پایگاه خبری بلاغ مازندران - آخرين عناوين فرهنگ :: نسخه کامل http://www.bloghnews.com/art Thu, 22 Jun 2017 10:08:30 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/950826/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری بلاغ مازندران http://www.bloghnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بلاغ مازندران آزاد است. Thu, 22 Jun 2017 10:08:30 GMT فرهنگ 60 سریال «نفس»؛ روایت زنان و مردان عاشق‌پیشه‌ سازمان منافقین! http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299970/سریال-نفس-روایت-زنان-مردان-عاشق-پیشه-سازمان-منافقین به گزارش بلاغ، در نقد وضعیت سریال سازی، چه کسی یا چه کسانی مسئولیت جدی به عهده دارند؟ سئوال دوم این است که  کسانی که مسئولیت جدی بر تولید سریال‌های تلویزیونی را بر عهده دارند، مسئولیت نظارت بر تولید و محتوا را به چه کسانی سپرده‌اند؟ به عبارت دیگر  برای ضعیف بودن سریال‌هاdی که با هزینه های میلیاردی ساخته می‌شوند نمی‌توان یکنفر را به عنوان مقصر پیدا کرد و او را ملامت کرد که چرا چنین سریال‌های ضعیف و نازلی ساخته شده است! اساس و بنیان تولید موفق، یک معضل بسیار بزرگ است. به محض یک تجربه موفق، شش دانگ اعتماد، به مولفان تجربه موفق اول و دوم واگذار می‌شود و بحث نظارت بر محتوا رنگ خواهد باخت. اما منظور از نظارت، اشاره به ممیزی و سانسور نیست. بلکه غنای محتوایی، تحت نظارت سیستم مشخصی فنی، اما تصویرگری در بخش محتواست. اگر افراد متفکر کاربلد در حوزه نظارت، نقشی ارزنده ایفا می کردند، طبیعتا بازار تولید سریال، از قالب کنونی نجات پیدا می‌کرد. اما در حوزه ارزیابی و تحلیل محتوا افراد کاربلدی که محتوا شناس باشند، قطعا در پروسه تولید سریال نقش اصلی را ایفا نمی‌کنند. این موضوع را به صورت مصداقی می توان در مورد سریال نفس که اخیرا از شبکه سوم سیما پخش می شود به اثبات رساند.   حوادث و رویدادهای سریال نفس در بستری تاریخی، در دوران پیش از انقلاب می گذرد. نیمه اول  کشدار سریال، درباره شخصیتی به نام روزبه است که تلاش می کند با دختری به نام «ناهید امینی» ازدواج کند و پدر ناهید با این ازدواج مخالف است و علاقه مند که است که دخترش با پسر همکارش ازدواج کند. دلیل مخالفت پدر فعالیت‌های سیاسی روزبه است. از سوی دیگر داریوش مدیر آژانسی که ناهید در آن مشغول کار است و به ساواک متصل است، ضلع دیگر این مثلث عشقی را تشکیل می‌دهد. سال گذشته فیلمی در ایران اکران شد با عنوان «سلام بمبئی». فیلمی که توسط منتقدان سینمایی به دلیل محتوا و روایت فیلم، یک عقبگرد فیلمفارسی وار هندی برای سینمای ایران تلقی می‌شد. داستان سلام بمبئی درباره پسری ایرانی است که عاشق دختری هندی می‌شود و خانواده دخترک مخالف این ازدواج هستند و نامزد ایرانی دختر هندی یک رقیب عشقی پولدار هم دارد.   اگر سلام بمبئی چنین روایت کلیشه و تکراری را در ۱۰۰ دقیقه مطرح می‌کند و از منظر خیلی‌ها محتوای نازلی است؛ سریال نفس ۵۰۰ دقیقه زمان خود را اختصاص به چنین موضوعی داده است با این تفاوت که بستر روایت سلام بمبئی در کشور هند است و رویدادها در زمان معاصر می‌گذرد اما روایت سریال نفس در دوران ملتهب پیش از انقلاب. نقطه عطف‌های فیلمنامه سلام بمبئی، آشنایی‌های جوانانه و عاشقانه است و نقطه عطف‌های سریال نفس، نحوه آشنایی دو زوج  مبتنی بر بده بستان های شبه سیاسی یکطرفه.  چالش اصلی هر دو روایت مخالفت خانواده‌  است. مثلث علی، مرد هندی و دخترک هندی مثلث عشقی سلام بمبئی و داریوش( مدیر آژانس مسافرتی) ، روزبه ( چریک) و ناهید امینی مثلث سریال نفس را در برمی‌گیرد.  اگر یک منتقد پیرنگ‌شناس حضور موثر و جدی داشت با یک فعالیت جدی در مورد کلیشه‌های مندرج در فیلمنامه سریال، نحوه تغییر مسیر تکنیکالی را به مولفان پیشنهاد می داد تا روش‌های قصه‌گویی خود را تغییر دهند و چهارچوب‌های روایی را از ساده نگری خلق یک کلیشه رهایی بخشند.دامنه تعقیب و تمنای عشقی ، عبور از رقیب و اخذ روایت خانواده دخترک، ۱۳ قسمت سریال را در بر می‌گیرد.  اگر پیرنگ ۱۳ قسمت اول را ساده کنیم به چه چیزی خواهیم رسید؟ یعنی مخاطب ۱۳ قسمت سلام بمبئی تماشا می‌کند که به جای محمدرضا گلزار و بنیامین، فرهاد و فریدون فروغی و ویگن دارند برای مخاطب آواز عاشقانه می‌خوانند، آن هم در مدح عشق یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق برای دختری که پس از ازدواج همدست او می شود. نویسنده و کارگردان جسارت در اثرش دیده نمی شود و حتی وابستگی شخصیت اصلی یعنی روزبه عاشق پیشه را به سازمان تروریستی با نوعی هراس دراماتیک لاپوشانی می‌کند. اگر یکی از متولدان دهه هفتاد که با تاریخ انقلاب به واسطه کم کاری رسانه ملی آشنایی کمتری دارد، ۵۰۰ دقیقه ابتدایی سریال را تماشا کند چه دریافتی از تاریخ ( یا تاریخ انقلاب) خواهد داشت؟ نه تنها تاریخ، بلکه عصاره  تاریخ را نخواهیم چشید. آنچه از  تاریخ نمایش داده شده در سریال نفس، درک خواهیم کرد این است که اعضای وابسته و مبارز سازمان مجاهدین خلق دنبال نامزد بازی و ازدواج با دخترکان  چشمانی رنگی خاصی می گشتند که  به هیچ عنوان عقبه سیاسی نداشتند و توسط ازدواج با اعضای این سازمان صاحب شور انقلابی شدند. اما نکته جالب این است که در کنار تجلی اخلاق عاشقانه از جنس «خلق قهرمانی» که سازنده به مخاطب ارائه  و افراد وابسته به سازمان مجاهدین خلق را به عنوان کنشگران اصلی انقلاب معرفی می کندف در کنار مبارزان مذهبی مثل مریم (بهناز جعفری)، روحانی مسئول کانون قرآن (هدایت هاشمی)، حمید ( هادی حجازی فر) را  افراد منفعل روایت سریال نفس را در برمی‌گیرند. منتقد پیشکسوت و محترمی که از داوران جشنواره فیلم فجر بود در نقد فیلم متفاوت ماجرای نیمروز گفته بود که این فیلم تبلیغی اساسی برای سازمان مجاهدین خلق است، سئوال مهم این است اگر ماجرای نیمروز با همه انتقادات غیر گل درشتی که نسبت به رفتارهای تروریستی نسبت به سازمان مجاهدین دارد، تبلیغ برای این سازمان به شمار می رود سریال بیست و اندی قسمتی نفس را باید یک پروپاگاندای اساسی برای عاشق‌ پیشه هایی به سبک و سیاق رجوی محسوب کنیم. کاراکتر کنشگر محوری یعنی روزبه قبلا یکبار ازدواج کرده و از همسر اولش یک فرزند دارد که کیلومترها دورتر از او زندگی می کند و حالا دوباره عاشق چشمان رنگی دختری شده که بی شباهت به جوانی مریم رجوی نیست و اغلب کسانی که به عنوان خروجی نمایشی در سریال‌های جلیل سامان می‌بینیم مردان عاشق پیشه ای هستند که در عشق ورزیدن به زنان با سرکرده خویش رقابت دارد. غنای دانش کافی نسبت به مقوله نمایش آنچنان در هیاهوی سیاست زدگی گم شده است که هر سال  باید منتظر باشیم ، یکی دیگر از اعضای عاشق پیشه و زن دوست سازمان تروریستی را در سریال‌هایش رو کند. اگر روزبه و تمام شخصیت‌های مبارز سازمان مجاهدین خلق اینقدر عاشق پیشه هستند، پس خشونت برآمده از دل این سازمان ،نتیجه چه رفتارهایی می تواند باشد؟! اگر سازنده به دنبال نمایش ابعاد انسانی برخی از اعضای این سازمان تروریستی،  پیش از انقلاب بود باید نگاهی به فیلم ماندگار و جسورانه سیانور می‌انداخت. نفس در نسبت با مفاهیم فیلم مولف و ماندگار سیانور یک شوخی تمام عیار است. ساواکی فیلم سیانور با بازی مهدی هاشمی کجا و ساواکی که در نفس می‌بینیم کجا؟! عشق ریشه داری  که در سیانور نمایش داده می‌شود کجا و نامزدبازی تصعنی که  ۵۰۰ دقیقه سریال نفس کجا؟!  