پایگاه خبری بلاغ مازندران - آخرين عناوين سبک زندگی :: نسخه کامل http://www.bloghnews.com/kashkool/lifestyle Wed, 22 Feb 2017 10:24:55 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/950826/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری بلاغ مازندران http://www.bloghnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بلاغ مازندران آزاد است. Wed, 22 Feb 2017 10:24:55 GMT سبک زندگی 60 ۸ باور عمومی غلط درباره ازدواج http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/269353/۸-باور-عمومی-غلط-درباره-ازدواج به گزارش بلاغ، اهداف شغلی، موقعیت‌های مالی و انتخاب‌های عمومی شیوه زندگی و همچنین پیام‌هایی که از طرف دوستان، خانواده و رسانه‌ها دریافت می‌شود، بر نگرش افراد درمورد ازدواج اثر می‌گذارد. در ادامه به ۹ باور عمومی در مورد ازدواج اشاره می‌کنیم که ممکن است باعث گمراهی‌تان شوند. این مطلب را به نقل از پرشین استار بخوانید. ۱. باید همسر ایده آل را پیدا کنیدآیا واقعاً باید به دنبال فردی کامل و ایدآل برای زندگی مشترک باشید؟ به عقیده متخصصان، برای داشتن یک ازدواج شاد و خوشبخت پیدا کردن فرد ایدآل یک ضرورت نیست و درواقع حتی می‌تواند موجب بروز اضطراب بین دو طرف شود که انتظار دارند طرفشان از یک استاندارد دست‌نیافتنی برخوردار باشد. هیچ انسانی کامل نیست و وقتی ما همسرمان را با این ایدآل‌ها قیاس می‌کنیم، مطمئناً ناامید خواهیم شد. آنوقت به اشتباه تصور خواهیم کرد که فرد اشتباهی را برای ازدواج انتخاب کرده‌ایم و به راحتی رابطه‌مان را تمام می‌کنیم.۲. دعوا کردن ازدواج را نابود می‌کندبعضی‌ها عقیده دارند که دعوا کردن و مشاجره داشتن یعنی خاتمه یک رابطه. ولی متخصصین می‌گویند مشاجرات لفظی رابطه دو زوج‌ها را قوی‌تر می‌کند. اینکه از حل اختلافات فرار کنید موجب بروز مشکل می‌شود ولی مشاجره کردن و رسیدن به یک راه‌حل برای یک مشکل یا مصالحه باعث می‌شود دو طرف به هماهنگی بیشتری برسند و صمیمیت بیشتری بین آنها به وجود بیاید. اینکه چطور با اختلافاتتان برخورد کنید سلامت رابطه شما را تعیین می‌کند. در میان گذاشتن افکار، احساسات و تجربیات برای خیلی از زوج‌ها بسیار مثبت است. ولی لزومی به گفتن همه جزییات نیست و کمکی هم به صمیمیت بیشتر شما نمی‌کند. در یک مجله به مسئله تاثیرات ویرانگر فیسبوک بر ازدواج‌ها پرداخته شده بود. یکی از راه‌هایی که فیسبوک می‌تواند برای ازدواج‌ها ویرانگر باشد، تمرکز بیش از اندازه بر زندگی‌ها و نظرات فیسبوکی دیگران است تا خود. بعضی‌ها به این «تاثیر اینستاگرامی» می‌گویند ولی ایده پشت آن بسیار ساده است: یعنی شما بیشتر از اینکه به کارهایی که همسرتان درست مقابل شما انجام می‌دهد توجه کنید، به مطالبی که دوستان، خانواده و آشنایان در فیسبوک و ایسنتاگرام به اشتراک می‌گذارند توجه می‌کنید.۳. مراقب خانواده همسر باشیدوقتی واقعاً به آن فکر کنید، خانواده همسر آنقدرها هم ترسناک نیستند. درواقع وقتی می‌خواهید ازدواج کنید، دیگر باید فهمیده باشید که خانواده همسرتان چه کسانی هستند و چه رفتاری دارند. البته راه‌های برای به دست آوردن شناخت بیشتر نسبت به خانواده همسر وجود دارد، مثل بیرون رفتن یا مسافرت کردن با آنها و شرکت دادن آنها در فعالیت‌هایی که به همراه همسر آینده‌تان انجام می‌دهید. اینکار باعث می‌شود احساس به مراتب بهتری هم نسبت به شما پیدا کنند.۴. باید سخت کار و تلاش کنیدمعمولاً گفته می‌شود که زوج‌ها برای نگه داشتن یک ازدواج مجبورند سخت تلاش کنند. ولی براساس گفته متخصصان، روش مدیریت شما برای ازدواجتان و حفظ آن تاثیر بیشتری دارد تا تلاش برای عملی کردن آن. وقتی دو نفر برای ازدواج آماده شدند، نباید فقط به دنبال این باشند که ازدواجشان بد از آب درنیاید بلکه باید به دنبال رشد آن باشند.۵. ازدواج با دوستی خیلی فرق دارددرست است، ازدواج با دوستی فرق دارد ولی از این نظر که قصد شما دیگر تحت‌تاثیر قرار دادن طرف ‌مقابلتان نیست بلکه ماندن با اوست. ولی راه‌هایی وجود دارد که مطمئن شوید ازدواجتان هنوز مثل دوستی است و این می‌تواند تاثیر مثبت قابل‌توجهی بر ازدواجتان داشته باشد. با این روش‌ها که در مقالات مختلفی به آن پرداخته شده است، می‌توانید کاری کنید که درست مانند دوران دوستی، همچنان از همدیگر شناخت پیدا کنید و طرفتان را همچنان عاشق خودتان نگه دارید.۶. مدیریت مالی می‌تواند باعث نابودی ازدواج شودآیا یک طرف قدرت مدیریت مالی بیشتری دارد؟ یا هر دو شما نمی‌دانید که چطور باید پولتان را مدیریت کنید؟ حرف زدن درمورد مسائل مالی به ازدواجتان کمک می‌کند.وقت یک زوج تصمیم می‌گیرند درمورد مشکلات مالی‌شان با هم حرف بزنند و تلاش کنند برای آنها راه‌حل پیدا کنند، باعث می‌شود هم درمورد خودشان و هم طرف‌مقابلشان بیشتر بفهمند. همچنین به آنها کمک می‌کند از بعضی بحث‌های ویرانگر جلوگیری کنند.با حرف زدن و صادق بودن با همدیگر درمورد مسائل مالی، می‌توانید به راحتی از مشکلات و دشواری‌هایتان عبور کنید و راهکارهایی مثبت برای آنها پیدا کنید.۷. تفاوت زیاد بین دو طرف ازدواج را نابود می‌کندتابحال نگران این بوده‌اید که خیلی با همسرتان فرق داشته باشید؟ هر زمان به این فکر کردید، یادتان باشد که افراد با خصوصیات مخالف همدیگر را جذب می‌کنند. از این گذشته، زوج‌های زیادی هستند که باوجود تفاوت‌های فاحش مثلاً درزمینه اعتقادات سیاسی یا مذهبی، زندگی خوبی را کنار هم دارند. تفاوت در اعتقادات سیاسی حتی می‌تواند موجب تقویت یک ازدواج شود مخصوصاً چون به هر دو طرف این امکان را می‌دهد تا از جنبه‌های مختلف به یک موضوع نگاه کنند.۸. ازدواج شما را به کلی تغییر خواهد دادبعضی‌ها ممکن است نگران باشند که ازدواج باعث تغییر آنها شود. ولی این الزاماً درست نیست. زوج‌ها باید درک کنند که کسی که می‌خواهند با او ازدواج کنند ممکن است خصوصیاتی داشته باشد که مورد پسند آنها نباشد ولی این حس کاملاً دوطرفه است. چیزی که باعث منحصربه‌فرد بودن یک فرد می‌شود باعث خاص بودن او هم می‌شود و تغییرات و اصلاحات می‌توانند کاملاً تدریجی و آرام‌آرام صورت گیرند. به مروز زمان شما خودتان را با عادت‌های همدیگر تطبیق خواهید داد و می‌توانید درمورد خصوصیاتی از همدیگر که نیاز به تغییر دارد با هم صحبت کنید. ]]> سبک زندگی Wed, 22 Feb 2017 06:45:50 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/269353/۸-باور-عمومی-غلط-درباره-ازدواج ۸ ویژگی بهترین همسر مناسب برای شما http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/269700/۸-ویژگی-بهترین-همسر-مناسب به گزارش بلاغ، با وجود آن‌که ممکن است دقیقا ندانیم با چه کسی قرار است ازدواج کنیم، ولی به عنوان جوانانی کاملا بالغ، تصویر نسبتا خوبی از ویژگی‌های بهترین همسر مناسب برای خودمان داریم. ویژگی‌هایی که در یک شریک زندگی و کسی که می‌تواند بهترین همسر برای ما باشد، جستجو می‌کنیم. در ادامه این مطلب را به نقل از بازده بخوانید. ۱. با او ارزش‌های مشابهی داشته باشیدکسی که مادی‌گرا است و از ریخت‌وپاش و تجمل‌گرایی لذت می‌برد احتمالا مدت زیادی نمي‌تواند با فردی خاکی دوام بیاورد که دوس دارد از تجملات بپرهیزد. ۲. چیز جدیدی به شما یاد بدهداگر نتوانید از یکدیگر چیزی بیاموزید، زندگی کنار هم می‌تواند کاملا خسته‌کننده باشد. ممکن است درسی به کوچکی پختن کلوچه‌های شکلاتی مغزدار با بیسکویت موزی باشد. البته فراموش نکنید وقتی حقیقت یا مهارتی جدید به کسی می‌آموزید، احساس خوبی نیز خواهید داشت. ۳. به شما اعتماد داشته باشد (و خودش نیز قابل اعتماد باشد)اگر احساس می‌کنید لازم است به سمت گوشی شریک‌تان یورش ببرید، اساسا بی‌اعتمادی‌تان را نسبت به او نشان می‌دهید ـ رابطه‌ای مثل این چه خوبی دارد؟ به محض آن‌که به گوشی‌های یکدیگر سرک بکشید، تمام وفاداری‌تان از دست می‌رود و هر پیامکی زمینه‌ی بحث و مشاجره می‌شود.۴. شما را به فرد بهتری تبدیل کندشما کسی را می‌خواهید که بتواند بهترین‌ها را از وجودتان استخراج کند. برای آن‌که بفهمید فردی برای ازدواج مناسب است، فقط باید از خود بپرسید: او مرا بهتر می‌کند؟ ۵. بهترین همسر فردی است که سازش داشته باشدسازش کلید هر رابطه‌ی موفق است؛‌ از وقتی در مهد کودک بودیم سازش را به ما یاد می‌دادند. آیا رفتن به کنسرت و گوش دادن به گیتار را دوس دارم؟ نه، اما آن را ماموریت خودم می‌دانم که لذت ببرم و در هر صورت این کار را انجام دهم. و مطمئنم او هم دوست ندارد دنبال من راه بیفتد تا فیلم‌های مستقل عجیب ببیند، اما من ذرت بوداده و نوشابه می‌خرم و یک زاناکس توی آن مي‌اندازم چون در این حد خوبم! ۶. به خانواده‌تان احترام بگذارداگر دقت کنید می‌بینید که از کلمه‌ی دوست داشتن استفاده نکردم؛ اگرچه دوست داشتن آن‌ها می‌تواند یک امتیاز اضافه باشد. این امر در مورد دوستان‌تان هم صدق می‌کند. ۷. همان آینده‌ای را ببیند که شما می‌بینیدخوشبختانه هردوی شما در آن آینده هستید. ۸. بهترین همسر فردی است که هوش و ذکاوت نشان دهدآدم‌های باهوش ناخوشایند نیستند. آن‌ها توصیه‌هایی خردمندانه ارائه می‌دهند و در انتخاب‌های درست کمک‌تان می‌کنند. همسرتان نباید حتما فارغ‌التحصیل دانشگاه باشد. منظور ما آن نوع از شریک‌های زندگی است که ذاتا دارای ذکاوت هستند.  ]]> سبک زندگی Sun, 19 Feb 2017 09:34:34 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/269700/۸-ویژگی-بهترین-همسر-مناسب چطور بچه‌‌هایمان را کتاب خوان بار بیاوریم؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/269041/چطور-بچه-هایمان-کتاب-خوان-بار-بیاوریم به گزارش بلاغ، مثل هر ویژگی دیگری که دوست دارید در بچه‌هایتان وجود داشته باشد، باید اول خودتان دست به کار شوید. اگر بچه کتاب را دست پدر و مادرش ببیند، حتما علاقه اولیه به مطالعه در او شکل خواهد گرفت. اما برای پرورش بیشتر این علاقه راهکارهایی وجود دارد. راهکارهایی که در وهله‌ی اول به کودک نشان دهد کتاب جزئی از زندگی روزمره ماست. در ادامه این مطلب را به نقل از سایت مادرانه می‌خوانیم.  اصولا ما می‌توانیم با استفاده از جذابیت ذاتی موجودی به اسم جایزه و قرار دادن کتاب در این جایگاه، این جذابیت را به کتاب هم منتقل کنیم. البته باید حواسمان به دو نکته باشد. یکی جو دادن قبل از تهیه کتاب. مثلا بگوییم: اگر فلان کار را بکنی، برات یه کتاااااب می‌گیرم! یه کتاب جالب و خوب و …. و دوم این که واقعا سعی کنیم کتاب‌هامان  جذاب باشند. خوب است که وقتی موقع وفای به عهدمان شد، دست بچه را بگیریم و با هم به کتاب فروشی برویم. بگذاریم بچه‌ها کتاب‌ها را ببیند و خودشان انتخاب کنند. بله! می‌دانم خیلی کار تکراری و پیش پا افتاده‌ای به نظر می‌رسد. ولی انصافا ما چقدر کتاب هدیه می‌دهیم؟ گاه و بیگاه؟ در مناسبت‌های مختلف یا همین طوری بدون مناسبت؟ می‌شود سوغاتی گرفتن کتاب را هم به صورت جداگانه ذکر کرد. حتی وقتی همراه با خود بچه‌ها به سفر رفته‌اید برای خودتان کتاب بگیرید. خوب است بچه‌ها در تعاملات مادر و پدرشان با اطرافیان کتاب را یک پای ثابت ببینند. بدانند که  ما خیلی وقت ها که می‌رویم خانه‌ی مامان بزرگ، ازشان کتاب قرض می‌گیریم. یا دایی که به خانه ما می‌آید،  موقع رفتن از ما کتاب قرض می‌گیرد. درست است اوضاع کاغذ و چاپ باعث بالا رفتن قیمت‌ها شده اما خوب است تا جایی که می‌شود بچه‌ها بدانند در یک بازه‌ی زمانی مشخص جیره‌ی کتابی دارند که برایشان تهیه می‌شود و والدینشان آن را برایشان ضروری می‌دانند؛ مثل غذاشان. بچه‌ها را توی یک کتابخانه  عضو کنید و با هم بروید کتاب بگیرید. بعضی کتاب‌خانه‌های اختصاصی میز و صندلی مخصوص کودکان دارند. حتی زمانی را به کتاب خواندن در آن فضا اختصاص بدهید. این جوری هم یک زمان اختصاصی با هم بودن هم دارید و هم بچه‌ها امانت داری و چیزهای جانبی دیگر را  یاد می‌گیرند. خانوادگی بنشینید و هر شب یک بخش کوتاه از یک کتاب را بخوانید. می‌شود همیشه یک نفر خواننده باشد. می‌شود این مسئولیت بین اعضای خانواده بچرخد. وقتی بچه‌ها باسواد شدند می‌توانیم این مسئولیت را به آن‌ها بدهیم یا می‌توانیم زمان مشخصی را برای تمام خانواده در هر شب تعیین کنیم. بدون تلویزیون و تلفن و رایانه و هر کس مشغول خواندن کتاب خودش شود. بچه‌های باسواد را تشویق کنید به نوشتن معرفی کتاب و بعد نقد و نظر. هرچند کوتاه و ابتدایی. این طوری کم کم تبدیل می‌شوند به کتاب‌خوان‌های حرفه‌ای و با نگاه نقادانه. سال اول دبستان خیلی حیاتی است. یعنی یک فرصت طلایی است برای کتاب‌خوان کردن بچه‌ها. باید تا بچه خودش ذوق سوادش را  دارد کاری کنیم که مزه کتاب برود زیر دندانش. این طوری دیگر باید به زور کتاب را از دستش بگیرید! سعی کنید کتاب‌ها و قصه‌ها را با صدا و شیوه‌های جذاب برای بچه‌ها بخوانید. متناسب با شخصیت‌ها صدایتان را تغییر دهید و با صورتتان حالت‌های مختلف را نشان بدهید. هفته‌نامه‌ها، ماه‌نامه‌ها و به طور کلی مجلات گزینه‌های خوبی برای علاقه‌مند کردن بچه‌ها به مطالعه هستند. چون مطالب متناسب با مسایل روز و مناسبت‌ها دارند. مشترک مجله‌ها یا انتشاراتی‌ها شدن برای بچه‌ها جذابیت فوق‌العاده‌ای دارند. این که کتاب‌ها و مجله‌ها خودشان بیایند دم خانه و اسم بچه‌ها روی پاکتشان باشد، خاطرات فراموش نشدنی را برای آن‌ها رقم می‌زند. گاهی جواب سؤال‌های بچه‌ها را خودتان ندهید. آن‌ها را به کتاب‌ها ارجاع بدهید و نحوه استفاده از کتاب‌ها بویژه کتاب‌های مرجع را یادشان بدهید. از بچه‌های کتاب‌خوانتان جلوی بقیه تعریف و تمجید کنید. بگویید از وقتشان خوب استفاده می‌کنند و اطلاعات خوبی دارند. هر شب قبل از خواب برای بچه‌ها کتاب بخوانید یا بچه‌های باسواد را عادت دهید خودشان کتاب بخوانند. این کار را به یک رسم خانوادگی تبدیل کنید. تعدادی کتاب را جلوی چشم بچه‌ها و در دسترس، در خوش‌نشین خانه قرار دهید. هر وقت آن کتاب‌ها خوانده شدند، جایشان را با کتاب‌های کتاب‌خانه اصلی‌تان عوض کنید. یک روز در هفته مثلا جمعه‌‌ها، جلسه‌ی خانوادگی کتاب برگزار کنید. هر کسی در مورد کتابی که در آن هفته خوانده صحبت کند. بچه‌ها خلاصه‌ی کتاب‌شان را با بازی و نمایش تعریف کنند. برای بچه‌ها کتاب‌خانه اختصاصی تهیه کنید. کمدی را به عنوان کتاب‌خانه برایشان در نظر بگیرید. «گردش با کتاب»! می‌تواند عنوان گردش‌های هفتگی یا ماهانه شما باشد به صرف خوراکی و غذای محبوب بچه‌ها در پارک و البته کتاب خواندن! سعی کنید همیشه در انتخاب کتاب وسواس به خرج دهید. بخصوص در اوایل کار کتاب‌های جذاب و البته مفید نقش مهمی دارند. برای بچه‌ها مهر مخصوص با نام خودشان تهیه کنید تا در صفحه ی اول کتاب‌هایشان بزنند.  ]]> سبک زندگی Fri, 17 Feb 2017 11:56:43 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/269041/چطور-بچه-هایمان-کتاب-خوان-بار-بیاوریم ١١ تفاوت افراد خیلی موفق با سایر افراد http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/269024/١١-تفاوت-افراد-خیلی-موفق-سایر به گزارش بلاغ، تعریف افراد از موفقیت امری کاملا شخصی است اما احتمالا شامل مواردی همچون استقلال مالی، ارتباطات احساسی موفق، تحصیلات عالی و شغلی مناسب خواهد بود. همه ما افرادی را می‌شناسیم که به زعم ما بسیار موفق هستند. اگر ویژگی های شخصیتی این افراد را بررسی کنید به این نتیجه می‌رسید که این افراد بسیار موفق از تعدادی عادات مشترک برخوردارند که آنها را از افراد معمولی متمایز می‌سازد. در ادامه شما را با یازده ویژگی خاص افراد بسیار موفق آشنا می کنیم. این متن را به نقل از سلامت نیوز بخوانید.  ١. همیشه فهرستی از کارهایی که باید انجام دهند را تهیه و دنبال می‌کنند بسیاری از افراد موفق به دقت اموری که باید در هر روز انجام دهند را برنامه‌ریزی و دنبال می‌کنند. یادداشت کردن این موارد، آنها را در مرکز توجه شما قرار می‌دهند و احتمال انجام آنها را بسیار افزایش می‌دهند. این افراد به‌طور معمول هر شب، فهرستی از اموری که باید روز بعد انجام شود را تهیه و بر اساس اهمیت، آنها را اولویت بندی می‌کنند و خود را مقید می‌دانند که در ساعات اولیه روز بعد دو مورد نخست ذکر شده در فهرست را به انجام برسانند.  ٢. ذهن خود را درگیر موارد غیرضروری نمی‌کنند افراد موفق تمرکز خود را بر تجربیات و مکالمات منفی قرار نمی‌دهند، اما از آنها درس می‌گیرند و تغییرات لازم را در روند کار خود ایجاد کرده و بر آنچه در همان لحظه رخ می‌دهد متمرکز می‌شوند. محققان دریافته‌اند که تمرکز حواس بهترین روش مبارزه با انتقاد از خود و احساسات منفی که می‌توانند مانع از موفقیت شوند است.  ٣. خطرپذیرند شکست در هر اقدامی ممکن است یکی از نتایج حاصل باشد. اما افراد موفق از اشتباهات خود برای بهتر شدن و پیشرفت کردن درس می‌گیرند. ممکن است فکر کنیم که کاملا نسبت به نتیجه گام بعدی که بر می‌داریم آگاهیم ولی اگر با شکست مواجه شدیم باید از آن درس بگیریم و به تدریج بتوانیم موانع بین خود و موفقیت را از بین ببریم. ٤. بدون در دست داشتن کل اطلاعات قادر به تصمیم‌گیری هستند با وجودی‌ که اطلاعات از اهمیت بسزایی برخوردار است، هیچوقت حصول اطمینان ١٠٠% ممکن نیست یا حداقل زمانی که حرکت به جلو مطلوب است این امکان وجود ندارد. بسیاری از افراد موفق اظهار می‌کنند که به ندرت به تمام اطلاعاتی که برای اخذ یک تصمیم نیاز است دسترسی دارند. البته تصمیم‌گیری بدون هیچ پایه و اساسی اصلا صحیح نیست اما باید به جای انتظار طولانی مدت برای دستیابی به اطلاعات کامل، قادر بود بر اساس آنچه در دست است تصمیمی عقلانی و کارشناسانه اخذ کرد. ٥. سخاوتمندند این ویژگی در واقع سرمایه‌گذاری در آن چیزی است که به عنوان کارما شناخته می‌شود. به افرادی که با مشکلات درگیر هستند فکر کنید. شاید کمک شما به آنها زندگی ایشان را تغییر دهد و نتیجه آن در زندگی شما نمود پیدا کند.  ٦. هر روز ورزش می‌کنند نگاهی به اسامی بزرگ در دنیای کسب و کار بیاندازید. همه این افراد به سلامتی خود اهمیت می‌دهد. آدم‌هایی مانند مارک کوبان، ایلان ماسک و تیم کوک هر روز زمانی را صرف تمرین‌های هوازی و غیرهوازی می‌کنند. افراد موفق درک کرده‌اند که پیروی از یک برنامه تناسب اندام می‌تواند استرس را از آنها دور کند، ذهن آنها را از افکار منفی پاک کند و آنها را در حل مشکلات یاری کند.  ٧. مثبت اندیش هستند ریچارد وایزمن، روانشناسی از دانشگاه هرتفورد در انگلستان تحقیقی را در خصوص صد فرد بسیار خوش شانس و یا بسیار بدشانس انجام داده است. افراد خوش شانس در این گروه همیشه انتظار بهترین‌ها را دارند. انتظارات مثبت ما با کمک به مقاومت در برابر شکست به واقعیت تبدیل می‌شوند و ارتباطات ما را با دیگران به سمت و سویی مثبت سوق می‌دهند.  ٨. هر روز زمانی را در سکوت و مراقبه می‌گذرانند افراد موفق هر روز زمانی را به آرامش ذهن خود از طریق مراقبه یا دعا اختصاص می‌دهند. این حس آرامش و سکوت، تصویری بزرگ‌تر از زندگی را در مقابل دیدگانمان قرار می‌دهد. برای دستیابی به این سکوت باید لحظاتی از روز را با تمامی فناوری‌های موجود در دنیای مدرن خداحافظی کنید.  ٩. شکرگزار نعمات هستند افرادی که همیشه از اوضاع و شرایط شاکی هستند نمی‌توانند موفق باشند. ٥تا ١٠دقیقه اول هر روز را به شکرگزاری برای روزی که در پیش رو دارید، توانایی و استعدادهایتان که شما را در کسب موفقیت‌هایتان کمک کرده بگذرانید. این گفته که افراد ناخشنود شکرگزار نیستند کاملا صحیح است. در مقابل افرادی که شاکر نعمات هستند همیشه شاد هستند. شادی بخشی از موفقیت است و افراد شاد از بهره وری بیشتر برخوردارند و این حس را به افرادی که با آنها کار می‌کنند نیز منتقل می‌کنند.  ١٠. همواره در حال یادگیری هستند افراد موفق همواره به ارتقای دانش و اطلاعات خود از طریق دستیابی به دانش دیگران از طریق مطالعه یا گوش دادن مشغول هستند. به این ترتیب شما ذهن خود را آرام می‌کنید و در مورد روش‌هایی که در تصمیم ‌گیری‌های بزرگ مورد استفاده قرار گرفته مطلع می ‌شوید. تاریخ بشریت پر از افرادی است که دنیا را از طریق تخیلات خود تغییر داده‌اند. با مطالعه احوال این افراد شما هم‌ انگیزه این حرکت را پیدا می‌کنید. ١١. به روابط خود بسیار اهمیت می‌دهند در مطالعه‌ای ٧٥ساله که بر روی ٢٦٨فارغ‌التحصیل دانشگاه هاروارد انجام شد، نتیجه گرفته شد که عامل بسیار مهمی که در سنین بالا سلامت و شادی فرد را تضمین می‌کند نوع روابط شخص است. افراد موفق هرگز کار را بر خانواده ارجح نمی‌دانند. بر عکس، این افراد در هنگام صرف وقت با خانواده هر نوع دستگاهی که بتواند ذهن آنها را از خانواده دور کند را کنار می‌گذارند.  ]]> سبک زندگی Fri, 17 Feb 2017 11:03:48 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/269024/١١-تفاوت-افراد-خیلی-موفق-سایر چگونه زمان را برای فعالیت در شبکه‌های اجتماعی مدیریت کنیم؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/267971/چگونه-زمان-فعالیت-شبکه-های-اجتماعی-مدیریت-کنیم به گزارش بلاغ، هزار راه زیبا برای آغاز روز وجود دارد که با نگاه کردن به صفحه گوشی همراه شروع نمی‌شود. با این حال تعداد کمی از ما این آغاز را انتخاب می‌کنیم. این زمستان ۲۸ روز در دهکده‌ای قدیمی بدون اینترنت زندگی کردم. هر چه ذهنم آرام‌تر می‌شد و هر چه عمیق‌تر به کارم مشغول می‌شدم بیشتر متوجه شدم که سبک زندگی همیشه متصل به اینترنت باعث شده بود بی‌استفاده شوم. بلز پاسکال می‌گوید، تمام مشکلات بشریت از جایی شروع می‌شود که نمی‌تواند آرام در یک اتاق تنها بنشیند. آیا هیچ کدام از ما به یاد داریم که چگونه آرام، تنها و بدون گوشی همراه در یک دست بنشینیم؟ من به یاد ندارم.    باید توجه خودم را برگردانماین اولین فکر من بعد از رسیدن به آنجا بود. مدت‌ها پیش توجه من دست خودم بود. آیا قبل از روزهای تلگرام و اینستاگرام بود؟ قبل از این که هر لباس و غذا را باید عکس می‌انداختیم و هشتگ می‌زدیم؟ قبل از دیدن فیلم و سریال‌های رنگارنگ در تلویزیون و اینترنت؟ تمام این‌ها توجه ما را دزدیده‌اند و همین طور حس عاطفه و همدردی‌ را.  