پایگاه خبری بلاغ مازندران - آخرين عناوين مذهبی :: نسخه کامل http://www.bloghnews.com/Religious Sat, 18 Aug 2018 07:36:10 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/950826/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری بلاغ مازندران http://www.bloghnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بلاغ مازندران آزاد است. Sat, 18 Aug 2018 07:36:10 GMT مذهبی 60 حدیث روز/ نامه امام علی(ع) به فرماندهان سپاه http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/362745/حدیث-روز-نامه-امام-علی-ع-فرماندهان-سپاه به گزارش بلاغ،مشرق- امیرالمومنین امام علی علیه السلام: از بنده خدا، علی بن ابی طالب، امیر مؤمنان به نیروهای مسلّح و مرز داران کشور پس از یاد خدا و درود همانا بر زمامدار واجب است که اگر اموالی به دست آورد، یا نعمتی مخصوص او شد، دچار دگرگونی نشود، و با آن اموال و نعمت ها، بیشتر به بندگان خدا نزدیک گردد و به برادرانش مهربانی بیشتری روا دارد. آگاه باشید حق شما بر من آن است که جز اسرار جنگی هیچ رازی را از شما پنهان ندارم، و کاری را جز حکم شرع، بدون مشورت با شما انجام ندهم، و در پرداخت حق شما کوتاهی نکرده و در وقت تعیین شده آن بپردازم، و با همه شما به گونه ای مساوی رفتار کنم. پس وقتی من مسئولیّت های یاد شده را انجام دهم، بر خداست که نعمت های خود را بر شما ارزانی دارد، و اطاعت من بر شما لازم است، و نباید از فرمان من سرپیچی کنید، و در انجام آنچه صلاح است سستی ورزید، و برای رسیدن به حق تلاش کنید، حال اگر شما پایداری نکنید، خوارترین افراد نزد من انسان کج رفتار است، که او را به سختی کیفر خواهم داد، و هیچ راه فراری نخواهد داشت، پس دستور العمل های ضروری را از فرماندهانتان دریافت داشته، و از فرماندهان خود در آنچه که خدا امور شما را اصلاح می کند، اطاعت کنید، با درود. متن حدیث:  من کتاب له ( علیه السلام ) إلی أمرائه علی الجیش: مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی أَصْحَابِ الْمَسَالِحِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ حَقّاً عَلَی الْوَالِی أَلَّا یُغَیِّرَهُ عَلَی رَعِیَّتِهِ فَضْلٌ نَالَهُ وَ لَا طَوْلٌ خُصَّ بِهِ وَ أَنْ یَزِیدَهُ مَا قَسَمَ اللَّهُ لَهُ مِنْ نِعَمِهِ دُنُوّاً مِنْ عِبَادِهِ وَ عَطْفاً عَلَی إِخْوَانِهِ أَلَا وَ إِنَّ لَکُمْ عِنْدِی أَلَّا أَحْتَجِزَ دُونَکُمْ سِرّاً إِلَّا فِی حَرْبٍ وَ لَا أَطْوِیَ دُونَکُمْ أَمْراً إِلَّا فِی حُکْمٍ وَ لَا أُؤَخِّرَ لَکُمْ حَقّاً عَنْ مَحَلِّهِ وَ لَا أَقِفَ بِهِ دُونَ مَقْطَعِهِ وَ أَنْ تَکُونُوا عِنْدِی فِی الْحَقِّ سَوَاءً فَإِذَا فَعَلْتُ ذَلِکَ وَجَبَتْ لِلَّهِ عَلَیْکُمُ النِّعْمَةُ وَ لِی عَلَیْکُمُ الطَّاعَةُ وَ أَلَّا تَنْکُصُوا عَنْ دَعْوَةٍ وَ لَا تُفَرِّطُوا فِی صَلَاحٍ وَ أَنْ تَخُوضُوا الْغَمَرَاتِ إِلَی الْحَقِّ فَإِنْ أَنْتُمْ لَمْ تَسْتَقِیمُوا لِی عَلَی ذَلِکَ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ أَهْوَنَ عَلَیَّ مِمَّنِ اعْوَجَّ مِنْکُمْ ثُمَّ أُعْظِمُ لَهُ الْعُقُوبَةَ وَ لَا یَجِدُ عِنْدِی فِیهَا رُخْصَةً فَخُذُوا هَذَا مِنْ أُمَرَائِکُمْ وَ أَعْطُوهُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ مَا یُصْلِحُ اللَّهُ بِهِ أَمْرَکُمْ وَ السَّلَامُ. "نهج البلاغه، نامه ۵۰" ]]> مذهبی Sat, 18 Aug 2018 03:03:40 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/362745/حدیث-روز-نامه-امام-علی-ع-فرماندهان-سپاه حدیث روز/ توصیه لقمان(ع) به کسی که به روزی رسانی پروردگارش بدگمان گشته است http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/362683/حدیث-روز-توصیه-لقمان-ع-کسی-روزی-رسانی-پروردگارش-بدگمان-گشته به گزارش بلاغ،مشرق- امام علی علیه السلام _در بیان موعظه های لقمان علیه السلام به پسرش_ـ: ای پسرم! کسی که یقینش کم شده و نیّتش در طلبِ روزی ضعیف گشته، (باید بداند که) خداوند تبارک و تعالی  به اراده خود، او را در سه حالت آفریده و به او روزی داده است، که در هیچ یک از آن حالتها کاری از دست او بر نمی آمد. بنابر این، او باید بداند که خداوند او را در حالت چهارم نیز روزی می دهد.  حالت اوّل، این است که او در رحم مادرش بود و خداوند عز و جل او را در جایی استوار، روزی رساند به طوری که گرما و سرما اذیّتش نکرد. سپس در حالت دوم او را از آن جا بیرون آورد و روزیِ او را از راه شیر مادرش جاری ساخت و با این وسیله، او را کفایت کرد و پرورش داد و بی آن که او توان و نیرویی داشته باشد، او را بزرگ کرد. سپس در حالت سوم او را از شیر گرفت و روزیِ او را در کسب و کار پدر و مادرش قرار داد، و چنان در دل های آنان برای او محّبت و رحمت نهاد که گویی غیر از آن، چیز دیگری ندارند؛ به طوری که در بسیاری از حالات، او را بر خودشان مقدّم می داشتند. تا این که به حالت چهارم رسید و بزرگ و عاقل شد و برای خودش مشغول کسب و کار گردید. در این حال عرصه بر او تنگ شد و به پروردگارش بد گمان گشت و همه حقوق خدا را در مالش انکار کرد، و از ترس تنگیِ روزی و بدگمانی به این که خداوند ـ اکنون و در آینده، روزیِ بازماندگانِ او را بدهد، بر خود و خانواده اش سخت گرفت.  ای پسرم! بدترین بنده، همین است.   متن حدیث:    الإمام علیّ علیه السلام :کانَ فیما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ ابنَهُ أن قالَ لَهُ : یا بُنَیَّ ، لِیَعتَبِر مَن قَصُرَ یَقینُهُ وضَعُفَت نِیَّتُهُ فی طَلَبِ الرِّزقِ ، إنَّ اللّه َ تَبارَکَ وتَعالی خَلَقَهُ فی ثَلاثَةِ أحوالٍ مِن أمرِهِ ، وآتاهُ رِزقَهُ ، ولَم یَکُن لَهُ فی واحِدَةٍ مِنها کَسبٌ ولا حیلَةٌ ، إنَّ اللّه َ تَبارَکَ وتَعالی سَیَرزُقُهُ فِی الحالِ الرّابِعَةِ.  