پایگاه خبری بلاغ مازندران - پربيننده ترين عناوين مذهبی :: نسخه کامل http://www.bloghnews.com/Religious Sat, 18 Nov 2017 21:04:43 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/950826/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری بلاغ مازندران http://www.bloghnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بلاغ مازندران آزاد است. Sat, 18 Nov 2017 21:04:43 GMT مذهبی 60 چرایی لقب رضا به امام رضا علیه‌السلام http://www.bloghnews.com/fa/doc/article/325308/چرایی-لقب-رضا-امام-علیه-السلام به گزارش بلاغ، به چه دلیل امام، لقب «رضا» را داراست و چه کسی این لقب را برای امام نهاده است؟پاسخ: این لقب ریشه الهی دارد؛ امام کاظم(ع) پیوسته فرزند خود را رضا خطاب می‌کرد و می‌فرمود: «قلت لولدی الرضا؛ من او را رضا می‌خوانم.» (بحارالانوار، ج 49، ص 4)درباره لقب رضا، برخی معتقد بودند که مأمون عباسی، امام را ملقب به «رضا» کرد! و بر این اساس تعدادی از مورخان نیز آن را نقل کرده‌اند. (تجارب الامم، ج 4، ص 131)ابن خلدون می‌نویسد: چون مأمون، علی‌بن موسی‌الکاظم(ع) را به ولایتعهدی برگزید و با او بیعت کرد، او را به «الرضا من آل محمد» لقب داد. (1) در پاسخ می‌توان به این روایت استناد کرد: احمد بزنطی به حضرت جواد(ع) عرض کرد: عده‌ای از مخالفان شما خیال می‌کنند مأمون پدر شما را به رضا ملقب ساخته است، زیرا آن حضرت ولایتعهدی او را پذیرفت و متعهد خواسته او شد.امام فرمود: به خدا سوگند اینان مردمی بدکار و دروغگو هستند و خیال نابجایی کرده‌اند، بلکه خدای متعال او را رضا نامیده‌اند؛ زیرا آن حضرت در آسمان مرضی خدا و در زمین مورد خشنودی حضرت رسول اکرم(ص) و ائمه ‌هدی(ع) بود. بزنطی پرسید: از کجا چنین لقبی مخصوص پدر بزرگوار شما شده، با آنکه پدران و اجداد شما همگی مرضی خدا و رسول و ائمه طاهرین بوده‌اند؟ فرمود: علت اینکه پدر من از میان تمام ائمه بدین پایه ارتقا یافته، این بود که دوست و دشمن از وی خرسند بودند، لیکن پدران او هرگاه مورد توجه و علاقه دوستان بودند، دشمنان از آنها رضایتی نداشتند. (معانی‌الاخبار، ج 1، ص 13)البته ناگفته نماند در بین امامان معصوم(ع) بیشترین لقب‌ها، از آن امام علی(ع) و سپس به امام رضا(ع) اختصاص دارد، بیش از پنجاه لقب برای امام رضا(ع) ذکر شده است که هر کدام از این لقب‌ها نکات خاص خود را دارد که لقب رضا یکی از آنها است، و لقب‌های دیگر مانند: قبله هفتم، غریب الغربا و عالم آل محمد نیز مشهورترین آنها است.ـــــــــــــــــــــــــــــــ1- تاریخ ابن خلدون، ج 1، ص 262 ]]> مذهبی Fri, 17 Nov 2017 21:25:53 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/article/325308/چرایی-لقب-رضا-امام-علیه-السلام پاسخ امام حسن (ع) به اعتراض شیعیان در مورد صلح http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/325405/پاسخ-امام-حسن-ع-اعتراض-شیعیان-مورد-صلح به گزارش بلاغ، پس از صلح امام حسن (ع) با معاویه برخی از شیعیان این واقعه را باور نکردند. آنان نمی‌پذیرفتند که امامشان با معاویه صلح کرده باشد. برخی از آن‌ها به نزد امام حسن (ع) رفتند و به ایشان اعتراض کردند. در ادامه به نقل از سایت تبیان به بررسی اعتراضات شیعیان به امام حسن (ع) می‌پردازیم.      پس از شهادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در رمضان سال ۴۰ ه. ق، مردم کوفه به سرعت با امام حسن مجتبی (ع) به عنوان خلیفه بیعت کردند. این بیعت در حالی صورت گرفت که برخی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مانند «عبدالله‌بن‌عباس»، «قیس‌بن‌سعد عباده» و ... در کوفه حاضر بودند، ولی مردم کوفه بدون این‌که نام شخص دیگری را به عنوان جانشین امام علی (ع) مطرح کنند با فرزند ایشان امام حسن (ع) بیعت کردند. [۱]امام حسن (ع) با این شرط بیعت مردم کوفه را پذیرفت که مردم در جنگ و صلح تابع او باشند و اعتراضی نکنند، به عنوان حاکم جامعه اگر قصد داشت با افرادی بجنگد مردم هم بجنگند و اگر خواست با کسانی صلح کند مردم هم صلح کنند. [۲]به این ترتیب بیعت مردم با امام حسن (ع) استوار شد و پس از مدتی مردم مناطق عراق، حجاز و ایران با حضرت بیعت کردند و تنها مردمان شام که تحت فرمان «معاویه‌بن‌ابی‌سفیان» بودند با حضرت بیعت نکردند. معاویه که سودای حکومت بر مسلمانان را در سر می‌پروراند پس از شنیدن خبر شهادت امام علی (ع) جاسوسانی را برای خبرچینی و آشوب راهی مناطق تحت امر امام حسن (ع) کرد که این افراد بازداشت و مجازات شدند. امام حسن (ع) هم تلاش کرد تا با ارسال نامه به معاویه ضمن یادآوری جایگاه خود، معاویه را از نافرمانی و سرپیچی بازدارد، ولی نامه‌های حضرت تاثیری در روش معاویه نداشت و او با لشکری مجهز به سوی عراق به حرکت درآمد و حضرت نیز مردم کوفه را به جهاد در مقابل معاویه فراخواند و برای مقابله با او حرکت کرد. [۳] صلح معاویه که در جنگ صفین با روحیات مردم عراق آشنایی پیدا کرده بود، تصمیم داشت تا بدون جنگ و خونریزی به هدف خود که به دست آوردن حکومت بود برسد. به همین منظور گروهی را به اردوی امام در ساباط مدائن فرستاد تا درباره صلح با امام حسن (ع) مذاکره کنند. [۴]شاهد دیگر بر این مطلب که معاویه خواهان صلح بود نه امام حسن (ع)، آن است که حضرت در سخنرانی خود با مردم به صراحت به این نکته تاکید کردند که: «معاویه صلحی را از ما خواسته است که هیچ شرافت و عزتی در آن نیست. اگر برای جنگ آماده هستید من در کنار شما هستم، اما اگر حیات را دوست دارید بگویید تا صلح او را بپذیریم» که مردم زندگی را به جای جهاد در راه خدا پذیرفتند. [۵]در نتیجه، فعالیت‌های معاویه و سستی مردم عراق باعث شد تا امام حسن (ع) علی‌رغم میل باطنی‌اش صلح را بپذیرد و با قرار دادن شرایطی، چون تامین امنیت مردم و این‌که معاویه حق ندارد جانشینی برای خود تعیین کند حاضر شد تا حکومت را به او واگذار کند. [۶] عکس العمل شیعیان انتقال خلافت از خاندان رسالت به خاندان‌بنی‌امیه که سرسخت‌ترین دشمنان رسول خدا (ص) قبل از فتح مکه بودند، باعث نگرانی شیعیان شده بود و آنان با توجه به سوابق معاویه، پیمان‌شکنی او را نسبت به تعهدات موجود در صلح نامه محتمل می‌دانستند؛ اما پذیرش صلح توسط حضرت باعث شد تا شیعیان هم ضمن قبول صلح با معاویه بیعت کنند. ولی برخی از شیعیان صاحب نام که معترض این صلح بودند به تدریج نسبت به آن