سال گذشته به بازی کلش آف کلنز معتاد شدم. البته از عمد نبود. در میانمار برای تحقیقات بودم و متوجه شدم که کشاورزان روی بوفالوهای خود هم سرگرم این بازی هستند. می‌خواستم متوجه شوم که چه چیزی باعث شده هرگز گوشی خود را زمین نگذارند. مشکل این بازی این است که مدام شما را مشغول خود می‌کند و روند رشد کلن خود را می‌بینید و ثمره هر روز تلاش در روز بعد مشهود است. به همین دلیل ترک آن بسیار سخت بود. بیل مکبین در سال ۱۹۹۲ ساعت‌ها برنامه شبکه‌های تلویزیونی که در آن زمان ۹۱ شبکه داشت را نگاه کرد و یافته‌های خود را در کتابی تحت عنوان «عصر اطلاعات گم شده» نوشت: ما معتقدیم که در عصر اطلاعات زندگی می‌کنیم. که انفجار اطلاعات و یا انقلاب اطلاعات رخ داده است. هر چند در موارد اندکی این امر رخ داده اما در بسیاری از موارد مهم خلاف این است. ما در برهه نادیده گرفتن زندگی می‌کنیم که علم هویت و هدف در زندگی در دسترس نیست. این دوره عصر اطلاعات گم شده است.   امروز می‌توانم تمام روزم را در توییتر بگذارنم و خودم را متقاعد کنم که روز مفیدی داشته‌ام. یا حداقل آن ماده شیمیایی در مغزم ترشح شود که احساس کنم روز مفیدی بوده است. خبر بخوانم، به چند نفر جواب بدهم و بحثی جدید به راه بی‌اندازم و هیچ چیز را در دنیا جابه‌جا نکنم. شاید به این دلیل توجه‌ام را از دست داده‌ام که ضعیف و ترسو هستم. شاید دیگران بر اوضاع کنترل دارند.  اما در آن ماه کاملا آفلاین شدم. اگر به مردم بگویم که آن ماه کاملا آفلاین بودم شبیه این است که گفته‌ام روی مریخ چادر زده بودم.  تریستان هریس و جو ادلمن در پروژه خود می‌نویسند: هر چند برخی از ما اعتیاد به فناوری را به احساسات فردی خود مانند ضعف اراده مربوط می‌دانیم. اما نرم افزار مقصر است. این که وسوسه می‌شوید، نگاهی به گوشی بیاندازید واکنش طبیعی به اپلیکیشن‌هاست که مهندسی شده‌اند تا بیشترین زمان را صرف آنان کنیم. اقتصاد توجه که سود فراوانی به شرکت‌های مترکز بر توجه ما سرازیر کرده مسابقه‌ای برای تسخیر آخرین سلول مغز ما به راه انداخته‌اند. ممکن است بگویید مسوولیت من است که در استفاده دیجیتالم بر خود کنترل داشته باشم و متوجه نشوید که شغل هزار نفر در پشت صفحه گوشی این است که تمام مسوولیت من را از بین ببرند. ما کنترل رابطه خود با فناوری را از دست داده‌ایم، زیرا فناوری در کنترل ما بهتر عمل می‌کند.    آن یک ماه مرهمی بر سرعت زندگی‌ام بود. آرامش طبیعت بدون رسانه اجتماعی و غیر اجتماعی حسی مانند راز و نیاز داشت و در اواخر ماه ذهنم پاک، پر از شعف و خوش‌بین بود. فرق کمی و کیفی زیادی بین روزی که با تمرین، کتاب، عبادت،‌ وعده مناسب و قدم زدن با تفکر شروع می‌شود و روزی که با گوشی هوشمند در تخت آغاز می‌شود، وجود دارد. اما آرامش آن روزها به محض آنلاین شدن از بین رفت. تعجب کردم که ذهنم چگونه به سرعت به شکل قبل بازگشت. مغزم داشت به فضای مهندسی شده راهزنان توجه، عادت می‌کرد اما تصمیم خود را گرفتم تا با برنامه با آن مقابله کنم. قطع زمان بندی شده اینترنت مفید و پایدار است. قطع کامل اینترنت به دلیل زندگی در جامعه کاملا متصل، امکان پذیر نیست. از چند ساعت صبح شروع کنید و افسار توجه خود را به دست بگیرید.  توجه مانند بازو عمل می‌کند. باید روی آن تمرین کرد. تمرین دادن توجه حس داشتن کنترل، منطقی بودن و کنترل عواطف را به دنبال دارد. زندگی مادی باعث شده است که دستاوردها را قابل شمارش بدانیم؛ خانه‌، خودرو، فرزندها، رقم موجودی حساب بانکی و غیره. توجه غیرمادی است و اندازه گرفتن آن سخت.  قطع ارتباط به من کمک کرد به یاد بیاورم که قبل از از دست دادن توجه چه حسی داشتم. نداشتن ارتباط کمکی به من کرد که تمام سال‌های آنلاین بودن قادر به آن نبود.  من می‌خواستم افسار توجه را دوباره در دست بگیرم و فعلا موفق شدم.  ]]> اجتماعی Mon, 13 Feb 2017 09:06:28 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/267971/چگونه-زمان-فعالیت-شبکه-های-اجتماعی-مدیریت-کنیم شیوه‌های روانشناختی در برخورد با همسر تنبل! http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/267941/شیوه-های-روانشناختی-برخورد-همسر-تنبل به گزارش بلاغ، جارو کردن، گردگیری، آشپزی، شستن لباس ها و اتوکشیدن، خرید روزانه برای خانه، شستن ظروف و نظافت آشپزخانه، نظافت حمام و دستشویی، کمک به حمام بچه‌ها، غذا دادن به بچه ها، نظارت بر انجام تکالیف، کمک به مسواک و خواب بچه‌ها، بیرون بدن زباله‌ها، نظافت ماشین و بنزین زدن، گردش بردن بچه‌ها و... لیست کارهای خانه و امور مربوط به فرزندان، طولانی و کارها بسیار زیاد و البته برخی از آن ها تکراری و خسته کننده است. واقعیت این است که انجام همه این کارها از عهده یک نفر بر‌نمی‌آید و باید گفت وای به روزی که یکی از همسران مشارکت چندانی در انجام این کارها نداشته باشد! در ادامه این مطلب را به نقل از سایت سپیده دانایی می‌خوانیم.  تنبلی شما با همسرتان چه می کند؟همکاری نکردن همسران در انجام کارهای خانه و امور فرزندان می‌تواند عوارض زیادی را بر روابط بین همسران و البته سلامت روان آن‌ها داشته باشد. به عنوان مثال پژوهش‌ها نشان داده است که زنانی که بیشتر کارهای خانه و امور مربوط به فرزندان را به تنهایی انجام می‌دهند، از زندگی مشترک خود احساس رضایت کمتری داشته، در برابر بیماری‌های جسمانی آسیب‌پذیرترند و احتمال ابتلا به افسردگی در آن‌ها بیشتر است و یا همسرانی که به تنهایی ناچار از انجام مسئولیت‌های خانه و بچه‌ها هستند بیشتر به موضوع طلاق فکر می‌کنند.  البته این وضعیت که مسئولیت کارها بیشتر بر عهده تنها یک والد باشد می‌تواند برای فرزندان نیز ایجاد مشکل کند. به عنوان مثال در خانه‌هایی که پدر مشارکت کمتری در تربیت بچه‌ها دارد، پسران در حدود سن سه سال و نیمگی اضطراب بالاتری دارند و دختران در این سن توانایی انجام کارهای کمتری در مقایسه با همسالان خود را دارند؛ اما در مقابل کودکانی که امور مربوط به مدرسه خود را با مشارکت هم پدر و هم مادر خود انجام می‌دهند در مدرسه از معلم خود کمتر نافرمانی دارند. اما علی‌رغم تمامی این فواید باز هم همسرانی هستند که تمایل چندانی به کارهای خانه از خود نشان نمی‌دهند.  گاهی این مرد خانه است که وظیفه خود را تنها در کار بیرون می‌داند و گاهی این خانم خانه است که اگر بیرون از خانه کار می‌کند، دیگر تمایلی به انجام کار خانه ندارد و یا گاهی علی‌رغم این که بیرون کار نمی‌کند، علاقه‌ای به انجام امور مربوط به خانه و فرزندان از خود نشان نمی‌دهد. چه کنیم؟اگر همسری دارید که در کارهای خانه و فرزندان مشارکت چندانی ندارد، پس با ما همراه شوید و نکات پیشنهادی ما را مرور کنید. شاید برخی از این نکات بتواند گره از کار شما باز کند! به کمک دغدغه های همسرتان به او انگیزه دهیداگر می‌خواهید با همسرتان برای انجام کارها قول و قرار بگذارید، سعی کنید از دغدغه‌های او برای اجبار به کار کردن او بهره بگیرید. به عنوان مثال سلامت بچه‌ها یکی از موضوعاتی است که همه والدین به آن حساس هستند. در عوض گفتن این که «کمی هم وقت صرف بچه‌ها بکن، می‌دونی چه قدر وقته اون‌ها رو یه پارک نبردی!» بگویید «می‌دونی که بچه‌ها تو سن رشد هستند و فعالیت جسمی برای سلامت‌شان خیلی مهم است، لطفا این هفته اون‌ها رو حتما یه پارک ببر» و یا برای موثرتر بودن درخواست‌های مربوط به بچه‌ها، آن‌ها را از زبان بچه‌ها بیان کنید. به عنوان مثال این که «مبینا خیلی دوست داره براش کتاب بخونی، کتاب امشب رو گذاشتم کنار تخت خوابش، لطفا زحمتش رو بکش.»  