أمّا أوَّلُ ذلِکَ فَإِنَّهُ کانَ فی رَحِمِ اُمِّهِ یَرزُقُهُ هُناکَ فی قَرارٍ مَکینٍ حَیثُ لا یُؤذیهِ حَرٌّ ولا بَردٌ ، ثُمَّ أخرَجَهُ مِن ذلِکَ وأجری لَهُ رِزقاً مِن لَبَنِ اُمِّهِ یَکفیهِ بِهِ ویُرَبّیهِ ویَنعَشُهُ مِن غَیرِ حَولٍ بِهِ ولا قُوَّةٍ ، ثُمَّ فُطِمَ مِن ذلِکَ فَأَجری لَهُ رِزقاً مِن کَسبِ أبَوَیهِ بِرَأفَةٍ ورَحمَةٍ لَهُ مِن قُلوبِهِما ، لا یَملِکانِ غَیرَ ذلِکَ حَتّی أنَّهُما یُؤثِرانِهِ عَلی أنفُسِهِما فی أحوالٍ کَثیرَةٍ حَتّی إذا کَبِرَ وعَقَلَ وَاکتَسَبَ لِنَفسِهِ ضاقَ بِهِ أمرُهُ ، وظَنَّ الظُّنونَ بِرَبِّهِ ، وجَحَدَ الحُقوقَ فی مالِهِ ، وقَتَّرَ عَلی نَفسِهِ وعِیالِهِ مَخافَةَ إقتارِ رِزقٍ وسوءَ یَقینٍ بِالخَلَفِ مِنَ اللّه ِ تَبارَکَ وتَعالی فِی العاجِلِ وَالآجِلِ ، فَبِئسَ العَبدُ هذا یا بُنَیَّ. «خصال، صفحه ۱۲۲ - بحارالانوار،ج۱۳، صفحه۴۱۴» ]]> مذهبی Wed, 15 Aug 2018 04:13:47 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/362683/حدیث-روز-توصیه-لقمان-ع-کسی-روزی-رسانی-پروردگارش-بدگمان-گشته حدیث روز/ پاداش کسی که به ازدواج برادر مسلمان خود کمک کند چیست؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/362644/حدیث-روز-پاداش-کسی-ازدواج-برادر-مسلمان-خود-کمک-کند-چیست به گزارش بلاغ،مشرق- امام کاظم علیه‌السلام فرمودند:  سه نفرند که در روزی که سایه‏ ای جز سایه عرش خدا نیست در سایه عرش اویند: مردی که برادر مسلمان خود را زن دهد، یا به او خدمت کند، یا رازش را بپوشاند. متن حدیث:  الإمامُ الکاظمُ علیه ‏السلام: ثلاثةٌ یَستَظِلُّونَ بِظِلِّ عَرشِ اللّه یَومَ لا ظِلَّ إلاّ ظِلُّهُ: رَجُلٌ زَوَّجَ أخاهُ المسلمَ ، أو أخدَمَهُ ، أو کَتَمَ لَهُ سِرّا. "خصال، صفحه ۱۴۱" ]]> مذهبی Tue, 14 Aug 2018 03:14:47 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/362644/حدیث-روز-پاداش-کسی-ازدواج-برادر-مسلمان-خود-کمک-کند-چیست حضرت زهرا(س) با كدام نام همسر خود را صدا مي كردند؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/362627/حضرت-زهرا-س-كدام-نام-همسر-خود-صدا-مي-كردند به گزارش بلاغ،يكي از عوامل بسيار مهم و اساسي در ايجاد محبت و صميميت در خانواده، احترام متقابل زن و شوهر است. و اين احترام مي تواند در صحنه هاي مختلف بروز و نمود داشته باشد كه يكي از آن جلوه ها، نحوه خطاب كردن و صدا زدن يكديگر است. و اگر صدا كردن همسر و نحوه خطاب او احترام آميز باشد، پژواكي از محبت و صميميت را در پي خواهد داشت. هر يك از زن و شوهر بايد همسر خود را به نامي صدا كند كه هم او بيشتر دوست دارد و هم ايجاد الفت و بيانگر نسبت عاطفي متقابل باشد. اميرمؤمنان علي (عليه السلام) و فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در رعايت جزئيات زندگي نمونه بودند. از اين روي رفتار آنها مي تواند الگو و سرمشق براي ديگران باشد. آن بانوي بزرگوار نام همسر خود را با احترام ياد مي كرد. گاهي وي را با كنيه «ابالحسن» مي خواند و گاه با لقب شريف «يا اميرالمؤمنين» آن حضرت را فرا مي خواند و گاهي هم آن حضرت با عنوان «يا ابن عم» اي پسر عمو خطاب مي كرد. به عنوان مثال: حدود 50 روز بعد از رحلت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ وقتي حضرت فاطمه مريض بود وصيت هايي به حضرت علي ـ عليه السلام ـ نمود و آنجا فرمود: اي ابالحسن همانا رسول خدا به من وعده داده كه من اولين كسي از خانواده ايشان هستم كه به حضرت ملحق مي شوم. پس بايد صبر پيشه كني به امر خدا و راضي به قضاي الهي باشي».[1] از اين كنيه امام، حضرت فاطمه (س) بيشتر استفاده نموده اند. همان طور كه حضرت پيامبر (ص) نيز غالباً از اين كنيه امام علي (ع) استفاده مي كردند و در منابع فراوان آمده است. استفاده حضرت زهرا (س) از «يا ابن عم» به خاطر عاطفي تر بودن اين خطاب بوده است چون تأثير عميقي در واكنش هاي عاطفي افراد بر جاي مي گذارد و زن و شوهر نيز جهت تحصيل خرسندي و رضايت مندي خاطر از يكديگر، بيش از هر چيز به كنش ها و واكنش هاي عاطفي مثبت و مناسب نيازمندند. لذا وقتي به زندگي حضرت علي و فاطمه ـ سلام الله عليها ـ نگاه مي كنيم مي بينيم كه در اوقاتي كه نسبت به همديگر احساس نياز بيشتري داشتند از اين گونه القاب استفاده مي كردند. در آخرين لحظات عمر حضرت زهرا (س)، امام علي(ع) حاضر مي شوند و صدا مي زنند اي فاطمه با من صحبت كن، منم علي بن ابي طالب پسر عمويت. در اين لحظه حضرت فاطمه (س) چشمشان را باز مي كنند و به چهره علي (ع) نگاه مي كند و گريه مي كند و مي فرمايد: اي پسر عمو (يا ابن عم) احساس مي كنم مرگم فرا رسيده و وقت فراقت است.[2] در اين بيان هم خود حضرت علي به نسبت فاميلي اشاره دارد و هم حضرت زهرا (س) كه بيانگر اوج محبت و علاقه ايشان به همديگر است و در سخت ترين لحظات و نيز بيانگر اين است كه ما قبل اينكه زن و شوهر باشيم از يك خانواده و نسبت نزديك با هم داريم. بنابراين استفاده حضرت زهرا (س) از عنوان «يا ابن عم» «پسر عمو» يادآور قرابت نسبي است و عاطفي تر و احترام آميزتر از نام حضرت بود. علاوه بر اين از القابي مانند: يا اباالحسن، يا ابن ابي طالب، علي جان و يا اميرالمؤمنين نيز استفاده مي كردند. اگر حضرت زهرا (س) بيشتر از اين عنوان استفاده كرده به جهت عاطفي بوده كه نياز يك خانواده است كه زن و شوهر با هم هر چه عاطفي تر رفتار كنند و براي گرم تر بودن كانون خانواده مفيدتر است، لذا مي توان گفت اين درسي است از حضرت فاطمه(س)، براي بانوان كه در كانون خانواده با شوهران مهربان تر باشند. پي نوشت: [1]. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، الوفاء، 1403ق، ج43، ص201. [2]. مرندي، معجم النورين، بي نا، بي جا، ص153؛ بحارالانوار، همان، ج43، ص191. مركز مطالعات و پاسخگويي به شبهات، حوزه علميه قم ]]> مذهبی Mon, 13 Aug 2018 09:33:44 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/362627/حضرت-زهرا-س-كدام-نام-همسر-خود-صدا-مي-كردند نمازی که مایه اجابت دعا، قبولى اعمال و برکت در روزى است http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/362626/نمازی-مایه-اجابت-دعا-قبولى-اعمال-برکت-روزى به گزارش بلاغ،به گزارش افکارنیوز ، احادیث معصومین(علیهم السلام) به مثابه چراغ‌هایی هستند که در ظلمات و تاریکی‌ها مسیر را به انسان نشان می‌دهند. هر چه ما انسان‌ها عمل و گفتارمان نزدیک و شبیه به افعال ائمه هدی شود بدون تردید کفه‌ی اعمال نیک ما در آخرت سنگین‌تر خواهد شد. حدیث پیامبر (ص): نماز شب، موجب رضایت پروردگار، دوستى فرشتگان، سنت پیامبران، نور معرفت، ریشه ایمان، آسایش بدن ها، مایه ناراحتى شیطان، سلاحى بر ضدّ دشمنان، مایه اجابت دعا، قبولى اعمال و برکت در روزى است.   منبع : ارشاد القلوب الی الصواب(دیلمی)، ج 1، ص ]]> مذهبی Mon, 13 Aug 2018 09:32:52 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/362626/نمازی-مایه-اجابت-دعا-قبولى-اعمال-برکت-روزى حدیث روز/ اهل خیر محتاج‌تر هستند یا نیازمندان؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/362524/حدیث-روز-اهل-خیر-محتاج-تر-هستند-یا-نیازمندان به گزارش بلاغ،مشرق- امام جواد علیه السلام فرمودند: اهل کار خیر بیشتر به انجام خیر نیاز دارند تا نیازمندان به خیر، زیرا پاداش، افتخار، یاد خیر  و نیکنامیش برای آنهاست. بنابراین، آدمی هر خوبی که کند، نخست به خود کرده است. پس، نباید به خاطر خوبی ای که به خود کرده از دیگران سپاسگزاری بخواهد. متن حدیث: الإمامُ الجوادُ علیه السلام: أهلُ المَعروفِ إلَی اصطِناعِه أحوَجُ مِن أهلِ الحاجَةِ إلَیهِ؛ لأِنَّ لَهُم أجرَهُ وفَخرَهُ وذِکرَهُ ، فمَهما اصطَنَعَ الرَّجُلُ مِن مَعروفٍ فإنَّما یَبدأ فیهِ بِنَفسِهِ ، فلا یَطلُبَنَّ شُکرَ ما صَنَعَ إلی نَفسِهِ مِن غَیرِهِ.   «کشف الغمه، جلد3 ، صفحه 137» ]]> مذهبی Sun, 12 Aug 2018 03:32:30 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/362524/حدیث-روز-اهل-خیر-محتاج-تر-هستند-یا-نیازمندان امام جواد(ع) سخاوتمند در حکمت‌ها http://www.bloghnews.com/fa/doc/article/362517/امام-جواد-ع-سخاوتمند-حکمت-ها به گزارش بلاغ، در مطلب حاضر نویسنده با نقل و شرح احادیثی حکیمانه از امام جواد (ع)، گوشه‌ای از سبک زندگی آن حضرت را برای الگو‌برداری شیعیان تبیین کرده است.*** خداوند در آیات قرآن بیان می‌کند که پیامبران و اولیای الهی حکیم بوده و مامورند تا حکمت‌های الهی را به مردم برسانند و آنان را تعلیم دهند تا در زندگی، رفتاری را در پیش گیرند که آنان را به سعادت برساند.(بقره، آیات 129 و 151؛ آل عمران، آیه 164؛ جمعه، آیه(2) سخنان حکمیانه به سخنانی گفته می‌شود که علم و عمل انسان را کامل کرده و آداب و رفتارهای هنجاری و پسندیده را می‌آموزد و منکرات و زشتی‌ها را برای مردم روشن می‌کند.بسیاری از سخنان پیشوایان دین سخنان حکمیانه‌ای است که راه و رسم زندگی را به آدمی می‌آموزد. این سخنان به انسان می‌آموزد چگونه با خود و خدا و خلق تعامل داشته باشد. از جمله این حکمت‌ها می‌توان به این سخن امام جواد (ع)اشاره کرد که فرمود: اَلدّينُ عِزٌّ وَالْعِلمُ كَنزٌ وَالصَّمْتُ نُورٌ وَغايَةُ الزُّهدِ ألوَرَعُ وَلاهَدْمَ لِلدّينِ مِثْلُ الْبِدَعَ وَلااَفسَدَ لِلرَّجُلِ مِنَ الطـَّمَعِ وَبِالرّاعى تَصْلِحُ الرَّعِيـَّهًْ وَبِالدُّعاءِ تُصْرَفُ الْبَلِيَّهًْ؛ دين سرفرازى است و دانش، گنج است و سكوت نورى است و نهايت زهد پاكدامنى است و هيچ چيز مثل بدعت دين را از بين نمى برد و هيچ چيز مثل طمع مرد را تباه نمى كند و به واسطه رؤساء مردم هم اصلاح مى شوند و بلا به وسيله دعا بر طرف مى گردد. (الفصول المهمة 274/275؛ مسند امام جواد، ص 246)بر اساس این سخن حکمیانه عزت انسان در دین و دینداری است و انسان اگر عزتی را می‌خواهد باید به دین و شریعت اسلام تکیه کند و اگر بخواهد ثروتی را برای خود بیندوزد علم و دانش بیاموزد و اگر می‌خواهد دلش به نور حقیقت روشن شود ،خاموشی را در پیش گیرد و جهت فکر و روح خویش را در مسیر کمالات قرار داده و از هیاهوی درون و بیرون، خودش را برهاند. اینها جنبه‌های اثباتی است و اما در جنبه نفی نیز می‌بایست دل را از تعلقات به دنیا رها ساخته و از هر گونه بدعت آفرینی پرهیز کند و چیزی که جزو دین نیست به عنوان دین نگوید و انجام ندهد و از نظر اخلاقی نیز گرفتار طمع و حرص نشود.امام جواد همچنین در جایی دیگر در بیان برخی دیگر از حکمت‌های الهی سفارش‌هایی دارد که بسیار راهگشا است. مردى از امام جواد(ع) درخواست سفارش و موعظه‌ای كرد، حضرت فرمود:تَوَسَّدِ الصَّـبْرَ وَاعْتـَنِقِ الْفـَقْرَ وَارْفَضِ الشَّهَواتِ وَخالِفِ الهَوى وَاعْلَمْ أنَّكَ لَنْ تَخْلُو مِنْ عَيْنِ اللّهِ فـَانْظُرْ كَيْفَ تـَكُونَ؛صبر را بالش خودساز، فقر را در آغوش بگير، لذتهـا را رهـا كن، بـا هـوس مخـالفت كـن و بدان كه هرگز از ديد خداوند بيرون نيستى، پس آنـگاه ببين در چـه حـالتى هسـتى. (تحف العقول، ص 726)آن حضرت همچنین می‌فرماید:  ثَـلاثٌ يَبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّهِ تَعالى: كِثْـرَةُ الاْءسْتِغفـارِ وَلِينُ الْجانِبِ وَكَثْرةُ الصَّدَقَةِ. وَثَـلاثٌ مَنْ كُنَّ فيهِ لَمْ يَنْـدَمْ: تَرْكُ الْعَجَلهًْ وَالمْشَوَرَهًْ وَالتَّوَكُّلِ عَلىَ اللّهِ عِنْدَ الْعَزْمِ؛  سه چيز است كه اگر در كسى باشد سبب خوشنودى خداست: 1. زياد استغفار كردن؛ 2. تواضع و نرمخویی؛ 3.  زياد صدقه دادن؛  و سه چيز است كه هركس دارا باشد پشيمان نمى‌شود: 1 پرهيز از عجله؛ 2. مشورت در كارها  ؛ 3. توكل بر خدا وقتى تصميم به انجام كارى گرفت. (الفصول المهمه 274/275)امام جواد (ع)توصـيه‌‏هاى بسیار دیگری نیز دارد. از جمله ایشان فرموده است: لاتُـعاجِلُوا الْأمْرَ قَبْلَ بُـلُوغِهِ فَتَـنْدَمُوا وَلايَطُولَنَّ عَلَيْكُمُ الْأمَدُ فَتَقْسُو قُلُوبُكمْ وَارْحَـمُوا ضُـعَفـاءَكُـمْ وَاطْلُبُوا مِنَ اللّهِ الرَّحْمَهًْ بِالرَّحْمَهًْ فيهمْ؛ در هيچ كارى قبل از آنكه وقتش برسد عجله نكنيد كه پشيمان خواهيد شد و زمان انجام آن طولانى نشود كه سنگدل خواهيد شد و به ضعيفان رحم كنيد، و با اين كار رحمت خدا را به دست آوريد؛ يعنى اگر به افراد ناتوان رحم كرديد، خـداوند به شـما رحـم خواهـد كرد. (الفصول المهمة 274/275)همچنین آن حضرت (ع) اطميـنان بدون آزمايش نسبت به‌اشخاص را نادرست دانسته و می‌فرماید: مَـنْ انْـقادَ اِلى الطُّـمَأْنينَهًْ قَبْلَ الْخُـبْرَه ًْ فَقَدْ عَرَّضَ نَفْسَهُ لِلْهَلَكَهًْ وَالْعاقِبَهًْ الْمُتِعْبَهًْ؛ هر كس قبل از آزمايش نسبت به چيزى اطمينان پيدا كند (بدون آگاهى اعتماد كند) خودش را در معرض نابودى و عاقبتى دردناك قرار داده است. (بحارالانوار، ج 71، ص340) بسیاری از مردم بدون اینکه آزمایشی کنند به افراد اطمینان می‌کنند که کارهایی را به آنان می‌سپارند یا وام و قرضی می‌دهند که دیگر نمی‌توانند باز پس گیرند و پشیمان می‌شوند که سودی ندارد. خداوند می‌فرماید اگر می‌خواهی کاری را به کسی بسپاری نخست او را بیازما و ببین چگونه است و بعد مسئولیتی را به او بسپار.(نساء، آیه 6) همدلی در حکم همراهی براساس آموزه‌های قرآنی همدلی انسان‌ها نسبت به کاری به معنای همراهی و مشارکت در آن کار است؛ حال اگر آن کار خیر باشد ثواب خیر برای همه آنها نوشته می‌شود و اگر کار شر باشد آثار شر آن کار برای آنها نیز خواهد بود. بطور مثال در جریان کشتن شتر صالح با آنکه تنها یک نفرشتررا پی کرد  وکشت ولی همه قوم به سبب همدلی و راضی بودن به این کارمجازات و عقوبت شدند.(شمس، آیات 10 تا آخر) حتی از آیات قرآن به دست می‌آید که گاه سکوت می‌تواند نوعی همدلی حساب شود چنانکه برخی از اصحاب سبت به سبب سکوت به عنوان همدل شناخته شده و گرفتار همان عذابی شدند که ماهیگیران بدان مبتلا شدند. (اعراف، آیات 165 تا 167) امام محمد تقى (ع)در این باره هشدار می‌دهد و می‌فرماید: مَنْ شَهِدَ أمْرا فَكَرِهَهُ كانَ كَمَنْ غابَ عَنْهُ ومَنْ غابَ عَنْ اَمرٍ فَرَضِيَهُ كانَ كَمَنْ شَهِدَهُ؛  هركس در كارى شركت داشته باشد، ولى از آن كار ناراضى باشد مثل كسى است كه در آن كار دست ندارد، و آن كه غايب باشد و راضى، مانند كسى است كه در آن كار شريك است. (تحف العقول، ص 726)آن حضرت براساس این قاعده در‌باره شـركت در زشـتى‏‌ها فرموده است:  مَنِ اسْتَحْسَنَ قَبيحا كانَ شَريـكا فـيهِ؛   هر كس كار زشتى را نيكو بداند، او هـم در آن كار شريـك است.