یادش بخیر فرهاد مهراد با عنوان مستعار ابوبکر اربابی متونی را منتشر می کرد که لرزه به اندام امثال ابراهیم نبوی می‌انداخت.  آثار فرهاد پیش از انقلاب نشان از اعتراضی انقلابی بود و اگر زنده بود و می دید که کارگردان نفس با عاشقانه‌هایش برای اعضای سازمان ترور کلیپ می‌سازد حتما نامه ای را با عنوان ابوبکر اربابی خطاب به سازنده این سریال منتشر می‌کرد. شاید در نامه اش را چنین آغاز می کرد که  ترور و ترانه باهم جور نیستند.... . ]]> فرهنگ Thu, 22 Jun 2017 04:10:17 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299970/سریال-نفس-روایت-زنان-مردان-عاشق-پیشه-سازمان-منافقین واکنش کارگردان برجسته کشور به فرمان آتش به اختیار رهبری +عکس‌نوشت http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299629/واکنش-کارگردان-برجسته-کشور-فرمان-آتش-اختیار-رهبری-عکس-نوشت به گزارش بلاغ، ابوالقاسم طالبی کارگردان برجسته کشور در اظهاراتی موانع حضور انقلابیون در فضای فرهنگی کشور بالاخص سینما را برشمرد. ]]> فرهنگ Wed, 21 Jun 2017 19:31:00 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299629/واکنش-کارگردان-برجسته-کشور-فرمان-آتش-اختیار-رهبری-عکس-نوشت دعوت خانه سینما از بازیگران و هنرمندان برای شرکت در روز جهانی قدس http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299878/دعوت-خانه-سینما-بازیگران-هنرمندان-شرکت-روز-جهانی-قدس به گزارش بلاغ، خانه سینما برای حضور پرصلابت سینماگران در راهپیمایی باشکوه روز جهانی قدس اطلاعیه داد. در این اطلاعیه آمده است:«جامعه اصناف سینمای ایران (خانه سینما) از همه‌ی اعضای خود و هنرمندان کشور دعوت می‌کند تا دوشادوش سایر هموطنان غیور، با شرکت در راهپیمایی روز جهانی قدس فریاد مظلومیت مسلمانان فلسطین را به گوش جهانیان برسانند.»/ر ]]> فرهنگ Wed, 21 Jun 2017 12:51:45 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299878/دعوت-خانه-سینما-بازیگران-هنرمندان-شرکت-روز-جهانی-قدس ای کاش سینمایی ها موسیقی را بفهمند/ طرح یک اختلاف با کیارستمی http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299825/کاش-سینمایی-موسیقی-بفهمند-طرح-یک-اختلاف-کیارستمی به گزارش بلاغ، علی دهکردی عضو شورای مرکزی انجمن بازیگران سینمای ایرانی در ابتدای این نشست که بعدازظهر سه شنبه ۳۰ خرداد ماه با ۴۵ دقیقه تاخیر در تالار سیف الله داد خانه سینما برگزار شد با ابراز خرسندی از برگزاری اولین نشست تخصصی انجمن بازیگران سینمای ایران در سال ۹۶ با حضور حسین علیزاده بیان کرد: شورای مرکزی انجمن بازیگران سینمای ایران چندی پیش این افتخار را داشت که میزبان حضور استاد محمدرضا شجریان در این مکان بود و بنده به خاطر دارم که ایشان قول دادند بار دیگر در کنار ما حضور داشته باشند. به هر حال ما هم مانند میلیون ها مردم عزیز ایران برای سلامتی هرچه زودتر استاد شجریان دعاگو هستیم و امیدوارم این هنرمند ارزشمند موسیقی کشورمان با سلامتی کامل در کنار بقیه حضور داشته و دوباره به جلسه ما بیایند.نت هایی که در وزارت ارشاد معطل ماندحسین علیزاده هم بعد از صحبت های دهکردی گفت: من هرگاه در چنین مجالسی که می شنونم از من تعریف و تمجید می کنند احساس می کنم که درباره من غلو شده است چرا که من مانند بسیاری از مردم که دوستدار موسیقی هستند شوق موسیقی داشته و دارم. اتفاقا خوب یادم هست زمانی که بسیاری از خانواده ها به خواسته فرزندان خود توجهی نمی کردند و وقتی آنها می خواستند موسیقی کار کنند با خشونت عجیبی از سوی پدر و مادر مواجه می شدند، این پدر خیاط من و مادر خانه دارم بودند که به دلیل اینکه عشق در وجودشان بود به محض اینکه فهمیدند عاشق موسیقی هستم من را با تمام مشکلات مالی در هنرستان موسیقی ثبت نام کردند و حالا از آن دوران تا به امروز با این عشق زندگی کردم و مفتخرم که پدر و مادرم این لطف را در حقم کردند.وی با اشاره به عدم دریافت نشان شوالیه که چندی پیش از سوی دولت فرانسه به وی اعطا شد، توضیح داد: به طور حتم هیچ هنرمندی از دریافت جایزه بدش نمی آید اما برخی از مواقع فضا به گونه ای پیش می رود که هنرمند از دریافت جایزه اشباع می شود. از سوی دیگر آنهایی که در خارج از کشور به قضاوت ما می نشینند نمی دانند هر کدام از این نت هایی که برایشان جایزه تعیین کردند چقدر در وزارت ارشاد معطل بود تا مردم ایران آن را بشنوند. به همین جهت من اصولا از مسئولان و هیچ فرد و نهادی هیچ انتظاری ندارم چون نمی دانند هنرمند برای خلق یک اثر هنری چه مشقت هایی را تحمل می کند.خاطرات آقای آهنگساز از دوران طلایی لاله زاراین آهنگساز برجسته سینما که با دریافت چهار سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر همراه با مجید انتظامی رکوردار دریافت جایزه بخش آهنگسازی است در ادامه صحبت های خود ادامه داد: وقتی شما به عنوان یک مخاطب واژه سینما را می شنوید فرقی نمی کند در چه رشته هنری مشغول به تحصیل یا فعالیت هستید، چون این هنر زاویه جدیدی از زندگی را به شما نشان می هد که در زندگی واقعی آن را کمتر می بینیم. و این همان موضوعی بود که از بچگی در آرزوها و تخیل من وجود داشت و تا به امروز نیز ادامه پیدا کرده است. من خوب به خاطر دارم وقتی بچه بودم همراه با برادرم که همواره به سینما علاقه مند بودیم برخی از خرده فیلم ها را جمع می کردیم و بعد از آن با دیگر کودکانی که به سینما علاقه مند بودند از طریق یک عدسی دست ساز سینمایی می ساختیم و آنها را تماشا می کردیم.