پایگاه خبری بلاغ مازندران - پربيننده ترين عناوين مذهبی :: نسخه کامل http://www.bloghnews.com/Religious Sun, 24 Sep 2017 19:19:53 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/940702_2/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری بلاغ مازندران http://www.bloghnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بلاغ مازندران آزاد است. Sun, 24 Sep 2017 19:19:53 GMT مذهبی 60 قمه زنی؛ بدعتی انگلیسی و اسلام‌هراس http://www.bloghnews.com/fa/doc/article/314290/قمه-زنی-بدعتی-انگلیسی-اسلام-هراس به گزارش بلاغ، اگر نخواهیم به آسیب‌ها و ناهنجاری‌های محتوایی مجالس و مراسم عزاداری از منظر رهبر انقلاب بپردازیم و به برخی آسیب‌های شکلی این آیین‌ها از منظر مقام معظم رهبری توجه کنیم، می‌توان به محورهای ذیل اشاره داشت.***الف) آسیب‌های شکلی مراسم عزاداری1ـ رواج سبک‌ها و‌اشعار غنایی، مبتذل، تقلیدیدر بعضی مراسمات عزاداری استفاده از موسیقی‌های لهوی و حرام رواج پیدا کرده است. ادبیات غنایی در تاریخ ادبیات ما تاریخی طولانی است بویژه آنکه این نوع ادبیات در پیوند با ادبیات عرفانی، معنایی دگرگون با همان الفاظ یافته است. امروزه به نظر می‌آید که رویکرد غالب جامعه و مداحان به‌اشعار حماسی بیشتر به سوی این شعر است. در دوره جدید شعر، محوریت و جایگاه حاکم پیشین خود را در مداحی‌ها از دست داده و به عنصری حاشیه‌ای تبدیل شده است. از این جهت دانش عده‌ای از مداحان درباره ادبیات و شعر چندان مناسب نیست. امروز شاهد گسترش  ادبیات غنایی هستیم و می‌بینیم کلمات و الفاظی همانند عشق، عاشقی، عاشقتم، می‌و مستی و دیگر کلمات در این ردیف وارد ادبیات مداحی شده و تکرار می‌شود. البته این مسئله به خودی خود چیز منفی نیست ولی کاربرد مبتذل آن قابل قبول نمی‌باشد. برخی مداحان ترانه‌های طاغوتی و یا لس‌آنجلسی را گوش می‌دهند و با همان آهنگ محتوا را عوض می‌کنند که قطعاً چنین کاری خلاف موازین اسلامی است. در بعضی از عزاداری‌ها به جای نوحه‌خوانی فقط آهنگ نواخته می‌شود و زنجیر می‌زنند که موجب وهن  عزاداری می‌شود.در مراسم عزاداری از هر آهنگی و از هر تعبیری نمی‌توان استفاده کرد. شأن عزاداری امام حسین(ع) بالاتر از این است که با این آهنگ‌ها و تعابیر سبک مخلوط شود. رهبر انقلاب به مداحان تاکید می‌کنند که هر آهنگی به درد مجالس عزاداری نمی‌خورد. «نکته سوم، هنر تفهیم است. هر آهنگ و آوازی به درد شما نمی‌خورد: آهنگ و آواز خاصی به درد شما (مداحان) می‌خورد، آن هم با شیوه بیان خاص مداحی، اگر کار مهم نبود من در بیان این جزییات معطل نمی‌شدم. اما کار خیلی مهم است. اگر این کار، خوب انجام بگیرد که بحمدالله ما در طول سال‌های متمادی بسیاری از برادران را دیدیم که این کار را خوب هم انجام می‌دادند و می‌دهند، نقش فوق‌العاده موثر ووالایی در پیشرفت فکری و اعتقادی واسلامی جامعه ما خواهد داشت» (1)ایشان مداحان را از بکارگیری آهنگ‌های نامناسب، سبک و تقلیدی از خوانندگان مبتذل پرهیز می‌دهند:«نکته آخر هم آهنگ است. من شنیده‌ام در مواردی از آهنگ‌های نامناسب استفاده می‌شود. مثلا فلان خواننده طاغوتی یا غیر طاغوتی شعر عشقی چرندی را با آهنگی خوانده، حالا ما بیاییم در مجلس امام حسین(ع) و برای عشاق امام‌حسین(ع) آیات والای معرفت را در این آهنگ بریزیم و بنا کنیم آن را خواندن، این خیلی بد است. خودتان آهنگ بسازید. این همه ذوق و این همه هنر وجود دارد. یقیناً در جمع علاقه‌مندان به این جریان کسانی هستند که می‌توانند آهنگ‌های خوب مخصوص مداحی بسازند. آهنگ عزا، آهنگ شادی»(2)رهبر معظم انقلاب مداحان را از تقلید موسیقی غربی بازداشته و بر نوآوری در عرصه موسیقی اصیل ایرانی تاکید می‌کنند: «ما در قدیم از زبان موسیقیدان‌های معروف شنیده بودیم که می‌گفتند موسیقی اصیل ایرانی را نوحه‌خوان‌ها  و شیعه خوان‌ها حفظ کرده‌اند. موافق خوان، مخالف خوان، علی اکبر خوان، قاسم خوان، هر کدام یک دستگاهی را به اینها می‌دادند که باید در