پایگاه خبری بلاغ مازندران - آخرين عناوين مذهبی :: نسخه کامل http://www.bloghnews.com/Religious Thu, 23 Feb 2017 21:49:22 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/950826/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری بلاغ مازندران http://www.bloghnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بلاغ مازندران آزاد است. Thu, 23 Feb 2017 21:49:22 GMT مذهبی 60 دانستنی های سفر به کربلا+اینفوگرافیک http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270784/دانستنی-های-سفر-کربلا-اینفوگرافیک به گزارش بلاغ، مرقد مطهر امامحسین(ع) و حضرت عباس(ع)، كربلا را به یکی از قطبهای گردشگری مذهبی تبدیل کرده و سالانه چندینهزار نفر به این شهر مهم مسافرت میکنند. اما در سفر به این شهر زیارتی باید به نکاتی توجه کنید که شاید در سفر به شهرهای دیگر رعايت آنها لزومی نداشته باشد، مثلا در شهر کربلا آب لولهکشی تنها برای شستوشو است و زائران باید تنها از بطریهای آب آشامیدنی پلمپشده استفاده كنند.همچنین برای سفر لازم است داروهایی را که مصرف میكنید، با نسخه پزشکی و نظر پزشک معالج خود همراه داشته باشید. آوردن میانوعدههایی همچون آجیل و بیسکويیت هم شما را از خرید اینگونه اقلام از فروشگاههای عراق بینیاز میکند. در ادامه به اینفوگرافی ملزومات سفر به کربلای معلی توجه کنید.  ]]> مذهبی Thu, 23 Feb 2017 18:05:08 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270784/دانستنی-های-سفر-کربلا-اینفوگرافیک خانه حضرت زهرا(س) چند متر بود؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270734/خانه-حضرت-زهرا-س-چند-متر به گزارش بلاغ، خانه امیرالمومنین علی (ع) و فاطمه زهرا (س) در طرف شرق مسجد پیامبر(ص)، هم ردیف دیگر حجره‏ هاى رسول الله(ص) و در وسط آنها قرار داشت.به گفته برخی صاحب‌نظران با توجه به دیگر گفته ‏هاى ثبت ‏شده، مسلم است که خانه فاطمه (س) بین مربع قبر و ستون تهجد بوده است.مردى به عبد الله بن عمر گفت: درباره على بن ابى‌طالب(ع) برایم سخن بگو. عبد الله گفت: اگر مى‏ خواهى بدانى که مقام و منزلت على (ع) نزد رسول الله (ص) چه اندازه بوده، پس نظر کن به خانه‌‏اش نسبت‏ به خانه‌هاى پیامبر(ص)، سپس با دست‏ خود به خانه على(ع) و فاطمه(س)اشاره کرد و گفت: این خانه اوست که در وسط خانه ‏هاى پیامبر خدا (ص) قرار گرفته است.همچنین بتنونی در مورد مساحت ‏خانه حضرت فاطمه(س)می نویسد:طول خانه فاطمه (س) از طرف جنوب14.5، از طرف شمال 14 و از طرف شرق و غرب 5.7 متر بوده است.پس می توان نتیجه گرفت خانه ایشان نزدیک به 90 متر مربع بوده است.منابع:1-. مدینه‏ شناسى، ص73.2-. سفینة البحار، ج‏1، ص115.3-. الرحلة الحجازیة، ص327. ]]> مذهبی Thu, 23 Feb 2017 15:05:56 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270734/خانه-حضرت-زهرا-س-چند-متر آیا هر کسی که نماز اول بخواند، به درجات عالی معنوی می‌رسد؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270712/آیا-کسی-نماز-اول-بخواند-درجات-عالی-معنوی-می-رسد به گزارش بلاغ، آیت الله بهجت درکلیپی می‌فرماید: هر کس مقید باشد نماز را در اول وقت بخواند (حتی بدون حضور قلب) به مقامات عالیه می‌رسد. حال سوال این است که پس چرا شمر، عمربن سعد، ابن ملجم و... که مقید به نماز اول وقت و حتی مقید به نماز نافله بودند و به جا می‌آوردند، اما به مقامات عالیه نرسیدند؟     در پاسخ به این سوال لازم است توجه داشته باشیم عباداتی كه انسان انجام می‌دهد، برای اینكه مؤثر واقع شوند غیر از شرط صحّت، باید واجد شرط قبول یا كمال نیز باشند. شرط صحّت، یعنی اینكه انجام عبادت سبب شود مؤاخذه و عقاب ترك عبادت از انسان برداشته شود كه به سبب انجام دادن صحیح ظواهر عبادات امكان پذیر است. اما شرط قبول و كمال عبادت، در واقع به روح عبادات بر می‌گردد یعنی آنچه كه علاوه بر ظواهر، مراعاتش، انسان را به قرب خدا و رشد معنوی و مقامات عالیه می‌رساند و در فرد و جمع، تأثیر می‌گذارد. عبارت است از:الف. نیت خالص،ب. تقوا در امور و پرهیز از گناهان،ج. همراهى عمل با علم و یقین،د. عمل را صحیح انجام دادن،ه ) محبت و ولایت اهل بیت(ع) از نظر شیعه شناخت «ولّى اللَّه» و گردن نهادن به اوامر و نواهى و قضاوت‏‌ها و احکام او بر همگان واجب است و هر کس از این امر سرباز زند، در واقع توحید و نبوت را نپذیرفته است و به عبارت دیگر: لازمه پذیرش وجود خدا و توحید و عدالت او، پذیرش نبوت و پذیرش این دو مستلزم پذیرش ولایت ولّى است. این مطلب از آیات ۳ سوره مائده که ابلاغ و معرفى ولىّ را معادل ابلاغ رسالت و توحید قرار مى‏‌دهد و ۵۹ سوره نساء که اطاعت از اولوالامر را در طول اطاعت از خدا و رسول(ص) قرار مى‏‌دهد و نیز حدیث ثقلین که «عترت» را قرین قرآن کریم مى‏‌نماید.