خالق آلبوم «راز نو» در این بخش از صحبت های خود با اشاره به دوران طلایی منطقه لاله زار تهران به عنوان قطب فرهنگی سال های پیش از انقلاب عنوان کرد: لاله زار به معنا و مفهوم مطلق کلمه قلب فرهنگی تهران بود و می توانم بگویم شما اگر با چشمان بسته وارد خیابان لاله زار تهران می شدید با چشمان بسته می فهمیدید که در کجا قرار دارید. چرا که انواع و اقسام سینماها و تئاترهای مختلف با نصب بلندگوهای متعدد در سردر سینما و تئاتر ها سعی در جلب مشتری داشتند که چنین فضایی واقعا شکوه و هیجان زیادی را به این منطقه از تهران بخشیده بود. ما هم مانند خیلی از علاقه مندان سینما تخیلات این هنر ارزشمند را در لاله زاری پیدا کردیم که برای تماشای فیلم های سینمایی اش روزهای زیادی به پس انداز کردن پول مشغول بودیم.فیلمفارسی، گنج قارون، فردین و حسین علیزادهعلیزاده با ذکر خاطراتی از علاقه مندی های دوران نوجوانی خود به سینما گفت: من قبل از اینکه موسیقی بخوانم سینما در زندگی من جریان داشت و من یادم هست که چه فیلم های غیرایرانی خوبی روی پرده سینماها اکران می شد که به معنای واقعی تخیلات سینما را وارد زندگی واقعی می کرد. برای ما سینما فقط تماشای یک فیلم روی پرده نبود بلکه جزوی از زندگی بود که در درون اندیشه همه ما تزریق می شد. البته آن موقع سینمای ایران با سینمای دوران ما خیلی فرق داشت و در کنار این فضا واژه ای به نام «فیلمفارسی» وجود داشت که آثاری چون «گنج قارون» با بازی فردین نمونه های عینی آن است. اثری که من به شخصه آن را دوست دارم و در زمان هایی آن را دوباره تماشا می کنم.وی گفت: با تمام این احوال سینما برای من همچنان جذاب بود و اصلا فکر نمی کردم که روزی به عنوان آهنگساز در این عرصه حضور پیدا کنم. حتی در این سال ها از اینکه بگویم قبل از هر شغلی در سینما مشغول به آهنگسازی هستم برایم جذاب و لذت بخش است چرا که شغل آهنگسازی یکی از آرزوهای من بود که دوست داشتم روزی به آن برسم. من هیچ وقت آن دوران خاطره انگیز را فراموش نمی کنم که فیلم های خارجی با دوبله های شاهکار ایرانی چه روزها و شب هایی را برای ما رقم می زدند. من خوب یادم می آید وقتی این فیلم ها اکران می شد موسیقی اش برای ما زندگی بود که تا همین امروز هم ملودی برخی از آنها از جمله «لورنس عربستان»، «باراباس» و «اسپارتاکوس» برای خودم زمزمه می کنم. البته در همین دوران بود که بعد از دوران پهلوی و پیروزی انقلاب به تدریج سینمای روشنفکری مانند فیلم «گاو» شروع شد که در ایران هم بسیار مورد تایید قرار گرفت.آهنگسازی در فیلمفارسی بدون فراگیری نت و نوازندگی آهنگساز فیلم سینمایی «عشق طاهر» در ادامه صحبت های خود بیان کرد: وقتی به تدریج بزرگ شدم و با دانشگاه از سینمای فیلمفارسی فاصله گرفتم، متوجه شدم که در اغلب این فیلم ها همیشه همه چیز مانند تصویر یک شکل بود و بیننده در این آثار با تصانیفی رو به رو می شد که مرتب در حال تکرار شدن بود. به عنوان در آن دوران هنرمندی به نام اسماعیل واثقی که خود از تحصیلکرده های موسیقی بود پسری به نام حسین واثقی داشت که نه نت بلد بود و نه سازی می زد اما از روی ذوقی داشت در چارچوب موسیقی کافه و کاباره به کار آهنگسازی فیلم مشغول بود که واقعا جالب توجه بود. اما در زمان ساخت فیلم گاو داریوش مهرجویی بود که وقتی هرمز فرهت موسیقی آن را ساخت همه متوجه شدند که موسیقی فیلم هم می تواند همراه با محتوای اثر زاده شود.این هنرمند افزود: بعد از شکل گیری این جریان موسیقایی در سینما بود که هنرمندانی چون اسفندیار منفردزاده ومسعود کیمیایی زحمت بسیار زیادی در عرصه آهنگسازی فیلم انجام دادند. و مطمئنم شاید اگر موسیقی فیلمی چون «قیصر» به دست یک دکترای موسیقی هم ساخته می شود به زیبایی ملودی که منفردزاده در این اثر خلق کرد، نمی شد و این به جهت پیوند ارزشمند آهنگساز و کارگردان بود که ماجرای موسیقی در فیلم را پیش از پیروزی انقلاب جدی کرد.سینمای روشنفکری و یک انتقاد از سینمای جنگعلیزاده در ادامه صحبت های خود به موضوع توسعه موسیقی فیلم در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخت و گفت: پس از پیروزی انقلاب اسلامی بخشی از سینمای ما تبدیل به عنصر روشنفکری می شود و اینجاست که یک نکته جالب اتفاق می افتد. اینکه آیا این سینمای روشنفکری یا سینمایی که ادای روشنفکری را در می اورد می تواند وجوه منفی نیز داشته باشد؟ آیا ما در این دوران روشنفکریم یا هنرمندیم یا هنرمند روشنفکریم؟ که البته وقتی ما روشنفکر می شویم خیلی دنبال خواسته های خود در خارج از فضایی که در آن قرار داریم می رویم در حالیکه باید بدانیم یک گنجینه در درون خودمان وجود دارد. گرچه در همین سینمای روشنفکری خودمان یا در درون سینمای جنگ که به طور حتم در ان استثنائاتی وجود دارد فیلم های بسیار بدی تولید شد که منطبق بر واقعیت نبود.آهنگساز فیلم سینمایی «ملکه» با اشاره به تلاش های شهید سید مرتضی اوینی در عرصه های پژوهشی سینمای دفاع مقدس و تطبیق آن با جریان فعلی سینمای مقاومت تصریح کرد: من در اینجا یک سئوال می کنم. اینکه سینمای ما در مقابل واقعیت های جنگ چه واکنشی نشان داد؟ من هم معتقدم که قطعا فیلم های خوبی درباره جنگ ساخته شده است که باید انها را از میان تعداد دیگر فیلم های بد جدا کرد. اما بر این باورم زمان آن رسیده که درباره پاسخ به این پرسش به نتیجه لازم دست پیدا کنیم و موسیقی فیلم نیز از این قاعده خارج نیست. البته من چندی پیش موسیقی فیلم «ملکه» را ساخته بودم که بر این باورم این یک فیلم سینمایی جنگی نیست چون اساسا قرار نبود خشونتی در این اثر ترویج شود. روایت تولد عباس کیارستمی در سینمای مستقل ایرانوی گفت: در زمانی که سینمای جنگ و دستوری به حرکت خود ادامه می دهد، این سینمای مستقل است که خود را در سینمای ایران پیدا می کند و این یک اتفاق مبارک است. زیرا در این سینما فیلمسازی به زوایایی رسیده که بسیاری از چیزها در آن عادی نیست اما در عین حال به سمت مردمی شدن نیز رفته است. این سینما لزوما هم سینمایی عامیانه ای نیست اما با چاشنی نگاه هنرمندانه فیلمساز تبدیل به جریان محکمی در سینمای معاصر ایران می شود.آهنگساز فیلم «آواز گنجشک ها» توضیح داد: اتفاقا در این سینماست که هنرمندان بزرگی چون عباس کیارستمی به عنوان یکی از روشنفکران سینمای ایران ظهور و بروز پیدا می کند و مخاطبان نیز با آثار او ارتباط خوبی برقرار می کنند. البته شاید این سینما سینمای سرگرم کننده ای نیست اما مردم باور کردند که چنین سینمایی هم می تواند وجود داشته باشد. انتظاری که نمود خود را با وجود سینمای پرسانسور ایران و ممیزی های مختلف در دنیا تبدیل به یکی مولفه های افتخار برانگیز می شود.