(الفصول المهمه 274/275) همچنین شخص اگر امانتدار باشد ولی این امانتداری برای اهل خیانت باشد خود شخص نیز خائن خواهد بود و باید گفت که چنین شخصی در عمل خائن است هر چند که به ظاهر امین است؛ زیرا همدلی با اهل خیانت داشته و امین آنان به شمار می‌رود. امام جواد فرمود: كَفى بِالْمـَرْءِ خِيانَهًْ أنَ يَكُونَ أمينا لِلْخَوَنَهًْ؛ در خائن بودن شخص همين بس كـه امين خيـانتـكاران بـاشـد، كسى كه امين خيانتكاران باشد، خود خائن است.(بحارالانوار، ج 75، ص380)مومن باید همدل با اهل بیت (ع) باشد و اطاعت آنان را با همدلی نشان دهد تا خداوند او را در زمره همراهان حساب کند. این همدلی با مودت که در آیات قرآن بیان شده موجب می‌شود تا انسان در دنیا و آخرت همراه آنان شود. امام جواد(ع) به يكى از دوستان خود نوشت: اَمّا هذِهِ الدُّنيا فَإنّا فيها مُغْتَرِقُونَ وَلكِنْ مَنْ كانَ هَواهُ هَوى صاحِبِهِ ودانَ بِدينِهِ فَهُوَ مَعَهُ حَيْثُ كانَ، وَالاْخِرَهًْ هِىَ دارُالقَرارِ؛ ما همه در اين دنيا با هم آشناييم و با هم زندگى مى كنيم ولى هركس با دوستش همفكر باشد و از مكتب و مرام او پيروى كند، هرجا برود با اوست و خانه هميشگى، آخرت است؛ يعنى اگر با ما همفكر باشى و از ما پيروى كنى هميشه با مايى حتى در آخرت. (تحف العقول، ص 726)انسان مومن همان طوری که نباید با دیگران در کارهای زشت همدلی داشته باشد؛ همچنین باید دوستان خوب انتخاب کند و از دوسـتان نـاباب پرهیز کند تا گرفتار آثار زشت بدکاری آنان نشود.امام جواد (ع)در این باره هشدار داده و فرموده است: إيّـاكَ وَ مُصـاحَبَهًْ الشَّـريرِ فَاِنَّهُ كَالسَّيْفِ يَحْسُنُ مَنْظَرُهُ ويَقْبَحُ اَثَرُهُ؛ از رفـاقت با تبـهكارو شرور بپـرهـيز كه مانند شمشير، ظاهرى خوب واثرى زشت دارد. (بحار، ج 17، ص 214)پس دوست خوب و دوست بد آثار خوب و بدی را در زندگی انسان بجا می‌گذارد که سعادت و شقاوت ابدی یکی از آنهاست. البته دوست شناسی و دشمن شناسی کار خیلی سختی است؛ زیرا به سادگی نمی‌توان دوست و دشمن را از هم بازشناخت مگر به آزمایش و گذر روزگار. برخی از افراد، به ظاهر دوست و در عمل دشمن ما هستند؛ زیرا حقیقت تلخ را نمی‌گویند و دروغ شیرین را می‌گویند و این گونه با فریب کاری ما را گرفتار شقاوت و بدبختی در دنیا و آخرت می‌کنند. امام جواد (ع)فرموده است: قَد عاداكَ مَنْ سَتَرَ عَنْكَ الرُّشْدَ اتّبـاعا لِما تـَهْـواهُ؛ كسى كه به دلخواه تو راه‌هاى رشد و ترقّى را از تو پنهان مى كند، با تو دشمنى كرده است؛ يعـنى اگر با تـو دوسـت باشـد راه‌هاى خير و صلاح را به تو نشان خواهد داد. (بحار الانوار، ج 78، ص 364)عـزّت نفـس و نومیدی از غیرخداانسان باید عزت نفس داشته باشد و نفس خویش را عزیز و گرامی دارد. اگر کسی خودش را ذلیل در برابر غیرخدا کند و برای هر کاری دست نیاز به سوی غیرخدا دراز کند خودش را خوار و ذلیل کرده و عزت خویش را نابود ساخته است. در آموزه‌های اسلامی بر قناعت تاکید شده تا انسان عزت نفس خویش را حفظ کند و نیازها او را خوار و ذلیل نسازد. امام جواد(ع) می‌فرماید: عِـزُّ الْمُؤمِـنِ، غِـناهُ عَنِ النّاسِ؛ عزّت مؤمن در بى نيازى او از مردم است؛ يعنى خود را نيازمنـد خـدا بداند.(بحارالانوار، ج 75، ص 109)پس انسان مومن باید در زندگی اهل قناعت باشد و عزت نفس خویش را به باد ندهد. اميـدوارى به دیگران بدترین خواری و خفت را به دنبال دارد؛ بویژه آنکه انسان دست طلب و نیاز به سوی انسان‌های بدکار دراز کند و امید به آنان ببندد. امام جواد (ع)در این باره نیز فرموده است: مـَنْ أمِـلَ فـاجِـرا كانَ اَدْنى عُقُوبَتِهِ الْحِرْمانُ؛ هر كس به انسان بدكارى اميد داشته باشد، كمـترين عقـوبت او محروميت و نرسيدن به آرزوى خود است. (الفصول المهمة 274/275؛ مسند امام جواد، ص 248)پرهیز از جهل و جهالت و جاهل انسان باید همواره بر مدار عقل و علم عمل کند. پس باید خردورزی کند و براساس علم و دانش عمل کند. انسان اگر کاری را بی‌عقل و بی‌علم انجام دهد آن کار را تباه می‌کند. برای همین در آیات قرآن بر ضـرورت خردورزی و تعقل از یک سو و  تخصص در كار از نظر علمی از سوی دیگر تاکید شده است.امام جواد(ع)نیز می‌فرماید: مَنْ عَمِلَ عَلى غَيْرِ عِلْمٍ ما يُفْسِدُ اَكْثَرَ مِمّا يُصْلِحْ؛ هـر كس بـدون آگاهى كـار كـند، بيش از آنكه درست كند، خراب مى كند. (بحارالانوار، ج 78، ص346)اصولا جاهل چه عقلی و چه علمی هر کار و سخنی می‌گوید و می‌کند موجب تباهی می‌شود. از همین رو امام محمد تقى (ع) فرموده است: لَوْ سَكَتَ الْجاهِلُ مَا اخْتَلَفَ النّاسُ؛ اگر نادان سخن نگويد،مردم دچاراختلاف نمى شوند؛ چرا که سخنان ناآگاهانه سبب بسيارى از اختلافات است. (الفصول المهمة 274/275)اگر خداوند در آیه 6 سوره حجرات فرمان می‌دهد که برای جلوگیری از اختلاف و درگیری باید تحقیق کنید و به سخنان افراد فاسق اعتماد نکنید؛ باید مواظب بود تا براساس سخن جاهل بی‌خرد و نادان عمل نشود.از آیه فوق به دست می‌آید که انسان باید روشنگری کند و سپس براساس تحقیق عمل نماید. این بدان معنا است که احتیاط و تحفظ قبل از عمل کار بسیار خوبی است ولی باید به این نکته هم توجه داشت که تحفظ و احتیاط می‌بایست با توجه به میزان اهمیت مسئله و ترس باشد یعنی تناسب حکم و موضوع مراعات شود. امام جواد(ع)فرمود: اَلتَّحَـفُّـظُ عَلى قَدْرِ الْخَـوْفِ؛ احتیاط و تحفظ به مقـدار ترس ،لازم است؛ يعنى به مقدارى كه خطر وجود دارد احتیاط بايد كرد و نه بيشتر و زياده روى درست نيست.(بحارالانوار، ج 78، ص365) زينـت‌هاى سـيزده‏گانه مومنانسان مومن اگر بخواهد سبک زندگی اسلامی را داشته باشد باید اموری را به عنوان خصلت و صفت خویش در آورد و آن گونه شود که امام جواد فرموده است.آن حضرت می‌فرمابد: ألعِفافُ زينَهًْ الْفَقْرِ وَالشُّكْرُ زينَهًْ الْغِنى وَالصَّبْرُ زينَهًْ البَلاءِ وَالتَّواضُعُ زينَهًْ الْحَسَبِ وَالفَصاحَةُ زينَهًْ الْكَلامِ وَالْحِفظُ زينَهًْ الرِّوايَةِ وَخَفْضُ الْجِناحِ زينَهًْ الْعِلْمِ وَحُسْنُ الْأدَبِ زينَهًْ العَقْلِ وَبَسْطُ الْوَجْهِ زينَهًْ الكَرَمِ وَتَركُ الْمَنِّ زينَهًْ الْمَعْرُوفِ وَالخُشُوعِ زينهًْ الصَلّوةِ وَالتَّنَفُّلُ زينَهًْ القَناعَةِ وَتَرْكُ ما يُعنى زينَهًْ الْوَرَعِ؛ * زينت فقر پاكدامنى است * زينت غنى (بى نيازى) شكر است * زينت بلا و سختى صبر است * زينت سخن فصاحت است * زينت روايت، حفظ (از برداشتن) است * زينت علم تواضع است * زينت عقل، ادب است * زينت بزرگوار خوشرويى است * زينت نيكوكارى منّت نگذاشتن است * زينت نماز خشوع (توجه قلبى) است. * زينت قناعت انفاق بيش از وظيفه است * زينت ورع ترك خواسته هاست. (الفصول المهمه 274/275)هر یک از این خصوصیات فواید و آثار بسیاری در زندگی انسان دارد که نمی‌توان از آنها به سادگی چشم پوشید. چنین خصوصیاتی سبک زندگی انسان را متحول می‌کند. از این رو در اینجا و روایات دیگر مورد تاکید قرار گرفته است.