(۱) به وضوح مستفاد است و به واسطه حدیث شریف نبوى (ص) «هر کس که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است». [۲] تأکید مى‏‌شود. و هیچ عمل و عبادتى، بدون پذیرش ولایت ولى اللَّه الاعظم مقبول درگاه احدیت واقع نمى‏‌شود. که این مسئله از بسیارى روایات مستفاد است. [۳] به عنوان نمونه امام رضا (ع) در حدیث معروف سلسلة الذهب از اجدادشان از جانب خداوند متعال فرمودند: « لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ عَذَابِی قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا»؛ (۴)  توحید پناهگاه محکم من است، پس هر که در آن داخل شود از عذاب من مصون خواهد ماند و پس از اندکى تأکید نمودند: با عمل به شرایط لا إله إلاّ اللَّه و من یکى از آن شرایط است (پذیرش ولایت). در حدیث دیگر: امام باقر (ع) مى‏‌فرمایند: «اسلام بر پنج پایه استوار است: نماز، روزه، زکات، حج و ولایت، و هیچ یک از آن ارکان به پاى رکن رکین ولایت نمى‌‏رسد.(۵) از مطالب مطرح شده، چنین استفاده می‌شود که پذیرش ولایت را خداوند بر انسان‌ها واجب نموده، و امر ولی را همچون امر خویش قرار داده و اطاعت از ولی را اطاعت از خود بر شمرده است؛ لذا نپذیرفتن ولایت ائمه(ع) به قبول نکردن ولایت خداوند بر می‌گردد. روشن است که این امر سبب می‌شود. اعمال انسان مورد امضای خداوند قرار نگیرد، پذیرش ولایت سبب می‌شود که انسان هیچ گاه از مسیر هدایت گمراه نشود و در غیر این صورت انسان‌ها در خطر خروج از راه حق اند، و اساسا این اهل بیت (ع) هستند که راه حق را مشخص می‌سازند و مسیر رسیدن به سعادت دنیا و آخرت را روشن می‌کنند. رسول الله در این باره می‌فرمایند: «هر کس دوست می‌دارد که [چون] من زندگانی کند و [چون] من از دنیا برود، و به بهشتی که پرودگارم مرا بدان وعده فرموده، وارد شود، باید ولایت علی بن ابی طالب علیه‌السلام و جانشینان پاکش، امامان هدایت و چراغ‌های تاریکی را پس از من پذیرد. آنان هرگز شما را از درگاه هدایت به درگاه گمراهی نمی‌کشانند». [۷] نتیجه: کسانی (همانند شمر و ابن سعد لعنه الله علیهما و ...)که به ظاهر اهل نماز می‌باشند و شرط صحت نماز(که همان ظواهر نماز) را انجام می‌دادند اما در اصل از شرایط کمال عبادات دور بودند و این دوری به خاطر دشمنی و عداوت نسبت به اهل بیت علیهم السلام بود.پی نوشت:۱. علامه مجلسى، بحار الأنوار، ج ۲۳، ص ۱۰۸، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، ۱۴۰۴ق.۲. بحار الانوار، ج ۲۳،ص ۱۰۸.۳. برگرفته از سوال ۱۵۳.۴. بحارالأنوار، ج ۳، ص ۷.۵.حار، ج ۶۵، ص ۳۳۳ - ۳۲۹ .۶. بحار ج ۲۳، ص۱۴۳. ]]> مذهبی Thu, 23 Feb 2017 13:15:07 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270712/آیا-کسی-نماز-اول-بخواند-درجات-عالی-معنوی-می-رسد آیا هر کسی که نماز اول بخواند، به درجات عالی معنوی می‌رسد؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270546/آیا-کسی-نماز-اول-بخواند-درجات-عالی-معنوی-می-رسد به گزارش بلاغ، آیت الله بهجت درکلیپی می‌فرماید: هر کس مقید باشد نماز را در اول وقت بخواند (حتی بدون حضور قلب) به مقامات عالیه می‌رسد. حال سوال این است که پس چرا شمر، عمربن سعد، ابن ملجم و... که مقید به نماز اول وقت و حتی مقید به نماز نافله بودند و به جا می‌آوردند، اما به مقامات عالیه نرسیدند؟ در ادامه پاسخ این سوال را به نقل از شهر سوال می‌خوانیم.    در پاسخ به این سوال لازم است توجه داشته باشیم عباداتی كه انسان انجام می‌دهد، برای اینكه مؤثر واقع شوند غیر از شرط صحّت، باید واجد شرط قبول یا كمال نیز باشند. شرط صحّت، یعنی اینكه انجام عبادت سبب شود مؤاخذه و عقاب ترك عبادت از انسان برداشته شود كه به سبب انجام دادن صحیح ظواهر عبادات امكان پذیر است. اما شرط قبول و كمال عبادت، در واقع به روح عبادات بر می‌گردد یعنی آنچه كه علاوه بر ظواهر، مراعاتش، انسان را به قرب خدا و رشد معنوی و مقامات عالیه می‌رساند و در فرد و جمع، تأثیر می‌گذارد. عبارت است از:الف. نیت خالص،ب. تقوا در امور و پرهیز از گناهان،ج. همراهى عمل با علم و یقین،د. عمل را صحیح انجام دادن،ه ) محبت و ولایت اهل بیت(ع) از نظر شیعه شناخت «ولّى اللَّه» و گردن نهادن به اوامر و نواهى و قضاوت‏‌ها و احکام او بر همگان واجب است و هر کس از این امر سرباز زند، در واقع توحید و نبوت را نپذیرفته است و به عبارت دیگر: لازمه پذیرش وجود خدا و توحید و عدالت او، پذیرش نبوت و پذیرش این دو مستلزم پذیرش ولایت ولّى است. این مطلب از آیات ۳ سوره مائده که ابلاغ و معرفى ولىّ را معادل ابلاغ رسالت و توحید قرار مى‏‌دهد و ۵۹ سوره نساء که اطاعت از اولوالامر را در طول اطاعت از خدا و رسول(ص) قرار مى‏‌دهد و نیز حدیث ثقلین که «عترت» را قرین قرآن کریم مى‏‌نماید.