اغلب کارگردانان سینمای ایران به موسیقی توجه کمی دارندبه گزارش خبرنگار مهر حسین علیزاده در بخش دیگری از صحبت های خود با اشاره به نقش موسیقی در سینمای ایران تاکید کرد: به اعتقاد من موسیقی فیلم افرادی چون حسین واثقی که هم اکنون در خارج از کشور حضور دارد و اتفاقا کارهای بامزه ای را نیز تولید کرده برای خود جایگاه مشخصی دارد. اما چرا حالا فکر می کنیم موسیقی در فیلم های ایرانی آن نقشی را که باید داشته باشد، ندارد؟ بیاییم به خودِ فیلم، تهیه کننده و کارگردان نگاه کنیم و ببینیم تمام عوامل سینما به ویژه کارگردان چقدر از موسیقی آگاهی دارد؟ که به اعتقاد من کارگردان خدای فیلم است و باید حداقل رابطه حسی با موسیقی داشته باشد. بنده بازهم اعلام می کنم که یکی از افتخاراتم این است که از سینمای ایران نکات بسیار زیادی آموخته ام و حتی می تواند بگویم اینجا را بهتر از خانه موسیقی می دانم. اما باید بگویم که متاسفانه اغلب کارگردانان سینمای ما توجه کمی به موسیقی در سینمای ایران داشتند.من بزرگ شده خیابان خیام و بازار تهرانم که هویت ایرانی دارم و معتقدم فیلم ایرانی باید موسیقی ایرانی داشته باشد. من با همین دیدگاه بود که به کارگردانان ثابت کردم که جنس موسیقی ایرانی علیرغم اینکه خیلی ها رد می کنند جنس تصویراستآهنگساز فیلم «زشت و زیبا» گفت: من همواره لحظات بسیار شیرینی را با سینمای ایران سپری کردم اما وقتی دیدم سینما به سمت روشنفکری رفته و اغلب کارگردانان دنبال نمونه هایی می روند که که به نوعی تقلید صرف از سینمای غرب است کمی دلگیر می شوم. من اینجا می خوام به همه سینمای ایران و حتی به برخی از واکنش ها انتقاد کنم. اینکه چرا ما وقتی به هنرمند ایرانی موفق در سطوح بین المللی می گوییم «هنرمند جهانی» جغرافیای ایران را از نامش حذف می کنند. من در خیلی از رسانه ها دیده ام که آقای کیهان کلهر را هنرمند جهانی یا نوازنده جهانی کمانچه معرفی می کنند. اما من مایلم بگویم نوازنده بزرگی چون کیهان کلهر یک نوازنده ایرانی یا یک نوازنده کرمانشاهی است. یا مثلا هنرمندی چون بسم الله خان یک نوازنده هندی است. واقعا این واژه های مسخره چیست که برخی ها به کار می برند؟ به اعتقاد من واژه گرایی رسم بدی است که در همه هنرها وارد شده است. وقتی شما فیلمی می سازید باید به دنبال ساخت اثری باشید که از این واژه گرایی ها و تقلید صرف از سینمای غرب پرهیز کند.بهروز رضوی اولین مشوق من برای ورود به سینما بوداین نوازنده تار تصریح کرد: برای ورود به آهنگسازی و موسیقی فیلم بهروز رضوی بود که در سالهای بسیار دور بعد از شنیدن موسیقی هایم من را تشویق به ورود این فضا کرد. او بعد از شنیدن اثر «نی نوا» بود که گفت باید بعد از این اثر موسیقی فیلم بسازم چرا که او معتقد بود در موسیقی من تصویر وجود دارد. موضوعی که اعتقاد من هم هست و وقتی پیشنهادش را از بهروز رضوی دریافت کردم آن را جدی گرفته و وارد این فضا شدم.علیزاده افزود: اولین اثری که در آن به عنوان آهنگساز حضور داشتم یکی از فیلم های حسین محجوب بود که فرصتی برای نمایش پیدا نکرد اما چون این هنرمند از دوستان اوایل انقلاب من بود و البته پولی هم برای ساخت موسیقی نداشت کار را به من واگذار کرد. اتفاقی بعد از شنیدن ان توسط مرحوم بیگلری پور که آن موقع یکی از مدیران موسیقی رادیو و تلویزیون بود منجر به حضور جدی ام در این عرصه شد و به موسیقی فیلم «دلشدگان» رسید.در «دلشدگان» سه بار با علی حاتمی قهر کردمآهنگساز فیلم «دلشدگان» با اشاره به همکاری های خود با مرحوم علی حاتمی توضیح داد: به طور حتم زنده یاد علی حاتمی در موسیقی من نقش بسیار عمده ای داشت. البته بماند که من در حین ساخت موسیقی فیلم «دلشدگان» سه مرتبه با او قهر کردم اما واقعا عاشق پشت صحنه کارهایش بودند که به معنای واقعی جشن بود. اتفاقا روزی مشغول صداگذاری موسیقی روی فیلم بودیم که من سر تدوین یکی از بخش ها با مرحوم حاتمی به شدت دچار اختلاف شدیم و من استودیوی صداگذاری را ترک کرده و به سمت خانه رفتم و اتفاقا خیلی هم ناراحت بودم که این پروژه را ترک می کنم. به هر حال همان شبی که با علی قهر بودم وی همراه همسرش با یک دسته گل به خانه من که آن زمان در خیابان توانیر بود آمد.وی ادامه داد: من با وجود حضور حاتمی در منزلم بازهم سرهمان قسمتی که با هم اختلاف داشتیم دوباره اعلام کردم که نمی شود این کاری که تو می گویی را انجام داد. اما علی گفت: «حسین تو می تونی» و همان لحظه منزلم را ترک کرد. و حالا من ماندم و همان جمله کوتاه «تو می تونی» و یک شب بی خوابی. به هر حال ذهنم جوانه زد و برای آن قسمت که به اختلاف خورده بودیم از طریق موسیقی پلی درست کردم تا در زمان صداگذاری همانی باشد که می خواهیم. وقتی دوباره به استودیوی صداگذاری رفتم علی حاتمی بدون اینکه سئوالی کند به محمدرضا دلپاک گفت: «این را امتحان کن» و قبل از هر حرف دیگری رو به من کرد و گفت: «می دونستم تو می تونی» و من هنوز این جمله زنده یاد حاتمی را به یاد دارم و سرلوحه کارهایم قرار می دهم.من بزرگ شده بازارم و مدافع موسیقی ایرانی در فیلماین هنرمند در ادامه این نشست تخصصی که با حضور تعدادی از بازیگران پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون برگزار شد با بیان اینکه هیچ گاه به قصد گرفتن سیمرغ به کار اهنگسازی فیلم مشغول نبوده، تصریح کرد: من از آن دسته آهنگسازان نیستم که سه هفته مانده به مراحل نهایی فیلم ساخت موسیقی آن را به عهده بگیرم. من بزرگ شده خیابان خیام و بازار تهرانم که هویت ایرانی دارم و معتقدم فیلم ایرانی باید موسیقی ایرانی داشته باشد. من با همین دیدگاه بود که به کارگردانان ثابت کردم که جنس موسیقی ایرانی علیرغم اینکه خیلی ها رد می کنند جنس تصویراست.علیزاده گفت: من فهمیدم که باید روی هویت موسیقی ایرانی توجه کنم. موسیقی کلاسیک ایران موسیقی فارسی زبانان اقوام ایرانی است که الهام گرفته از اشعار فارسی است و اگر بزرگانی چون عباس کیارستمی با موسیقی ایرانی رابطه نداشت و شاعران بزرگی چون احمد شاملو اساسا موسیقی ایرانی را دوست نداشت. اما من بر این باورم فرهنگ این جامعه همه چیزش با هم است و اگر گاهی همین موسیقی ایرانی مخاطب را غمگین و ناراحت می کند به دلیل این موضوع است که قوه خلاقه از ان برداشته شده است. البته که در اعتقادات مذهبی ما گریه کردن جزو ثواب هاست. کما اینکه اگر این نوحه ها نبود ما موسیقی دستگاهی نداشتیم.