اهتمام به مــرگ  و آخرتمومن باید همواره مرگ و آخرت و معاد را در نظر بگیرد؛ زیرا عامل بازدارنده مهم در زندگی همین معاد و باور به آن است، چنانکه عدم باور به آن یا تشکیک در آن موجب فسق و فجور می‌شود(قیامت، آیات 1 تا 5).البته باید دانست که مرگ چیزی عجیب و غریب نیست چنانکه از حضرت جواد(ع)سؤال شد: مَا المَوْتُ؟ قالَ: هُوَ النَّوْمُ الَّذى يَأْتيكُمْ كُلَّ لَيْلَهًْ اِلاّ اَنَّهُ طَويلٌ مُدَّتُهُ لايُنتَبَهُ مِنْهُ اِلاّ يَوْمَ الْقِيامَهًِْ؛ مرگ چيست؟ در پاسخ فرمود: مرگ همان خواب است كه هرشب سراغ شما مى آيد جز آنكه مـدت خـواب مـرگ طـولانى اسـت وآدمى از آن خواب بيدار نمى شود، جز روز قيامت. (بحارالانوار، ج 3، ص 134)برای اینکه همواره فکر مرگ باشیم باید به زیارت قبور برویم تا هم عبرت بگیریم و هم از آثار آن برخوردار شویم. امام جواد (ع) فرموده است: مَنْ زارَ قَبْرَ اَخيهِ الْمُؤْمِنَ فَجَلَسَ عَنْ قَبْرِهِ وَاسْتَـقْبَلَ الْقِبْلَهًْ وَوَضَـعَ يَـدَهُ عَلىَ الْقَـبْرِ وَقَرَأَ «اِنّا اَنْزَلْناهُ فى لَيْلَهًْ الْقَدرِ» سَبْعَ مَرّاتٍ أَمِنَ مِنَ الْفـَزَعِ الْأكْبَرِ؛ هر كس به زيارت قبر برادر مؤمن خود برود و كـنـار قـبر رو بـه قـبـله بنشيـند و دسـت خـود را بـر قـبر بـگذارد و سوره «قدر» را هفت مرتبه بخواند، از عـذاب بزرگ در امـان خواهد بود. (مسند امام جواد، ص 215) ]]> مذهبی Sat, 11 Aug 2018 19:28:33 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/article/362517/امام-جواد-ع-سخاوتمند-حکمت-ها سید محمد حسین طباطبایی کجاست؟+عکس http://www.bloghnews.com/fa/doc/interview/362258/سید-محمد-حسین-طباطبایی-کجاست-عکس به گزارش بلاغ، حجت الاسلام سید محمد حسین طباطبایی که پدرشان لقب علم الهدی را برای وی برگزید، همان کودک خردسالی است که در دهه هفتاد شگفت انگیز‌ترین کودک دنیا در عرصه حفظ قرآن شد و معجزه دیگری از آیات نورانی آخرین کتاب آسمانی خداوند را به رخ دنیا کشید. او اکنون جوانی برومند و تحصیل کرده حوزه علمیه قم است که پا به پای پدر در راه ترویج قرآن و مکتب اهل بیت (ع) تحقیق و پژوهش می‌کند. وی متولد سال ۱۳۶۹ است و از سال ۱۳۷۹ وارد حوزه شد و حدود هفت سال است که در دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم شرکت می‌کند و چند سالی است که در مؤسسه جامعة القرآن الکریم و در کنار پدرشان حجت الاسلام و المسلمین سید محمد مهدی طباطبایی، به‌صورت رسمی فعالیت می‌کند. بیشتر کارشان در زمینه تحقیق و تألیف و تدوین کتب آموزشی است و تا کنون دو کتاب تالیف نموده، یکی از آن‌ها «حفظ کافی» است که آماده چاپ می‌باشد و دیگری «آموزش بکارگیری آیات» است که در آستانه انتشار قرار دارد، سیدمحمدحسین در سال ۱۳۸۹ ازدواج کرده و اکنون صاحب دو فرزند است. خبرگزاری «حوزه» متن گفتگوی ماه نامه «نسیم وحی» با حجت الاسلام سید محمد حسین طباطبایی را بازنشر می‌دهد. در مورد کتابی که شما و پدر گرامیتان، تألیف کرده‌اید توضیح بفرمایید. قبل از این کار «حفظ کافی» گزینش‌های زیادی برای احادیث کافی شده بود، افراد مختلفی احادیثی را از این کتاب شریف طبق سلیقه و عقیده خودشان جدا کردند؛ اما همه این‌ها برای مطالعه بود و تاکنون هیچ گزینشی با هدف حفظ احادیث، صورت نگرفته است و صرفا برای این‌که بقیه بخوانند و مطالعه کنند، دست به این کار زده بودند. ما خواستیم که بحث خواندن احادیث به حفظ آن هم منجر شود. حالا فرصت و مجال نیست تا فضلیت فراوان و آثار بسیار حفظ احادیث را نقل کنیم. به هر حال سعی شده که تقریبا در قالب ۶۸ درس، کتاب کافی را فعلا کار کنیم و روایت‌های را انتخاب کنیم که قابل حفظ هستند؛ یعنی هم مختصر بوده و هم معانی بسیار خوبی هم داشته باشند یا اگر یک روایتی مثل روایتی که در کتاب عقل و جهل اصول کافی هست و توصیه امام کاظم علیه‌السلام به هشام و خیلی طولانی است و فراز‌های خیلی قشنگی هم دارد، این‌ها را تقطیع کردیم و به شکل یک روایت ذکر کردیم و البته نشان دادیم که این تقطیع شده است. در بخش دوم کتاب، بعضی از روایت‌ها را به‌عنوان مطالعه قرار دادیم که حالا عزیزانی که حفظ می‌کنند؛ اگر علاقه داشتند و خواستند می‌توانند آن‌ها را هم حفظ کنند، چون بعضی از این روایات را مثل یک داستان ذکر کرده‌ایم و ممکن است حتی یک صفحه باشد و بیشتر جنبه مطالعاتی دارد، موضوعاتش هم از تفسیر، حدیث قدسی، موعظه و نکته و داستان و... را آورده‌ایم که یک حالت تنوعی داشته باشد و در واقع مرتبط با همان درس هست؛ مثلا اگر از باب صبر شروع کردیم تا باب کظم‌غیظ، مطمئنا اگر بحث تفسیر، حدیث قدسی، بوده است در همین محدوده که درس کار شده؛ آمده است. فقط در بحث ادعیه ما این را داشتیم که، چون دعا‌ها معمولا طولانی هستند، سعی می‌کردیم دعا‌های کوتاه‌تری انتخاب کنیم یا در هر درس بجای ۱۵ روایت، فقط دو یا سه روایت چند خطی بیاوریم که همه‌اش دعا است. بعد از این دو بخش که بحث درس و حفظ روایت و نیز روایات مطالعاتی بود، می‌رسد به بحث تمرین که خوب تمرین‌ها در قالب شش سؤال است؛ بعضی‌ها برای امتحان از لفظ روایت است یا یکی از آن برای این‌که گویندة روایت را ذکر کنیم، هم باید گوینده حفظ بشود، کدام امام این روایت را فرموده‌اند، هم خود لفظ؛ دو یا سه سؤال هم برای معنا است. مثلا یک موضوع داریم که آیه را داده‌ایم و گفته‌ایم که چگونه مربوط به این روایت است، بالاخره این شش سؤال هم برای تمرین آماده شده است، ترجمه روایات هم بعد از روایت نیامده بلکه در آخر کتاب می‌آید و در مرحله آخر بعد از تمرین، بعد از هر پنج درس، بحث آزمون هست، این‌طور تنظیم شده که شخص، پنج درس کار می‌کند و محفوظاتش زیاد شده از طرفی هم مدنظرمان نیست که فقط حفظ بکند و آن هم یک حفظ کوتاه مدت و تمام بشود، این فایده‌ای ندارد. به همین علت آزمون را قرار دادیم؛ البته این آزمون را در این کتاب بعد از پنج درس قرار دادیم؛ اما هر شخص می‌تواند بعد از هر سه درس یا چهار درس این کار را انجام بدهد؛، ولی این یک چهارچوب برایش گذاشتیم، شخص باید با نهایت دقت حفظش را انجام بدهد و مرورش را هم انجام بدهد. نمره قبولی را سعی کردیم طوری قرار بدهیم که شخص با سه یا چهار غلط، اگر داشته باشد در این آزمون قبول شود؛ یعنی این به منزله قبولی هست، بالاخره هر درس میانگینش پانزده روایت است و پنج درس هم بوده؛ یعنی خوب توانسته حفظ کند و چهار یا سه غلط دور از انتظار نیست. این برنامه اصلی این کتاب است. تقریبا روایاتی که باید حفظ بشوند حدود هشتصد پنجاه روایت است البته به غیر از روایاتی که برای مطالعه آمده است. این کار در دو مجلد آماده شده و امیدواریم که ان‌شاءالله مفید باشد و مورد استقبال همه بخصوص حافظان قرآن که بعد از حفظ قرآن، می‌خواهند روایات را بخواهند و حفظ کنند، قرار بگیرد. این کتاب، چون به صورت درسنامه و برای تدریس در کلاس هست، یک کتاب راهنمای تدریس هم برای آن در حال تدوین است که ان‌شاء‌الله بزودی آماده می‌شود. روایات این کتاب، هم اولاً از کتاب کافی است که کتاب معتبری هست و بعد هم از تمام موضوعات است. این‌ها را می‌توانند مباحثه کنند، مرور کنند و خیلی برای حفظ کردن آسان شده و امیدواریم که ان‌شاء‌الله مفید و مؤثر باشد. آیا ایده این کتاب از همان شیوه‌ای گرفته شده که شما در کودکی داشتید و احادیث موضوعی کافی را حفظ بودید؟ مطمئنا همین طور است، چون از کودکی نه فقط من؛ بلکه بچه‌های دیگر، خواهران من هم حفظ می‌کردند، پدرم دوست داشتند که منتخب روایات کافی را حفظ کنیم، نه این‌که همین روایات‌های این کتاب بود؛ ولی از این روایات هم داخل آن‌ها بود. بالاخره آن طوری که ما در سه چهار سالگی حفظ می‌کردیم باید خیلی راحت‌تر می‌بود. حتی درباره تقطیع روایات هم باید خیلی از روایات‌ها به جملات کوتاه‌تری تبدیل می‌شد؛ اما مخاطبین این کتاب کسانی هستند که می‌خواهند به صورت تخصصی حفظ کنند و سن و سالشان هم دیگر سه و چهار سال نیست و روایات‌هایی در کتاب است که نسبتا طولانی‌تر از روایاتی است که ما حفظ کردیم؛ اما مطمئناً انگیزه‌ای که فرمودید همین‌طور است؛ چون واقعا حفظی که کردیم، اثرش را دیدیم هم علمیّت بسیار خوبی برای خودمان داشت و همین الان دارد و هم اثری که در رابطه با اجرای برنامه‌ها برای مردم داشت. چه توصیه‌ای به حافظان قرآن دارید؟ حافظه‌ای که خداوند برای انسان قرار داده است، نعمت بزرگی است و این که انسان بتواند حفظ بکند و اگر خدا کمک کند و آنچه انسان حفظ می‌کند، قرآن و احادیث باشد، خوب این یک نعمت ویژای است و البته حتی در رابطه با آن‌هایی که حافظه خیلی کمی هم دارند، روایت داریم که اجرشان دو برابر است؛ چون با سختی بیشتری حفظ می‌کنند؛ یعنی نگفته‌اند کسانی‌که حافظه‌شان کم است، دیگر حفظ نکنند. در هر صورت وارد شده که شما قرآن را حفظ بکنید، حتی آن‌هایی که برایشان سخت‌تر است، ثوابش دو برابر است، در واقع برای آن‌ها تشویقی است. به هر حال خیلی مطلوب است که انسان مطالب قرآن و روایات را حفظ کند، منتها حفظ یک مقدمه خوبی است برای رسیدن به مطبوع ما نه این که فقط حفظ کردن هدف نهایی باشد؛ چون حفظ را خیلی‌ها می‌توانند انجام بدهند، حافظه خوب را الحمدلله خیلی‌ها دارند؛ اما این‌که در چه راهی خرج می‌کنند و چه جور استفاده می‌شود و نهایتا نتیجه‌اش چه می‌شود، این نتیجه مهم است و اهمیت بیشتری دارد. یعنی برای انسان نتیجه و اثر کار بسیار مهم است. مشاهده کردیم که برخی افراد، خوب حفظ کردند حالا یا قرآن را حفظ کردند و بعضا مطالب دیگری حفظ کردند، منتها آن نتیجه‌ای که واقعا دنبالش بوده‌اند را به دست نیاوردند، چرا این طور شد؟ آیا خودشان ادامه ندادند و برای رسیدن به مراحل بالاتر تلاش نکردند؟ آیا شرایط مهیا نبود؟ نمی‌دانم؛ گفته‌اند ما حفظ کردیم تمام شد، دیگر چه کار کنیم و برایشان عادی شده، بعد هم دیدم که خود آن حفظ ساده را هم از دست دادند. دوستان را باید دقت کنند که اولا حفظ کردن هدف نیست بلکه مقدمه است برای فهم و عمل به قرآن. حافظ باید محفوظاتش را تثبیت کند چه در زمینه قرآن چه احادیث، حتی در زمینه شعر، شعر‌های بسیار عالی، از مادحین اهل‌بیت علیهم‌السلام وجود دارد یا اشعاری که خود اهل‌بیت علیهم السلام سرودند و در کتب ما هم آمده است که شخص می‌تواند حفظ کند و برای این‌ها هم اولا برنامه منظمی باید داشته باشد و بعد هم از این محفوظات به‌عنوان یک مقدمه برای عمل کردن به مضامینش استفاده شود. هدف در حفظ باید مشخص باشد، نگوییم خداوند حافظه به من داده و من حفظ می‌کنم؛ اما نگاهی به مراحل بالاتر ندارم، بلکه هدف از حفظ باید روشن باشد؛ شاید بیان این نکته جالب باشد: روایتی هست که می‌فرماید که قرآن فرموده «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ» نماز باید این‌طوری باشد که انسان را «عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ» از فحشاء و منکر باز دارد؛ یعنی آن‌قدر انسان رابطه خود و خدا را باید در نماز ارتقا دهد که دیگر به فکر گناه هم نیفتد؛ زیرا لذت انس با خداوند را چشیده و نمی‌خواهد بخاطر یک لذت زودگذر دنیا آن ارتباط را از دست بدهد. حال اگر انسان بعد از نماز گناه کرد، در روایت دارد که در واقع این نماز نه تنها انسان را به خدا نزدیک نمی‌کند؛ بلکه او را از خدا دور می‌کند. او از آن عبادتش بهره‌ای نمی‌برد، نمازش، هیچ فایده‌ای ندارد. حفظ هم باید اثری داشته باشد. شخص باید به مراحل بالاتر از حفظ فکر کند، عزیزان حافظ، حتماً یک نیت خوب و یک هدف بلند را برای خودشان ترسیم کنند و از ابتدای حفظ به این نکته توجه نمایند که برای چه می‌خواهند حفظ کنند؟ به طور مثال این هدف می‌تواند به این صورت باشد که اولًا برای خودشان چه اثری خواهد داشت و ثانیاً بتوانند مُبلّغ باشند و معارف دین را بین مردم، خواه شیعیان و مسلمانان و خواه افرادی که تابع دین دیگری هستند، گسترش دهند، برای این دارند حفظ می‌کنند، این خیلی مهم است. یک خاطره از دوران کودکی خود نقل کنید ‌ می‌خواهم خاطره‌ای را نقل کنم که مرتبط با بحثمان هم باشد. به خاطر دارم که یکی دو سال بعد از برنامه‌هایی که در مکه و ایام حج در سال ۱۳۷۶ داشتیم، آن‌جا برای خانواده وزیر کشور عربستان هم برنامه اجرا کردیم و بعد هم برگشتیم. خوب این اجرای برنامه ما، بین خانواده سلطنتی عربستان خیلی پیچیده بود و بین خانواده‌های خودشان نقل می‌شد که مثلا این بچه آمده و برنامه اجرا کرد و این طور قرآن می‌خواند و... به این صورت افراد دیگر و خانواده سایر مقامات عربستان هم مطلع شده بودند. به هر حال دو سال بعد از آن تهران، پیش سفیر آن زمان ایران در عربستان بودیم، ایشان می‌گفت که یکی از مقامات عربستان، پسر امیر عبدالله، معروف به امیر ترکی، با چند نفر هیئت همراه آمدند کاخ نیاوران و گفتند: «می‌خواهیم با آقای طباطبایی هم یک دیداری داشته باشیم». البته به صورت رسمی نیامده بودند، ما رفتیم آن‌جا و تقریبا ساعت‌های نه و نیم، ده شب بود، نشستیم و ایشان کمی صحبت کرد و بالاخره گفت که ما وصف شما را که آمدید در کاخ سلطنتی و آن‌جا برنامه‌هایی را داشتید شنیدیم. حالا آمده‌ایم خودمان از نزدیک ببینیم. به او گفتند که ایشان حافظ قرآن هستند از هر جای قرآن که دوست دارید، می‌توانید سؤال کنید. امیر به مبل لم داده بود؛ البته با یک تکبر خاصی و گفت: «نه، من سؤال حفظ از ایشان ندارم». گفتند: «چه سؤالی از ایشان دارید؟» گفت: «برای من شعر بخوان». گفتند: «ایشان معروف نیست که شعر حفظ کرده باشند. ایشان حافظ قرآن هستند». اصرار کردند که نه شعر بخواند، حالا به لطف خداوند؛ چون زبان عربی را کار می‌کردیم، بسیاری از شعر‌های عربی را که در مدح اهل‌بیت علیهم السلام بود و بعضی از اشعاری که خود اهل‌بیت علیهم السلام سرودند، این‌ها را حفظ کرده بودیم. خدا لطف کرد بین تمامی اشعاری