(۱) به وضوح مستفاد است و به واسطه حدیث شریف نبوى (ص) «هر کس که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است». [۲] تأکید مى‏‌شود. و هیچ عمل و عبادتى، بدون پذیرش ولایت ولى اللَّه الاعظم مقبول درگاه احدیت واقع نمى‏‌شود. که این مسئله از بسیارى روایات مستفاد است. [۳] به عنوان نمونه امام رضا (ع) در حدیث معروف سلسلة الذهب از اجدادشان از جانب خداوند متعال فرمودند: « لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ عَذَابِی قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا»؛ (۴)  توحید پناهگاه محکم من است، پس هر که در آن داخل شود از عذاب من مصون خواهد ماند و پس از اندکى تأکید نمودند: با عمل به شرایط لا إله إلاّ اللَّه و من یکى از آن شرایط است (پذیرش ولایت). در حدیث دیگر: امام باقر (ع) مى‏‌فرمایند: «اسلام بر پنج پایه استوار است: نماز، روزه، زکات، حج و ولایت، و هیچ یک از آن ارکان به پاى رکن رکین ولایت نمى‌‏رسد.(۵) از مطالب مطرح شده، چنین استفاده می‌شود که پذیرش ولایت را خداوند بر انسان‌ها واجب نموده، و امر ولی را همچون امر خویش قرار داده و اطاعت از ولی را اطاعت از خود بر شمرده است؛ لذا نپذیرفتن ولایت ائمه(ع) به قبول نکردن ولایت خداوند بر می‌گردد. روشن است که این امر سبب می‌شود. اعمال انسان مورد امضای خداوند قرار نگیرد، پذیرش ولایت سبب می‌شود که انسان هیچ گاه از مسیر هدایت گمراه نشود و در غیر این صورت انسان‌ها در خطر خروج از راه حق اند، و اساسا این اهل بیت (ع) هستند که راه حق را مشخص می‌سازند و مسیر رسیدن به سعادت دنیا و آخرت را روشن می‌کنند. رسول الله در این باره می‌فرمایند: «هر کس دوست می‌دارد که [چون] من زندگانی کند و [چون] من از دنیا برود، و به بهشتی که پرودگارم مرا بدان وعده فرموده، وارد شود، باید ولایت علی بن ابی طالب علیه‌السلام و جانشینان پاکش، امامان هدایت و چراغ‌های تاریکی را پس از من پذیرد. آنان هرگز شما را از درگاه هدایت به درگاه گمراهی نمی‌کشانند». [۷] نتیجه: کسانی (همانند شمر و ابن سعد لعنه الله علیهما و ...)که به ظاهر اهل نماز می‌باشند و شرط صحت نماز(که همان ظواهر نماز) را انجام می‌دادند اما در اصل از شرایط کمال عبادات دور بودند و این دوری به خاطر دشمنی و عداوت نسبت به اهل بیت علیهم السلام بود.پی نوشت:۱. علامه مجلسى، بحار الأنوار، ج ۲۳، ص ۱۰۸، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، ۱۴۰۴ق.۲. بحار الانوار، ج ۲۳،ص ۱۰۸.۳. برگرفته از سوال ۱۵۳.۴. بحارالأنوار، ج ۳، ص ۷.۵.حار، ج ۶۵، ص ۳۳۳ - ۳۲۹ .۶. بحار ج ۲۳، ص۱۴۳.     ]]> مذهبی Thu, 23 Feb 2017 09:16:38 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270546/آیا-کسی-نماز-اول-بخواند-درجات-عالی-معنوی-می-رسد دین و تکنولوژی چه نسبتی دارند http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270835/دین-تکنولوژی-نسبتی به گزارش بلاغ، مهدی نصیری نویسنده کتاب «اسلام و تجدد» در نشست فلسفه تکنولوژی که شنبه گذشته در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی قم با حضور آقایان پارسانیا و خسرو پناه و شرکت جمعی از روحانیون و طلاب حوزه برگزار شد، به تبیین دیدگاه خود در باره نسبت اسلام و مدرنیته و دین و تکنولوژی پرداخت. خبرنگار مشرق در تماسی با مهدی نصیری خواستار توضیحی در باره نظراتش در باره نسبت دین و تکنولوژی و اسلام و مدرنیته که در این نشست مطرح کرده، شد. نصیری در پاسخ گفت: برای این که خوانندگان شما در جریان کلیت دیدگاه بنده قرار بگیرند، من چکیده ای از کتاب اسلام و تجدد را که از (اینجا) قابل دانلود است در اختیار شما می گذارم تا کسانی که مایل به دیدن استدلالهای بنده هستند به این کتاب مراجعه کنند. نصیری افزود آنچه بنده در نشست دین و تکنولوژی در قم مطرح کردم نیز در همین چارچوب بوده است. البته بنده در کتاب از نسبت اسلام با کل مدرنیته بحث کرده ام که در ضمن آن نسبت اسلام با تکنولوژی هم مطرح شده است. ■ مقدّمه‌ درباره نسبت‌ «اسلام‌» و «تجدد» دو رويكرد وجود دارد: 1ـ نظريه‌ تفصيل‌ و تفكيك‌ بين‌ وجوه‌ مثبت‌ و منفي‌ تجدّد، و سازگاري‌ اسلام‌ با وجوه‌ مثبت‌ و طرد وجوه‌ منفي‌ آن‌ (نظريه‌ غالب‌) 2ـ تعارض‌ كامل‌ بين‌ اسلام‌ و تجدّد و نفي‌ كلي‌ تجدّد از سوي‌ اسلام‌ مطالب‌ و مباحث‌ كتاب‌ در پي‌ دفاع‌ از رويكرد دوم‌ است‌     □ بخش‌ اول: شکل گیری تمدن محصول تجربه و تفکر بشری نبوده است. ‌ مهمترين‌ مدخل‌ بحث‌ نسبت‌ اسلام‌ و تجدّد، شناخت‌ و نقد نظريه‌ ترقي‌ و تكامل‌ تاريخ‌ است‌ كه‌ ضمن‌ قائل‌ شدن‌ تبار حيواني‌ براي‌ انسان‌، وي‌ را موجودي‌ مكتفي‌ بالذات‌ مي‌داند كه‌ با تجربه‌ و دانش‌ شخصي‌ دست‌ به‌ تمدن‌سازي‌ زد و با پشت‌سر گذاشتن‌ ادوار حجر، مفرغ‌ و آهن‌ به‌ دوران‌ ماشين‌ رسيد و اكنون‌ به‌ اوج‌ پيشرفت‌ و ترقي‌ رسيده‌ است‌. نظريه‌ مزبور، از قرن‌ هفدهم‌ ميلادي‌ به‌ اين‌ سو، مطرح‌ و به‌ تعبير بهتر جعل‌ شده‌ است‌ و هيچ‌ استناد محكم‌ نقلي‌ و عقلي‌ ندارد و مبتني‌ بر حدس‌ و گمانه‌زني‌ است‌. القاي‌ اين‌ نظريه‌ منافع‌ بي‌شماري‌ براي‌ بورژوازي‌ كه‌ پشتوانه‌ اقتصادي‌ و سياسي‌ تجدّد بود، به‌ دنبال‌ داشت‌ و مهمترين‌ نقش‌ را در انهدام‌ فضاي‌ ديني‌ و معنوي‌ قرون‌ وسطي‌ و قرون‌ اخير ايفا كرده‌ است‌ و زمينه‌ رواني‌ و نظري‌ تسلط‌ غرب‌ را بر جوامع‌، بيش‌ از هر اصل‌ و مبناي‌ نظري‌ ديگر فراهم‌ كرده‌ است‌.   □ بخش‌ دوم‌: انبیاء تمدن ساز بوده اند براساس‌ نظريه‌ تاريخي‌ اسلام‌، اصل‌ همه انسان‌ها به‌ آدم‌ و حوّا ـ كه‌ خود از خاك‌ خلق‌ شده‌اند ـ برمي‌گردد و از آغاز آفرينش‌ انسان‌، خداوند با تعليم‌ همه علوم‌ و فنون‌ مادّي‌ و معنوي‌ به‌ حضرت‌ آدم‌ عليه السلام، در كار سامان‌دهي‌ به‌ معيشت‌ انسان‌ها برآمد و تمدّني‌ متعادل‌ را كه‌ بستري‌ براي‌ عبوديت‌ انسان‌ باشد، از طريق‌ انبيا رقم‌ زد. خلاصه‌ آنچه‌ تمدن‌ساز بوده‌، تعاليم‌ انبيا و القاي‌ علوم‌ و فنون‌ از سوي‌ آنها به‌ انسان‌ها بوده‌ است‌ نه‌ تجربه‌ شخصي‌ انسان‌ها در يك‌ سير خَطّي‌ و تدريجي‌ رو به‌ پيشرفت‌. خداوند همان‌گونه‌ كه‌ هدايت‌ تشريعي‌ و معنوي‌ انسان‌ها را از طريق‌ انبيا عهده‌دار است‌، هدايت‌ مادي‌ و معيشتي‌ آنها را نيز به‌ آنها وانگذاشته‌ و به‌ انبيا سپرده‌ است‌ و انبيا در تأمين‌ مصالح‌ دنيوي‌ انسان‌ها ـ همانند مصالح‌ ديني‌ و اُخروي‌ آنها ـ ذره‌اي‌ كوتاهي‌ نكرده‌ و به‌ نحو اتم‌ّ و اكمل‌، آگاهي‌ها، فنون‌ و سازوكارهاي‌ لازم‌ را در اختيار جوامع‌ بشري‌ قرار دادند و اگر از تعليم‌ پاره‌اي‌ از علوم‌ و فنون‌ به‌ بشر خودداري‌ كردند، بدان‌ دليل‌ بوده‌ است‌ كه‌ براي‌ آنها مدخليتي‌ در سعادت‌ دنيوي‌ و اُخروي‌ بشر نمي‌ديدند و برخلاف‌ مصالح‌ وي‌ مي‌دانستند.   □ بخش‌ سوم‌: تمدن جنبه توقیفی دارد و بشر جز با تعالیم انبیاء نمی توانست به تمدن مطلوب برسد اساساً انسان‌ها قادر نبوده‌اند با اتكا به‌ تجربه‌ شخصي‌ بطور مستقل‌ از تعاليم‌ انبيا، نظام‌ معيشتي‌ خود را سامان‌ دهند و تمدن‌سازي‌ كنند. قواي‌ ادراكي‌ انسان‌ فاقد چنين‌ توانايي‌ بوده‌ است‌. از همين‌ رو تمام‌ علوم‌ و فنون‌ معاش‌ جنبه توقيفي‌ دارند يعني‌ از ناحيه‌ خداوند و وحي‌ الهي‌ با واسطه انبيا به‌ انسان‌ها تعليم‌ داده‌ شده‌ است‌ و اگر جز اين‌ بود، تداوم‌ حيات‌ براي‌ انسان‌ها ممكن‌ نبود. البته‌ با دستمايه‌ قرار دادن‌ علوم‌ و فنون‌ تعليمي‌ از سوي‌ انبيا، انسان‌ها قادرند دست‌ به‌ اكتشاف‌ و اختراع‌ بزنند، و به‌ آگاهي‌ها و توانايي‌هاي‌ جديدي‌ فراسوي‌ آنچه‌ انبيا ارائه‌ كرده‌اند دست‌ يابند ـ همان‌گونه‌ كه‌ در تمدن‌ جديد اين‌ امر واقع‌ شد ـ اما چنين‌ اقدامي‌ امري‌ خودسرانه‌ محسوب‌ شده‌ و خارج‌ از مدار مصلحت‌ و سعادت‌ دنيوي‌ و اُخروي‌ انسان‌هاست‌ و به‌ دليل‌ آن‌ كه‌ قواي‌ ادراكي‌ انسان‌ ناتوان‌ از دريافت‌ همه ابعاد، زوايا و عواقب‌ كشفيات‌ و اختراعات‌ و نيز مصالح‌ و مفاسد فرد و جامعه‌ است‌، اين‌ امر در نهايت‌ به‌ زيان‌ وي‌ تمام‌ خواهد شد و اين‌ دقيقاً همان‌ چيزي‌ است‌ كه‌ در دوران‌ جديد و با ظهور تمدن‌ جديد، رخ‌ داده‌ است‌.   □ بخش‌ چهارم: قران و سنت بر تمدن جدید مهر تایید نمی زنند ‌ از قران‌ و سنت‌ نمي‌توان‌ مطلوبيت‌ علوم‌ و فنون‌ جديد را استنباط‌ كرد. آياتي‌ كه‌ در قران‌ به‌ تفكر و تدبر در طبيعت‌ و خلقت‌ توصيه‌ كرده‌اند، نظر به‌ مطالعه آيه‌اي‌ طبيعت‌ براي‌ وصول‌ به‌ اصولي‌ چون‌ توحيد و معاد دارد و نه‌ تفكر و تدبّر براي‌ كشف‌ قوانين‌ طبيعت‌ و اكتشاف‌ و اختراع‌ علوم‌ و فنون‌ براي‌ تصرف‌ در آن‌. علوم‌ و دانش‌ مورد توصيه‌ قرآن‌ و روايات‌، معطوف‌ به‌ خضوع‌ و خشوع‌ در برابر خداوند است‌ و نه‌ معطوف‌ به‌ كسب‌ قدرت‌ براي‌ تصرف‌ و تملك‌ طبيعت‌ آن‌ گونه‌ كه‌ در تلقي‌ جديد از علم‌ وجود دارد. همچنين‌ از آياتي‌ كه‌ درباره تسخير طبيعت‌ براي‌ انسان‌ است‌، استنباط‌ نمي‌شود كه‌ جهان‌ به‌ مثابه مجموعه‌اي‌ از منابع‌ و قوه‌ و مواد خام‌ شكل‌ ناگرفته‌اي‌ است‌ كه‌ بشر بايد با اكتشاف‌ و اختراع‌ علوم‌ و ابزارهاي‌ هر روز جديدتر و پيشرفته‌تر، به‌ سراغ‌ طبيعت‌ برود و از آن‌ بهره‌برداري‌ نمايد. علوم‌ و دانش‌ مورد توصيه‌ قرآن‌ و روايات‌، معطوف‌ به‌ خضوع‌ و خشوع‌ در برابر خداوند است‌ و نه‌ معطوف‌ به‌ كسب‌ قدرت‌ براي‌ تصرف‌ و تملك‌ طبيعت‌ آن‌ گونه‌ كه‌ در تلقي‌ جديد از علم‌ وجود دارد.   از منظر قرآن‌، طبيعت‌ به‌ مثابه‌ بستري‌ مُمَهِّد و رام‌ براي‌ معيشت‌ متعادل‌ و عاري‌ از اسراف‌ و تجاوز انسان‌هاست‌ و خداوند همه‌ چيز را براي‌ بشر فراهم‌ كرده‌ است‌ و تنها بهره‌برداري‌ از طبيعت‌ را برعهده‌ انسان‌ گذارده‌ است‌ تا دچار بيكاري‌ و بطالت‌ نشود و شيوه‌ و چگونگي‌ اين‌ بهره‌برداري‌ را از همان‌ آغاز خلقت‌ و تاريخ‌ انسان‌ از طريق‌ انبيا به‌ نحو اَحسن‌ و اكمل‌ به‌ او آموخته‌ است‌. بنابراين‌ نه‌ با آيات‌ تدبر و تفكر در طبيعت‌ و نه‌ با آيات‌ تسخير، نمي‌توان‌ مطلوبيت‌ علوم‌ و فنون‌ جديد را اثبات‌ كرد.   □ بخش‌ پنجم‌: مرزهای توسعه از نظر اسلام پرداختن‌ به‌ آباداني‌ و توسعه‌ دنيا از منظر اسلام‌ تا آنجا مجاز است‌ كه‌ در خدمت‌ بندگي‌ و تعالي‌ انسان‌ براي‌ وفود به‌ محضر خداوند باشد كه‌ بدان‌ دنياي‌ بلاغ‌ گفته‌ مي‌شود اما اگر آباداني‌ و توسعه‌، اَصالت‌ يابد و به‌ انگيزه‌ ساخت‌ بهشت‌ زميني‌ و ارضاي‌ حس‌ّ ميل‌ به‌ خلود در دنيا و تفاخر و برتري‌طلبي‌ باشد، بويژه‌ آنگاه‌ كه‌ با تخريب‌ طبيعت‌ و اسراف‌ و تبذير و تعميق‌ شكاف‌ بين‌ فقر و غنا باشد، يكپارچه‌ مذموم‌ و مطرود است‌ كه‌ بدان‌ دنياي‌ ملعون‌ گفته‌ مي‌شود. پرداختن‌ به‌ آباداني‌ و توسعه‌ دنيا از منظر اسلام‌ تا آنجا مجاز است‌ كه‌ در خدمت‌ بندگي‌ و تعالي‌ انسان‌ براي‌ وفود به‌ محضر خداوند باشد كه‌ بدان‌ دنياي‌ بلاغ‌ گفته‌ مي‌شود.   