عکس‌العمل نشان دادند که اسامی برخی از آنان در تاریخ ثبت شده است: فعالیت‌های معاویه و سستی مردم عراق باعث شد تا امام حسن (ع) علی‌رغم میل باطنی‌اش صلح را بپذیرد. قیس‌بن‌سعد‌بن‌عباده قیس بن سعدبن‌عباده صحابی پیامبر (ص) و یکی از انصار مشهور مدینه بود. وی در زمان حکومت امام علی (ع) علاوه بر این که در جنگ‌های آن دوران به یاری حضرت پرداخته بود در مقاطعی هم والی امام در مصر و آذربایجان بود. [۷]قیس‌بن‌سعد پس از شهادت امیرالمؤمنین (ع) با امام حسن (ع) بیعت کرد. او جانشین عبیدالله‌بن‌عباس فرمانده سپاه دوازده هزار نفری عراق برای مقابله با تهاجم معاویه بود. معاویه از دیر باز سعی در تطمیع قیس داشت، ولی ناکام مانده بود. [۸]این بار هم کوشید تا با ارسال مبلغ یک میلیون درهم قیس را متقاعد کند تا به او بپیوندد یا این‌که دست از حمایت امام حسن (ع) بردارد. [۹]، اما قیس پیشنهاد او را نپذیرفت و پس از انتشار اخبار صلح، باقیمانده سپاه عراق را سامان داد و دو روز با لشکر معاویه به جنگ پرداخت. [۱۰]، ولی پس از آن‌که از پذیرش صلح توسط حضرت اطمینان یافت دست از مخاصمه برداشت و با اکراه بیعت کرد. [۱۱]قیس‌بن‌سعد را می‌توان در شمار یکی از معترضان به صلح دانست و مقاومت او در برابر اخبار صلح و جنگ با نیرو‌های معاویه یا نشانه اعتراض او به این صلح است و یا این‌که انتشار این اخبار را کار عمال معاویه می‌دانسته که به این وسیله می‌خواستند مقاومت نیرو‌های امام حسن (ع) را از بین ببرند.  حجر‌بن‌عدی کندی حجر‌بن‌عدی یکی از شیعیان معروف کوفه و از یاران و حامیان امام علی (ع) در دوران خلافت حضرت بود. [۱۲]حجر پس از بیعت مردم با امام حسن (ع) از حامیان ایشان و در زمره یاران حضرت بود و برای تجهیز مردم کوفه برای رویارویی با معاویه تلاش و کوشش کرد. [۱۳]مطابق گزارش ابوحنیفه دینوری، حجر‌بن‌عدی نخستین کسی بود که نزد امام حسن (ع) رفت و به این صلح اعتراض کرد. حضرت در پاسخ او فرمود: «من دیدم میل و رغبت بیشتر مردم بر صلح است و جنگ را خوش نمى‌دارند و دوست نمى‌دارم آنان را به کارى که ناخوش دارند مجبور کنم و براى این صلح کردم که شیعیان مخصوص ما از کشته شدن محفوظ بمانند و مصلحت دیدم این جنگ‌ها را به هنگام دیگرى موکول کنم و خداوند متعال را هر روز شأنى است.»، اما حجر که از سخنان حضرت قانع نشده بود ایشان را مذل‌المؤمنین خواند و به همراه «عبیده‌بن‌عمرو» نزد امام حسین (ع) رفت و از حضرت خواست تا با کمک شیعیان به جنگ با معاویه بپردازد، ولی امام حسین (ع) با تاکید بر روش برادر بزرگوارش خواسته حجر‌بن‌عدی و عبیده‌بن‌عمرو را نپذیرفت. [۱۴] سلیمان‌بن‌صرد خزایی سلیمان‌بن‌صرد خزایی یکی دیگر از معترضان به این صلح بود. وی یکی از اصحاب امام علی (ع) بود که در دوران خلافت امام به یاری حضرت پرداخت. [۱۵]سلیمان‌بن‌صرد پس از شهادت امیرالمؤمنین (ع) با امام حسن (ع) بیعت کرد و برای جنگ با معاویه به سپاه حضرت پیوست، ولی هنگامی که از پذیرش صلح توسط حضرت آگاه شد نزد امام رفت و به شدت اعتراض نمود، امام حسن (ع) نیز دلایل پذیرش صلح را برای او بیان کرد. سلیمان که از سخنان حضرت قانع نشده بود به همراه «جندب‌بن‌عبدالله ازدی»، «مسیب‌بن‌نجب فزاری» و «سعید‌بن‌عبدالله حنفی» نزد امام حسین (ع) رفت تا بلکه حضرت را به ادامه جنگ با معاویه ترغیب کند. امام حسین (ع) پس از شنیدن سخنان آن‌ها ایشان را به ترک مخاصمه و پذیرش صلح دعوت کرد. [۱۶]پس از آن‌که حسنین (ع) شیعیان معترض را به پذیرش صلح و ترک جنگ دعوت کردند، آنان دیگر اقدامی صورت ندادند و صلح را پذیرفتند و انحراف و انشقاقی در صفوف شیعیان به وجود نیامد. سفیان‌بن‌لیلی  سفیان‌بن‌لیلی که در برخی از منابع با عنوان سفیان‌بن‌اللیل ثبت شده است یکی دیگر از معترضان این صلح بود که به همراه گروهی از پیش‌قراولان سپاه امام حسن (ع) نزد حضرت آمدند و به شدت به این صلح اعتراض کردند و حضرت آنان را به پذیرش صلح دعوت کرد. [۱۷]البته تعداد معترضان بیش از این افرادی است که نام آن‌ها در منابع تاریخی ثبت و ضبط شده است. برخی از منابع به گروه‌هایی از اصحاب امام حسن (ع) اشاره دارند که نزد حضرت می‌رفتند و به این صلح معترض بودند و دقت در سخنان معترضین این گمانه را تقویت می‌کند که علاوه بر افرادی که نام آنان ذکر شد کسان دیگری هم به این صلح معترض بوده‌اند. [۱۸]مطلبی که در ورای این گزارش‌های تاریخی خودنمایی می‌کند این است که هر چند تعدادی از یاران و اصحاب امام حسن (ع) به صلح میان حضرت و معاویه که منجر به انتقال قدرت از اهل‌بیت پیامبر (ص) به بنی‌امیه شد معترض بودند و انتقادات تندی را نسبت به حضرت روا داشتند تا جایی که حتی برخی از آنان امام را مذل‌المؤمنین لقب نهادند و همچنین برای ادامه مبارزه با معاویه تلاش کردند تا امام حسین (ع) را به نبرد با معاویه ترغیب کنند، اما در نهایت پس از آن‌که حسنین (ع) آنان را به پذیرش صلح و ترک جنگ دعوت کردند آنان دیگر اقدامی صورت ندادند و صلح را پذیرفتند و انحراف و انشقاقی در صفوف شیعیان به وجود نیامد. همچنین باید توجه داشت که اعتراضات تند به تصمیم امام حسن (ع) مبنی بر پذیرش صلح، ریشه در فرهنگ مسلمانان آن دوران و نگرش آنان به حاکم جامعه داشته است که هر فرد، خود را در مقام یک منتقد حکومت قرار می‌داده است. بر همین مبنا هر یک از بزرگان جامعه این حق را برای خود قائل بوده که به راحتی بالاترین مقام جامعه اسلامی را مورد انتقاد قرار دهد حتی اگر آن انتقادات در نگاه امروزی ما تند و خارج از نزاکت قلمداد شود. پی نوشت: [۱]- اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص. ۶۲. [۲]- بلاذری، انساب الاشراف، ج. ۳، ص. ۲۹. [۳]- مفید، الارشاد، ج. ۲، ص. ۱۱-۱۰. [۴]- یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج. ۲، ص. ۲۱۵. [۵]- ابن‌اثیر، الکامل، ج. ۳، ص. ۴۰۶. [۶]- ابن‌اعثم، الفتوح، ج. ۴، ص. ۲۹۱-۲۹۰، برای مطالعه بیشتر، بنگرید به: جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص. ۱۸۴-۱۶۴. [۷]- ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ج. ۳، ۱۲۹۰-۱۲۸۹، یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج. ۲، ص. ۲۰۳-۲۰۲. [۸]- معاویه هنگامی‌که قیس از سوی امام علی (ع) والی مصر بود تلاش داشت تا نظر او را به خود جلب کند، ولی موفق نشد. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج. ۴، ص. ۵۵۲-۵۵۰. [۹]- یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج. ۲، ص. ۲۱۴. [۱۰]- اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص. ۷۴-۷۳. [۱۱]- یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج. ۲، ص. ۲۱۷-۲۱۶. [۱۲]- ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج. ۶، ص. ۲۴۲، عسقلانی، الاصابه، ج. ۲، ص. ۳۲. [۱۳]- مفید، الارشاد، ج. ۲، ص. ۱۰. [۱۴]- ابوحنیفه دینوری، اخبار الطوال، ص. ۲۶۸-۲۶۸. [۱۵]- ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج، ص. ۲۱۹. [۱۶]- بلاذری، انساب الاشراف، ج. ۳، ص. ۱۵۰-۱۴۸. [۱۷]- ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ج. ۱، ص. ۳۸۷-۳۷۷. [۱۸]- بنگرید به: ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ج. ۱، ص. ۳۸۶، طبرسی، الاحتجاج، ج. ۲، ص. ۲۹۲-۲۹۱، عسقلانی، الاصابه، ج. ۲، ص. ۶۴. ]]> مذهبی Sat, 18 Nov 2017 10:42:07 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/325405/پاسخ-امام-حسن-ع-اعتراض-شیعیان-مورد-صلح ماجرای کفش بوسی یک عالم! http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/325304/ماجرای-کفش-بوسی-یک-عالم به گزارش بلاغ، همان طور که باید در برابر کفار نیرومند و مقتدر ظاهر شد و نباید در مقابل آنان ضعف نشان داد، قرآن کریم ما را به فروتنی و تواضع در برابر مؤمنین دعوت کرده، زیرا بسیاری از صفات پسندیده از این سرمایه عظیم سرچشمه می‌گیرند. ادامه مطلب را به نقل از حوزه می خوانیم.    آیه: أَذِلَّةٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى ٱلْکَٰفِرِینَ مائده/۵۴ در برابر مؤمنانْ فروتن و در برابر کافرانْ سرسخت و قدرتمندند حکایت: حکایت؛ میرزا جواد آقا تهرانی، انسانی وارسته بود که با کوهی از معرفت، چنان فروتن زندگی کرد که نمی‏ توان لقبی جز بنده صالح و شایسته به وی داد. چه بلند است مقام میرزا که با وجود علم و کمالات بی‏شمار، هرگز اجازه نمی‏ داد کسی دست او را ببوسد، یا او را آیت اللّه‏ خطاب کند. یکی از روحانیون می‏ گوید: روزی با اصرار فراوان، موفق به بوسیدن دست ایشان شدم و از اتاق بیرون رفتم و پس از مدتی بازگشتم. هنگامی که وارد اتاق شدم، میرزا فرمود: چون تو دست مرا بوسیدی، من هم برای جبران محبت تو، کفش‏هایت را بوسیدم. مرحوم میرزا جواد آقا هیچ ‏گاه سخنان خود را در منزل به صورت امر و نهی بیان نمی‏ کرد و با وجود کهولت سن، گاه در کنار حوض آب لباس‏‌های خود را می‏ شست، یا حیاط را جارو می‏ کرد. ۱ به قدر خاکساری سر بلندیست تواضع پایه اقبال مندیست کدامین سربلندی بیش ازین است در او شاه جهان مسند نشین است ۲ پی نوشت: 1)با اقتباس و ویراست از کتاب گلشن ابرار2)کلیم کاشانی ]]> مذهبی Fri, 17 Nov 2017 20:29:50 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/325304/ماجرای-کفش-بوسی-یک-عالم ۳ روایت از شهادت یا رحلت رسول الله http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/325089/۳-روایت-شهادت-یا-رحلت-رسول-الله به گزارش بلاغ، با اینکه بسیاری، گمان می‌کنند که در طول عمر پیامبر اسلام (ص)، به ایشان سؤ قصد نشده، ولی باید دانست که ایشان در طی عمر مبارک خود بارها از نقشه‌های تروری که کفار برای ایشان کشیده بودند جان سالم به‌در بردند.احادیثی در دسترس است که گویای شهادت پیامبر اسلام (ص) می‌باشند، برخی از آن احادیث به این شرح‌اند: ۱- از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «هیچ پیامبر و وصی پیامبری نیست الّا اینکه به شهادت می‌رسد». ۲- ابا صلت هروى از حضرت رضا (علیه السّلام) نقل كرد كه فرمود: «هیچ یک از ما نیست مگر اینكه كشته می‌گردد».۳- هشام بن محمّد از پدر خود نقل كرد كه حضرت امام حسن (علیه السّلام) پس از شهادت پدر خود امیر المؤمنین (علیه السّلام) در ضمن سخنرانى خود فرمود: «پیامبر اكرم به من خبر داده كه امامت در اختیار دوازده امام از اهل بیت اوست كه برگزیده‌‏اند، هیچ كدام از ما نیست مگر اینكه یا مسموم می‌گردد و یا مقتول.» دلایل بسیاری وجود دارد که رحلت پیامبر اکرم (ص) ناشی از خوراندن سم به آن حضرت بوده است. این دلایل و روایات، از تواتر معنوی برخوردارند؛ یعنی هرچند که الفاظ و توصیفات آن‌ها کاملاً با یکدیگر مشابه نیستند، اما از مجموع آن‌ها، می‌توان موضوع مورد بحث را ثابت نمود. از جمله امام صادق (ع) می‌فرمایند: «چون پیامبر اسلام (ص)، ذراع (یا سر دست) گوسفند، را دوست می‌داشتند، یک زن یهودی با اطلاع از این موضوع، ایشان را با این بخش از گوسفند مسموم نمودند. در جای دیگری آن حضرت فرمودند: «پیامبر اکرم (ص) در جریان جنگ خیبر مسموم شده و هنگام رحلتشان بیان فرمودند که لقمه‎‌ای که آن روز در خیبر تناول نمودم، اکنون اعضای بدنم را نابود نموده است و هیچ پیامبر و جانشین پیامبری نیست، مگر این که با شهادت از دنیا می رود». علاوه بر روایات شیعه، روایات فراوانی در صحاح و دیگر کتب اهل سنت وجود دارد که همین موضوع را تأیید می‌نماید که به عنوان نمونه، به سه مورد آن اشاره می‌نماییم: روایت اول: در معتبرترین کتاب اهل سنت، نقل شده که پیامبر (ص) در بیماری منجر به رحلتشان، خطاب به همسرشان عائشه فرمودند: «من همواره درد ناشی از غذای مسمومی را که در خیبر تناول نموده ام، در بدنم احساس می کردم و اکنون گویا وقت آن فرا رسیده که آن سم، مرا از پای درآورد». روایت دوم: احمد بن حنبل در مسند خود، ماجرایی را بیان می‌نماید که طی آن، بانویی به نام ام مبشر که فرزندش به دلیل خوردن غذای مسموم در کنار پیامبر (ص)، به شهادت رسیده بود؛ در ایام بیماری ایشان به عیادتشان آمده و اظهار داشتند که من احتمال قوی می دهم که بیماری شما ناشی از همان غذای مسمومی باشد که فرزندم نیز به همین دلیل به شهادت رسید! پیامبر (ص) در پاسخ فرمودند: «من نیز دلیلی به غیر از مسمومیت، برای بیماری خویش نمی‌بینم و گویا نزدیک است که مرا از پای در آورد». مرحوم مجلسی نیز با نقل روایتی تقریبا مشابه با این روایت، بیان نموده که به همین دلیل است که مسلمانان اعتقاد دارند، علاوه بر فضیلت نبوت که به پیامبر (ص) هدیه شده، ایشان به فوز شهادت نیز نائل آمده اند. روایت سوم: محمد بن سعد، از قدیمی ترین مورخان مسلمان ماجرای مسمومیت پیامبر اکرم (ص) را این گونه نقل می‌نماید: هنگامی که پیامبر (ص)، خیبر را فتح نموده و اوضاع به حالت عادی برگشت، زنی یهودی به نام زینب که برادر زاده مرحب بود که در جنگ خیبر کشته شد، از دیگران پرسش می‌نمود که پیامبر (ص) کدام بخش از گوسفند را بیشتر دوست می‌دارد؟ و پاسخ شنید که سر دست آن را؛ سپس آن زن، گوسفندی را ذبح کرده و تکه تکه نمود و بعد از مشورت با یهودیان در مورد انواع سم ها، سمی که تمام آنان معتقد بودند، کسی از آن جان سالم به در نمی برد را، انتخاب نموده و اعضای گوسفند و بیشتر از همه جا، سردست ها را مسموم نمود. هنگامی که آفتاب غروب نموده و پیامبر (ص) نماز مغرب را به جماعت اقامه فرموده و در حال برگشت بودند، آن زن یهودی را دیدند که همچنان نشسته است! پیامبر (ص) دلیل آن را پرسیدند و او جواب داد که هدیه‌ای برایتان آوردم!، پیامبر (ص) با قبول هدیه، به همراه یارانش بر سر سفره نشسته و مشغول تناول غذا شدند. بعد از مدتی، پیامبر (ص) فرمودند: «دست نگه دارید! گویا این گوسفند مسموم است!»، مؤلف کتاب، سپس نتیجه می‌گیرد که شهادت پیامبر (ص) به همین دلیل بوده است.بدین ترتیب، از مجموع روایات نقل شده در کتب شیعه و اهل سنت، می توان نظریه شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر (ص) را تقویت نمود که در قریب به اتفاق این روایات، زمان مسمومیت ایشان، هم زمان با جنگ خیبر و توسط زنی یهودی بیان شده است.   ]]> مذهبی Fri, 17 Nov 2017 12:17:31 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/325089/۳-روایت-شهادت-یا-رحلت-رسول-الله شیوه‌های تبلیغ پیامبر(ص) به روایت امام سجاد(ع) http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/325016/شیوه-های-تبلیغ-پیامبر-ص-روایت-امام-سجاد-ع به گزارش بلاغ، حجت‌الاسلام محمدصادق کفیل مدیر مرکز تخصصی صحیفه سجادیه، با بیان اینکه دعای دوم صحیفه سجادیه امام سجاد(ع) یک دوره پیامبرشناسی است، ابراز داشت: در این دعا اوصاف وجودی پیامبر خاتم(ص) مطرح می‌شود، در ابتدا بعد از حمدی که بیان می‌دارد «وَالْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِی مَنَّ عَلیْنَا بِمُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ دُونَ الْأُمَمِ الْمَاضِیَةِ وَالْقُرُونِ السَّالِفَةِ»؛ ستایش برای خداست که بر ما منّت نهاد و پیامبر خود، محمد(ص) را به سوی ما فرستاد، نه به سوی امت‌های پیشین و مردمان گذشته، در گام اول اوصاف شخصی نبی خاتم(ص) مانند امین بودن بر وحی، شریف بودن، بزرگوار بودن، امام رحمت، پیشوای خیرات عالم، کلید برکات اشاره می‌کنند. «اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ أَمِینِکَ عَلَی وَحْیِکَ، وَ نَجِیبِکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَ صَفِیِّکَ مِنْ عِبَادِکَ، إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَ قَائِدِ الْخَیْرِ...».وی افزود: امام سجاد(ع) در گام دوم این دعا به شخصیت‌شناسی پیامبر(ص) پرداختند که شامل مواردی نظیر دغدغه دینی و توحیدی بودن پیامبر است، بیان امام این است که پیامبر(ص) همه وجودش را برای اجرای فرمان الهی قرار داد، اینکه ایشان همه وجودش را برای خدا قرار داد و تمام سختی‌ها را به جان خرید. حجت‌الاسلام کفیل بیان داشت: دغدغه وجودی نبی خاتم(ص) رضای الهی است،‌ اینکه برای احیای دین از نزدیکانش فاصله گرفت، زیرا که خدایی و الهی نبودند، «إِلَیْکَ حَامَّتَهُ وَ حَارَبَ فِی رِضَاکَ أُسْرَتَهُ وَ قَطَعَ فِی إِحْیَاءِ دِینِکَ رَحِمَهُ. وَ أَقْصَی الْأَدْنَیْنَ عَلَی جُحُودِهِمْ وَ قَرَّبَ الْأَقْصَیْنَ عَلَی اسْتِجَابَتِهِمْ لَکَ. وَ وَالَی فِیکَ الْأَبْعَدِینَ وَ عَادَی فِیکَ الْأَقْرَبِینَ»، نگفتند این عموی من است، بلکه گفتند این شخص چقدر با خدا انس و ارتباط دارد؟ در واقع شاخص ارتباط نبی خاتم(ص) نسب فامیلی نبود، بلکه شاخص ارتباط و انس، خدا بود، بودند کسانی که به تعبیری بیگانه بودند و نسبتی هم با پیامبر(ص) نداشتند، اما چون دعوت خدا را اجابت کردند، پیامبر(ص) آنها را به خودش نزدیک کرد. وی با تأکید بر اینکه همه وجود رسول خاتم(ص) بر محوریت الهی بود و ایشان دغدغه دینی داشتند، ادامه داد: محور بعدی شیوه‌های تبلیغی پیامبر(ص) این بود که خود را برای تبلیغ دین خسته کرد، به زحمت انداخت، «وَ شَغَلَهَا بِالنُّصْحِ لِأَهْلِ دَعْوَتِکَ وَ هَاجَرَ إِلَی بِلَادِ الْغُربَةِ»، در واقع تلاش بی‌حد و حساب. نکته بعدی دوام و استمرار در دعوت ایشان است، اینکه کسانی که دعوت را پذیرش کرده بودند،‌ رها نکردند و پیوسته خیرخواه اینها بودند و با اینها ارتباط داشتند. مدیر مرکز تخصصی صحیفه سجادیه «عزت دین» را از دیگر شیوه‌های تبلیغی پیامبر(ص) بیان کرد و گفت: نتیجه این همه زحمت پیغمبر(ص) این شد که توانستند در محیط کافران بر کافران غالب شوند و اولیای خدا و دوستان خدا را به رشد برسانند، یعنی در خاک دشمن با دشمن جنگید و دین خدا حاکم شد و  کلمه توحید اعتلا پیدا کرد که می‌توان تحت عنوان استراتژی پیامبر مطرح کرد، امام سجاد(ع) در گام بعدی نبی خاتم(ص) را دعا می‌کنند که خدایا او را بالا به بالاترین درجه از بهشتت ببر و شخصیت او را به عالمیان بشناسان « للَّهُمَّ فَارْفَعْهُ بِمَا کَدَحَ فِیکَ إِلَی الدَّرَجَةِ الْعُلْیَا مِنْ جَنَّتِکَ حَتَّی لَا یُسَاوَی فِی مَنْزِلَةٍ، وَ لَا یُکَافَأَ فِی مَرْتَبَةٍ، وَ لَا یُوَازِیَهُ لَدَیْکَ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ». وی با اشاره به اینکه رسول اکرم(ص) خداگرا بودند نه همگرا، افزود: پیامبر خود را فدا کرد و همه سختی‌ها را به جان خرید، نه اینکه نام خودشان توسعه پیدا کند بلکه نام خدا توسعه پیدا کند، اگر پیامبر(ص) اشرف مخلوقات و نفر اول عالم هستی هستند و به این جایگاه رسیدند و خداوند بارها در قرآن کریم از ایشان تجلیل می‌کند، به این دلیل است که پیامبر به جز خدا ندیده است. حجت‌الاسلام کفیل تصریح کرد: بیشترین تأکید امام سجاد(ع) در دعای دوم صحیفه سجادیه این است که دغدغه پیامبر(ص) احیای دین خدا و رضایت الهی است، بنابراین اگر می‌خواهیم از پیامبر(ص) الگوگیری کنیم و زندگی‌مان را براساس نبی خاتم(ص) تعریف کنیم، به هر مقدار که خدا در زندگیمان آمد و تمام زندگی ما الله شد، خداوند هم همراه ما خواهد بود. ]]> مذهبی Fri, 17 Nov 2017 08:00:50 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/325016/شیوه-های-تبلیغ-پیامبر-ص-روایت-امام-سجاد-ع سیاست از دیدگاه امام حسن علیه السلام /علت گریه امام حسن (ع) پیش از شهادت چه بود؟ /وصیت امام (ع) به جناده بن ابی امیه http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/325004/سیاست-دیدگاه-امام-حسن-علیه-السلام-علت-گریه-ع-پیش-شهادت-وصیت-جناده-بن-ابی-امیه به گزارش بلاغ،امام حسن مجتبی علیه السلام در شب نیمه رمضان سال سوم هجری در شهر مدینه به دنیا آمد و تا هفت سالگی از حضور جد بزرگوارشان حضرت رسول اکرم (ص) بهره بردند. آن حضرت پس از شهادت پدر به عنوان دومین امام شیعیان، به مقام امامت رسیدند و پس از گذشت ده سال از دوران امامتشان بنا به روایتی در هفتم ماه صفر و بنا به روایت دیگری در 28 ماه صفر سال 50 هجری در سن 47 سالگی به فرمان معاویه و به دست جعده به شهادت رسیدند. می خواستند ایشان را در کنار جد بزرگوارشان به خاک بسپارند که ممانعت شد و تابوتشان تیرباران شد، به دستور امام حسین (ع) پیکر مطهرشان به سمت بقیع تشییع و در همان جا به خاک سپرده شد. به گزارش نامه نیوز، در روایتی از ابن عباس آمده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «آن گاه که فرزندم حسن مجتبی را با زهر شهید کنند تمام ساکنان آسمان و زمین بر او سوگوار می شوند. بدانید سوگواری و گریه بر مصیبت های فرزندم حسن بسیار فضیلت دارد. هرکس در مصیبت او گریه کند چشمان او در روزی که همه دیده ها نابینا خواهند بود روشن و بینا خواهد شد و دل او در روزی که تمام دل ها اندوهناک خواهند بود از غبار اندوه پاک خواهد شد و هرکس که مرقد او را در بقیع زیارت کند، قدم های او در پل صراط، در روزی که قدم ها بر آن لرزان شوند، از لغزش در امان خواهد ماند».  گریه امام (ع) پیش از شهادتآن هنگام که حالت احتضار به حضرت دست داد، اشک از چشمان مبارکشان جاری شد و به حاضران فرمودند: «ای فرزند رسول خدا، آیا شما نیز با این مقام و منزلت و قرابتی که با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم دارید و با این همه عبادات و اطاعات در این لحظات گریه می کنید؟ حضرت فرمودند: «من برای دو چیز گریه می کنم: اوّل برای هیبت و وحشت روز قیامت که بسیار سخت است، دوّم به سبب فراق و دوری از دوستان که این نیز کار مشکلی است». وصیت امام (ع) به جناده بن ابی امیه امام مسموم شده بود که جُنادَةِ بن اَبی اُمَیه به حضور امام رسید و پس از احوالپرسی از ایشان خواست تا موعظه ای بکنند. امام مطالب مهمی را فرمودند و آنگاه گفتند: «ای جُناده خود را برای سفری که در پیش داری پیش از فرا رسیدن اجل مهیا کن. بدان تو همواره دنیا را طلب می کنی و مرگ هم تو را طلب می کند. اندوه روزی را که هنوز نرسیده است بر روزی که در آن هستی بار مکن... بدان در مال حلال دنیا حساب و در حرام آن کیفر و عقاب و در اموال شبهه ناک عتاب هست. برای دنیای خود به گونه ای تلاش کن که گویی همیشه در آن باقی خواهی ماند و برای آخرت به گونه ای کار کن که گویی همین فردا خواهی مُرد. اگر طالب عزّت بی عِدّه وعُدّه و هیبت بی مُلک و سلطنت هستی از خواری و ذلّت گناه و نافرمانی خدا پرهیز کن و به اطاعت از فرمان او خود را ملزم ساز». سخنانی کوتاه از امام حسن علیه السلام ـ سلام و اهمیت آنقال الحَسَنُ علیه السلام: مَنْ بَدَءِ بِالکلامِ قَبْلَ السَّلامِ فَلا تُجیبُوهُ؛ کسی که پیش از سلام کردن شروع به سخن گفتن کرد جواب او را ندهید. ـ کنترل زبان قالَ الحَسَن علیه السلام: الصَّمْتُ سَتْرُ العَیِّ وَ زَیْنُ العِرْضِ وَ فاعِلُهُ فی راحَةٍ وَ جَلیِسُهُ آمِنٌ؛ امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: خاموشی پوشش عیب ها و مایه حفظ آبروست. هر که از این صفت برخوردار باشد همواره در آسایش است و همدم و هم نشین او نیز در امنیّت به سر می برد. صبر در برابر ناگواری هاقالَ الحَسَن علیه السلام : الخَیْرُ الّذی لا شَرَّ فِیهِ الشُکرُ مَعَ النِّعْمَةِ و الصَّبْرُ عَلی النّازِلَة؛ خیری که هیچ بدی در آن نیست عبارت است از شکر در مقابل نعمت ها و صبر در برابر حوادث و رخدادهای ناگوار. کمال عقلقالَ الحَسَنُ علیه السلام: رأسُ العَقْلِ مُعاشَرَةُ النّاسِ بالحَمیِلِ. معاشرت نیکو داشتن با مردم نشانه کمال عقل انسان است. تعریف فرومایگیشخصی از امام حسن علیه السلام سؤال کرد: پستی و فرمایگی چیست؟ آن حضرت فرمودند: «النَّظرُ فی الیَسیرِ وَ مَنْعُ الحَقیرِ. خرده بینی و اهمیّت دادن بیش از حدّ دادن به امور کوچک و مضایقه کردن از اعطای چیزهای بی ارزش». ترک مستحب برای واجبقال الحَسنُ علیه السلام :... اِذا ضَرّتِ النَّوافِلُ بالفَریضَةِ فَارفَضُوها؛ هنگامی که عبادت های مستحب به اعمال و عبادت های واجب آسیب رساند آنها را ترک کنید. توجّه به امور معنوی و اهمیت آن قالَ الحَسَنُ علیه السلام: عَجِبْتُ لِمَنْ یَتَفکَّرُ فی مأکُولِهِ کَیفَ لا یَتَفَکَّرُ فی مَعْقُولِهِ فَیُجنِّبُ بَطْنَهُ ما یُؤذِیْهِ وَ یُودِعُ صَدْرَهُ ما یُرْدِیْهِ؛ تعجب می کنم از کسانی که در غذای جسم خود فکر می کنند ولی در امور معنوی و غذای روح خویش اندیشه نمی کنند؛ شکم خود را از طعام مضرّ حفظ می کنند ولی از افکار پلیدی که روان را می آلاید پرهیز نمی کنند. توصیه درباره ازدواج شخصی به امام حسن علیه السلام عرض کرد: دختری دارم که به سنّ ازدواج رسیده است. با چه کسی وصلت کنیم؟ امام حسن علیه السلام فرمودند: «زَوِّجْها مِمَّنْ یَتَّقی اللّه عزّ و جلَّ فَاِنْ اَحَبَّها اَکْرَمَها و اِنْ اَبْغَضَها لَمْ یَظْلِمْها؛ او را به ازدواج کسی درآور که با تقوا و پرهیزگار باشد چرا که فرد باتقوا اگر او را دوست بدارد احترامش می کند و اگر او را دوست هم نداشته باشد به وی ستم نمی کند». بیناترین و شنواترین مردمقال الحسن علیه السلام : اِنَّ أَبْصَرَ الاَبْصار ما نَفَذَ فِی الخَیْرِ مَذْهَبُهُ وَ اَسْمَعَ الاَسْماَعَ ما وَعی التّذکیرَ وَ انْتَفَعَ بِهِ، أَسْلَمُ القُلُوب ما طَهُرَ مِنَ الشُّبَهاتِ؛ بیناترین دیده ها آن است که خیربین باشد و شنواترین گوش ها آن است که پذیرای پند و اندرزها باشد و از آن سود ببرد و قلب سلیم قلبی است که از شبهات پاکیزه باشد. معنی مجد و عظمتسُئِلَ الْحَسَنُ علیه السلام: فَما المَجْدُ؟ قالَ اَنْ تُعْطِیَ فِی الغُرْمِ وَ اَنْ تَعْفُو عَنِ الْجُرْمِ؛ از امام حسن علیه السلام سؤال شد: عظمت و بزرگی در چیست؟ آن حضرت فرمودند: عبارتست از بخشش مال به هنگام نیاز و گذشتن از خطا. سیاست از دیدگاه امام حسن علیه السلامشخصی از امام حسن علیه السلام معنای سیاست را پرسید. آن حضرت فرمودند: «سیاست آن است که حقوق خدا و حقوق بندگان زنده و بنده های درگذشته خدا را رعایت کنی». در توضیح آن فرمودند: «حقوق خدا آن است که آن چه را خدا از انجام واجبات و ترک محرمات تکلیف کرده به طور کامل رعایت کنی. حقوق بندگان زنده آن است که وظایف خود را نسبت به برادران دینی انجام دهی. در خدمت گزاری برادر دینی درنگ ننمایی و نسبت به رهبر جامعه اسلامی تا زمانی که نسبت به مردم اخلاص دارد اخلاص داشته باشی و هر وقت از راه راست منحرف شد، اعتراض کنی. حقوق بندگان در گذشته یاد کردن نیکی ها و چشم پوشیدن از بدی های آنهاست». ]]> مذهبی Fri, 17 Nov 2017 06:02:30 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/325004/سیاست-دیدگاه-امام-حسن-علیه-السلام-علت-گریه-ع-پیش-شهادت-وصیت-جناده-بن-ابی-امیه آیا صحت دارد که پیامبر(ص) نژاد ایرانی داشتند؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/325259/آیا-صحت-پیامبر-ص-نژاد-ایرانی به گزارش بلاغ،به گزارش روزپلاس، آیا این مطلب صحیح است: «پیامبر(ص) ما در اصل ایرانی است. دلیل: قبیله قریش که پیامبر(ص) از این قبیله بوده‌اند در اصل خود به حضرت اسماعیل(ع) فرزند حضرت ابراهیم(ع) برمی‌گردد. این را همه می‌دانیم که حضرت ابراهیم(ع) در بین النهرین زندگی می‌کردند و بین النهرین در آن زمان درست وسط ایران؛ یعنی تیسفون بوده است. زمانی که بابِل پایتخت ایران بوده، اسم حضرت ابراهیم «براهیم» بوده که ایرانی است و پس از هجرت به فلسطین به زبان عبری شد ابراهیم و حضرت اسماعیل و اسحاق اسمشان عبری است. حضرت ابراهیم دو زن داشتند به نام‌های سارا که نماد اسم فارسی است (دارا و سارا) و بانوی دیگر ایشان آناهیتا بوده است». پاسخ اجمالیبا توجه به نکات زیر، می‌توان به پاسخ رسید: 1. بر اساس منابع جغرافیایی، به منطقه خاصی از سرزمین فعلی عراق و یا به کل آن سرزمین، «بابل» می‌گفتند.[1] بعدها به مجموعه سرزمین‌های عراق، فارس، جبال(مناطق کوهستانی شمال عراق)، خراسان و ...، «ایران شهر» گفته می‌شد.[2] یاقوت حموی ذیل نام «ایران» می‌گوید که مقصود از ایران شهر، همان ایران است.[3] 2. حضرت ابراهیم(ع) اهل سرزمین «بابِل» بود[4] و زبان گفت‌وگوی دوره حضرتشان در منطقه «بابل» زبان عربی نبود و بر همین اساس، نمی‌توان ایشان را از نژاد اصیل عرب دانست. 3. هنگامی که ابراهیم(ع) به فرمان خدا، همسر و فرزندش را در بیابان حجاز رها کرد، اسماعیل(ع) در کنار طایفه «جُرهُم» در اطراف مکه ساکن شد و با آنان ارتباط خویشی برقرار کرد.[5] 4. در راستای بند قبلی، اعراب قبل از اسلام را به دو دسته تقسیم می‌کردند:الف. قحطانیان؛ فرزندان «یَعرُب بن قَحطان» که «عرب عاربه»و یا (نژاد اصیل عرب) نامیده می‌شدند.[6]ب. عدنانیان؛ فرزندان «اسماعیل بن ابراهیم(ع)» که نتیجه ازدواج حضرتشان با طایفه جرهم بوده[7] و طوایف فراوانی از آنان پدید آمد که معروف‌ترین آنها همان «قریش» است که پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز از آن قبیله بوده است. به آنها «عرب مستعربه» گفته می‌شد. [8] آنان از نژاد عرب اصیل نبوده، بلکه بعدها به دلیل همجواری با اعراب با این زبان گفت‌وگو می‌کردند. 5. عرب بودن به دو معنا است: الف. با زبان عربی گفت‌وگو کردن؛ ب. نژاد عربی داشتن.با توجه به مطالب فوق باید گفت:پیامبر اکرم(ص) از این جهت که به زبان عربی، سخن می‌گفت، عرب به شمار می‌آمد، ولی چون نسل ایشان به پیامبری غیر عربی می‌رسید که در منطقه‌ »بابل» زندگی می‌کرد،و بعدها بخشی از «ایران» شد، با اندکی تسامح می‌توان پیامبر اسلام(ص) را دارای نژاد ایرانی دانست. پی نوشت:[1]. مؤلف مجهول، حدود العالم من المشرق الى المغرب، ص 160، قاهره، الدار الثقافیه للنشر، 1423ق؛ قزوینى، زکریا بن محمد بن محمود، آثار البلاد و اخبار العباد، ص 363، تهران، امیر کبیر، چاپ اول، 1373ش؛ حافظ ابرو، شهاب الدین عبد الله خوافى، جفرافیاى حافظ ابرو، ج ‏2، ص 74، تهران، میراث مکتوب، چاپ اول، 1375ش. [2]. یاقوت حموى، بغدادى، معجم البلدان، ج ‏1، ص 289، بیروت، دار صادر، چاپ دوم، 1995م؛ بغدادى، صفى الدین عبد المؤمن بن عبد الحق، مراصد الاطلاع على اسماء الامکنة و البقاع، ج ‏1، ص 136، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، 1412ق؛ البکرى، ابو عبید، المسالک و الممالک، ج ‏1، ص 496، بی‌جا، دار الغرب الاسلامى، 1992م. [3]. معجم البلدان، ج ‏1، ص 289. [4]. ابن کثیر دمشقی‏، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج 1، ص 140، بیروت، دارالفکر، 1407ق. [5]. ر. ک: قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج ‏1، ص 61، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، 1404ق؛ البدایة و النهایة، ج ‏1، ص 193 و ج 2، ص 184؛ المقدسى، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج 3، ص 60، بور سعید، مکتبة الثقافة الدینیة، بی‌تا. [6]. خیر الدین زِرِکلى، محمود بن محمد، الأعلام (قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین)، ج ‏8، ص 192، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ هشتم، 1989م. [7]. الأعلام، ج ‏1، ص 307 و ج 3، ص 28؛ البدایة و النهایة، ج ‏1، ص 121. [8]. البدایة و النهایة، ج ‏1، ص 121؛ ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدأ و الخبر فى تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوى الشأن الأکبر(تاریخ ابن خلدون)، ج ‏2، ص 18، بیروت، دار الفکر، چاپ دوم، 1408ق. ]]> مذهبی Fri, 17 Nov 2017 19:36:03 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/325259/آیا-صحت-پیامبر-ص-نژاد-ایرانی سه ندای آسمانی در آخرالزمان در بیان امام رضا(ع) http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/325326/سه-ندای-آسمانی-آخرالزمان-بیان-امام-رضا-ع به گزارش بلاغ، از مهم‌ترین موضوعاتی که هر کدام از اهل‌بیت(ع) در زندگی با برکتشان با آن مواجه بودند و در آن فضا زندگی می‌کردند، موضوع مهدویت و امر ظهور بود. از این رو در دسته‌بندی موضوعی احادیث ائمه(ع) موضوع آخرالزمان و ظهور بیشترین تعداد احادیث را به خود اختصاص داده‌اند. بنابراین بجاست که توجه بیشتری به این گنجینه‌های عظیم معرفتی شود و روی آن مطالعات کاربردی صورت گیرد تا بتوان معارف آن را وارد زندگی شیعیان کرد.