آن دستگاه بخوانند. این موجب شد که موسیقی نانوشته ایرانی که نه نت داشت نه نوشته داشت، و نه چیز دیگری داشت بتواند برسد به دست کسانی که اینها را با نت و شیوه‌های جدید بتوانند ثبت و ضبط کنند. حالا جوان امروز چه خواننده رادیو و تلویزیون که متاسفانه آنجا از  این جهت وضع خوبی ندارد چه خواننده جلسه مداحی، ناگهان بیاید آهنگ‌های اروپایی را آن هم به شکل غلط و نا بلد بنا کند به خواندن سبک‌هایی که فرض کنید حالا فلان خواننده غربی یا مقلد غرب یک وقتی خوانده ما این را از او یاد بگیریم و بنا کنیم خواندن که قبل از انقلاب هم متاسفانه همین کارها را کردند. موسیقی اصیل ایرانی را که می‌توانست نوع حلال هم داشته باشد، البته همان موسیقی اصیل یک نوعش هم حرام است. فرقی بین ایرانی و غیرایرانی نیست. همان را هم ضایع کردند. البته بعد از انقلاب بهتر شد. اما حالا مثلا مداح یا خواننده ما بیاید در رادیو و تلویزیون به تقلید آن هم غلط آهنگ غربی یا آهنگ لهو را در مجلس ایمان و در مجلس معنویت تکرار کند، این درست نیست. این غلط است، نوآوری، درست،  اما نه اینجور این مربوط به آهنگ است. البته صدای خوب را می‌توان با آهنگ بد خراب کرد. صدای متوسط را می‌توان با آهنگ خوب آرایش داد و خود آهنگ یک مسئله است». (3)2ـ اکتفا صرف به مداحی در عزاداری‌هااکتفا به مداحی و سینه زنی آسیب دیگر مجالس عزاداری است. مجالس عزاداری امام حسین(ع) برپا می‌شود تا معرفت ما نسبت به تاریخ اسلام و معارف اسلامی بیشتر بشود. باید در مجالس عزاداری شور را با شعور پیوند داد. مجلس عزاداری در طول تاریخ منشأ روشنگری و رهیابی به حقیقت بوده است. رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند که عزاداری‌ها نباید فقط سینه‌زنی و زنجیرزنی باشد بلکه باید همراه با معارف  اسلامی باشد: «نباید بگذارید منبر ده دقیقه یا بیست دقیقه‌ای شما از معارف خالی بماند. امسال دیدم بعضی از برادران مداح در ماه محرم و در دهه فاطمیه بحمدالله این نکته را رعایت کرده بودند» (4)ایشان به مداحان  می‌فرمایند وقت مردم را بیهوده تلف نکنید: «امروز خوشبختانه اقبال مردم به این حرفه و هنر چندپهلو و چند جانبه زیاد است. جوان‌ها در تهران و شهرستان‌ها به جلسات مداحی  علاقه و توجه دارند. این مسئولیت شما آقایان مداح را مضاعف می‌کند. مبادا پانصد هزار نفر، هزار نفر ، گاهی ده هزار نفر در جلسه‌ای جمع شوند و یک ساعت برای آنها نغمه‌سرایی بشود  اما چیزی به آنها داده نشود. شما در این یک ساعت می‌توانید چیزهای زیادی را به شعر خوب منتقل کنید. البته شعر خوب همانطور که گفتیم تنها شعری نیست که معانی خوبی دارد. بلکه باید شعر هنرمندانه باشد و الفاظ خوب و کلمات مناسب هم در آن به‌کار رفته باشد»(5)3ـ وجود بدعت‌ها در عزاداری‌هامتاسفانه طی سال‌های اخیر شاهد پررنگ شدن مظاهر غلط عزاداری‌ها در بخشی از جامعه بوده‌ایم که ریشه در ناآگاهی و عدم شناخت برگزارکنندگان آن از فرهنگ عاشورا و عزاداری‌های محرم دارد.در سوگواری‌های محرم برخی ناهنجاری‌ها مانند قمه‌زنی و شیوه ناموجه سینه‌زنی و زنجیرزنی تیغ‌دار، عزاداری را از حالت سادگی و بی‌پیرایگی بیرون کرده است. علم‌گردانی و طوق‌گردانی و نصب شمایل منتسب به معصومین ازجمله امور خرافی  است که متاسفانه چهره عزاداری امام حسین(ع) را به عنوان نماد جهل ونادانی معرفی می‌کند. در حکومت والایی که جهت و راهبرد آن، معرفی اسلام راستین است، مبارزه با اینگونه اعمال جاهلانه در عزاداری‌ها از ضرورت‌ها می‌باشد. به همین خاطر رهبر انقلاب با قدرت و شجاعت درمقابل این انحرافات بویژه قمه‌زنی بپاخاستند و با حکم حکومتی خود آن را حرام و ممنوع کردند.حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب در مورد قمه‌زنیاز گذشته‌های دور اعمال خرافی در دین وارد شده است که موجب وهن دین و مذهب است. بخصوص در شرایط فعلی جهان که دشمنان دین  اسلام بویژه تشیع دنبال این هستند که به نحوی ضربه به ساحت دین وارد کنند. این اعمال خرافی بهترین راه است. برجسته کردن اعمال خرافی و به قضاوت افکار عمومی گذاشتن آن بهترین وسیله ممکن است به‌طور مثال در سال‌های گذشته دشمنان تشیع با فیلم برداری از مراسم قمه‌زنی و ارسال آن در شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی چهره‌ای خشن و جاهلانه از پیروان مذهب تشیع به جهان معرفی کرده و می‌کنند.