به جای همسرتان کار نکنیداگر قول و قراری برای کارهای خانه گذاشته‌اید، سعی کنید تا حد امکان از کمک بدون دلیل اجتناب کنید. البته این موضوع تنها یک استثنا دارد و آن موضوع بچه‌هاست. اگر همسر شما به بچه‌ها قولی داده و می‌دانید برای عملی شدن آن قول به کمک شما نیاز دارد، بدون این که جلوی بچه‌ها به رویش بیاورید به او کمک کنید. یادتان باشد اگر وجهه یکی از والدین پیش بچه‌ها آسیب بییند، عوارض آن در طولانی مدت گریبان‌گیر هر دو والد خواهد شد. اما غیر از این مورد، شاید بد نباشد گاهی اجازه دهید همسرتان عوارض انجام ندادن کارها را تجربه کند. اگر قرار گذاشته‌اید که آشغال‌ها را همسرتان بیرون ببرد، سعی کنید جمع شدن زباله‌ها برای یک هفته و بو گرفتن آن‌ها را تحمل کنید اما اجازه دهید در نهایت همسرتان این کار را انجام دهد. بعد از انجام کار البته تشکر بدون هرگونه نیش و کنایه را فراموش نکنید! یا اگر قرار بر پخت شام توسط همسرتان است و بعد از رسیدن از سر کار متوجه می‌شوید که چیزی در خانه ندارید، به هیچ عنوان پیشنهاد سفارش شام از بیرون را ندهید، سعی کنید گرسنگی را تحمل کنید و به نان و پنیر بسنده کنید اما چیز دیگری آماده نکنید. اگر هم همسرتان در نهایت شامی ساده و البته با طعمی نه چندان دلچسب آماده کرد، از او تشکر کنید و نه از دستپخت او به دروغ تعریف کنید و نه از او ایراد بگیرید. تنها از تلاش او برای این که به قول و قرارتان متعهد بوده، تشکر کنید. یادتان باشد اگر شما مسئولیت‌های همسرتان را انجام دهید درواقع مسئولیت‌ناپذیری او را تایید کرده‌اید. روحیات خود را بشناسیدگاهی اوقات این ویژگی‌های ماست که مانع فعالیت بیشتر همسر ما در خانه می‌شود. اگر قرار باشد هر زمان همسر ما کاری انجام داد، ایراد کار او را به رویش بیاوریم، درواقع در طولانی مدت او را به انجام ندادن کار تشویق کرده‌ایم. اگر خانم‌تان آشپزی خیلی خوبی ندارد، سعی کنید کمتر از او ایراد بگیرید. به این ترتیب می‌توانید امیدوار باشید که او به آشپزی کردن ادامه داده و البته پیشرفت کند! و یا اگر شوهرتان آن طور که ایده‌آل شماست زیر مبل‌ها را جارو نمی‌کشد، به او سرکوفت نزنید. بگذارید به کارش ادامه دهد. چرا که سرکوفت شما به معنای آن خواهدبود که در نوبت بعد شما ترجیح می‌دهید که خودتان کل خانه را جارو کنید! دلگرمی را فراموش نکنیدگاهی افراد متوجه می‌شوند همسرشان که تا پیش از این فعال‌تر بوده، حالا آرام آرام ترجیح می‌دهند کمتر در کارهای خانه مشارکت کرده و به نوعی تنبلی را ترجیح می‌دهد. اما چرا چنین اتفاقی می‌افتد؟ هر چند عوامل مختلفی می‌تواند مسبب این امر باشد اما دو نکته در برخورد همسران در این زمینه می‌تواند به آن دامن بزند. اول قدرشناس نبودن. اگر قرار باشد ما به تصور این که فعالیت‌های همسرمان در خانه جز وظایف اوست از او تشکر نکنیم، آرام آرام انگیزه کار را در او کاهش داده ایم. همه افراد نیاز دارند که توسط دیگران مورد قدردانی قرار بگیرند. قدردانی باعث دلگرمی شده و به افراد نیرو می دهد تا به انجام کارهایی که حتی مورد علاقه آن ها نیست و یا بسیار کسل کننده و تکراری است، ادامه دهند. پس اگر می‌خواهید همسرتان مشارکت بیشتری داشته باشد، بابت کوچک‌ترین کار او نیز تشکر کنید. اما علاوه بر قدرشناس بودن بابت کارهای همسر، نکته مهم دیگری نیز می تواند باعث دلگریم و فعالیت بیشتر همسر در خانه شود. همسرتان را ببینید، به نیازهای او توجه کنید و به او ابراز علاقه کنید. شاید به نظر برخی ارتباط روشنی بین بی‌توجهی به همسر و تمیز نشدن خانه و یا نبردن زباله‌ها وجود نداشته باشد اما هر زمان که فردی احساس کند همسرش او را نه به خاطر خودش که به خاطر خدماتی که ارائه می‌دهد، می‌خواهد، ممکن است ارام آرام دلسرد شده و انجام آن خدمات را کاهش دهد. اگر شما بتوانید به همسرتان نشان دهید که به او توجه داشته و او را دوست دارید، می توانید امیدوار باشید که او نیز علاقه بیشتری برای مشارکت در کارهای خانه از خود نشان خواهد داد. خلاصه دلگرمی از شما و مسئولیت‌پذیری از همسرتان.  ]]> سبک زندگی Mon, 13 Feb 2017 08:21:13 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/267941/شیوه-های-روانشناختی-برخورد-همسر-تنبل با روش‌های درمان بیماری اوتیسم آشنا شوید http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/267191/روش-های-درمان-بیماری-اوتیسم-آشنا-شوید به گزارش بلاغ، در بخش‌های گذشته، بیماری اوتیسم را از علائم و نشانه‌ها تا وظایف والدین بررسی کردیم. در این مطلب برای جمع بندی و پایان این قسمت، در نظر داریم به نکات کلیدی و مهم جا افتاده بپردازیم.   درمان اوتیسمبعد از اینکه توسط ارزیابی‌های مختلف روانپزشک و روانشناس، اوتیسم فرد شناخته شد. بهتر است بلافاصله پروسه درمان آغاز گردد. به خصوص اگر فرد در سنین پیش از ورود به مدرسه باشد؛ چرا که در سن بحرانی‌تری قرار دارد و البته پذیرش درمان در سنین پایین بیشتر است. در درمان اختلال اوتیسم بهتر است واژه‌های «پروسه درمانی» و یا «مجموعه‌ٔ درمانی» را به کار ببریم. زیرا از آنجایی که این اختلال در روند رشد فرد مبتلا اختلال ایجاد کرده و چند حیطه از کارکردهای فرد را دچار اختلال می‌کند، باید از جوانب مختلف نیز درمان گردد. بعلاوه اینکه این افراد دچار مشکلات خواب، مشکلات گوارشی و مشکلات تکانشی هستند، پس باید «دارو درمانی» بعنوان پایه و شرط اول درمان قرار گیرد. در کنار دارو درمانی، درمان‌های مکمل اعمال می‌گردد. درمان‌های مکمل مثل: رفتار درمانی، گفتار درمانی، یکپارچگی حسی، کار درمانی ذهنی و جسمی(در صورت لزوم )، بازی درمانی و موسیقی درمانی. همهٔ این درمان‌ها در کنار هم برای فرد مبتلا به اوتیسم لازم است و بسته به شدت و ضعف افراد مبتلا در میزان اختلال، این درمان‌ها به نوبه خود ارائه می‌گردد.نکته‌ٔ حائز اهمیت اینکه، درمان‌های مبتنی بر بهداشت روان فرد مبتلا و خانواده نیز باید در خلال درمان‌های دیگر، مورد توجه قرار گیرد. انجام مشاورات خانواده، زوجین، گروه درمانی، خانواده درمانی و... نیز از این نوع درمان‌ها هستند.  با مراجعه بهنگام، تشخیص به موقع، و پیگیری درمان فرزند مبتلا به اوتیسم خود می‌توانید آینده را از آن خود و فرزندتان سازید که تنها شرط ضروری آن آگاهی و پذیرش است. خوب است بدانیم، ایزاک نیوتون در کودکی مبتلا به اوتیسم تشخیص داده شده بود. حتی آلبرت انیشتین نیز مشکوک به اوتیسم بوده است. از دیگر مشاهیر مبتلا به اوتیسم می‌توان جرج اورول، اچ چی ولز، لودویگ ویتگنشتاین، توماس جفرسون، چارلز داروین، ولفگانگ موتزارت و میکل آنژ اشاره کرد. با همین اطلاعات کم از نابغه‌های دنیا که به بیماری اوتیسم مبتلا بوده‌اند، می‌توانیم به این پی ببریم که توجه و مراقبت از کودک اوتیسم خود می‌تواند نتایج مفید و دلگرم کننده و حتی اثربخش در سطح دنیا، برایمان به ارمغان داشته باشد.   