به مناسبت ایام شهادت امام رضا(ع) یکی از احادیث منسوب به حضرت درباره مهدویت و امر ظهور مورد بررسی قرار می‌گیرد. حسن بن محبوب از امام رضا(ع) نقل می‌کند: «لا جرم آشوب «صمّاء صیلم» رخ مى‏‌دهد که زیرکان و اشخاص با احتیاطى که از خواص ما هستند به آن ورطه کشیده مى‏‌شوند و این به هنگامى است که شیعیان، سومین (امام) از اولاد مرا از دست بدهند.اهل آسمان و زمین بر وى مى‌‏گریند و چه بسیارند مؤمنینى که موقع از دست رفتن «ماء معین» آب صاف و زلال و جارى (قائم) متأسف و تشنه و حیران و محزون هستند. گویا آنان را مى‏‌بینم که ندایشان مى‌‏کنند و آن صدا از دور شنیده مى‌‏شود؛ چنان که از نزدیک شنیده مى‌‏شود و آن صدا براى اهل ایمان رحمت و براى کافران عذاب است. حسن بن محبوب عرض کرد: آن صدا چیست؟ فرمود: در ماه رجب سه صدا از آسمان شنیده مى‏‌شود:صداى اول اینست: «أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ» [یعنى:آگاه باشید لعنت خدا بر ظالمین باد] (هود18)صداى دوم مى‌‏گوید: «أَزِفَتِ الْآزِفَة؛ نزدیک‌شونده نزدیک شد». (نجم53)و در صداى سوم شخصى را آشکارا در سمت خورشید مى‌‏بینید که مى‏‌گوید: «این امیرالمؤمنین است که براى کشتن بیدادگران حمله مى‌‏آورد». و در روایت حمیرى آمده است: در صداى سوم بدنى از نزدیک خورشید دیده مى‏‌شود که مى‏‌گوید: «خداوند فلانى را فرستاد، سخنان او را بشنوید و از او پیروى کنید؛ إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ فُلَاناً فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا» و هر دو راوى گفته‏‌اند: در این موقع فرج (و آزادى) مردم فرا مى‌‏رسد و آنان که مرده‌‏اند دوست مى‏‌داشتند که در آن وقت زنده مى‌‏بودند و خداوند دل‌هاى مردم با ایمان را التیام و شفا مى‌‏بخشد؛ وَ یَشْفِی اللَّهُ‏صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ‏.(توبه14) در ادامه، به برخی نکات نهفته در این حدیث اشاره می‌کنیم: الف) برخی علمای اهل حدیث درباره این جمله امام رضا(ع): «شیعیان، سومین (امام) از اولاد مرا از دست بدهند.» اینطور گفته‌اند: باید توجّه داشت که امام زمان فرزند و پشت چهارم آن حضرت است، پس لا بدّ مراد فقدان امام عسکرىّ است که او پشت سوم آن حضرت می‌باشد و یا اینکه «رابع» به «ثالث» تحریف شده است و ترجمه آن طور آمده که با هر دو بسازد». ب) با کمی تأمل در روایت، متوجه می‎شویم که امام رضا علیه‌السلام سه دوره را معرفی می‌کنند:1- دوران غیبت 2- دوران قبل از ظهور و یا دورۀ آخرالزمان با آغاز شدن ماجراهای غیر عادی و شنیده شدن صداهایی از آسمان در پهنه عالم 3- دوران ظهور(بند آخر حدیث) ج) وقتی حسن بن محبوب از کیفیت صداها از امام رضا(ع) سؤال می‌کند، امام(ع) اشاره به صداهایی در ماه رجب می‌کنند که دو صدای آن تحقق قسمت‌هایی از آیات قرآن است. در صدای سوم، مردم دعوت به اطاعت از امیرالمؤمنین(ع) می‌شوند؛ بنابراین این مسأله گویای رجعت حضرت در آخرالزمان و نقش بزرگشان در امر فرج است. د) کلیت برنامۀ خداوند در این حدیث مشخص است و آن امر فرج است؛ بنابراین امر فرج، هم اسباب ظهور امام زمان (عج) را فراهم می‌کند که فرج اهل‌بیت علیهم‌السلام است و هم رحمت بر مؤمنین جاری می‌کند که به صورت شفای صدور است. با این توضیحات این حدیث که «انْتِظَارِ أَمْرِنَا وَ أَمْرِکُمْ وَ فَرَجِنَا وَ فَرَجِکُم؛ انتظار امر ما و امر شما فرج ما و فرج شماست» بیشتر برای ما ملموس می‌شود. منابع روایت: غیبت طوسی، ص440 / الخرائج، ج3، ص. 1169 ]]> مذهبی Sat, 18 Nov 2017 05:23:33 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/325326/سه-ندای-آسمانی-آخرالزمان-بیان-امام-رضا-ع پیامبر اکرم (ص) چند فرزند و همسر داشت؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/325279/پیامبر-اکرم-ص-چند-فرزند-همسر به گزارش بلاغ،به گزارش روزپلاس، آنچه که تا به امروز درباره اولاد و یا همسران پیامبر اکرم (ص) نقل شده است، روایات و یا گفته هایی است که گاهی تاکید بر تنها دختر ایشان حضرت زهرا (س) و یا وجود چهار فرزند دختر دارند. اما برای رسیدن به روشنی این حقیقت به این خواهیم رسید که پیامبر اکرم (ص) یازده همسر، چهار دختر و چهار پسر داشت که همگی پسران ایشان پیش از بعثت پیامبر (ص) از دنیا رفته اند. پژوهشگران در این مسئله با هم اختلاف کردند، از جمله علامه جعفر مرتضی عاملی که در کتابش "الصحیح من السیرة"به این بحث پرداخته و کتابی مستقل به نام "بنات النبی أم ربائبه" در این زمینه نوشته است که می توانید به آن مراجعه کنید. در هر صورت وی معتقد است پیامبر فقط یک دختر داشته است که حضرت فاطمه(س) هستند. اما در منابع تاریخی اهل سنت، برای رسول خدا(ص) چهار دختر ذکر کرده‌اند؛ این چهار نفر عبارتند از: زینب، رقیه، ام کلثوم، فاطمه الزهرا (س)، که همه از حضرت خدیجه (س) هستند. در منابع تاریخی اهل سنت برای رسول خدا (ص) چهار دختر ذکر کرده‌اند. [۳] «نام دختران» نام بزرگترین دختر پیامبر (ص) زینب و نام کوچکترین آنان حضرت فاطمه (س) بود و نام دختران وسطی به ترتیب رقیه و ام کلثوم است [۴]. مادر دختران منابع تاریخی (اهل سنت) همه دختران پیامبر (ص) را از حضرت خدیجه (س) می‌دانند [۵]. همسران دختران پیامبر (ص) نام همسر زینب ابوالعاص [۶] و نام همسر اول رقیه عتبة بن ابی لهب بود که رقیه را طلاق داد در حالی که با وی همبستر نگردید. وی پس از عتبة به ازدواج عثمان بن عفان در آمد؛ و نام همسر ام کلثوم همان عثمان است که بعد از وفات رقیه به ازدواج عثمان در آمد؛ و نام همسر فاطمه زهرا (س) حضرت علی بن ابی طالب است [۷]. ربیبه‌های پیامبر (ص) ربیبه به دختری گویند که از شوهر قبلی زن باشد. ۱. درة دختر ابی سلمه [۸]۲. ام کلثوم دختر ابی سلمه [۹] ۳. حبیبه دختر عبدالله بن جحش [۱۰]۴. زینب دختر عبدالله (ابی سلمه).   منابع:[۱]. بنات النبی أم ربائبه، تحت عنوان"اللمسات الأخیره"[۲]اقتباس از سؤال ۱۸۹۱ (سایت: ۲۳۱۹).[۳]یوسف بن عبدالله بن محمد، ابن ابی بکر، الاستیعاب، ج. ۴، ص. ۴، ۱۸۱۸، چاپ بیروت، چاپ اول، سال ۱۴۱۲، احمد بن علی، ابن حجر، الاصابة ج. ۸، ص. ۱۳۸، بیروت، دارالکتب العلمیه، ط. اول، ۱۴۱۵.[۴]استیعاب، ۴/۱۸۱۸؛ الاصابه، ۸/۱۳۸، محمد بن سعد بن منیع هاشمی، الطبقات الکبری، ج. ۸، ص. ۱۷۴، بیروت، دارالکتب العلمیه، ط. اول، سال ۱۴۱۰.[۵]الاستیعاب، ۴/۱۸۱۸؛ الطبقات الکبری، ج. ۸، ص. ۱۷۴.[۶]خیر الدین الزر کلی، الاعلام الوری، ج. ۵، ص. ۱۷۶.[۷]الطبقات الکبری، ۸، ۱۷۴.