در واقع یک عمل خرافی و جاهلانه که از ساحت شیعه و اهل بیت(ع) به دور است و هیچ ریشه دینی هم ندارد بهانه به دست دشمن می‌دهد. در بعضی جوامع که عناد و دشمنی آنان با مذهب جنبه رسمی داشت مثل شوروی سابق، دستورالعمل روسای کمونیستی این بوده است که مسلمانان بویژه شیعه حق ندارند نماز بخوانند، مسجد بروند، قرآن بخوانند و عزاداری کنند، اما اجازه داده بودند قمه بزنند چرا که قمه زدن برای آنها یک وسیله تبلیغ بر ضد دین و بر ضد شیعه بود.رهبر انقلاب با درک این ضرورت که در شرایط فعلی این اعمال ضربات سنگینی به دین وارد و دست دشمنان را برای حمله به شیعه باز می‌گذارد به مبارزه با این عمل خرافی پرداختند. ایشان در آستانه ماه محرم در تاریخ 73/3/17 در جمع مردم کهگیلویه و بویراحمد و همچنین در پاسخ به نامه امام جمعه اردبیل مرحوم حجت‌الاسلام مروج در تاریخ 27/3/73  به تبیین دلایل حرمت این عمل خرافی و ضد مذهب پرداختند و حرمت شرعی و قانونی آن را به دلایل زیر اعلام فرمودند:الف: جعلی بودن«قمه‌زنی، سنتی جعلی است. از اموری است که مربوط به دین نیست و بلاشک خدا هم از انجام آن راضی نیست.» (6)ب: بدعت بودن«من حقیقتاً هر چه فکر کردم، دیدم نمی‌توانم این مطلب قمه‌زنی را که قطعاً یک خلاف و یک بدعت است به اطلاع مردم عزیزمان نرسانم، این کار را نکنید بنده راضی نیستم.» (7)ج: نماد وهن مذهب شیعه«اینجانب می‌بینم که چگونه اخلاص و محبت مردم به سالار شهیدان حضرت سیدالشهدا و حضرت اباعبدا... الحسین(ع) مورد جفا در قضاوت‌های جهانی واقع می‌شود، چگونه درک روشن‌بینانه آنان در اعتقاد به مقام والای اهل بیت (ع) به خاطر بعضی اعمال جاهلانه حمل بر اموری می‌شود که از ساحت شیعه و ائمه بزرگوارشان بسی دور است.» (8)د: خرافی بودن و مصداق عزاداری نبودن قمه‌زنی«کار غلطی است که عده‌ای قمه به دست بگیرند و به سر خودشان بزنند و خون بریزند. این کار را می‌کنند که چه بشود. کجای این حرکت عزاداری است.... شما تا به حال دیده‌اید که فردی به خاطر رویکرد مصیبت عزیزترین عزیزانش، با شمشیر به مغز خود بکوبد و از سر خود خون جاری کند؟ کجای این کار عزاداری است.» (9)آثار منفی قمه‌زنیرهبر فرزانه انقلاب اسلامی با تیزبینی آثار و بازتاب‌های منفی قمه‌زنی را در جامعه و در جهان گوشزد می‌کنند:1ـ مخدوش شدن چهره تشیع«نباید کاری کنیم که آحاد جامعه اسلامی برتر یعنی جامعه محب اهل بیت (ع) که به نام مقدس ولی عصر ارواحنا فداه، به نام حسین بن علی(ع) و به نام امیرالمومنین مفتخرند در نظر مسلمانان و غیرمسلمانان عالم به عنوان یک گروه آدم‌های خرافی، بی‌منطق معرفی شوند.»(10)2ـ سوءاستفاده دشمن از قمه‌زنی برای تبلیغ بر ضد شیعه«می‌بینیم که چگونه عزاداری بر جگرگوشگان زهرای اطهر (س) مورد تبلیغ سوء دشمنان متعصب و تبلیغاتچی‌های شیطان استعمار قرار می‌گیرد. می‌بینیم که بعضی اعمالی که هیچ ریشه دینی ندارد بهانه به دست دشمن مغرض می‌دهد که بدان وسیله هم اسلام و هم تشیع را العیاذ بالله به عنوان آیین خرافی معرفی کنند.»(11)3ـ ضایع شدن فداکاری گذشتگان برای حفظ آبروی تشیع«شیعه محب و مخلصی که در روز عاشورا با قمه سر و روی خود و حتی کودکان خردسال خود را خونین می‌کند، آیا راضی است که با این عمل خود در روزگاری که هزاران چشم عیب‌جو و هزاران زبان بدگو در پی بد معرفی کردن اسلام و تشیع است، عمل او را مستمسک دشمنی خود قرار بدهد؟ آیا راضی است که با تظاهر به این عمل خون ده‌ها هزار جوان بسیجی‌صفت عاشق را که برای آبرو دادن به اسلام و تشیع و نظام جمهوری اسلامی بر زمین ریخته شده است ضایع سازد؟»