اختلالات مشابه اوتیسم را بشناسیداختلالات دیگری در سطح دنیا و میان انسان‌ها وجود دارند که با اختلال اوتیسم متفاوت هستند، اما در همان گروه و طیف اختلالات اوتیسم قرار می‌گیرند. در اینجا به چند دسته از آنها اشاره می‌کنیم. سندرم آسپرگر: این اختلال بیشتر شبیه به اوتیسم خفیف است اما بدون آسیب‌های معنا‌دار در شناخت زبان. همچین به طور طبیعی بهره هوشی کودک آسپرگر در سطح طبیعی و یا بالاتر از طبیعی است. اختلال رت: تحول بهنجار برای پنج ماه تا چهارسال، که به دنبال آن سیر نزولی وکم توانی ذهنی رخ می‌دهد و بیشتر در خانم‌ها رایج است. اختلال تجزیه دوره‌ٔ کودکی: تحول بهنجار حداقل تا دو سال و ظهور نشانگان اختلال قبل از ده سالگی. به دنبال آن از دست دادن بهنجار مهارت‌ها رخ می‌دهد وبیشتر اوقات در پسران رایج است. اختلال لالی انتخابی(SMD):ویژگی‌های اصلی:۱. امتناع از صحبت کردن در موقعیت‌های خاص.۲. شروع کننده‌ٔ صحبت در تعاملات اجتماعی نیستند.۳. کودک فقط در خانه صحبت می‌کند.۴. کودک در کلاس و مدرسه صحبت نمی‌کند.که از علل آن می‌توان به ناهماهنگی عمیق والدین و وابستگی افراطی مادر به کودک، اشاره کرد. اختلال فراگیر تحولی: افرادی که نوعا رفتارهای اوتیسم را نشان می‌دهند، اما با درجه کمتر و با سن شروع بیشتر از سه سالگی. ویژگی مشترک همه‌ٔ این پنج نوع اختلال، زمان ظهور آن‌ها در سال‌های اولیه‌ٔ کودکی و نیز نقص در تعاملات و روابط اجتماعی است که به عنوان محوری‌ترین ویژگی همه‌ٔ این نوع اختلال‌ها محسوب می‌شود. تفکیک این اختلال‌ها از یکدیگر بسیار مشکل است. در بعضی موارد متخصصان، در صورت دسترس داشتن به سابقه‌ٔ فرد آسان‌تر می‌توانستند این اختلالات را از هم تفکیک کنند، اما دسترسی به گذشته و سابقه‌ٔ افراد می توانست دشوار باشد به خصوص در مورد بزرگسالان.به همین دلیل اخیرا، به طور کلی این اختلالات را زیر چتر اختلال طیف اوتیسم درآورده‌اند. به این ترتیب از این به بعد گفته نخواهد شد که فرد به طور مثال به اختلال تجزیه دوره‌ٔ کودکی یا سندرم آسپرگر مبتلاست. در عوض گفته خواهد شد که فرد به اختلال طیف اوتیسم مبتلاست.   تشخیص اوتيسم از روی تفاوت‌های چهره:گروهی از پژوهشگران آمریکایی با انجام تحقیقاتی نشان دادند که مشخصه‌های چهره کودکان اوتيسم با حالات چهره افراد سالم متفاوت است. به گفته گروهی از دانشمندان دانشگاه میسوری، اولین علائم اوتيسم می‌تواند خود را در حالات چهره بیمار نشان دهند. در این مورد، کودکانی که از اوتيسم رنج می‌برند می‌توانند مشخصه‌های چهره‌ای متفاوتی از کودکان سالم داشته باشند. درحقیقت، چهره و مغز به روشی هماهنگ توسعه می‌یابند و از اولین فازهای زندگی جنینی تا نوجوانی بر روی یکدیگر تاثیر می‌گذارند. این دانشمندان با استفاده از یک سیستم ویدیویی سه بعدی چهره ۶۴ کودک اوتيسم و ۴۱ کودک عقب مانده ذهنی در سنین ۸ تا ۱۲ سال را بررسی و ابعاد و حالات چهره هر یک از آنها را مشاهده کردند. نتایج این بررسی‌ها نشان داد که کودکان اوتيسم از نظر فیزیکی شباهت‌های بسیاری به هم دارند به طوری‌که بیشتر آنها دارای یک چهره پهن‌تر هستند و چشم‌ها، دهان و حتی ناحیه میان بینی و لب‌ها گستردگی بیشتری دارد. درحالی که بخشی مرکزی صورت آنها فشرده‌تر و بینی کوتاه تر از حد طبیعی است. براساس گزارش CBS news، این محققان با وجود دستیابی به این نتایج قابل توجه، تاکید کردند که علم پزشکی هنوز قادر نیست به روشنی دلایلی که می‌توانند منجر به اوتیسم شوند را شرح دهد و به طور قطعی بیان کند که کدامیک از عوامل ژنتیکی یا محیطی در بروز این بیماری دخالت دارد، اما بررسی تغییرات چهره می‌تواند به کشف اولین علائم بیماری در زمانی که کودک هنوز در رحم مادر است کمک کند. در پایان این مباحث امیدوارم بعد از مطالعه‌ٔ بخش‌های مختلفی که در مورد این بیماری برای شما عزیزان فراهم کردم، دانش‌تان در جهت بهبود شرایط زندگی این افراد و همچین همکاری با خانواده‌هایشان، افزایش پیدا کرده و دنیا را تبدیل به جای بهتری برای این کودکان و زندگی آینده‌شان، کنیم. ]]> سبک زندگی Fri, 10 Feb 2017 05:03:23 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/267191/روش-های-درمان-بیماری-اوتیسم-آشنا-شوید با همسر بی‌اعتمادم چگونه رفتار کنم؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/267189/همسر-بی-اعتمادم-چگونه-رفتار-کنم به گزارش بلاغ، وقتی شخصی را نمی‌شناسید و یا کاری را برای بار اول انجام می‌دهید، این­ که شک کنید و یا احساس بی‌اعتمادی داشته باشید، کاملاً عادی است. اما گاهی برخی از افراد نسبت به اشخاصی که شناخت کامل به آن‌ها دارند هم حس بی‌اعتمادی دارند. در ادامه این مطلب را به نقل از سایت سپیده دانایی می‌خوانیم.  شک و تردید نیز مانند هر احساس دیگری، یک احساس طبیعی  است، اما بعضی اوقات این حس از حالت عادی خود فراتر می‌رود. شاید شما نیز با افرادی برخورد کرده باشید که نسبت به همه‌کس و همه‌چیز شک داشته باشند. این افراد در زندگی زناشویی با مشکلات فراوانی روبه­ رو خواهند شد. این بدگمانی در ارتباط با همسر بسیار مشکل‌ساز می‌شود به‌طوری‌ که بسیاری از اختلاف‌های بین زن و شوهرها معلول این بی‌اعتمادی‌ها هستند. زندگی کردن با یک فرد شکاک و بی‌اعتماد و برقراری یک رابطه­ ی عاطفی باکیفیت با او شاید کمی سخت باشد. ممکن است شما به خاطر این­که حس بی‌اعتمادی همسرتان را تحریک نکنید، مجبور شوید که به فردی محتاط و بدون حس شوخ‌طبعی تبدیل شوید. شاید با این وضعیت مواجه شده‌اید که هرگونه تلاش شما برای ایجاد رابطه­ ی صمیمانه با فرد بی‌اعتماد، از سوی او به‌عنوان حمله تلقی شده و درنتیجه او یا از شما بیشتر فاصله گرفته و یا با خشم و پرخاشگری شما را از خودش دور کرده­ است. بنابراین، هر چه شما وقت و انرژی خود را صرف رابطه­‌ی خود با یک فرد بی‌اعتماد می‌کنید، پس از مدتی خواهید دید که مورد اعتماد او واقع نشده و هنوز در اول راه مانده‌اید. شاید موضوع نگران‌کننده‌تر این است که فرد بی‌اعتماد و شکاک در صورت احساس توهین و انتقاد ممکن است دست به واکنش‌های هیجانی و یا حتی فیزیکی بزند. افراد بی‌اعتماد ممکن است دائم منتظر خیانت همسرشان باشند، بنابراین اگر با یک فرد بی‌اعتماد زندگی می‌کنید، این احتمال وجود دارد که از سوی او بارها و بارها به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم به خیانت متهم شده باشید. چرا  همسرم بی‌اعتماد است؟اغلب کسانی که درگذشته، عذاب بدرفتاری و بی‌اعتمادی را چشیده‌اند، مجموعه­ ی پیچیده‌ای از احساساتی مثل درد، ترس، غضب و سوگ را تجربه کرده‌اند. در نتیجه روابط فعلی­شان هم درد آفرین و تحت تأثیر گذشته است. ازآن­جایی‌که فرد بی‌اعتماد  احتمالاً در دوران کودکی مورد بدرفتاری قرارگرفته و به اطرافیان خود بی‌اعتماد بوده است، در دوران بزرگ‌سالی نیز از نزدیک شدن به دیگران و ایجاد رابطه ­ی صمیمانه با آن‌ها هراس دارد. آن‌ها در روابط خود احساس راحتی نمی‌کنند. دیگران به‌جای این­که برای­شان اطمینان آفرین و شادی‌بخش باشند، پیش‌بینی‌ناپذیر و خطرناک جلوه می‌کنند. چنین افرادی فکر می‌کند که دیگران به آن‌ها صدمه می‌زنند، خیانت می‌کنند و ازشان سوءاستفاده می‌کنند. پس بایستی در برابر دیگران همیشه حالت دفاعی داشته باشند. اعتماد کردن برای آن‌ها سخت است، حتی به نزدیکان.