[۸]الاستیعاب، ۴، ۱۸۳۵؛ تقی الدین احمد بن علی المقریزی؛ امتاع الاسماع، ج. ۶، ص. ۱۱۰، بیروت، دارالکتب العلمیه، طبع الاولی، سال ۱۴۲۰.[۹]الاستیعاب، ج. ۴، ص. ۱۹۵۳.[۱۰]الاعلام، ج. ۳، ص. ۶۶، بیروت، دارالعلم للملایین، طبع هشتم، سال ۱۹۸۹. ]]> مذهبی Fri, 17 Nov 2017 19:57:10 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/325279/پیامبر-اکرم-ص-چند-فرزند-همسر سریع الاستجابه‌ترین دعا برای رسیدن به حاجت کدام است؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/324597/سریع-الاستجابه-ترین-دعا-رسیدن-حاجت-کدام به گزارش بلاغ، سریع الاستجابة‌ترین دعا جهت رسیدن به حاجت کدام است؟ برای دانستن پاسخ این سوال، این مطلب را به نقل از اسلام کوئست بخوانید.  پاسخ اجمالی اگرچه دعا‌های زیادی از امامان معصوم (ع) نقل شده است که مورد اجابت واقع شده و سریع الاجابة هستند، که ذکر متن آن‌ها در این جا مقدور نیست و فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می‌شود: ۱. دعای توسل ۲. دعای فرج ۳. دعای اسم اعظم ۴. دعای مقاتل بن سلیمان از امام سجاد (ع) ۵. دعایی تحت عنوان سریع الاجابة: از امام موسی بن جعفر (ع) با این شروع که: «اللهم انی اطعتک فی احب الاشیاء الیک و.» ۶. دعایی از امام صادق (ع) که هر کسی ده بار یا الله بگوید، به او گفته می‌شود، لبیک، حاجت تو چیست؟ ۷. دعایی از امام جعفر صادق (ع) که هر کس یا رب یا الله بگوید به گونه‌ای که تا نفس او قطع شود، گفته می‌شود لبیک حاجت تو چیست؟ این دعا‌ها در کتاب مفاتیح الجنان تحت عنوان دعای سریع الاجابة آمده است. پاسخ تفصیلی دعا ارتباط نیازمندانه بنده با ذات حق تعالی، برای رفع نیاز‌های دنیوی و اخروی است. استجابت دعا، مانند هر پدیده دیگری، قوانین آداب و شروطی دارد که با وجود آن آداب و شرایط است که دعا به اجابت می‌رسد و اگر آن شرایط موجود نباشد، یا مانعی در استجابت آن باشد که ما به آن علم نداریم، اگر چه سریع الاجابة‌ترین دعا هم باشد، باز ممکن است مورد اجابت واقع نشود. [۱]به هر حال، چون ذکر متن دعا‌ها در این جا مقدور نیست، فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می‌شود: ۱. دعای توسل: محمد ابن بابویه دعای توسل را از ائمه (ع) نقل کرده و گفته است که این دعا را در هیچ امری نخواندم، مگر آن که اثر اجابت آن را به زودی یافتم دعای توسل از دعا‌های مشهور است که در شب‌های چهارشنبه خوانده می‌شود. در این دعا با توسل به چهارده معصوم (ع) و واسطه قرار دادن آن‌ها به درگاه الاهی پس از اتمام دعا، حاجت خود را از خدا در خواست می‌کنیم. جملات صدر و ذیل آن چنین است: «اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمة...» خدایا من از تو می‌خواهم و روی می‌آورم به سوی تو، به پیامبرت، پیامبر رحمت... «یا وجی‌ها عندالله اشفع لنا عندالله»‌ای آبرومند نزد خدا، شفاعت کن برای ما نزد خدا [۲]. ۲. دعای فرج: کفعمی درکتاب بلدالامین دعایی از حضرت علی (ع) نقل کرده که اگر شخص گرفتار، ترسیده، نگران و غم دیده، آن را بخواند، حق تعالی گشایش در کار او ایجاد نماید، که ابتدا و انتهای این دعا چنین است: «یا عماد من لا عماد له...»:‌ای پشتیبان کسی که پشتیبان ندارد... «وافعل بی ما انت اهله»: با من چنان کن که تو اهل آنی [۳]؛ و آنگاه پس از دعاء حاجت خود را بطلبد. ۳. دعای اسم اعظم: سید علیخان شیرازی درکتاب کلم طیب نقل فرمود: ه: اسم اعظم خدای تعالی آن است که افتتاح او «الله» و اختتام او «هو» است، هر که اسم اعظم خدای تعالی را روزی یازده بار ورد خود قرار بدهد، هرآینه هر امر مهم جزئی و کلی برای او آسان شود و آن اسم اعظم پنج آیه از پنج سوره‌ی مبارکه‌ی بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن است، با این ویژگی که حروف آن نقطه ندارد و تغییری در اعراب آن‌ها صورت نمی‌گیرد: ۱. «الله لا إله إلا هو الحی القیوم ...» تا آخر آیة الکرسی، ۲. «الله لا اله الا هو ... نزل علیک الکتاب ...» ۳. «الله لا إله ان هو لیجمعنکم ...» ۴. «الله لا إله ان هو له الاسماء ...» ۵. «الله لا إله الا هو و علی إلله...» [۴]۴. دعای مقاتل بن سلیمان از امام سجاد (ع): امام سجاد (ع) به مقاتل بن سلیمان، دعایی را تعلیم داده، که مقاتل گوید هر کس این دعا را صد بار بخواند، دعایش مستجاب خواهد شد. ابتدا و انتهای این دعا چنین است: «الهی کیف ادعوک و انا...:» خدایا چطور بخوانم تو را و حال من منم... «تفرج عنی فرجا عاجلا غیر اجل نفسک و رحمتک یا ارحم الراحمین» گشایش فوری بدون مدت دار، به من عطا کن به فضل و رحمت خودت،‌ای مهربان‌ترین مهربانان. [۵]۵. دعای سریع الاجابة: کفعمی در بلدالامین دعایی از امام موسی کاظم (ع) نقل کرده و فرمود: ه: عظیم الشأن و سریع الاجابة است که جملات صدر و ذیل آن چنین است: «اللهم انی اطعتک فی احب الاشیاء الیک و هو التوحید»: خدایا من تو را اطاعت کردم در آنچه بیشتر دوست داری و آن یگانه دانستن تواست. «و ارزقنی من حیث احتسب و من حیث لا احتسبه، انک ترزق من تشاء بغیر حساب»، روزی ام ده، از آن جا که گمان می‌برم و از آن جا که گمان نمی‌برم؛ زیرا تو روزی دهی هر که را بخواهی بی حساب؛ پس از اتمام دعا حاجت خود را بطلب. [۶]۶. دعایی از امام صادق (ع) که هر کسی ده بار یا الله بگوید، به او گفته می‌شود، لبیک، حاجت تو چیست؟. [۷]۷. دعایی از امام جعفر صادق (ع) که هر کس یا رب یا الله بگوید به گونه‌ای که تا نفس او قطع شود، گفته می‌شود لبیک حاجت تو چیست؟. [۸]همه‌ی این دعا‌ها را مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان، فصل پنجم آورده است. البته لازم به تذکر است که برای حاجت‌های خاص، دعا‌های خاصی وارد شده است که برای کسب اطلاع از آن‌ها می‌توانید به کتاب مفاتیح الجنان مراجعه کنید. [۱]برای آگاهی بیشتر در باره‌ی دعا آداب و شرایط آن رجوع کنید به نمایه‌های:۱. شرایط حتمی استجابت دعا، سؤال شماره‌ی ۹۸۳.۲. نحوه و چگونگی تشخیص مصلحت در دعا، سؤال شماره‌ی ۷۶۴.[۲]مفاتیح الجنان، دعای توسل، ص. ۲۲۵.[۳]همان؛ دعای فرج.[۴]همان، آیات اسم اعظم، ص. ۲۲۴.[۵]همان، دعای مقاتل بن سلیمان، ص. ۲۳۶.[۶]مفاتیح الجنان، دعای سریع الاجابة، ص. ۲۳۷ و ۷۵۴.[۷]اصول کافی، کتاب الدعاء، باب: هر کس ده بار یا الله بگوید.[۸]همان، باب هر کس یا الله یا رب بگوید تا نفس بند آید. ]]> مذهبی Fri, 17 Nov 2017 10:41:31 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/324597/سریع-الاستجابه-ترین-دعا-رسیدن-حاجت-کدام