(12)ایشان در حرام اعلام کردن قمه‌زنی فقط به ضرر جسمی آن توجه ندارد بلکه ضررهای اجتماعی قمه‌زنی و مضرات بزرگ تبلیغی آن را که با آبروی اسلامی و شیعه سروکار دارد مورد ‌اشاره قرار‌ داده و به همین خاطر می‌فرمایند: «قمه‌زنی علنی و همراه با تظاهر حرام و ممنوع است.»‌(13)رهبر انقلاب قمه‌زنی را خلاف عقلانیت و فرهنگ امروزی رایج در میان خانواده‌های مسلمان دانسته و می‌فرمایند: «به نظر ما قمه‌زنی یک خلاف شرع قطعی بوده و هست.... چرا در جاهایی برای این چیزهایی بعضاً خرافی انگیزه وجود دارد؟ آنها هم که جنبه خرافی محض ندارند لااقل این مقدار هست که در دنیای امروز در فرهنگ رایج جهانی امروز در عقلانیاتی که امروز در داخل خانه‌های ما و در بین جوانان و دختران و پسران ما رایج است. عکس‌العمل نامناسب ایجاد خواهد کرد. اینها از بینات شرع نیست که ما بگوییم چه دنیا بپسندد و چه نپسندد ما باید اینها را بگوییم. حداقل اینها «مشکوک فیه» است.»(14)ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ1. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از مداحان 69/10/172. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از مداحان، 5/5/843. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از مداحان، 14/4/864. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از مداحان، 5/5/845. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از مداحان، 18/6/806و 7. بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع مردم کهگیلویه و بویراحمد در آستانه محرم، 17/3/738. پاسخ به نامه امام جمعه اردبیل، 27/3/739 و 10. بیانات رهبر معظم انقلاب در کهگیلویه و بویراحمد در آستانه محرم، 17/3/7311 و 12. پاسخ به نامه امام جمعه اردبیل، 27/3/7313. بیانات رهبر معظم انقلاب در کهگیلویه و بویراحمد در آستانه محرم، 17/3/7314. بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، 27/12/83 ]]> مذهبی Sat, 23 Sep 2017 16:23:13 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/article/314290/قمه-زنی-بدعتی-انگلیسی-اسلام-هراس چه اقداماتی باعث کربلا شد؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314358/اقداماتی-باعث-کربلا به گزارش بلاغ، بررسی تاریخی و ریشه‌ها و عوامل پدید آمدن ماجرای کربلا یکی از خلاهای آثار گفتاری و نوشتاری به شمار می‌آید. متاسفانه برخی از نگاه‌های مطرح درباره حادثه کربلا، حاوی غلوّهای بسیار و بعضا همراه با تفریط بوده است.آسیب‌شناسی نگاه‌های رایج به ماجرای کربلا جهت دستیابی به منظری صحیح و دقیق درمورد چرایی و چگونگی رخداد واقعه کربلا یکی از مسائل کلیدی و مورد نیاز این روزهای ماست. در  این باره با حجت الاسلام والمسلمین حامد کاشانی، استاد حوزه علمیه امام خمینی مروی و دانشگاه امام صادق(ع)  به گفت‌وگو نشسته‌ایم. *اگر واقعه عاشورا را همچون دیگر وقایع عالم، دارای یک عقبه‌ای بدانیم، چه اتفاق و رویداد اجتماعی-فرهنگی در حکومت اسلامیِ پس از رحلت رسول اکرم(ص) پیش آمد که اهل بیت پیامبر(ص)  پس از رحلت ایشان مورد هجمه و اهانت قرار می‌گیرند و نمونه بارز آن شهادت امام حسین(ع) است؟ کاشانی: چهار اقدام هوشمندانه برای یک غرضی صورت گرفت که پیامدش تا کربلا هم آمد. پیامبر(ص) فرموده بود که اگر به سراغ کتاب و اهل بیت من بروید گمراه نمی‌شوید. طبیعتا اهل بیت رقیب جریان خلافت هستند و جریان خلافت برای اینکه بتواند کار کند لاجرم باید جایگاه و شخصیت اهل بیت(ع)  را در سطوح مختلف جامعه کاهش دهد. بنابراین جریان خلافت چهار اقدام در راستای تحکیم پایه‌های حکومت خود و تضعیف جریان اهل بیت انجام داد:  توسعه جمعیتی اهل بیت اولین اقدام است. با حربه‌ای تبلیغی  اهل بیتِ پیامبر گرامی اسلام را تبدیل به نمونه‌های چندهزار نفری می‌کنند و آنگاه هویت آنها می‌شکند. با این کار، وجه اشتراک اهل بیت را نسبت فامیلی با پیامبر معرفی کردند و موضوع اهل بیت به این ترتیب خفیف شد. زیرا در همین بنی هاشم ممکن است انسانهای مختلفی  باشند و صرفا فامیلی با پیامبر است که موضوعیت یافت. معرفی جایگزین برای اهل بیت دومین حرکت بود .