدواج  بهتر است در جلسات آخر راجع به مسایل مالی، از قبیل میزان درآمد مرد و زن، نحوه خرج کردن و پس انداز کردن درآمدهایشان، دیدگاه های اقتصادی، پس انداز و خرج کردن نیز صحبت کنند.   نمونه‌ای از سوالات مهم   برای اینکه ذهنتان آمادگی طراحی سوالات درون ذهنتان را داشته باشد، به طرح چند سوال مهم می‌پردازیم تا این سوالات الگویی بشود برای آماده سازی ذهن شما در روز خواستگاری.    ۱. نظر شما نسبت به نماز خواندن و روزه گرفتن چیست؟ خودتان تا چه حد پای بند هستید؟ خانواده شما تا چه حد به مسایل مذهبی معتقد هستند؟   ۲. نظر شما نسبت به سفرهای مذهبی و شرکت در مراسم مذهبی چیست؟   ۳. دیدگاه شما و خانوادتان راجع به مسایل سیاسی چیست؟   ۴. شما بر سر چه مسایلی ناراحت/ مضطرب/ عصبانی/ شاد و ... می شوید؟   ۵. در هنگام عصبانیت، اضطراب و شادی چه عکس العمل‌هایی را انجام می دهید؟   ۶. اوقات فراغتتان را چگونه سپری می کنید؟   ۷. تا چه حد با فرزندان عمو، عمه، دایی و خاله تان راحت هستید؟   ۸. چقدر به داشتن ارتباطات مجردی با دوستان و همکارانتان اعتقاد دارید؟   ۹. آیا تا به حال به نوع خرج کردن و پس انداز کردن در زندگی مشترک فکر کرده‌اید؟   ۱۰. در چه مسایلی از دیگران مشورت می گیرید؟   ۱۱. تصمیم گیرنده کارهایتان چه کسی است؟   ۱۲. از چه کسانی در انجام دادن کارهایتان مشورت می گیرید؟   ۱۳. دیدگاه اقتصادی شما در ۱۰ سال آینده چیست؟   ۱۴. نظر شما نسبت به فرزنددار شدن چیست؟ چه زمانی برای این کار مناسب است؟   ۱۵. سفرهای شما بیشتر چگونه است؟   ۱۶. نظر شما نسبت به تعیین وظایف هر فرد در زندگی متاهلی چیست؟   و هزاران سوال دیگر. فقط باید به این مساله دقت کافی را داشته باشید که سوالاتتان را به صورت شفاف و واضح بپرسید و منظور دقیقتان را بیان کنید و همچنین به صورت شفاف به سوالات طرف مقابلتان پاسخ بدهید.     ]]> سبک زندگی Sat, 22 Apr 2017 04:48:02 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/284989/خواستگاری-این-۱۶-سوال-مطرح-کنید ۷ نکته مهم که پیش از قبول سرپرستی کودک باید بدانید http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/284466/۷-نکته-مهم-پیش-قبول-سرپرستی-کودک-باید-بدانید به گزارش بلاغ، مرجان رضازاده: پیش از این در خصوص فرزندخواندگی صحبت کردیم. نهادی که در تعیین سرنوشت کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست نقش موثری دارد. فرزند خواندگی در قوانین جدید، شرایط خاصی دارد و نسبت به گذشته تغییرات زیادی کرده است. در یادداشت پیش رو بحث قبلی را ادامه خواهیم داد.    هزینه‌ٔ نگهداری بر اساس ماده ۱۵ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان بی‌سرپرست و بد سرپرست، درخواست‌کنندگان سرپرستی باید متعهد گردند که تمامی هزینه‌های مربوط به نگهداری و تربیت و تحصیل افراد تحت سرپرستی را تأمین نمایند. این حکم حتی پس از فوت سرپرست منحصر یا سرپرستان نیز تا تعیین سرپرست جدید، برای کودک یا نوجوان جاری است. بدین منظور سرپرست یا سرپرستان، موظفند با نظر سازمان بهزیستی خود را نزد یکی از شرکت‌های بیمه به‌نفع کودک یا نوجوان تحت سرپرستی بیمه عمر کنند. بنابراین قانونگذار پشتوانه‌ٔ کافی را برای تأمین هزینه‌ٔ نگهداری و تحصیل این اطفال و نوجوانان در نظر گرفته است. ممکن است به تشخیص دادگاه مصلحت طفل ایجاب کند که بدون اجرای این ماده، سرپرستی اعطاء شود. در صورت فوت سرپرست یا سرپرستانی که تحت حمایت یکی از صندوق‌های بازنشستگی بوده‌اند، افراد تحت سرپرستی مانند سایر افراد تحت تکفل متوفی محسوب می‌شوند و تا تعیین سرپرست جدید از مزایای مستمری وظیفه بازماندگان متوفی، برخوردار خواهند شد. بر اساس ماده ۲۱ این قانون، شخصی‌که سرپرستی افراد تحت حمایت این قانون را بر عهده می‌گیرد از مزایای حمایتی حق اولاد و مرخصی دوره مراقبت برای کودکان زیر سه‌سال (معادل مرخصی دوره زایمان) بهره‌مند هستند. کودک یا نوجوان تحت سرپرستی نیز از مجموعه مزایای بیمه و بیمه‌های تکمیلی بر اساس مقررات قانونی برخوردار خواهد شد.   