اسلام‌ نه‌ با رهبانيّت‌ و عزلت‌ از دنيا و فقر و ناداري‌ موافق‌ است‌ و نه‌ با تجمل‌گرايي‌ و توسعه تعلق‌ به‌ مظاهر مادي‌ و دنياگرايي‌ اصيل‌، و در يك‌ كلمه‌ دنيا بايد كشتگاه‌ آخرت‌ و بستري‌ براي‌ انجام‌ تكليف‌ عبوديّت‌ ـ به‌ معناي‌ وسيع‌ آن‌ ـ باشد.   □ بخش‌ ششم‌: شکل و شمایل تمدن مهدوی (عجل الله تعالی فرجه) حضرت‌ حجت ‌ابن‌ الحسن‌(عج‌) هنگام‌ ظهور، از سازوكارهاي‌ تمدن‌ جديد استفاده‌ نخواهد كرد و همين‌ طور در تاسيس‌ حكومت‌ و تمدن‌ صالحان‌. تمدن‌ امام‌ زماني‌ از نوع‌ تمدن‌ طبيعي‌ خواهد بود نه‌ تمدني‌ صناعي‌ و تكنولوژيك‌ از نوع‌ تمدن‌ جديد. البته‌ در اين‌ تمدن‌، توانمندي‌هاي‌ خارق‌العاده‌ و شگفتي‌ وجود خواهد داشت‌ كه‌ از نوع‌ توانمندي‌هاي‌ تمدن‌ جديد نيست‌ بلكه‌ اموري‌ نظير طي‌الارض‌ و ... است‌ كه‌ با اعجاز و دانش‌هاي‌ تعليمي‌ از سوي‌ حضرت‌(عج‌) محقق‌ خواهد شد. حضرت‌ حجت ‌ابن‌ الحسن‌(عج‌) هنگام‌ ظهور، از سازوكارهاي‌ تمدن‌ جديد استفاده‌ نخواهد كرد و همين‌ طور در تاسيس‌ حكومت‌ و تمدن‌ صالحان‌. تمدن‌ امام‌ زماني‌ از نوع‌ تمدن‌ طبيعي‌ خواهد بود نه‌ تمدني‌ صناعي‌ و تكنولوژيك‌ از نوع‌ تمدن‌ جديد.     □بخش‌ هفتم: چهار دلیل دیگر بر نفی تمدن مدرن ‌ علاوه‌ بر آنچه‌ در بخش‌هاي‌ پيشين‌ در باب‌ تعارض‌ «اسلام‌» و «تجدّد» گفته‌ آمد، مي‌توان‌ به‌ ادله‌اي‌ ديگر نيز استناد كرد. از جمله‌ آنها عبارت‌ است‌: 1ـ اصل‌ حرمت‌ تغيير در آفرينش‌ خداوند 2ـ مذمّت‌ از امور مُحَدث‌ و جديد كه‌ ريشه‌ در سنن‌ الهي‌ و تعاليم‌ انبيا و معصومين‌ عليه السلام ندارد. 3ـ حرمت‌ تشبّه‌ به‌ كفّار و بيگانگان‌ 4ـ قاعده‌ لاضرر و اصل‌ حرمت‌ القاي‌ نفس‌ در هلاكت‌   □ بخش‌ هشتم: ‌پاسخ از آیات و روایاتی که دلیل بر تمدن جدید محسوب می شود. آياتي‌ چون «يا معشر الجن‌ و الانس‌ ان‌ اسْتَطَعتُم‌ اَن‌ْ تَنْفُذُوا من‌ْ اَقطار السموات‌ وَالارض‌...» و «يخلُق‌ُ مالا تَعْلَمُون‌« و «خَلَقْنا لَهُم‌ْ من‌ْ مثله‌ ما يَرْكَبُون‌« و رواياتي‌ چون‌ «توليد برق‌ از آب‌« و «علم‌ 27 حرف‌ است‌...»، نمي‌تواند براي‌ اثبات‌ مطلوبيت‌ علوم‌ جديد مورد استناد قرار بگيرد.   □ بخش‌ پاياني‌: چه باید کرد؟ با اثبات‌ تعارض‌ بين‌ «اسلام‌» و «تجدد»، براي‌ پرهيز از بن‌بست‌، بايد بين‌ مقام‌ نظر و عمل‌ تفكيك‌ قائل‌ شويم‌. اگرچه‌ در مقام‌ نظر، اسلام‌ را معارض‌ با تجدد و تمدن‌ جديد مي‌دانيم‌ اما در مقام‌ عمل‌ به‌ دليل‌ آن‌ كه‌ نفي‌ تمدن‌ جديد و مظاهر آن‌، موجب‌ تنگنا و عسروحرج‌ و اختلال‌ در نظام‌ اجتماعي‌ خواهد شد، از باب‌ اضطرار به‌ هر ميزان‌ كه‌ لازم‌ و ضروري‌ باشد از سازوكارهاي‌ تمدن‌ جديد استفاده‌ خواهيم‌ كرد. اما با اين‌ وجود، نبايد پنداشت‌ كه‌ نظريه‌ تعارض‌ «اسلام‌» و «تجدد» نتيجه‌اي‌ در بر ندارد. نفي‌ انفعال‌ روحي‌ و فكري‌ در مقابل‌ غرب‌ و تجدّد، و ابطال‌ پندار عقب‌ماندگي‌، مهمترين‌ دستاورد نظري‌ اثبات‌ تعارض‌ بين‌ اسلام‌ و تجدد است‌ كه‌ مانع‌ از غلبه تام‌ و تمام‌ غرب‌ خواهد شد و از سوي‌ ديگر، در مقام‌ عمل‌ نيز مي‌تواند از توسعه‌ و تشديد حاكميت‌ غرب‌ بر شؤون‌ گوناگون‌ جامعه‌، جلوگيري‌ نموده‌ و با در پيش‌ گرفتن‌ راهبرد «اقدام‌ و انتظار»، به‌ اندازه‌ وسع‌ و فرصت‌هاي‌ باقي‌مانده‌، به‌ اصلاح‌ امور پرداخت‌ و با گسترش‌ روشنگري‌ در مورد وضعيت‌ اضطراري‌ و نامتعادل‌ حاكم‌ بر زمانه كنوني‌، جوامع‌ بشري‌ را براي‌ تحولي‌ عميق‌ و فراگير كه‌ آدم‌ و عالمي‌ نو ايجاد خواهد كرد، آماده‌ نمود: اَلا ان‌ِّ موعدنا الصبح‌، اليس‌ الصُّبح‌ُ بقريب‌؟     ■ 3 مطلب حاشیه ای اما مهم (1) برخلاف‌ آنچه‌ در اذهان‌ در باب‌ تمدن‌هاي‌ ماقبل‌ تمدن‌ جديد، موجود است‌، اين‌ تمدن‌ها تمام‌ علوم‌ و توانمندي‌هاي‌ لازم‌ براي‌ يك‌ معيشت‌ متعادل‌ را دارا بوده‌اند و انسان‌ها بي‌آن‌ كه‌ به‌ تخريب‌ و تفسيد طبيعت‌ و منابع‌ مادي‌ بپردازند و از اضطراب‌ها و فشارهاي‌ گوناگون‌ رنج‌ ببرند، زندگي‌ مي‌كرده‌اند و همين‌ روال‌ را هزاران‌ سال‌ ادامه‌ دادند و طبيعتي‌ بكر و سالم‌ را به‌ بشر جديد سپردند كه‌ تنها با گذشت‌ چند قرن‌، چنان‌ به‌ ويرانگري‌ پرداخته‌ است‌ كه‌ تداوم‌ چنين‌ روالي‌ مستلزم‌ نابودي‌ حيات‌ تا دو سه‌ قرن‌ آينده‌ خواهد بود. (2) تجدد و تمدن‌ جديد علاوه‌ بر مبادي‌ و مباني‌ شكل‌دهنده‌ به‌ آن‌، از جهت‌ نتايج‌ و دستاوردها نيز قابل‌ نقد و شناسايي‌ است‌. بررسي‌ كارنامه‌ تمدن‌ جديد در همه عرصه‌هاي‌ فرهنگي‌، اقتصادي‌، اجتماعي‌، سياسي‌ و اخلاقي‌، بيانگر وجود بحراني‌ عميق‌ و رو به‌ تزايد است‌ و برآيند كلي‌ آن‌ كاملاً منفي‌ و مردود است‌ و اسلام‌ هرگز بر