یعنی در موارد خاص سعی کردند افراد را به در خانه اشخاص مختلف تحت عنوان اهل بیت ببرند.مثلا در سال 18 قحطی آمد و بجای این‌که به خانه امیرالمؤمنین امام علی(ع) رفته و به ایشان  توسل کنند، خلیفه دوم مردم را برای توسل به در خانه عباس(عموی پیامبر) برد! در حالیکه عباس(عموی پیامبر) در زمان فتح مکه اسلام آورده، نه از اهل تقوای مشهور است، نه از علمای معروف است. این کار نمونه‌ای از آدرس غلط دادن است. در مسئله میراث که موضوع، عباس(عموی پیامبر) است هم به همین نحو برخورد می‌کنند و معتقدند که عمو بر فرزندان مقدم است.آثار این کار بعدا در زمان بنی عباس دیده می‌شود که مدعی بودند دولة اهل البیت هستند و بچه‌های عباس هم مدعی بودند که از اهل بیت هستند.حال آنکه عایشه‌ای که خود تمام فضایلش را گفته یکبار هم نگفته که از اهل بیت است. در جامعه اسلامی بعد از خلیفه دوم، جمعیت بسیار زیادی به دلایلی نظیر ممنوعیت نقل فضائل اهل بیت، نگه داشتن اصحاب پیامبر در مدینه و... از فضائل اهل بیت اطلاع نداشتند. تولید هزینه یعنی اگرکسی به ویژه در دوره معاویه(سال 40 تا 60 هجری) به عنوان محب اهل بیت معرفی و شناخته می‌شد، کشته می‌شد. بسیاری از یاران امیرالمؤمنین(ع) پراکنده شدند. سال 50 یا 51 سر عمر ابن حمق خزاعی را بریده و به نیزه کردند. این هزینه‌های سنگین باعث شد که خوبان از ترس و دشمنان از سر بغض، فضائل اهل بیت و امیر المؤمنین(ع) را بیان نکنند. اهانت به اهل بیت(ع) و تحریف نگاه افکارعمومی این کار را از طریق دشنام دادن و... صورت دادند مثلا در کربلا به امام حسین(ع) نستجیر بالله نسبت کذّاب بن کذاب دادند. این کارها باعث شد که وقتی امیرالمؤمنین(ع) به حکومت برسند یکی از کارهایی که ایشان و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) کردند معرفی و بیان فضائل امیرالمؤمنین بود. زیرا با کارهای مختلفی که دشمنان کرده بودند مانع شناخته شدن این بزرگان برای جامعه شده بودند. بنی امیه به امیر المؤمنین(ع) نسبت کذاب می‌دهد زیرا که حضرت ادعا می‌کند " انا الصدیق الاکبر" و...، درواقع بنی امیه با نسبت کذاب دادن به ائمه باعث می‌شدند که آنها در جامعه تخریب بشوند. با این اقدامات،  جایگاه واقعی ائمه اطهار (ع) در جامعه مخدوش شد. یعنی نگاه جامعه به امام حسین(ع) دیگر نگاهی که باید خود را با ایشان تنظیم کند نیست لذا شما می‌بینید وقتی حضرت راهی کربلا می‌شوند غالبا به ایشان می‌گویند که نرو و کمتر کسی را می‌بینید که بگوید هر چه شما می‌گویید همان صحیح است. روند تاریخی سکولاریزه کردن حکومت دینیِ صدر اسلام *یکی از رفتارهایی که صورت گرفت از بین بردن نظام سلسله مراتبیِ ارتباط با خدا بود. - برای اینکه به مردم بخواهید بگویید شما خود هستید که تصمیم‌گیری می‌کنید نه دیگری، باید این دیگری را تخریب کنید. طبعا وقتی مسلمانان کلام پیامبر اسلام را بر تحلیل‌های خود ترجیح می‌دهند  جریان نفاق درصدد تحریف نگاه افکارعمومی به پیامبر برآمد. در دوره خلفا برای اینکه  آنها بتوانند بر منبر پیامبر(ص) بنشینند شروع به تجلیل خلفا و تخریب پیامبر(ص) کردند. جریان بنی امیه سعی می‌کرد پیامبر(ص) را یک شخصی که در امور دنیایی تسلط و تخصص ندارد معرفی کند. مصادیقی در این باره وجود دارد. کم کم کار به جایی می‌رسد که در جامعه اینگونه جا می‌افتد که اگر محمد(ص)، پیامبر است نهایتا در امور معنوی و مربوط به آخرت پیامبر است نه در امور مادی. این روند بعدها درمورد افرادی که به حکومت می‌رسند هم ادامه می‌یابد. مثلا عمربن عبدالعزیز در اواخر قرن اول می‌گوید که با حدیث نمی‌شود حکومت را اداره کرد و مصادیقی از این دست. *آیا می‌توان مدعی شد که عوامل خارجی در مدیریت و پیشبرد این جریان مؤثر بوده‌اند؟ -قطعا یهود در حوادث صدر اسلام اثر دارد. برای مثال وقتی می‌خواهند یک فردی را در جامعه اسلامی به عنوان باسواد معرفی کنند می‌گویند"حبر الامّة" یعنی با لفظ علمای یهود او را معرفی می‌کنند. با این کارها زمینه نفوذ جدی یهود در جامعه و معارف اسلامی فراهم شد که موارد متعدد آن را در داستانهای عجیبی که از تورات وارد صحیح بخاری شده است. شمر و ارتباطش با امیرالمؤمنین(ع) *  چه عواملی سبب ریزش و جدایی افراد از اردوگاه امام علی (ع) و سبب انحراف افراد در ماجرای کربلا و شکل‌گیری آن نبرد عظیم شد؟ مثلا ما می‌بینیم کسی مثل شمر که سرباز لشکر امیرالمؤمنین(ع) در صفوین بود در عاشورا به قاتل امام حسین(ع) تبدیل شد. - در این باره یک نکته قابل توجه است. برخی از سربازان امیرالمؤمنین(ع)  مسلمان متعصبِ روی دو خلیفه اول هستند که فکر می‌کنند امیرالمؤمنین(ع) راه مخالف عثمان را خواهد پیمود و ادامه‌دهنده مسیر خلفای قبلی خواهد بود. این گروه، عثمان را فاسق و کافر می‌دانستند. فلذا شمر یک مسلمان ضد عثمان است که بعدا هم یا جزء خوارج می‌شود و یا جذب بنی امیه می‌شود. درمورد رفتار صورت گرفته با عایشه و دیگران، گزارشات تاریخی حاکی از این است که در حدود سال 56-57 وقتی ماجرای ولیعهدی یزید مطرح می‌شود، برادر جناب عایشه با معاویه بر سر اینکه من پسر خلیفه اول هستم و مستحق‌ترم برای جایگاه ولیعهدی تا بچه تو یزید درگیر می‌شود که نهایتا موجب ترور برادر ایشان می‌شود. آنگاه جناب عایشه از فضائل امیرالمؤمنین(ع) در برابر معاویه می‌گوید از حیث بغضی که با معاویه داشت و معاویه هم او را ترور می‌کند و از عایشه در شام بدگویی می‌کنند. عبدالله ابن زبیر هم چون پسر زبیر است و درگیر با بنی امیه است و یزید را هم قبول ندارد لذا جریانی که در کربلا آمده‌اند هم نمی‌توانند از او دفاع کنند زیرا همزمان با حرکت امام حسین(ع) به کربلا، عبدالله ابن زبیر در مکه حکومت تشکیل داده و ادعای حکومت در تعارض با یزید کرده است. دو نگاه در مواجهه با ماجرای کربلا *برای شناخت دقیق حرکت اباعبدالله(ع) مبتنی بر اسناد دقیق و به دور از بعضا غلو و افراطها و همچنین تفریطهایی که مطرح می‌شود باید چگونه عمل کنیم؟ به عبارتی، راه شناخت دقیق ماجرای کربلا چیست؟ - ما دو نوع نگاه در مواجهه با این امر داریم، یکی نگاه صرفِ تاریخی است و دیگری نگاه شیعی به تاریخ. در نگاه صرفِ تاریخی جریان‌شناسیها خیلی دقیق باید صورت بگیرد حال آنکه متاسفانه تاریخ‌نگاری شیعی همیشه در محاق بوده است به دلیل شرایط تاریخی که داشته و به شیعه غالبا اجازه نمی‌دادند که کار کند. در تاریخ نگاری شیعه، عقائد مطرح است و صرفا نگاه تاریخی عام مطرح نیست. در نگاه درون شیعی باید ببینیم که معیارهای اصلی عقایدمان چیست. باید توجه داشت که نگاه تاریخ رسمی به جریان کربلا و... نگاه بنی امیه است که بنی امیه هم درصدد تخریب اهل بیت هستند. واقعا خیلی زحمت نیاز است که از تخریبهای صورت گرفته در تاریخ نگاری بنی امیه درمورد کربلا، غبارروبی صورت بگیرد. نگاه تشیع اعتدالی برخلاف نظر برخی از افراد، از نظر ما همین نگاهی است که در جامعه کبیره مطرح است. انشاء زیارت جامعه کبیره متعلق به زمان امام هادی(ع) است و جملاتش عینا متعلق به زمان امام صادق(ع) می‌باشد. اگر معیار ما نگاهی باشد که در جامعه کبیره است آنگاه خیلی از غلوها هم برطرف خواهد شد. متاسفانه برخی از این نگاه‌ها وجود دارد. هیئتی که از بیوت علما فاصله بگیرد و از منابع دینی دور بشود دائما دچار انحراف خواهد بود. نباید  سکان کار را در دست افراد احساسی که نه تخصص دارند و نه توان علمی قرار داد. ]]> مذهبی Sat, 23 Sep 2017 08:28:43 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314358/اقداماتی-باعث-کربلا چرا شب‌های دهه اول محرم را نامگذاری کردند؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314406/چرا-شب-های-دهه-اول-محرم-نامگذاری-کردند به گزارش بلاغ، حجت الاسلام مرتضی ادیب یزدی سخنران و کارشناس مذهبی و امور دینی در خصوص نامگذاری هر شب محرم به نام شهدای کربلا گفت: ریشه روایی و مقتلی برای نامگذاری هر شب محرم به نام شهدای کربلا وجود ندارد ، نامگذاری این شب ها به طور تعیّنی و با گذشت زمان از ناحیه‏ ی مدّاحان و ذاکران اهل بیت علیهم ‏السلام صورت گرفته است و هرشب را به نام یکی از شهدای کربلا نامگذاری کرده اند.