من و عباس کیارستمی هیچ وقت با هم قهر نکردیمآهنگساز فیلم «آسمان زرد کم عمق» بیان کرد: آیا کارگردان روشنفکر ما دنبال شبیه سازی فیلمی است که هنرپیشه اش باید شبیه آلن دلون و لوکیشن فیلم شبیه پاریس باشد؟ یا نه آنها مانند عباس کیارستمی دید دارند که دنبال نگاه های متفاوتی در سینمای خودش بود؟ البته که بر سر این ماجراها من و کیارستمی هیچ گاه با هم قهر نکردیم و من همواره از او به عنوان یک سینماگر ارزشمند یاد می کنم اما همه اینها موجب این شد به این نکته اشاره کنم که ای کاش همان گونه که ما موسیقیدان ها سعی می کنیم سینما را بفهمیم شما سینمایی ها نیز موسیقی را بفهمید.وی عنوان کرد: من در این مدت سعی کردم با موسیقی ایرانی به فیلم ایرانی هویت بدهم. من دنیای خودم را با فیلم ها دنبال می کنم و حتی در این زمینه هم جدل داشتم اما معتقدم در جایی موسیقی و سینما به هم می رسند. اتفاقا طی این سال ها بسیاری از شاگردانم سینماگرانی هستند که موسیقی را کمتر از نمی شناسند و این مایه خرسندی است که شاهد چنین فضایی هستیم. به طور حتم چنین دیدگاهی می تواند دربرگیرنده فضای تاثیرگذاری در عرصه موسیقی فیلم باشد. به امید روزی که هر چند به سینما گر ایرانی فراتر از افتخار عشق می ورزیم اما پیوند موسیقی و سینما با سنخیت بیشتری باشد.بازی پرستویی موسیقی «زیر تیغ» را برایم دیکته کردعلیزاده در بخش پایانی این نشست که به پرسش و پاسخ حاضران در جلسه اختصاص داشت در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه حضور بازیگر یا بازیگرانی انگیزه ای برای او در جهت ساخت موسیقی فیلم شده یا خیر؟ گفت: من بر این باورم گاهی یک فیلم ساخته می‌شود و بعد کارگردان یاد موسیقی می‌افتد و گاهی اهنگساز یک زندگی را با فیلم شروع می‌کند به همین جهت در جواب این سئوال باید به مجموعه «زیر تیغ» به کارگردانی محمدرضا هنرمند و بازی پرویز پرستویی اشاره کنم. به هر حال من موسیقی این سریال را زمانی ساختم که نمی‌خواستم فعالیتی در عرصه آهنگسازی داشته باشم و به طور کلی اصلا سفارش سریال قبول نمی کردم. اما وقتی به دعوت دوستان سر فیلمبرداری این سریال رفتم دیدم پرستویی در دو قدمی من بازی می‌کرد و بازی‌او به گونه‌ای بود که ما نیز در پشت صحنه آن را باور و گریه می‌کردیم و این پرویز پرستویی بود که به جهت بازی‌ درخشانش ساخت موسیقی آن سریال را به من دیکته کرد.این آهنگساز درباره به کار گیری واژه مولف برای سازنده موسیقی یک اثر تصویری تاکید کرد: به طورحتم موسیقی را نباید ازعوامل فیلم جدا کرد، زیرا اگر یک اثر هنری تالیف می‌شود موسیقی هم می‌تواند یکی از مولفه‌های آن باشد.وی در جواب این سئوال که آیا در فیلمی که در یک روستا فیلمبرداری می‌شود، می توان از ساز غربی استفاده کرد؟ تصریح کرد: در این فضا همه چیز به ذوق هنرمند باز می گردد و اینکه ترکیب سازها به ذوق سازنده اثر توجه می کنند. در این میان هنرمند به مثابه یک نقاش است که می تواند از هر رنگی استفاده کند، رنگ هایی که سازها قوطی آنها هستند.اکبرزنجانپور، منوچهر شاهسواری، آتش تقی پور، ابراهیم حقیقی، همایون ارشادی، امین تارخ، فاطمه معتمدآریا، مرتضی ضرابی، فریبا کوثری، قربان نجفی، سیامک جهانگیری، سینا جهان آبادی، شهین علیزاده، حشمت آرمیده، روانبخش صادقی، افشین معصومی، فخرالدین صدیق شریف، جمشید گرگین، سحر محمدی، پرستو صالحی، رضا سخایی، علی بوستان، بهزاد خداویسی، شکر خدا گودرزی و تعدادی دیگر از هنرمندان از افراد شرکت کننده در اولین نشست تخصصی انجمن بازیگران سینمای ایران در سال ۹۶ بودند./ر ]]> فرهنگ Wed, 21 Jun 2017 11:51:50 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299825/کاش-سینمایی-موسیقی-بفهمند-طرح-یک-اختلاف-کیارستمی نقش رسانه ها در رشد سواد بصری مردم/ درک آثار مدرنیستی ساده نیست http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299824/نقش-رسانه-رشد-سواد-بصری-مردم-درک-آثار-مدرنیستی-ساده-نیست به گزارش بلاغ، در روزهای پایانی نمایشگاه «مسافران برلین-رم» که شامل نمایش آثار مهمی از گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران در محل این موزه بود، همراه با بهنام کامرانی نقاش، پژوهشگر و مدرس دانشگاه به دیدن این آثار رفتیم. در این گشت و گذار در موزه که هر جا فرصتی دست می داد کامرانی درباره آثار و اهمیت تاریخ هنری آن به تفصیل سخن می گفت (در این مجال فرصت بیانش نیست)، بیشتر از هر چیز درباره اهمیت نهادینه کردن فرهنگ موزه و گالری رفتن و آشتی مردم با آثار تجسمی سخن گفته شد. اینکه در جامعه امروز که بسیاری از غیر ضروریات در زندگی روزمره ما به اصل تبدیل شده اند تا چه میزان هنر می تواند نقش روشنگری ایفا کند و چگونه باید مردم را سمت چنین فضاهایی جذب کرد. در این میان درباره اهمیت بنای موزه، آثار گنجینه و هنر مدرنیستی و فهم آن سخن گفته شد. نکته مهم این است که اصولا فهم آثار مدرنیستی به دلیل نوع اهمیتی که به فرم و رنگ می دهند برای مخاطبان ناآشنا به جریان های هنری دشوار است. مثلا ایستادن رو به روی اثری که یک صفحه مطلقا سیاه است و اتفاقا یکی از آثار بسیار مهم در تاریخ هنر است، قطعا برای مخاطبی بدون پیش زمینه فهم اثر مدرنیستی دشوار خواهد بود و در نمایشگاه اخیر موزه هنرهای معاصر تهران که بخشی از گنجینه موزه که آثار مدرنیستی است به نمایش درآمد عموم آثار اینگونه بود. بهنام کامرانی در ابتدای صحبت های خود با اشاره به نمایش گاه به گاه آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران در محل این موزه به خبرنگار مهر گفت: فکر می کنم موقعیت موزه هنرهای معاصر تهران که بهتر است به آن موزه هنرهای مدرن بگوییم (چون بیشتر آثار مدرن در آن نگهداری می شود)، به دلیل ویژگی های متعددی که دارد و نمایشگاه های گاه به گاهش از آثار گنجینه، نسبت به سایر موزه های کشور یک برتری نسبی دارد. این موزه خصوصا دارای یک کلکسیون منحصر به فردی دارد که دیگر همه درباره اش می دانند.وی ادامه داد: اولین مواجهه یک فردی که پا به این موزه می گذارد را باید مواجهه او با معماری این مکان دانست. معماری موزه هنرهای معاصر تهران بر اساس الگوبندی موزه «موما» که در نیویورک شکل گرفت ساخته شده است. موزه «موما» در شکل دهی و جمع کردن مجموعه های مدرنیستی بسیار پیشرو بود. مدیر این موزه، چینشی برای این آثار در موزه برای نخستین بار صورت داد که بر اساس ساده شدن فرم و جریان فرمالیستی که در هنر مدرنیستها قالب است انجام شد.