چنين‌ تمدني‌ با چنين‌ محصولات‌ و ميوه‌هايي‌ ـ كه‌ نتيجه منطقي‌ مبادي‌ و مباني‌ آن‌ بوده‌ است‌ ـ مهر تاييد نمي‌زند. (3) اين‌ پندار كه‌ ابزار و تكنولوژي‌هاي‌ جديد به‌ مثابه چاقويي‌ هستند كه‌ هم‌ مي‌توانند شكم‌ را براي‌ معالجه‌ و مداوا پاره‌ كنند و هم‌ براي‌ آدمكشي‌ مورد استفاده‌ قرار بگيرند، و به‌ عبارت‌ ديگر فاقد جهت‌گيري‌ و تمايلي‌ خاص‌ هستند و كاملاً بسته‌ به‌ بكارگيرندگان‌ و نيّت‌ آنان‌ است‌، منطبق‌ با واقعيت‌ نيست‌. تكنولوژي‌هاي‌ جديد اَعم‌ از ابزارهاي‌ حمل‌ و نقل‌، نظامي‌، كشاورزي‌، رسانه‌ها و... واجد كشش‌ها، اقتضائات‌ و فرا-رخسارهايي‌ هستند كه‌ به‌ تدريج‌ خود را بر فرد و جامعه‌ تحميل‌ مي‌كنند و گاه‌ پيامدهايي‌ به‌ دنبال‌ دارند كه‌ هرگز به‌ ذهن‌ سازندگان‌ و مخترعان‌ آن‌ نيز خطور نمي‌كرده‌ است‌. تكنولوژي‌ و ابزارهاي‌ جديد، نتيجه‌ تداوم‌ طبيعي‌ و تكاملي‌ ابزارهاي‌ قديم‌ نيستند بلكه‌ داراي‌ ماهيّت‌ و كاركردي‌ كاملاً متفاوت‌ هستند كه‌ برآيند نهايي‌ آن‌، مسخ‌ روحي‌ و اخلاقي‌ انسان‌، تخريب‌ محيط‌ زيست‌ و دهها عارضه منفي‌ ديگر است‌.       ]]> مذهبی Thu, 23 Feb 2017 04:06:26 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270835/دین-تکنولوژی-نسبتی حدیث روز/ سخن امام علی(ع) درباره عبرت از مرگ گذشتگان http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270833/حدیث-روز-سخن-امام-علی-ع-درباره-عبرت-مرگ-گذشتگان به گزارش بلاغ، امیرالمومنین امام علی علیه السلام فرمودند: مرگ گذشتگان براى عبرت شما كافى است، آنها را به گورشان حمل كردند، بى آن كه بر مركبى سوار باشند، آنان را در قبر فرود آوردند بى آن كه خود فرود آيند.چنان از ياد رفتند که گويا از آبادكنندگان دنيا نبودند و آخرت همواره خانه شان بود، آن چه را وطن خود مى‌دانستند از آن رميدند، و از آنجا كه مى رميدند، آرام گرفتند.و از چيزهايى كه با آنها مشغول بودند جدا شدند، و آنجا را كه سرانجامشان بود ضايع كردند. اكنون نه قدرت دارند از اعمال زشت خود دورى كنند، و نه مى توانند عمل نيكى بر نيكى هاى خود بيفزايند، به دنيايى انس گرفتند كه مغرورشان كرد، چون به آن اطمينان داشتند سرانجام مغلوبشان نمود.متن حدیث:فَكَفَى وَاعِظا بِمَوْتَى عَايَنْتُمُوهُمْ، حُمِلُوا إِلَى قُبُورِهِمْ غَيْرَ رَاكِبِينَ، وَاءُنْزِلُوا فِيها غَيْرَ نَازِلِينَ، فَكَاءَنَّهُمْ لَمْ يَكُونُوا لِلدُّنْيَا عُمَّارا، وَكَاءَنَّ الاَّْخِرَةَ لَمْ تَزَلْ لَهُمْ دَارا.اءَوْحَشُوا مَا كَانُوا يُوطِنُونَ، وَاءَوْطَنُوا مَا كَانُوا يُوحِشُونَ، وَاشْتَغَلُوا بِمَا فَارَقُوا، وَاءَضَاعُوا مَا إِلَيْهِ انْتَقَلُوا. لاَ عَنْ قَبِيحٍ يَسْتَطِيعُونَ انْتِقَالا، وَلاَ فِي حَسَنٍ يَسْتَطِيعُونَ ازْدِيَادا. اءَنِسُوا بِالدُّنْيَا فَغَرَّتْهُمْ، وَوَثِقُوا بِهَا فَصَرَعَتْهُمْ.«نهج البلاغه، خطبه 188» ]]> مذهبی Thu, 23 Feb 2017 03:30:00 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270833/حدیث-روز-سخن-امام-علی-ع-درباره-عبرت-مرگ-گذشتگان رجعت یا همان زنده شدن مردگان چگونه اتفاق می افتد؟! http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270499/رجعت-یا-همان-زنده-شدن-مردگان-چگونه-اتفاق-می-افتد به گزارش بلاغ، «رجعت»، در لغت به معنای بازگشت است (1) و در اصطلاح، به بازگشت گروهی خاص از افراد از عالم پس از مرگ به عالم دنيا اطلاق می شود كه از عقايد معروف شيعه است. مرحوم سيد مرتضی از علمای شيعه می فرمايد: خداوند بعد از ظهور حضرت مهدی (ع)، گروهی از كسانی را كه قبلاً از دنيا رفته اند، به جهان باز می گرداند تا در ثواب و افتخاراتِ ياری او و مشاهده حكومت حق بر سراسر جهان شركت جويند. نيز گروهی از دشمنان سرسخت را باز می گرداند تا از آنها انتقام گيرد... (2) در قرآن مجيد، وقوع رجعت و زنده شدن مردگان، اجمالاً در پنج مورد از امت های پيشين آمده است، از جمله اين آيات:1. آيه 243 سوره بقره كه در آن سخن از جمعيتی است كه از ترس مرگ از خانه های فرد بيرون رفتند. خداوند فرمان مرگ به آنها داد و سپس آنها را زنده كرد: فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُم (3) خداوند به آنها گفت: بميريد! (و به همان بيمارى، كه آن را بهانه قرار داده بودند، مردند.) سپس خدا آنها را زنده كرد. 2. نيز در يكی از آيات سوره بقره استدلال شده كه در آن سخن از پيامبری است كه از كنار یک آبادی عبور كرد؛ در حالي كه ديوارهای آن فرو ريخته بود و اجساد و استخوان های اهل آن در هر طرف پراكنده شده بود. ازخود پرسيد: چگونه خداوند اين ها را پس از مرگ زنده می كند؟ امّا خدا او را یک صد سال ميراند و سپس زنده كرد و به او گفت: چقدر درنگ كردی؟ عرض كرد: يك روز يا قسمتی از آن. فرمود: نه، بلكه يكصد سال بر تو گذشت. اين پيامبر، «عُزير» باشد يا پيامبر ديگری تفاوت نمي كند؛ مهم صراحت قرآن در زندگی پس از مرگ در دنيا است؛ فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَه (4) خدا او را يكصد سال ميراند سپس زنده كرد. 3. در آيه 55 و 56 سوره بقره درباره بنی اسرائيل می خوانيم كه گروهي از آنها بعد از تقاضای مشاهده خداوند، گرفتار صاعقه مرگباری شدند و مردند. سپس خداوند آنها را به زندگی برگرداند تا شكر نعمت او را به جا آورند: ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون (5) سپس شما را پس از مرگتان، حيات بخشيديم شايد شكر (نعمت او را) بجا آوريد. 4. در آيه 110 سوره مائده ضمن برشمردن معجزات حضرت عيسی (ع) می خوانيم: وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى‏ بِإِذْني (6)مردگان را با فرمان من زنده می كردی. اين تعبير نشان می دهد كه مسيح (ع) از اين معجزه (زنده كردن) استفاده كرد؛ بلكه تعبير فعل مضارع (تخرج)، دليل بر تكرار آن است و اين خود یک نوع رجعت برای بعضی محسوب می شود. 5. در سوره بقره آيه 3 در مورد كشته ای كه در بنی اسرائيل برای پيدا كردن قاتلش نزاع و جدال برخاسته بود، مي فرمايد: دستور داده شد گاوی را با ويژگی هايی سر ببرند، بخشی از آن را بر بدن مرده زنند تا به دنيا بازگردد (و قاتل خود را معرفی كند و نزاع خاتمه يابد)؛ فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى‏ وَ يُريكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون (7) سپس گفتيم: «قسمتى از گاو را به مقتول بزنيد! (تا زنده شود، و قاتل را معرفى كند) خداوند اين گونه مردگان را زنده مى‏كند و آيات خود را به شما نشان مى‏دهد شايد انديشه كنيد. مرحوم علامه مجلسی (ره) می فرمايد: بيش از دويست حديث درباره رجعت داريم كه چهل و چند نفر از راويان متفاوت اند. علمای بزرگوار در بيش از پنجاه كتاب آورده اند و اين روايات وقوع رجعت را تأييد می كنند. (8) امام صادق (ع) نیز در حديثی می فرمايد: «ان الرجعة ليست بعامة، و هي خاصة، لا يرجع الاّ من محض الايمان محضاً، او محضالشرك محضاً (9) رجعت، عمومي نيست؛ بلكه جنبه خصوصی دارد. تنها گروهی بازگشت می كنند كه ايمان خالص يا شرک خالص دارند.» با توضيحات ذكر شده روشن می شود كه رجعت از اتفاقات زمان ظهور است و ربط مستقيمی به قيامت ندارد و معلوم نيست كه از زمان ظهور تا روز قيامت چند سال فاصله است؛ چه بسا اين امر بسيار طولانی باشد و در نهايت باز روز قيامت در حالتی ناگهانی رخ خواهد داد.  پی‌نوشت ها:1. دهخدا، علی اكبر، لغت‌نامه دهخدا، مؤسسه لغت‌نامه دهخدا، تهران، 1373 ش، ج 7، ص 105052. مكارم شيرازی، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1379 ش، ج 15، ص 5563. بقره (2) آيه 2434. همان آيه 2595. همان آيه 566. مائده (5) آيه 1107. بقره (2) آيه 738. مكارم شيرازی، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1379 ش، ج 15، ص 5569. علامه مجلسی، بحارالانوار، دارالكتب الاسلاميه، تهران، بی تا، ج 53، ص 122  ]]> مذهبی Wed, 22 Feb 2017 10:51:36 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270499/رجعت-یا-همان-زنده-شدن-مردگان-چگونه-اتفاق-می-افتد سه توصیه امام حسین علیه‌السلام برای تربیت فرزند http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/269130/سه-توصیه-امام-حسین-علیه-السلام-تربیت-فرزند به گزارش بلاغ، در مکتب اهل بیت (علیهم‌السلام) خانواده و فرزندان از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است. در این مکتب فرزند آوری و اهمیت تربیت فرزند تنها معطوف به لحظه تولد و بعد از آن نیست بلکه به زمینه های تربیت و شرایط قبل از تولد و بلکه حتی قبل از انعقاد نطفه نیز توجه خاص شده است. از این رو در روایات مشاهده می‌کنیم که شرایط مطلوب و نامطلوب انعقاد نطفه توجه قرار گرفته است. در ادامه مطلب را به نقل از سایت مادربانو می‌خوانیم.  قبل از تولدامام حسین (علیه‌السلام) توصیه می‌فرمودند: «از هم‌بستر شدن با همسرانتان در شبی که قصد مسافرت دارید بپرهیزید؛ اگر در اثر آن فرزندی روزی شود احول (لوچ) خواهد بود.»  اظهار محبت به فرزندانمحبت به فرزندان امری درونی است. اما آنچه در این میان آثار تربیتی در پی دارد نحوه ابراز آن است. این امری اختیاری است و والدین می‌توانند در پرتو آن زمینه تربیت صحیح را فراهم آورند. چه بسیارند والدینی که در برابر فرزندان خود محبت فراوان دارند، اما آن را ابراز نمی‌کنند؛ در حالی که محبت وقتی تأثیر گذار خواهد بود که فرد مورد محبت از آن آگاهی یابد.  امام حسین (علیه‌السلام) به عنوان الگوی تربیتی، ابراز محبت به فرزندان را از نیازهای ضروری آنان می‌دانند و در قالب‌های گوناگون به ابراز آن می‌پرداختند. گاه با در آغوش گرفتن و به سینه چسبانیدن خردسالان، زمانی با بوسیدن آنان و گاه با به زبان آوردن کلمات محبت آمیز.