شب اول: مسلم بن عقیلمسلم، نخستین شهید واقعه کربلاست. شهادت او کمی پیش‌تر از حادثه کربلا رخ داده است و شب نخست ماه محرم به پاس فداکاری و جان فشانی‌های این سفیر شهید راه سرخ، شب حضرت مسلم بن عقیل نام نهاده شده است. مسلم الگوی محبت و وفاست. او عاشقی دل باخته بود که تا آخرین لحظه از عشق پاک خود به حسین(ع) دست بر نداشت و در اوج بی وفایی کوفیان به مولایش وفادار ماند.شب دوم: ورود به کربلاامام حسین(ع) روز دوم محرم سال ۶۱ ه ق به سرزمین کربلا وارد شد. به خاطر همین روز دوم محرم، روز ورود به کربلا نام گذاری شده است. روز دوم، نماد پایداری است. اباعبدالله الحسین(ع) از همان آغاز حرکت با حوادث گوناگونی روبه رو شد. از بی‌وفایی کوفیان گرفته تا تعقیب شدن از سوی سپاهیان دشمن. با این حال از ادامه راه منصرف نشد و هم چنان استواری ورزید. حسین(ع) آموزگار بزرگ پایداری است.شب سوم: حضرت رقیه(س)رقیه(س) دردانه سه ساله حسین بن علی(ع) است. نام مبارک او در بعضی از کتاب‌های تاریخی و مقاتل نقل شده است و برخی دیگر مانند ریاض الاحزان از او با نام فاطمه صغری یاد کرده اند. رقیه(س) در روز سوم صفر سال ۶۱ ه ق در سفر اهل بیت به شهر شام از دنیا رفته است. شاید نام گذاری روز سوم محرم به نام این بانوی کوچک به این انگیزه بوده که در گرماگرم عزاداری دهه اول، از مظلومیت او یادی شود.حضرت رقیه الگوی تربیت صحیح است. با تدبر در جملات کوتاهی که او هنگام دیدن سر بریده پدر به زبان آورده به خوبی می‌توان دریافت که این کودک از چه معرفت والایی برخوردار بوده است.شب چهارم: حضرت حر(ع)شب چهارم عزاداری محرم اختصاص به یکی از شهیدان سربلند کربلا یعنی حربن یزید ریاحی دارد. البته این شب را به فرزندان حضرت زینب نیز منسوب کرده‌اند. حر الگوی توبه و حقیقت جویی است. او در آغاز برخورد با امام حسین(ع) چنین جایگاه وارسته‌ای نداشت و به گفته خودش مأمور بود و معذور! اما ادب و تواضع حر در مقابل سالار شهیدان، سبب رهایی او شد. حر با ژرف بینی، حق را بر باطل ترجیح داد و پیشانی پشیمانی بر سجده گاه توبه فرود آورد. حر، جذاب‌ترین الگوی توبه برای خطاکاران است.شب پنجم: حضرت زهیر(ع) و…این شب مانند شب چهارم میان چند شهید کربلا مشترک است. شب پنجم به حبیب بن‌مظاهر و حضرت عبدالله بن حسن کودک هشت ساله امام مجتبی (ع) نیز منسوب است. عبدالله(ع) در شمار آخرین شهیدانی بود که پیش از شهادت امام حسین(ع) در ظهر عاشورا به شهادت رسید.زهیر، الگوی عاشقی کربلاست. او تا چند روز پیش، از دیدار حسین(ع) هراس داشت، اما پس از آن که به خیمه امام گام نهاد، هراسش به عشقی جاودانه بدل شد. بارقه نگاه حسین(ع) چنان در جانش اثر کرده بود که از همه هستی خود گذشت و از دنیا و خانمان گسست. او در این راه چنان پیش رفت که به یکی از فرماندهان سپاه آن حضرت تبدیل شد.شب ششم: حضرت قاسم(ع)شب نوجوانان عاشورایی، شب روضه قاسم بن الحسن(ع). وقتی امام حسین(ع) سخن از شهادت یارانش به میان آورد، نوجوان سیزده ساله کربلا از عمو پرسید: عموجان آیا من نیز به فیض شهادت نائل می‌شوم؟ امام او را به سینه چسباند و فرمود: فرزندم مرگ را چگونه می‌بینی؟ قاسم پاسخ داد: از عسل شیرین‌تر!شهادت طلبی قاسم(ع) و پا فشاری او برای رسیدن به مقصود، زیباترین الگو را برای رهروان خط سرخ شهادت رقم زد.شب هفتم: حضرت علی اصغر(ع)علی اصغر(ع) فرزند کوچک امام حسین(ع) و حضرت رباب دختر امرءالقیس است که با تیر سه شعبه حرمله بن کاهل اسدی به شهادت رسید. مصیبت علی اصغر(ع) برای حسین(ع) جان فرسا بود چنان که گریست و به خداوند عرض کرد: خدایا خودت میان ما و این قوم داوری کن. آنان ما را فرا خواندند تا یاری کنند ولی برای کشتن ما کمر بسته‌اند. در این لحظه ندایی از آسمان رسید که: ای حسین(ع) در اندیشه اصغر(ع) مباش، هم اکنون دایه‌ای در بهشت برای شیر دادن به او آماده است. شب هفتم، شب رضاست. حسین(ع) بهترین الگوی پایداری و رضایت است. او پس از تحمل شهادت همه یاران و جوانانش، کودک شیرخوار خود را به میدان آورد. هنگامی که علی اصغر نیز فدا شد بر قضای الهی گردن نهاد و خطاب به خداوند گفت: ای خدا! چون تو این صحنه‌ها را می‌بینی تحمل این مصیبت‌ها بر من آسان می‌شود.