این افراد گمان می‌کنند که دیگران مخفیانه قصد دارند به آن‌ها آسیب بزنند. حتی اگر رفتار فردی با آن‌ها خوب، انسانی و احترام‌آمیز باشد، در ذهنشان به دنبال این مسئله می‌گردند که انگار کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است. این افراد اعتقاد راسخ دارند که سلام گرگ بی‌طمع نیست. به‌علاوه این افراد به خودشان و توانایی‌ها و دوست‌داشتنی بودن خودشان هم اعتماد ندارند. آن‌ها شک دارند به این­که آن‌قدر خوب باشند که طرف مقابلشان حاضر باشد با آن‌ها بماند. بنابراین دائم به دنبال نشانه‌هایی برای این مقصود طرف مقابلشان هستند. چه کنیم؟هرچند زندگی با یک فرد بی‌اعتماد به نظر مشکل می‌رسد، اما اگر یک همسر بی‌اعتماد دارید توصیه‌های زیر می‌تواند به داشتن رابطه‌ای با تنش کمتر با همسرتان کمک کند: توقعات غیرواقعی نداشته باشیددرصورتی‌که بی‌اعتمادی و بدرفتاری همسرتان تحت تأثیر دوران کودکی اوست، نباید انتظار این را داشته باشید که این مشکل به‌سرعت رفع شود. گاهی این‌طور به نظر می‌رسد که تلاش شما به‌منظور ایجاد اعتماد و خوش‌بینی، نه‌تنها ثمری ندارد، بلکه موجب افزایش خصومت او نسبت به شما شده و شما را بیش‌ازپیش نسبت به بهبودی شرایط مأیوس می‌کند. اگر قادر به پذیرش همسر بی‌اعتماد خود هستید و همزمان امید به درمان دارید، شرایط بهتری برای تحمل بدرفتاری‌های ناشی از بی‌اعتمادی خواهید داشت. صبورانه اعتمادش را جلب کنیدبرقراری رابطه با چنین فردی و جلب اعتماد او مستلزم عملکرد سنجیده و شکیبایی بسیار است. بنابراین به‌تدریج و بدون هیچ‌گونه فشار و یا اجباری وارد رابطه با او شوید و اجازه دهید که او اندک‌اندک به شما اعتماد کند. به یاد داشته باشید که به همسر خود در مورد اعتماد فرصت لازم را بدهید و اصرار زودهنگام دراین‌باره نداشته باشید. برای مثال نگویید: «چرا تو نمی‌توانی به من اعتماد کنی؟» اگر چنین کنید فرضیه­ ی همسرتان مبنی بر این­که شما فردی انتقادگر هستید، به اثبات خواهد رسید و درنتیجه با شما مقابله خواهد کرد. اگرچه سخت است اما از او خشمگین نشویدطبیعی است که شما در برابر بدبینی، اتهامات، سرزنش‌ها و بدرفتاری‌های او با خشم و ناراحتی از خود واکنش نشان می‌دهید. اما مشکل این­جاست که این فرد از آن جایی که به شما بی‌اعتماد است، دقیقاً انتظار همین رفتار را از سوی شما دارد. لجبازی نکنیدلجبازی کردن شاید روشی برای تخلیه­‌ی هیجان‌های منفی نسبت به همسر بدرفتار و بی‌اعتماد باشد؛ اما پژوهش‌ها نشان داده است که لجبازی و اصرار بر تکرار رفتار نمی‌تواند چنین مشکلی را حل کند. رفتارهای تلافی‌جویانه شما سبب می‌شود که یک‌بار دیگر همسرتان به این نتیجه برسد که مثل همه­ ی افراد دیگر، به شما نیز نمی‌تواند اعتماد کند. بنابراین از چنین واکنش‌هایی خودداری کنید. فکر این­که یک فرد بی‌اعتماد، مانند کودکی زخمی و هراسان است، می‌تواند شما را در کنترل خشمتان نسبت به او یاری کند. همسرتان را مقصر ندانیدبه او نشان دهید که او در گذشته مستحق بدرفتاری و سوءاستفاده شدن نبوده است. افرادی که درگذشته با همسرتان بدرفتاری کرده‌اند، به‌احتمال‌زیاد او را مستحق این بدرفتاری‌ها و بی‌اعتمادی‌ها می‌دانسته‌اند. رسیدن به این نتیجه که بدرفتاری درگذشته به خاطر بد بودن او رخ نداده است؛ می‌تواند به عزت‌نفس بیشتر او کمک کند. رفتارهای شک‌برانگیز نکنیدآن­چه می‌تواند بی‌اعتمادی همسرتان را بیشتر کند، رفتار مبهم، شک‌برانگیز  و یا غیر صادقانه شماست. برای مثال اگر به دلایل مختلف که برای خودتان موجه است ترجیح بدهید تماس‌های تلفنی اعضای خانواده، دوستان و یا همکارانتان را در حضور همسر پاسخ ندهید؛ بدون این­که برای او توضیح دهید که این کار را از روی عادت و یا به خاطر خجالت انجام می‌دهید؛ می‌توانید زمینه ­ی ایجاد شک و بی‌اعتمادی را در همسرتان فراهم کنید. از یک روان‌درمانگر کمک بگیریداگر بی‌اعتمادی و بدرفتاری همسرتان شدید است، به‌ویژه اگر تجارب بدرفتاری درگذشته آسیب جدی به او زده است، از شما نمی‌خواهیم که به‌تنهایی با آن روبه ­رو شوید. در صورت امکان بدون این­که همسرتان را متهم به بدبینی کنید و یا او را مقصر بدانید، از درمانگری صاحب صلاحیت برای تغییر این ویژگی کمک بگیرید.    ]]> سبک زندگی Fri, 10 Feb 2017 04:58:10 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/267189/همسر-بی-اعتمادم-چگونه-رفتار-کنم آیا عشق به تنهایی می‌تواند تنها عامل تعیین کننده در ازدواج باشد؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/267187/آیا-عشق-تنهایی-می-تواند-تنها-عامل-تعیین-کننده-ازدواج-باشد به گزارش بلاغ، در این باره باید به چند نکته توجه شود که به نقل از سایت شهر سوال می‌خوانیم:  الف. در ابتدا باید گفت محبت و علاقه یکی از مهم‌ترین ارکان ازدواج است. زندگی بر اساس آن پایه ریزی می‌شود. شرایط و معیارها ی دیگر بعد از این مرحله هستند. به این معنا که اگر این رکن نباشد، ازدواج معنا و مفهومی نخواهد داشت.  بنابراین باید به موضوع جایگاه عشق در ازدواج اشاره کنیم. اگر کسى فردى از جنس مخالف را دوست بدارد و به راستى عاشق او باشد، آیا این امر مى‏تواند تنها عامل تعیین‌کننده ازدواج آن دو به شمار آید؟  باید در پاسخ بگوییم: نه، زیرا ازدواج در حقیقت نوعى مشارکت اجتماعى است که در آن، دو انسان باید از جهات گوناگون با یکدیگر تناسب عملى داشته باشند که از آن جمله، تناسب اعتقادى، اجتماعى، عقلانى، تحصیلى و... است. انسان در ازدواج، تمامى نیازهاى سطوح مختلف خود را از ابتدایى‏‌ترین نیازهاى غریزی تا عالى‏‌ترین نیازهاى انسانى به مشارکت مى‏‌گذارد. براى تشکیل یک خانواده، باید تناسب بین دو انسان براى برآوردن تمامى نیازها در حد بالایى وجود داشته باشد. بنابراین، براى ازدواج باید به انسانى بیاندیشیم که بتواند قسمت اعظم نیازهاى مختلف را برطرف کند. عشق مى‏‌تواند مکمل چنین ازدواجى باشد و نه تنها عامل تعیین‌کننده آن. با وجود اهمیت و تعالى عشق در زندگى، نیازهاى واقعى انسان نیز حقیقتى انکار ناپذیرند. انسان عاشق نمى‌‏تواند به عشق اکتفا کند و از نیازهاى خود از این طریق چشم بپوشد. بهتر است که براى ازدواج انسانى را انتخاب کنیم که در برآوردن نیازهاى مختلف، ما را یار، همراه و همسر باشد. ازدواجى که بدون توجه به نیازهاى گوناگون انسان، صورت پذیرد و تنها بخواهد عشق را تأمین نماید، بسیار زود شکست خواهد خورد. عشق قبل از ازدواج تا آن جایی که مربوط به همسر باشد (یعنی پس از ازدواج و زوجیت) از نظر اسلام امری لازم و بلکه اساس کانون خانواده و استحکام آن است. البته در این جا تعبیر به عشق شاید صحیح نباشد و تعبیر به علاقه و محبت صحیح تر است.  خداوند می‌فرماید: «یکی از آیات و نشانه‌های خداوند این است که از جنس خودتان، زوج‌تان را آفرید تا با هم انس گیرید. بین شما دوستی و مهربانی برقرار کرد. در این امر، آیات و نشانه‌های الهی برای کسانی است که تفکر و اندیشه کنند».  همان گونه که در آیه آمده، دوستی و محبت انسان به همسر، از آیات و نشانه‌های خداوند دانسته شده است، بنابراین ازدواجی که در آن علاقه و محبت نباشد، فایده نداشته و ارزشمند نیست و پایدار نمی‌ماند. ب- نکته دیگر این که برخی خانواده‏ ها معمولاً در آغاز با یکدیگر بسیار مهربان و با صفا و صمیمیت برخورد می‏‌نمایند، ولی گذشت زمان ممکن است در اخلاق و رفتار آنان تأثیر گذاشته، و کانون مقدّس خانواده را دچار تزلزل و نگرانی بنماید. اگر ازدواج و انتخاب همسر به صورت عقلائی، و با معیارهای صحیح صورت پذیرد، و حقوق و شرائط بهزیستی زوجین مراعات گردد، و نیازهای روحی و جنسی به شکل صحیحی برآورده شود، گذشت زمان نه تنها فروغ خانه و خانواده را تضعیف نمی‏‌کند بلکه روز به روز بر شدّت علاقه و صفای آنان افزوده می‌‏شود. اسلام برای زن و شوهر حقوق واجب و مستحبی قرار داده که لازم است رعایت کنند و مراقب باشند این دستورات حیات بخش را زیر پا نگذارند، پس نباید تصور نمود که اگر در آغاز ازدواج همراه با صممیت بود تا اخر این روش تداوم دارد . چه بسا بر عکس ممکن است در آغاز ناخوشی در زندگی وجود داشته باشد ولی در ادامه زندگی آرام ولذت بخش نصیب طرفین گردد.    ]]> سبک زندگی Fri, 10 Feb 2017 04:57:22 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/267187/آیا-عشق-تنهایی-می-تواند-تنها-عامل-تعیین-کننده-ازدواج-باشد شیوه برخورد مناسب با بچه قلدرهای مدرسه! http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/267185/شیوه-برخورد-مناسب-بچه-قلدرهای-مدرسه به گزارش بلاغ، «پارسای ۹ ساله، امروز موقع برگشتن از مدرسه با گریه از مادر خود خواست که اجازه دهد مدرسه نرود. وقتی مادر از دلیل نرفتنش پرسید، پارسا فقط گفت که مدرسه را دوست ندارد و دیگر نمی‌خواهد برود. مادر پارسا موقع آویزان کردن لباس‌های پارسا متوجه پارگی کوچکی در آن‌ها شد. خط کشی هم که خیلی دوست داشت در میان وسایلش نبود، ولی پارسا علت آن را فقط با نمی‌دانم پاسخ داد. روزهای بعد هم پارسا با عدم تمایل و با بهانه جویی به مدرسه رفت.» شاید شما هم با این مشکل مواجه شده باشید و وقتی رد آن را از مدرسه گرفته‌اید با یک بچه قلدر مواجه شده‌اید که با فرزندتان درگیر شده است. این جور وقت‌ها چه باید کرد؟ راهکار این مشکل را به نقل از سایت سپیده دانایی می‌خوانیم.  قلدری نوعی رفتار پرخاشگرانه است که به قصد آزار و آسیب دیگران و از طریق تهدید یا زورگویی صورت می‌گیرد. این مساله در میان کودکان بسیار شایع است و می‌تواند بسیار مخرب هم باشد. یادتان باشد که همه‌ی بچه‌ها سلامت روان کامل ندارند. آن‌ها ممکن است پرخاشگری را از خانواده آموخته باشند، ممکن است برای جلب توجه پرخاشگری کنند یا ممکن است از پرخاشگری به عنوان راه حل مساله انتخاب کنند. مثلا ممکن است قلدری کنند تا مشق‌های‌شان را یک نفر دیگر بنویسد یا غذای یک نفر دیگر را بخورند. گاهی هم قلدری، گونه‌ای از اعتماد به نفس کاذب است. ممکن است دانش‌آموزی فقط به خاطر فیزیک درشت‌تر یا قدرت رهبری گروه حس کند که مختار است هر کاری از دستش برمی‌آید از جمله سو استفاده از فیزیک بدنی یا قدرت رهبری را انجام دهد. در هر صورت فرزند ما باید بداند که با قلدرهای مدرسه چگونه برخورد کند. قلدری فقط پسرانه نیستقلدری شکل‌های مختلفی دارد، مانند لقب یا اسم گذاشتن روی دیگران، مسخره کردن آن‌ها یا با بی‌انصافی پشت سرشان داستان یا شایعه‌های زشت پخش کردن. این مدل از قلدری در دختران شایع‌تر است. قلدری می‌تواند جسمی هم باشد، مثلا هل دادن، لگد یا کتک زدن، پیغام‌های زشت یا توهین آمیز فرستادن، مسخره کردن مردم هم نمونه‌هایی از قلدری هستند که در بین پسران شایع‌تر است. البته خیلی از کودکان گاهی با هم دعوای‌شان می‌شود و کتک‌کاری می‌کنند یا به هم حرف‌های زشت می‌زنند یا همدیگر را مسخره می‌کنند، اما این کار ضمن سرگرمی و بازی اتفاق می‌افتد. کودکان آسیب‌پذیروقتی این رفتار‌ها حالت دایمی، همیشگی و تهدیدآمیز پیدا کند، معمولا متوجه کودکانی می‌شود که نمی‌توانند از حق خودشان دفاع کنند. معمولا در کنار هر دانش‌آموز پرخاشگری یک دانش‌آموز منفعل هم هست. حتی وقتی قلدری در مورد کودکانی اتفاق می‌افتد که ممکن است بتوانند حق خود را بگیرند، تبدیل به مشکلی می‌شود که برای همه اهمیت پیدا می‌کند. چه بکنیم؟مشکل برخورد با بچه قلدر‌ها در مدرسه مشکل پیچیده ای‌ست اما بدون راهکار هم نیست. با رعایت کردن توصیه‌های زیر هم از قلدری دوباره تا حدی پیشگیری می‌شود و هم دستتان می‌آید موقع شنیدن از قلدری چه کار باید بکنید. رابطه‌تان را بهتر کنیدارتباطتان را با فرزندتان بهتر کنید و ساعات بیشتری را برای بودن با او بگذارید. در اغلب اوقات بچه‌ها در مورد زورگویی‌هایی که در مدرسه به او شده با والدین صحبت نمی‌کنند، مگر این‌که با پدر و مادرشان ارتباط خوبی داشته باشند. یادتان باشد این مشکل معمولا مایه‌ی شرمساری بچه‌هاست و حرف زدن در مورد آن برای بچه‌ها خیلی سخت است. هرگز سرزنش نکنیدهیچ وقت کودکتان را مورد سرزنش و تحقیر قرار ندهید. مثلا نگویید «خیلی بی‌عرضه و بی‌دست‌وپایی که بهت زور گفتند». وقتی کودکتان چنین جمله‌ای می‌شنود، انگار دوبار آسیب دیده است؛ یک‌بار از طرف بچه‌ی قلدر و یک‌بار از طرف شما. از او حمایت کنید و به او اطمینان دهید که کنارش خواهید ماند تا مشکل حل شود. وقتی شما کودکتان را سرزنش می‌کنید او هرگز دوباره درمورد این مشکل و مشکلات پیچیده‌تر و شدید‌تر مثل سو استفاده‌ی جنسی با شما حرف نخواهد زد. به مدرسه خبر دهیدسریع‌تر به مدرسه اطلاع دهید و بخواهید که مشکل را پیگیری و حل کنند. خودتان هم تا حل شدن مساله پیگیری‌تان را ادامه دهید و هیچ‌وقت اجازه ندهید موضوع‌‌ رها شده و فراموش شود. این‌طور هم عملا از کودکتان حمایت می‌کنید و هم الگویی برای فرزندتان می‌شوید که در مواقع بی‌پناهی چه‌طور به مرجع قدرتی که می‌تواند مساله را حل کند، مراجعه کنید. یادش بدهید جرات داشته باشدجراتمندی را به فرزند خود آموزش دهید. جراتمندی معادل خشونت نیست، بلکه مهارتی است که توسط آن بدون این‌که به طرف زورگوینده صدمه‌ای وارد کند یا با او درگیر شده یا توهینی به او بکند، اجازه ندهد با او بدرفتاری شود. مثلا به او بگویید «اگر خواست اذیتت کند، محکم جلوی او بایست و با صدای بلند به او بگو اجازه نمی‌دهی این دفعه زور بگوید». به کودک یاد دهید بلافاصله به ناظم مدرسه یا معلمین اطلاع دهد و در کنار دوستانش باشد تا فرد قلدر جرات آزاررساندن به او را پیدا نکند. البته گاهی جراتمند نبودن کودکتان می‌تواند پیام‌هایی برای خود شما داشته باشد. آیا به اندازه‌ی کافی در خانه به کودکتان اعتمادبه‌نفس داده‌اید؟ آیا اجازه داده‌اید اظهار نظر کند و نه بگوید. آیا توانایی‌هایش را تایید کرده‌اید؟ آیا نیاز‌هایش را محترم شمرده‌اید؟ آیا خودتان الگوی خوبی از جراتمندی بوده‌اید؟ خودتان درخواست‌ها و جواب درخواست‌ها را محترمانه و قاطعانه بیان کرده‌اید؟! پرخاشگری را توصیه نکنیدمتاسفانه بعضی از والدین این باور را دارند که چون پرخاشگری در جامعه رایج است باید پرخاشگرانه مقابله‌به‌مثل کرد. غافل از این‌که جامعه از همه‌ی ما تشکیل شده است. اگر ما هم به جمع پرخاشگران بپیوندیم، نه‌تنها حال جامعه خوب نمی‌شود، بلکه داریم به پرخاشگری بیشتر و بیشتر دامن می‌زنیم. پس هرگز از کودکتان نخواهید که مقابله به مثل کند. هر گز به او نگویید «دفعه‌ی بعد اگر تو را زد تو هم او را بزن». با توصیه به مقابله‌به‌مثل هم به کودکمان یاد می‌دهیم به جای جراتمند بودن پرخاشگر باشد. هم مراجع قدرت در مدرسه مثل ناظم، معلم و مدیر را نادیده می‌گیریم و پرونده انظباطی کودکمان را سنگین می‌کنیم. هم در صورتی که فرزندمان حرفمان را گوش دهد و بخواهد مقابله‌به‌مثل کند و نتواند غیرمستقیم اعتمادبه‌نفسش را کم می‌کنیم و خشم‌های فروخورده‌اش را زیاد.    ]]> سبک زندگی Fri, 10 Feb 2017 04:56:32 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/267185/شیوه-برخورد-مناسب-بچه-قلدرهای-مدرسه