این نقاش بیان کرد: شما در آن موزه هنر کوبیسم تا می نیمالیسم را به شکلی ساده سازی شده در فرم ها می توانید به شکل تاریخی مرور کنید. البته به این چینش ایرادی هم گرفتند و آن این بود که در این چینش جریان های کناری در هنر مدرنیسم کمتر مورد توجه قرار گرفت. در واقع هنرهایی که جنبه اجتماعی دارند یا خصلت های زمینه مند دارند در مرتبه های پایین تر در این چینش دیده می شود.موزه هنرهای معاصر متاثر از شکل گیری موزه «موما»وی گفت: موزه «موما» یک رمپ مرکزی دارد که از طریق آن وارد اتاق هایی می شوید که هر کدام ساختار مشخصی دارد. در واقع این مدل ساختمان موزه از اندیشه نظریه پردازی می آمد که برای اولین بار گفت: «هنر مدرنیستی باید در موقعیت گالری های سفید و اتاق گونه دیده شوند.» پیش از آن نقاشی ها قاب های پر طمطراق و کلاسیک داشتند و دیوارهای گالری قرن ها بود که به رنگ های قرمز و سبز و آبی رنگ می شدند. قاب و دیوار با اصل اثر مدرنیستی هماهنگ نبود. در آثار مدرنیستی که بر اساس فرم و جنبه های رنگ و فرم شکل می گیرد و باید این رنگ ها در خالص ترین شکل دیده شود در مدل قدیمی گالری ها موجهه مخاطب با اثر را تحت تاثیر قرار می داد. ساختار موزه «موما» و موزه هنرهای معاصر بر اساس اصل دیده شدن هر چه بهتر آثار مدرنیستی شکل گرفت.کامرانی ادامه داد: البته معماری موزه هنرهای معاصر تهران در عین حال معماری فوق العاده ای دارد که بر اساس بادگیرهای شهرهای کویری که به نوعی کار هدایت نور در فضا را هم به عهده دارند شکل گرفته است. پس خود معماری موزه هنرهای معاصر اولین چیزی است که بیننده با آن سر و کار دارد و کوششی است برای تلفیق دیدگاه های مدرنیستی و معماری ایرانی که شما در نقاشی هنرمندان ایرانی مدرنیست که در گنجینه موزه وجود دارد هم این تلفیق را به خوبی مشاهده می کنید.در پروژه شکل گیری هنر مدرنیستی در دنیا سهیم نبودیماین نقاش در پاسخ به این پرسش که چقدر هنرمندان مدرنیستی ایران از زمان پیدایش هنر مدرنیستی عقب تر بوده اند بیان کرد: ما در پروژه هنر مدرن در دنیا شرکت نداشتیم و تازه آن را کشف کردیم. در واقع در جریان دهی این زبان سهیم نبودیم اما این دلیل نمی شود که بگوییم کار استادان مدرنیست ایرانی صرفا بهره گرفته از هنر مدرنیستی است و خود تاثیرگذار نبودند. ما تحت تاثیر جریان مدرنیستی بودیم اما در برخی موارد هنرمندان ما به زبان خود در این هنر رسیدند. مشکل ما این است که جنبه های تئوریک و نقادانه را طی سالیان در هنرمان کم داشتیم و در ادامه به دلایل دیگری مثل ارتباط نداشتن با هنر دنیا و نداشتن آکادمیک های جدی جریان های نقد مهم و پیشرو و آماده نبودن بسترهای اجتماعی این هنر را دیر شناختیم.ما تحت تاثیر جریان مدرنیستی بودیم اما در برخی موارد هنرمندان ما به زبان خود در این هنر رسیدند. مشکل ما این است که جنبه های تئوریک و نقادانه را طی سالیان در هنرمان کم داشتیم و در ادامه به دلایل دیگری مثل ارتباط نداشتن با هنر دنیا و نداشتن آکادمیک های جدی جریان های نقد مهم و پیشرو و آماده نبودن بسترهای اجتماعی این هنر را دیر شناختیموی درباره مهم بودن بسترهای اجتماعی برای درک هنر مدرن بیان کرد: هنر اروپا سابقه طولانی تری نسبت به تمام دنیا و آمریکا دارد و امروزه هم در اروپا سازمان ها و ان جی او هایی وجود دارند که برای درک هنر مدرن به مردم کمک می کنند. به هر حال برای اینکه یک نفر بتواند از یک اثر نقاشی که شامل یک مربع و چهار خط است لذت بصری ببرد نیاز دارد پیش زمینه ای در این زمینه داشته باشد. هیچ بیننده ای به موزه های دنیا وارد نمی شود مگر پیش زمینه ای داشته باشد. بده بستان میان اثر هنری و مخاطب است که باعث ارتقاء دانش بصری می شود و این مهم به ایجاد یک بستر فرهنگی نیاز دارد.کامرانی ادامه داد: گل به تنهایی اثر هنری نیست ولی وقتی در نگارگری ما تبدیل به گل و مرغ می شود یا در یک نقاشی می نشیند نیاز دارد برای فهم آن گل یک پیش زمینه داشته باشیم. هر چند مدرنیست ها اصرار داشتند اثر خود را بدون پیش زمینه و مولف بدانند و هدف گذاری را آزاد گذاشتن تخیل مخاطب گذاشتند اما امروز می بینیم خوانش های جدیدی به این آثار اضافه شده است.وی در پاسخ به این سوال که چرا یک فرد عادی که امروز از جلوی موزه هنرهای معاصر رد می شود باید سرش را کج کند و داخل موزه شود حتی اگر بداند مثلا نمایشگاهی از مهمترین گنجینه آثار هنری دنیا در آن به نمایش گذاشته شده است یا یک نمایشگاه هنری بسیار مهم در آن برپاست گفت: من فکر می کنم هر آدمی با حداقل حساسیت هم می تواند نمایشگاهی از آثار گنجینه موزه یا نمایشگاه های هنری خوب را تا آخر ببیند چون هنر امروزه نقش مهمی در زندگی ما ایفا می کند. ضمن اینکه من گمان می کنم باید کاری کنیم هنر نقش مهم تری هم به عهده بگیرد چرا که جامعه ما بیش از حد سیاسی و خشن شده است و بیش از حد به چیزهای غیر ضروری توجه می کنیم. نیاز داریم به چیزهایی که ما را به هستی و زیبایی و ویژگی های بنیادین زندگی هدایت کند. هنر این کار را می کند. یک اثر هنری می تواند ما را به فکر فرو ببرد و دریچه های جدیدی به هستی را رو به ما باز کند. وقتی یک اثر هنری می بینید بعد می روید درباره آن اثر و چرایی خلق آن و ابعاد زیبایی شناسانه اش سرچی می کنید، این باعث می شود جنبه هایی از دانایی و اندیشمندی در ما تلنگر بخورد.نقش رسانه ها در بالا بردن سواد بصری مردموی ادامه داد: نقش رسانه برای کشاندن مردم به سمت موزه ها و گالری ها اهمیت زیادی دارد. در همه کشورها رسانه ها و آموزش در مدارس این نقش پل ارتباطی مردم با هنر را ایفا می کنند. آثار هنری ما باید در کتاب های آموزشی حضور داشته باشند. در موزه های فعال دنیا مثل موزه واشنگتن می بینید نه تنها در بهترین نقطه شهر قرار گرفته اند و ورود به آنها مجانی است بلکه می بینید یکباره یک کودکستان را آورده اند جلوی کار ماتیس نشانده اند تا از روی آن نقاشی بکشند و درباره آن نقاشی برایشان حرف می زنند.در دنیا کسانی هستند که برای مردم عادی از هنر می نویسند. این نوع نویسندگان هنری در فرهنگ ما حلقه مفقوده است. ما نویسندگانی که بین حوزه عمومی و نخبه کار کنند و بتوانند مردم را به هنر نزدیک کنند بسیار کم داریمکامرانی گفت: در دنیا کسانی هستند که برای مردم عادی از هنر می نویسند. این نوع نویسندگان هنری در فرهنگ ما حلقه مفقوده است. ما نویسندگانی که بین حوزه عمومی و نخبه کار کنند و بتوانند مردم را به هنر نزدیک کنند بسیار کم داریم. اگر امروز شما می بینید مثلا گالری گردی یا رفتن به موزه بین قشر جوان زیاد دیده می شود یا رشد داشته است بخشی از آن به خاطر یک مد روشنفکرانه است اما باید دید چقدر از کسانی که به گالری و موزه می روند با دیدن کارها دریافت عمیقی از هنر پیدا می کنند و هنر جزئی از زندگی اشان می شود. چقدر ما مصرف اثر هنری داریم و بلد هستیم اثر هنری را به خانه ببریم و از آن لذت ببریم.