سرپرستی از اموال فرزندخوانده ممکن است فرزندخوانده اموالی داشته باشد که متعلق به خودش باشد. در خصوص سرپرستی این اموال هم قانوگذار مقرر کرده؛ درصورتی اداره‌ٔ این اموال به سرپرست موضوع این قانون سپرده می‌شود که طفل فاقد ولی قهری باشد و یا ولی قهری وی برای اداره اموال او شخصی را تعیین نکرده باشد و مرجع صالح قضائی قیمومت طفل را بر عهده سرپرست قرار داده باشد. اگر طفل یا نوجوان بد سرپرست یا بی سرپرست که تحت سرپرستی قرار می‌گیرد، پیش از این از حقوق و مستمری بهره‌مند بوده باشد، فرزندخواندگی مانع دریافت مستمری نمی‌شود و همچنان این حق برای او برقرار است و متعلق به خودش است. وظایف اخلاقی سرپرست و فرزندخوانده بر اساس این قانون تکالیف سرپرست نسبت به کودک یا نوجوان از لحاظ نگهداری، تربیت و نفقه و احترام، نظیر تکالیف والدین نسبت به اولاد است. کودک یا نوجوان تحت سرپرستی نیز مکلف است نسبت به سرپرست، احترامات متناسب با شأن وی را رعایت کند.   تغییر نام فرزندخوانده نام و نام خانوادگی فرزندخوانده و مراتب سرپرستی باید در شناسنامه و اسناد شناسایی سرپرست یا والدین قبول کننده‌ٔ سرپرستی ثبت کند. همچنین اداره ثبت احوال مکلف است شناسنامه جدیدی برای کودک یا نوجوان تحت سرپرستی با درج نام و نام خانوادگی سرپرست یا زوجین سرپرست صادر و در قسمت توضیحات مراتبِ حکم سرپرستی و نام و نام خانوادگی والدین واقعی وی را در صورت مشخص بودن، قید نماید. بر اساس تبصره ۲ ماده ۲۲ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان بدسرپرست و بی سرپرست، طفل یا نوجوان تحت سرپرستی می‌تواند پس از رسیدن به سن هجده سالگی، صدور شناسنامه جدیدی را برای خود با قید نام والدین واقعی در صورت معلوم بودن، یا نام خانوادگی مورد نظر وی، در صورت معلوم نبودن نام والدین واقعی، ‌از اداره ثبت احوال درخواست نماید. خروج فرزندخوانده از کشور خروج فرزندخوانده از کشور نیاز به اجازه‌ٔ سرپرست یا سرپرستان و دادستان دارد. دادستان بعد از جلب نظر کارشناس و در صورت مصلحت طفل یا نوجوان چنین اجازه‌ای صادر می‌کند. اگر قرار باشد فرزندخوانده در دوره‌ٔ سرپرستی ِ آزمایشی از کشور خارج شود، سرپرست باید تضمینی مبنی بر بازگشت فرزندخوانده از کشور ارائه دهد. در صورتی که سفر خارجی واجب باشد، مثل خروج از کشور به منظور حج تمتع، رعایت این موارد لزومی ندارد.   فسخ فرزندخواندگی اگر دادستان ضرورت را تشخیص دهد، حکم سرپرستی فسخ می‌شود. از دست دادن شرایط لازم برای سرپرستی، از موارد فسخ حکم سرپرستی است. اگر سرپرست یا سرپرستان در صورتی‌که سوء رفتار کودک یا نوجوان برای هر یک از آنان غیر قابل تحمل باشد، تقاضای فسخ سرپرستی کنند، دادستان حکم به فسخ می‌دهد. در صورتی که طفل یا نوجوان پس از رسیدن به سن رشد با سرپرست منحصر یا سرپرستان توافق کند و اگر پدر یا مادر یا جد پدری کودک یا نوجوان و یا وصی منصوب از سوی ولی قهری شناخته شوند، در صورتی که صلاحیت لازم برای سرپرستی را ولو با ضم امین یا ناظر از سوی دادگاه، دارا باشند، حکم سرپرستی توسط دادستان فسخ خواهد شد.   بر اساس ماده ۲۷ این قانون، در صورت فسخ حکم سرپرستی تا زمان تعیین سرپرست یا سرپرستان جدید تغییری در مشخصات شناسایی فردِ تحت سرپرستی صورت نخواهد گرفت. ازدواج سرپرست اگر سرپرست بخواهد ازدواج کند، باید مشخصات فرد مورد نظر را به دادگاه اعلام نماید. در صورت وقوع ازدواج، سازمان بهزیستی باید گزارش ازدواج را به دادگاه اعلام کند تا با رعایت شرایط قانونی لازم، نسبت به ادامه سرپرستی به صورت مشترک و یا فسخ آن تصمیم بگیرد. با رعایت قوانین مربوط به فرزندخواندگی، پشتوانه‌ٔ محکمی در این زمینه به وجود می‌آید و آسایش خاطر سرپرستان و فرزندخوانده تأمین می‌شود. بنابراین بهتر است که به جای اقدام از راه‌های غیرقانونی، به شیوه‌ٔ قانونی اقدام به قبول سرپرستی اطفال و نوجوانان کنند. ]]> سبک زندگی Thu, 20 Apr 2017 04:24:35 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/284466/۷-نکته-مهم-پیش-قبول-سرپرستی-کودک-باید-بدانید