«عبیدالله بن عتبه» می‌گوید: «نزد حسین بن علی (علیه‌السلام) بودم. ایشان فرزندشان سجاد را صدا زد، در آغوش گرفت و به سینه چسبانید، میان دو چشمش را بوسید و سپس فرمود: پدرم به فدایت باد، چقدر زیبایی.» تشویق فرزندان در برابر کار خوب آنانیکی از شیوه های تربیتی، تشویق است. تشویق متناسب با فعالیت انجام شده، به ایجاد انگیزه در فرد منجر شده، و به تقویت رفتار می‌انجامد. چه بسا فرزندان از صفات مثبت خود آگاهی نداشته، و خود را در مقایسه با دیگران ناچیز به شمار آورند. از این رو والدین باید ویژگی‌های مثبت فرزندان را برجسته سازند و مورد تشویق قرار دهند. در فرهنگ اسلامی که تربیت دینی و اخلاقی فرزندان در کانون توجه است. بر تشویق فرزندان هنگام رفتارهای دینی و برجسته کردن صفات اخلاقی و معنوی آنان بسیار تاکید شده است. امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند: «من به بیماری شدیدی مبتلا شدم. پدرم بر بالینم آمد و فرمود: چه خواسته ای داری؟ عرض کردم: دوست دارم از کسانی باشم که درباره آنچه خداوند برایم تدبیر کرده، نپرسم؟ پدرم در مقابل این جمله به من آفرین گفت و فرمود: تو مانند ابراهیم خلیلی که به هنگام گرفتاری گفت از خداوند سؤال نمی‌کنم. خداوند مرا کافی است و او بهترین وکیل است.»  ملاحظه می‌شود که امام حسین (علیه‌السلام) در مقابل پاسخ عارفانه فرزندش که بر اساس ظاهر حدیث، سن و سال چندانی هم نداشته جمله «احسنت» را به کار بردند و او را به «ابراهیم خلیل» تشبیه کردند. در آخر باید بیان کرد؛ تربیت صحیح فرزندان از ضروری‌ترین وظایف والدین به شمارمی آید. معصومان در همه ابعاد هدایتی و تربیتی، الگوهایی کامل به شمار می‌آیند و تکیه بر رفتارهای تربیتی آنان برای تربیت فرزندان، بهترین ره توشه است.   ]]> مذهبی Wed, 22 Feb 2017 10:17:26 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/269130/سه-توصیه-امام-حسین-علیه-السلام-تربیت-فرزند آیت‌الله مکارم شیرازی: دریافت هزینه دیرکرد توسط بانک‌ها «ربای آشکار» است http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270491/آیت-الله-مکارم-شیرازی-دریافت-هزینه-دیرکرد-توسط-بانک-ها-ربای-آشکار به گزارش بلاغ، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی صبح امروز در جلسه خارج فقه خود که در شبستان مسجد اعظم قم برگزار شد با اشاره به لزوم توجه به احیا و نوسازی بناهای فرسوده اظهار داشت: باران‌های پربرکت بسیاری امسال برای ما نازل شد اما متأسفانه در کنار آن خسارات زیادی متوجه مردم برخی از استان‌ها شد.مرجع تقلید شیعیان با اشاره به اقدامات دولت در راستای مقابله با آسیب‌ها و حوادث افزود: دولت اگرچه اقداماتی در این راستا انجام داده اما کافی نیست و باید تلاش‌های بیشتری در این زمینه صورت بگیرد.استاد برجسته حوزه علمیه با اشاره به فرسودگی خانه‌ها در برخی مناطق کشور عنوان کرد: این فرسودگی سبب شده تا وقتی سیلی جاری می‌شود 16 هزار خانه را خراب می‌کند.وی با اشاره به اهمیت درختکاری در اسلام افزود: باید به درختکاری اهمیت داده شود نه اینکه جنگل‌ها را از بین ببرند،‌ وجود درختان و جنگل‌ها از مهم‌ترین عوامل رفع آلودگی هوا هستند از همین رو باید به آن اهمیت داده شود.استاد برجسته حوزه علمیه ادامه داد:‌ دنیا امروز به فکر اهمیت درختکاری افتاده ولی اسلام 1400 سال پیش به آن توجه کرده است.آیت‌الله مکارم شیرازی در ادامه با انتقاد از توجیهات برخی افراد درباره حرام گفت: وقتی از این افراد می‌پرسی چرا حقوق نجومی گرفتی؟ کار خود را قانونی می‌داند و توجیه می‌کند.مرجع تقلید شیعیان علت اینکه برخی به دنبال حرام هستند ضعف در مبانی دینی و اعتقاد به معاد دانست و تصریح کرد: وقتی اعتقاد به معاد ضعیف شود فرد از هر راهی به دنبال مال می‌رود.وی بار دیگر جریمه دیرکرد توسط بانک‌ها را موردتوجه قرارداد و خاطرنشان کرد: این اقدام به‌جایی رسیده که گاهی در اخبار اعلام می‌شود بیشترین درآمد بانک از محل جریمه تأخیر بوده، این اقدامات خلاف شرع است.آیت‌الله مکارم شیرازی با تأکید بر اینکه دریافت هزینه دیرکرد توسط بانک‌ها ربای آشکار است گفت: توجیه‌کنندگان این اقدامات گناهشان سنگین‌تر است. ]]> مذهبی Wed, 22 Feb 2017 10:03:07 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270491/آیت-الله-مکارم-شیرازی-دریافت-هزینه-دیرکرد-توسط-بانک-ها-ربای-آشکار حدیث روز/ سخن پیامبر(ص) درباره بردن دست خواهش به سوى خدا http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270413/حدیث-روز-سخن-پیامبر-ص-درباره-بردن-دست-خواهش-سوى-خدا به گزارش بلاغ، پيامبر خدا حضرت محمد مصطفی صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم فرمودند:براى هر حاجتى كه داريد، حتّى اگر بند كفش باشد، دست خواهش به سوى خداوند عز و جل دراز كنيد؛ زيرا كه تا او آن را آسان نگرداند آسان (و برآورده) نشود.متن حدیث:رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم:سَلُوا اللّه‏َ عز و جل ما بدا لَكُم مِن حوائجِكُم حتّى شِسعَ النَّعلِ؛ فإنّهُ إنْ لَم يُيَسِّرْهُ لَم يَتَيسَّرْ.«بحار الأنوار،جلد93، صفحه295» ]]> مذهبی Wed, 22 Feb 2017 03:30:00 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/270413/حدیث-روز-سخن-پیامبر-ص-درباره-بردن-دست-خواهش-سوى-خدا