وی گفت: من همیشه سر کلاس یک مثالی برای دانشجویانم می زنم. می گویم در شعر فارسی یک زمان می گفتند: «رخش چون ماه بود». بعدها گفتند: «رخ ماهش» و امروزه می گویند: «رخش طلوع کرد». این یک پیشرفت زبانی است و اگر کسی در معرض این پیشرفت نباشد وقتی به جمله «رخش طلوع کرد» می رسد برایش عجیب خواهد بود. مثلا ممکن است برای پدربزرگ های ما این جمله عجیب باشد. کار هنری و فهم هنر معاصر هم همینگونه است. باید هنر مدرن خوانده شده باشد و نقد شده باشد تا بتوانیم به درک درستی از خوانش هنر معاصر برسیم. البته در هر صورت هر انسانی درکی از دیدن یک اثر هنری خواهد داشت. حتی شما رو به روی یک دیوار سفید با ترک هایی قابل مشاهده هم بیاستید حسی از آن می گیرید. اما ما نیازمند این هستیم که همواره بدانیم و جاذبه اثر هنری همیشه ما را به سمت دانستن بیشتر سوق می دهد.وی درباره جمع بندی درباره برگزاری نمایشگاه گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران نیز بیان کرد: به گمانم می شد در این نمایشگاه چیدمان بهتری شود و رنگ دیوار ها در برخی جاها مثلا جایی که اثر رودکو به نمایش گذاشته شد بسیار بد بود. تمام تاثیرگذاری اثر رودکو با گسترده رنگی اش است که وقتی دیوار پشت چنین اثری یک رنگ بسیار قوی کار می شود اثرگذاری رنگی نقاشی رودکو را کم می کند. اما همین که این آثار بار دیگر از انبار در آمدند و دیده شدند بسیار اهمیت داشت. در دنیا برای دیدن برخی از این آثار باید در تدابیر شدید امنیتی بروید آن اثر را ببینید و بلیت های گرانی هم باید بخرید. اما در موزه می توانستید در فاصله چند سانتی متری اثر بیاستید و آن را ببینید. فرصت غنیمتی بود. خیلی از این آثار در کتاب های تاریخ هنر حضور دارند و درباره اشان بحث می شود. /ر ]]> فرهنگ Wed, 21 Jun 2017 11:49:10 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299824/نقش-رسانه-رشد-سواد-بصری-مردم-درک-آثار-مدرنیستی-ساده-نیست تصور مدیران از فیلم شهری بیشتر سفارشی است http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299823/تصور-مدیران-فیلم-شهری-بیشتر-سفارشی به گزارش بلاغ، عباس رافعی، کارگردان درباره ساخت فیلم شهری اظهار کرد: به اعتقاد من، اگر فیلمی به رفت و آمد شهری یعنی تنها به ظاهر قضیه، بپردازد، موضوع عبث و بیهوده‌ای را دنبال می‌کند، ولی اگر فیلمی لوکیشن‌های خود را در آپارتمان بگیرد و به توسعه و اقتضای شهرنشینی کمک کند، می‌تواند در گروه فیلم شهری قرار گیرد. وی ادامه داد: متاسفانه، فیلمسازان و مدیران اجرایی جشنواره‌ها با توجه به نام جشنواره فیلم انتخاب می‌کنند و به ماهیت آن توجه ندارند. ممکن است ما فرهنگ آپارتمان نشینی، فرهنگ زندگی معلولان در شهر را به عنوان فیلم شهری از آن یاد کنیم و بگوییم که به توسعه روابط مردمان شهری کمک کرده است و در حیطه فیلم شهری قرار می‌گیرد. من معضلاتی در سطح شهر می‌بینیم که جشنواره فیلم شهر به این معضلات توجه نکرده و تصور مدیران از فیلم شهری، بیشتر تصور سفارشی است. این کارگردان به نقد داوری‌ها پرداخت و تصریح کرد: به اعتقاد من، اگر در ساخت فیلم، انتقادی از فضای زیست محیطی، معضلات ترافیکی (که به واسطه عدم مدیریت شهری به وجود آمده)، یا به حضور نرده‌های متعدد شهر که عبور و مرور را سخت کرده و فضای شهر را خشن کرده است، شود. آن فیلم مورد تایید جشنواره قرار نگیرد. رافعی به فیلم «فصل فراموشی فریبا» اشاره کرد و گفت: فیلم «فصل فراموشی فریبا» در زمینه فیلم شهری قرار میگیرد. موضوعش فضای شهر و وسایل نقلیه است و قصد داشتم نقدی بر معضلات و سوء مدیریت در شهر را نشان دهم. متاسفانه، شهر تهران در فیلم‌هایی که امروزه به آن فیلم شهرنشینی می گوییم، به خوبی دیده نمیشود، زیرا فیلمساز در مدت زمان فیلمبرداری به لوکیشن‌هایی می‌رود که مزاحمت نداشته باشد و ترافیک در شهر دیده نمی‌شود. فیلمساز هیچگاه دوربین را به صورت مستند گونه وارد فضای شهر نمی‌کند و شهر را همان گونه که هست، نمایش نمیدهد.به گفته وی، به علت سهولت در انجام فیلمبرداری، خیابان‌های خلوت را نمایش می‌دهند و همه چیز استرلیزه شده است. معضلات ترافیک، دستفروشان، عبور و مرور وسایل نقیله، گویی در شهر وجود ندارد، زیرا فیلمسازان در فیلم‌ها نشان نمی‌دهند.رافعی بیان کرد: هر جشنوارهای می‌تواند، در منش و روش زندگی شهروندان تغییر ایجاد کند و خراش کوچکی در مغزها به وجود آورد که می‌توان دنیا را جور دیگر هم دید و هر فیلم برای انسان‌ها تجربه زندگی است. اصلا معنی هنر؛ یعنی انتقال تجربه. اما عدهای فقط تجربه‌هایی که از پیش تعیین شده است را به مخاطبان انتقال میدهند. به اعتقاد من جشنواره فیلم شهر می‌تواند موثر باشد به شرطی که واقعی باشد. زمانی که فیلمساز به فیلم شهری می‌پردازد، مطمئنا فضای شهری آن فیلم سندی، برای آیندگان خواهد بود./ر ]]> فرهنگ Wed, 21 Jun 2017 11:47:20 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299823/تصور-مدیران-فیلم-شهری-بیشتر-سفارشی اکران فیلمی با بازی پژمان بازغی http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299822/اکران-فیلمی-بازی-پژمان-بازغی به گزارش بلاغ، طبق گزارش رسیده،"فصل نرگس" به نویسندگی و کارگردانی نگار آذربایجانی و تهیه‌کنندگی سحر صباغ سرشت پس از پایان یافتن «رگ خواب» اکران خود را آغاز خواهد کرد. «فصل نرگس» دومین فیلم نگار آذربایجانی اثری پربازیگر و پر لوکیشن است که قصه‌ای انسان دوستانه و عاشقانه را در قالب داستانی امید بخش قصد دارد، روایت کند.یکتا ناصر ، ریما رامین فر ، پژمان بازغی و امیر آقایی بازیگران اصلی فیلم به شمار می‌روند و حضور چهره هایی همچون گوهر خیراندیش ، شایسته ایرانی ، محمدرضا هدایتی ، صالح میرزاآقایی ،شیرین اسماعیلی و شبنم گودرزی بازیگران«فصل نرگس» را تشکیل می‌دهند.همچنین رضا یزدانی ، همایون ارشادی ، علیرضا خمسه و ژاله صامتی در صحنه‌ای از فیلم به صورت افتخاری در نقش خودشان حضور دارند.حمیدرضا عارف سرمایه گذار و مجری طرح فیلم سینمایی " فصل نرگس " می‌باشد.