که حفظ کرده بودم، یک شعر خیلی مناسب را انتخاب کردم، همان شعر معروف امام هادی علیه‌السلام را که در مجلس متوکل، خوانده بودند، در وصف پادشاهان که بالاخره آخر و عاقبت تمام خوشی‌هایی که این‌ها داشتند چه می‌شود؛ خیلی با جزئیات آنجا گفته می‌شود که خیلی جالب است. شعر نزدیک یک صفحه است و من هم همه‌اش را حفظ بودم و خیلی شمرده شمرده از ابتدای آن شروع کردم به خواندن و نگفتم که شعر از کیست و برای چه کسی خوانده است. شروع کردم به خواندن خیلی شمرده شمرده و با همان شیوه‌ای که خودم در زمان بچگی داشتم، خیلی احساسی می‌خواندم، بعد دیدم که یواش یواش وقتی به وسط‌های شعر رسیدم، هر چه بیشتر می‌گذرد، این شخص خودش را بیشتر جمع و جور می‌کند، اول خیلی متکبرانه نشسته بود؛ اما از اواسط شعر به بعد خودش را جمع کرد، دیدم چشمانش سرخ شده، خیلی متأثر شده تا رسیدم به آخر شعر، دیدم اشک توی چشمانش جمع شده در واقع همه را تطبیق داده بود به خودش؛ بعد هم خیلی تشکر و تقدیر کردند. محمد حسین طباطبایی برنامه ارتباطی شما با مردم چگونه است؟ معمولا اجرای برنامه و دعوتی است. البته با توجه به برنامه‌هایی که خودمان در قم داریم، سعی می‌کنیم که طوری تنظیم کنیم که مشکلی پیش نیاید. به صورت هفته‌ای یا دهه‌ای نیست، کم‌تر است، معمولا دو یا سه روزه، سفر‌هایی به شهر‌های مختلف داریم. به لطف خداوند در سفر‌هایی که داریم سعی می‌کنیم که جامع باشد و به استان‌هایی که می‌رویم سعی داریم که در چند شهر برنامه داشته باشیم و حتما یک محفل عمومی هم داشته باشیم. اجرای عمومی که مردم بیایند. دیدار‌هایی هم با جامعه قرآنی هر شهر و با مسئولین داریم که بر فعالیت‌های قرآنی تأکید می‌کنیم. مشکل جامعه امروز ما را چه می‌بینید و راه حل آن چیست؟ بیان دین به زبان روز برای عموم مردم، تا همه برداشت صحیح و جامعی از مسائل دینی داشته باشند. بهترین شیوه‌ها، ساده‌ترین روش‌ها و بالاخره جذاب‌ترین روش‌ها، برای یاد دادن مطالب قرآنی باید انتخاب بشود، مخصوصا در رابطه با مفاهیم خیلی مهم است که ما چه طور بگوییم؛ چه طور بیان کنیم؛ چه طور بتوانیم برداشت و استنباط کنیم نه این که منظورم استنباط باشد؛ بلکه به زبان قوم صحبت کردن و با توجه به جامعه امروزی صحبت کردن است. «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ». البته خوب بحث مهمی که هست این که جامعه قرآنی یا مذهبی یا کسانی که با این موضوع در ارتباط هستند و مسئولیت دارند باید توجه کنند که ذائقه مردم را با مسائلی که چندان به درد دنیا و آخرت آن‌ها نمی‌خورد، عادت ندهند. به‌عنوان مثال می‌گویم یک جایی که موسیقی یا فیلم هر چه بیشتر ترویج می‌شود، گرچه بعضی فیلم‌ها، البته خیلی کم، ممکن است فایده هم داشته باشد؛ ولی اکثر آن‌ها هدف مثبتی را دنبال نمی‌کنند و برعکس مسائلی در آن‌ها ترویج می‌شود که برای سلامت جامعه هم مضر است؛ به هر حال معمول فیلم‌ها یا موسیقی‌ها و کنسرت‌ها هر چه از این‌ها بیشتر ترویج شود و شما از طرف دیگر بخواهید فعالیت کنید، کاری انجام بدهید، واقعا سخت می‌شود؛ هر چقدر هم طرح داشته باشید؛ برنامه داشته باشید، آن طرف دیگر باب شده، ترویج شده و یک مقدار برای مردم جذابتر شده و ذائقه ایشان به آن سمت رفته است. فکر می‌کنم همه باید کمک کنند. به‌خاطر همین گفتم که یکی از برنامه‌های ما در شهرستان‌ها که می‌رویم همین است؛ یعنی با مسئولین که دیدار می‌کنیم، خود آن مسئول یک مسئولیت کلی دارد، همه کاری می‌تواند انجام بدهد؛ اما می‌رویم و تأکید می‌کنیم که مثلا دقت کنید که اولا اولویت‌های کاری‌تان، بحث کار‌های قرآنی و مذهبی باشد، در این زمینه اول کار کنید و این جبهه تقویت شود، بعد اگر کار‌های دیگری هم لازم بود، به آن‌ها هم برسید؛ یعنی ما صحبت‌مان همین است وقتی از این غافل می‌شوند و اولویت ایشان دیگر، کار‌های قرآنی و مذهبی نیست، به کار‌هایی می‌پردازند که شما هر چقدر هم بخواهید که در این سمت و این جبهه هم تلاش بکنید و برنامه بریزید، می‌بینید که خیلی سخت است و البته بگویم که در بحث همین کار قرآنی خودمان و نیز بحث‌های مذهبی و فرهنگی، موازی‌کاری هم هست کار‌ها تکراری است، این یک آفت است که برای حل آن باید مشکلات شناسایی شود. سازمان‌ها و نهاد‌های دست‌اندرکار باید با هم تعامل و تعاون داشته باشند بعد هم منابع مادی و مالی آن و هم منابع علمی آن فراهم شود حالا منابع علمی مثل کتاب یا افرادی که متخصص هستند، همه جمع شوند کمک کنند، مشاوره بدهند، کتاب بنویسند؛ یعنی همه این‌ها باید جور باشد؛ اگر همه این‌ها جمع باشند؛ اما منبع مالی برای اجرای آن نباشد، باز هم می‌بینید که این‌جا ناقص می‌ماند یا منبع مالی باشد، منبع علمی نباشد، بالاخره اصل آن همان «وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى» است که همه باید تعاون و همکاری داشته باشند. به‌عنوان نمونه در نمایشگاه قرآن بودم، شخصی را در آن‌جا دیدم که دکترای فیزیک داشت، گفت: «من دارم در بحث فیزیک در قرآن، کار می‌کنم، اول درس عادی خودم را می‌خواندم و تدریس می‌کردم، ولی بعد علاقه‌مند شدم که در قرآن هم مطالعه کنم که در قرآن چه آیاتی درباره فیزیک گفته شده، تطبیقش چه طوری است». خیلی خوب است یک شخصی این طور کار می‌کند، منظورم این است که هر کسی در هر رشته‌ای؛ مثلا شیمی هم همین‌طور؛ علوم تجربی هم همین طور؛ همه باید بیایند و تلاش کنند؛ اما این‌ها باید با هم کار کنند، وقتی بحث اتحاد و همکاری پیش بیاید، خدای ناکرده استنباط شخصی هم پیش نیایید، این کار خوب است و به نتیجه می‌رسد؛ ولی اگر ببینیم یک نفر خودش بخواهد بیایید، این‌کار‌ها را انجام بدهد، آفاتی هم دارد، همه باید یک جایی جمع بشوند با هم صحبت بکنند و بالاخره به یک اتفاق قولی و یک نظر واحدی برسند. ان‌شاءالله شما چند دیدار با رهبر معظم انقلاب داشته‌اید، توصیه‌ای از ایشان را که در ذهن دارید، بفرمایید. مقام معظم رهبری مدظله‌العالی در جلسه‌ای فرمودند که «شما قدر این حفظ قرآن‌تان را بدانید که چه کار بزرگی انجام داده‌اید و من هم خیلی دوست داشتم که در همان سنی که شما هستید در دوران نوجوانی حفظ کل قرآن را داشتم؛ منتها به‌خاطر شرایطی که بود، آن زمان دروس حوزوی بود، کار دیگری که داشتم، نتوانستم کل قرآن را حفظ کنم و از این بابت هم حسرت این را می‌خورم که چرا فرصتی نشد، برای این که کل قرآن را حفظ کنم». فرمودند: «هیچ وقت ترک نکنید این خواندن مرتب قرآن را و سعی کنید که حفظ‌تان را همیشه قوی داشته باشید» و بالاخره خیلی تأکید داشتند بر روی بحث حفظ مخصوصا و البته در کنارش توصیه به درس‌ها، دروس حوزوی‌مان و روایات را داشتند. منتها در بحث قرآن خیلی تأکید داشتند. هر جلسه که خدمت ایشان می‌رسیم، هنوز می‌گویند که قرآن را چه کار کردید؟ هنوز دوره دارید؟ خیلی روی این نکته دقت دارند. بیشتر مردم چهره کودکی شما را بخاطر دارند، برخورد امروز ایشان با شما چگونه است؟ مردم همیشه به واسطه لطفی که خدا به ما داشته و مردم می‌شناسند، به ما لطف داشته و علاقه دارند. خوب در دوران کودکی به این خاطر که برنامه زیاد داشتیم و مردم می‌دیدند، خیلی جلوی چشم بودیم و به هر حال همیشه استقبال می‌کردند؛ حتی اگر کار عادی داشتیم، حرم می‌رفتیم یا جای دیگری، مردم ازدحام می‌کردند. خوب یک فاصله‌ای که به خاطر درس‌ها و برنامه‌های‌مان شد، نتوانستیم در تلویزیون حضور داشته باشیم، چهره هم در طی چند سال تغییر کرد، الان مردم کم‌تر می‌شناسند و البته من خودم سعی کردم که خیلی در مصاحبه‌ها و رسانه‌ها نباشم؛ به همین خاطر یک وقتی زیاد جلوی چشم بودیم و این شهرت هم سختی خودش را دارد، می‌دانید آن کسانی که در رسانه‌ها مطرح می‌شوند، این مشکل برای‌شان همیشه هست که وقتی به خاطر مشکلی حضورشان کم‌رنگ می‌شود، شایعات برای‌شان زیاد می‌شود و البته حضور مرتب در رسانه هم خیلی هم سخت است؛ البته این را هم بگویم این که در رسانه‌ها حضور نداشتم، به این معنی نبود که با مردم در ارتباط نبودم. همین طور که اشاره شد، مسافرت داشته و داریم. همین الان هم در استان‌های مختلف در برنامه‌های محفل عمومی که جمعیت زیادی هم می‌آیند، اجرا دارم؛ اما دیگر آن‌طوری که در تلویزیون باشم، نیست و فکر می‌کنم که راحت‌تر هستم. این‌طور آرامش خاطر بیشتری دارم و البته در روایت هم داریم که خوشا به حال آن شخصی که جلوی چشم نبوده و گمنام باشد؛ حالا چه خاصیت‌هایی دارد، جزییاتش گفته نشده؛ ولی گفته شده که گمنام باشد و با انگشت به آن اشاره نشود که در واقع کنایه از این است که همه او را بشناسند؛ یعنی شهرت. ]]> مذهبی Wed, 01 Aug 2018 19:02:35 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/interview/362258/سید-محمد-حسین-طباطبایی-کجاست-عکس هیچ‌گاه دروغ نگفته‌ام http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/362086/هیچ-گاه-دروغ-نگفته-ام به گزارش بلاغ، امام علی(ع) پس از بیعت مردم: به خدا سوگند، کلمه‌ای از حق را نپوشاندم، هیچ‌گاه دروغی نگفته‌ام، از روز نخست، به این مقام خلافت و چنین روزی خبر داده شدم.نهج‌البلاغه- خطبه 16 ]]> مذهبی Sat, 28 Jul 2018 19:46:33 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/362086/هیچ-گاه-دروغ-نگفته-ام رزمنده‌ای که همراه قاتل دو فرزندش به جبهه رفت http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/362061/رزمنده-ای-همراه-قاتل-دو-فرزندش-جبهه-رفت به گزارش بلاغ،به گزارش اقتصادنیوز، روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: شهید مشهدی علی نوروز یزدان‌خواه، قبل ازپیروزی انقلاب یک بقالی ساده‌ در فریدون‌کنار مازندران داشت وازاین طریق امرارمعاش می‌کرد، روزی برای شرکت در تظاهرات مردمی برعلیه رژیم شاه درحال خارج شدن ازمنزل بودکه دختر کوچک یازده ساله او "طوبی" می‌گوید "بابا من هم میام" پدر راضی می‌شود تا طوبی را بهمراه خود ببرد. در همین لحظه مادر طوبی(شهربانو) که درگوشه حیاط منزل، مشغول شستن لباس‌هاست می‌گوید: "طوبی حالا که می‌خواهی بروی پس خدیجه را هم با خودت ببر" ولحظاتی بعد خدیجه یکسال و نیمه باچادرنماز برپشت طوبی بسته می‌شود ودو دختر همراه پدر راهی تظاهرات می‌شوند، چیزی نمی‌گذرد که دژخیمان رژیم منحوس پهلوی باگاز اشک آورو تیراندازی به مردم حمله می‌کنند، دراین اثناء طوبی که پدر را درانبوه فشار جمعیت مردم هراسان گم کرده بود درحالی که خدیجه را بردوش داشت به‌سوی کوچه بن‌بستی می‌گریزد و وقتی درب چوبی خانه انتهای کوچه را باز می‌بیند وحشت زده ومضطرب درپشت آن پناه می‌گیرد غافل ازاینکه سربازی دژخیم ازماموران سرکوبگر شاه دیدن این اطفال بیگناه دستش را برروی ماشه تفنگ ژ3 گذاشته و به‌سوی طوبی وخدیجه نشانه می‌رود، گلوله ژ3 از درب نازک چوبی عبور می‌کند و همزمان با شکافتن قلب طوبی، خدیجه را هم به شهادت می‌رساند. انقلاب اسلامی به پیروزی می‌رسد و قاتل این دوطفل بی‌گناه شناسایی ودردادگاه انقلاب اسلامی به اعدام محکوم و پس از آن در آستانه اعدام، مشهدی نوروزعلی براساس رافت اسلامی و بزرگواری خود، قاتل فرزندانش را عفو می‌کند، چیزی نمی‌گذرد که جنگ شروع می‌شود، مشهدی نوروزعلی به همراه دو پسر جوان رعنایش راهی جبهه شده ودرگردانی سازماندهی می‌شوند، از قضا آن جوان قاتل که اکنون به برکت رافت اسلامی وانسانی مشهدی نوروزعلی از مرگ رسته بود پس از توبه برای جبران مافات به صورت داوطلب به جبهه می‌آید و دقیقاً در همان گردانی سازماندهی می‌شود که مشهدی نوروزعلی و پسرانش سازماندهی شده‌اند!! طبیعی است شرم و خجالت در هر مرحله از مواجه شدن با مشهدی نوروزعلی و پسرانش همواره جوان تائب را آزرده می‌ساخت، اما مشهدی نوروزعلی همواره او را دلداری می‌داد و با بزرگواری به او می‌گفت: "پسر جان چرا ناراحتی و خجالت می‌کشی؟ تو الان جزئی از لشکر اسلام هستی! خجالت نکش!!"  روزها و شب‌ها گذشت شب عملیات کربلای چهارفرا می‌رسد، مشهدی نوروزعلی و دو پسر دلیرش مهیای نبرد جانانه با کفار بعثی و صدامی می‌شوند، اما فرمانده با بصیرت آنان شهید حاج حسین بصیر و دیگر فرماندهان حاضر در قرارگاه لشکرخط شکن 25 کربلا، ابتداء از مشهدی نوروز علی تقاضا می‌کنند آن شب رادرقرارگاه و درنزد فرماندهان بماند، چرا که او دوفرزندخردسال خودرا در جریان انقلاب تقدیم درگاه الهی نموده است واکنون هم دو جوان رعنای او آماده شهادت و جانبازی‌اند پس دیگر تکلیفی ندارد که خودس رابه خطر بیاندازد، اما پیرمرد با غرور خاصی نمی‌پذیرد و در پاسخ فرماندهان می‌گوید" اگر پسرانم امشب به خط دشمن می‌زنند آنها به تکلیف خودشان عمل می‌کنند، ولی من تکلیفم جداست وباید به تکلیف خودم عمل کنم! اصرارو ابرام فرماندهان برای نرفتن مشهدی نوروزعلی به خط مقدم بجایی نمی‌رسد و سرانجام فرماندهان با واسطه قراردادن فرزندان مشهدی نوروزعلی، اورا مجاب می‌کنندکه برای شرکت افراد خانواده یزدان‌خواه قرعه کشی صورت بگیرد، پیرمرد با کراهت تن به قرعه‌کشی می‌دهد ولی وقتی متوجه می‌شود در قرعه کشی طوری عمل شده که او ازفیض شهادت محروم شود ناراحت ومعترض می‌شود وسرانجام همگی درعملیات کربلای 4 شرکت می‌کنند، و در آن شب خود و یکی از پسرانش به شهادت می‌رسند و تا سال‌ها مفقودالاثر می‌مانند، و پسر دیگر نیز با فاصله کوتاهی در عملیات دیگری به شهادت می‌رسد. مردم قدرشناس فریدون‌کنار مادری را تاعرش بدرقه کردند که درطول سال‌های جنگ وپس ازآن صبورانه و بدون چشم‌داشتی مایه امید همه مردم شهر و به‌ویژه خانواده‌های معظم شهداء و همچنین الگویی برای دختران جوان این مرز وبوم بوده و خواهد بود. ]]> مذهبی Sat, 28 Jul 2018 05:09:35 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/362061/رزمنده-ای-همراه-قاتل-دو-فرزندش-جبهه-رفت