بنا بر این گزارش، بنیاد سینمایی فارابی و موسسه فرهنگی ، هنری آوای هنر سلامت نیز از فیلم "فصل نرگس "پس از ساخت و تولید با توجه به ارزشهای موضوعی مفهومی و محتوایی فیلم حمایت کرده‌اند.پخش داخلی فیلم سینمایی «فصل نرگس» بر عهده موسسه فرهنگی تبلیغاتی بهمن سبز حوزه هنری است./ر ]]> فرهنگ Wed, 21 Jun 2017 11:45:16 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299822/اکران-فیلمی-بازی-پژمان-بازغی مروری بر آثار مل گیبسون؛ شجاع‌ترین کارگردان هالیوود http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299821/مروری-آثار-مل-گیبسون-شجاع-ترین-کارگردان-هالیوود به گزارش بلاغ، فیلمهایی که در بابت پیامبران خدا ساخته می‌شوند معمولا جذابیت و زیبایی خاصی دارند. مصائب مسیح نیز از دسته فیلمهای سینمایی است که فقط و فقط باید در سینما دیده شود تا هنرنمایی کارگردان کاملا درک شود. همه ما مل گیبسون را به عنوان بازیگر سرشناس می‌شناسیم و کمتر در مورد آثاری که کارگردانی داشته اطلاعات داریم.مل کلمسیل جراد گیبسون بازیگر و کارگردان شصت ساله که در سن سی و نه سالگی کارگردان به نام شد. او علاوه بر حرفه بازیگری، کارگردانی و همچنین فیلم نامه نویسی را بسیار دقیق و با پشتکار دنبال کرد. ملیت این هنرمند امریکایی بوده که اصلیتی استرالیایی دارد.این بار در نت نوشت شما را با آثار کم و بسیار زیبای این کارگردان آشنا می‌کنیم.دنیای متفاوت از بازیگریمل گیبسون از جمله کارگردان‌هایی است که جوایز بزرگ بسیاری را در ازای ساخت فیلم‌های هنرمندانه‌اش دریافت کرده است. پسری از خانواده هاتون گیبسون که ششمین فرزنده از یازده فرزند خانواده بود مل گیبسون شد.پدرش یک سوزن بان قطار از تبار استرالیا و مادرش زنی ساده بود و نام او را از قدیسان ایرلندی قرن پنجم که ” مل ” بود، نامیدند. او در رشته بازیگری در موسسه هنرهای دراماتیک استرالیا درس خواند اما سالهای بعد به کارگردانی نیزعلاقمند شد.گیبسون اقدامات بشر دوستانه بسیاری نیز در کارنامه‌اش دارد که وجه هنری او را معتبرتر می‌سازد. این کارگردان هنرمند یکی از بنیان گذاران کمک به کودکان بیمار و نیازمند است که هزینه‌های بالایی جهت نجات زندگی کودکان بیمار در سر تا سر جهان انجام داده است.همچنین از آنجایی که علاقه بسیاری به تاریخ دارد هزینه‌های هنگفتی برای کاوش و حفاری‌های مرتبط با باستان شناسی در تمدن مایا انجام داده است. می توان گفت اینها تنها بخشی از اقدامات بشر دوستانه گیبسون است چرا که او بخش عمده سرمایه‌اش را صرف این امور می‌کند.مرد بدون چهرهTheManWithoutaFaceاولین کار کارگردانی تخصصی گیبسون فیلم مرد بدون چهره بود. این فیلم که محصول سال ۱۹۹۳ است بر اساس رمان ایزابل هالند با همین نام ساخته شد. گیبسون خود نیز در این فیلم به ایفای نقش پرداخته و با یک ستاره جذاب سینما مبارزه می‌کند.بازی و به خصوص کارگردانی مل گیبسون در این کار مورد ستایش بیشتر منتقدان قرار گرفت.شجاع دلMel Gibsonشجاع دل یا دلاور فیلم بعدی گیبسون بود که سبک و علاقمندی او را به درام‌های جنگی رو کرد. این درام حماسی به کمک دو کمپانی امریکایی، پیکچرز و فاکس قرن بیستم در سال ۱۹۹۵ ساخته شد. در این فیلم نیز خود مل نقش آفرینی داشته که در نقش جنگجوی اسکاتلندی بر علیه ادوارد یکم می‌جنگد.شجاع دل نامزد جوایز بسیاری از جمله ۱۰ جایزه اسکار شد و توانست ۵ جایزه از جمله بهترین کارگردانی را دریافت کند. داستان فیلم در حدود سالهای ۱۲۷۶ در یکی از روستاهای اسکاتلند اتفاق می‌افتد که الکساندر سوم در آن سالها حکومت می‌کرده است. علاوه بر خود گیبسون که نقش نخست را به عهده دارد بروس دیوی و آلان لند نیز در این فیلم حضور دارند.در این فیلم قدرت گیبسون بر روی صحنه‌های حماسی کاملا هنرمندانه دیده می‌شود. در کنار داستانهای جنگ و سلطه طلبی روابط مستحکم خانواده و فرزندان نیز بسیار عمیق و ظریف پرداخت شده است.مصائب مسیحpassion-christدر سال ۲۰۰۴ فیلم معنوی و مذهبی گیبسون توانست سرنوشت هنری او را تغییر دهد. مصائب مسیح از بهترین فیلمهای مذهبی و زیباترین فیلم گیبسون به شمار می‌رود که با اکرانش هیاهوی بسیاری در دنیا به پا شد. داستان ۱۲ ساعت پایانی زندگی مسیح و سکانس‌های برتر به سلیب کشیده شدن مسیح که توانست توانمندی این کارگردان را بر روی پرده سینما به نمایش بگذارد.این فیلم بر اساس منابع بزرگی چون انجیل متی، انجیل مرقس، انجیل لوقا و نوشته‌های مذهبی آنه کاترین امرک ساخته شد. دیالوگ‌ها به زبان عبری، آرامی و لاتین بسیار دقیق و حساب شده بود. اکران مصائب مسیح همزمان با فیلم پر طرفدار ارباب حلقه‌ها بود ولی کار گیبسون به عنوان فیلم مستقل تاریخ سینما محسوب شد.در این فیلم مراحل دستگیری، شکنجه، مصلوب شدن، مرگ و برگشت مسیح را به زیبایی روایت می‌کند.آپوکالیپتودیگر فیلم حماسی گیبسون آپوکالیپتو یا آخر الزمان نام دارد که در سال ۲۰۰۶ ساخته شد. گیبسون این فیلم را با کمک نویسنده ایرانی به نام فرهاد صفی نیا نوشته است. داستان عجیب و غریب که مربوط به زندگی مردم مایا می‌باشد روایت گر پایان زندگی تمدن بشر است و سبک زندگی انسان‌های اولیه را به تصویر کشیده است.گیبسون در این فیلم به نوعی مخالفت خود را با زندگی مدرنیته اعلام کرده است. آخر الزمان که بن مایه فلسفی دارد همانند دیگر فیلمهای گیبسون بر پایه شجاعت و دلاوری بنا شده است.در این کار نیز عشق به همسر و فرزند و به طور کانون گرم خانواده بسیار مورد تاکید است./ر ]]> فرهنگ Wed, 21 Jun 2017 11:43:08 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299821/مروری-آثار-مل-گیبسون-شجاع-ترین-کارگردان-هالیوود عشق برای «ماهایا پطروسیان» شروع شده است/ عکس http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299820/عشق-ماهایا-پطروسیان-شروع-شده-عکس به گزارش بلاغ، ماهایا پطروسیان با انتشار این عکس در اینستاگرامش نوشت: وقتی کسی را که علاقه مان را بر انگیخته است در آمیخته با عناصرِ حیاتی ناشناس و به اندازهٔ ناشناسی اش، جذاب بشماریم و زندگی بی محبت او را ناممکن بدانیم، آیا چیزی جز عشق شروع شده است؟ «مارسل پروست»./ر ]]> فرهنگ Wed, 21 Jun 2017 11:41:54 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299820/عشق-ماهایا-پطروسیان-شروع-شده-عکس عکس|وقتی خلیل کبابی پنبه بود http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299819/عکس-وقتی-خلیل-کبابی-پنبه به گزارش بلاغ، ]]> فرهنگ Wed, 21 Jun 2017 11:40:03 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/299819/عکس-وقتی-خلیل-کبابی-پنبه