شب هشتم: حضرت علی اکبر(ع)علی اکبر(ع) نخستین فردی بود که از بنی‌هاشم به میدان رفت. او فرزند بزرگ امام است و نزدیک‌ترین فرد به ایشان. چون غربت پدر را در میان خیل گرگ‌های خون آشام کوفه و شام می بیند، از همه یاران و افراد خاندان پیشی می گیرد و خود را در راه آرمانی فدا می‌کند. او گام به میدان می‌نهد تا حجت را تمام کند و شوق رسیدن به فیض شهادت را در دل یاران حسین(ع) قوت بخشد. علی اکبر(ع) الگوی سبقت گرفتن در شهادت است.شب نهم: شب تاسوعاستاره ۳۴ ساله آسمان کربلا و بزرگ‌ترین یار و یاور حسین(ع). عباس یعنی چهره درهم کشیده و این نام نشان از صلابت و توانمندی سقای کربلا دارد. او فرزند علی(ع) و برادر حسین(ع) بود، با این حال هرگز برادر خود را به نام صدا نزد. عباس(ع) این ادب و فروتنی را تا لحظه آخر بر خود واجب می‌دانست. او بهترین الگوی رشادت بود. زیرا پرچم دار سپاه بود و پرچم را به دست رشیدترین و شجاع ترین افراد لشگر می‌سپارند. او به اندازه‌ای محو یار شده بود که بر امواج دل انگیز آب روان، لب‌های خشکیده محبوب خود را در نظر آورد و داغ تشنگی را از یاد برد. رشادت، وفاداری و فروتنی عباس(ع) یکی دیگر از برگ‌های زرین عاشورا است که همه را به شگفتی واداشته است.شب دهم: شب عاشوراشب حسین بن علی(ع) الگوی آزادگان جهان. شهامت، ایثار، بردباری، تسلیم، رضا، وفا، فروتنی، شجاعت و پایداری امواج اقیانوس بی منتهای حسین(ع) است. اگر این قیام چنین درون مایه ارزشمندی از فضایل انسانی را نداشت، این گونه بر پیشانی تاریخ نمی‌درخشید. عاشورا این گونه توانست حصار زمان و مکان را درهم شکند و تاریخ را درنوردد. ]]> مذهبی Sat, 23 Sep 2017 14:16:26 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314406/چرا-شب-های-دهه-اول-محرم-نامگذاری-کردند تلفظ اشتباه در نماز چه حکمی دارد؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314416/تلفظ-اشتباه-نماز-حکمی به گزارش بلاغ، بر هر انسان مکلفی واجب است که تلفظ صحیح نماز را بیاموزد و بنا بر فتوای بسیاری از فقها، تلفظ ناصحیح به طور عمد، باعث ابطال نماز می‌شود. تلفظ اشتباه حمد و سوره باعث ابطال نماز می‌شود و اگر سهوا تلفظ درست ادا نشود، نماز صحیح است. حجت الاسلام محمدحسین فلاح زاده، عضو بخش استفتائات دفتر مقام معظم رهبری حکم تلفظ نماز را اینگونه بیان می‌کند. در ادامه این مطلب را به نقل از باشگاه خبرنگاران بخوانید.  «بر اساس فتوای امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری و بسیاری از فقهای دیگر، اگر فردی تلفظ را به عمد اشتباه بخواند، نماز او باطل است و بایستی قضاء آن را بجا آورد و اگر سهواً اشتباه خوانده شود، نماز او صحیح است و نیازی به اداء قضاء ندارد بلکه باید تلفظ خود را تصحیح نماید و نماز‌های بعدی را با تلفظ صحیح بخوان.»هم‌چنین لازم به ذکر است که در نماز های صبح، مغرب و عشاء بر مردان واجب است تا حمد و سوره را بلند بخوانند و اگر سهوا و یا از روی عدم اطلاع آهسته خوانده شود، نماز صحیح است، ولی اگر از روی عمد باشد نماز باطل است، و برای نمازهای قضاء نیز باید به همین صورت اداء شود. ]]> مذهبی Sat, 23 Sep 2017 14:39:42 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314416/تلفظ-اشتباه-نماز-حکمی حدیث روز/ ثواب قدمهای زائر حرم امام حسین(ع) در کلام امام صادق(ع) http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314303/حدیث-روز-ثواب-قدمهای-زائر-حرم-امام-حسین-ع-کلام-صادق به گزارش بلاغ، حسین بن ثُوَیر گفت: امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمودند: ای حسین! کسی که از منزلش بیرون آید و قصدش زیارت قبر حضرت حسین ابن علی علیهماالسّلام باشد اگر پیاده رود خداوند به ازای هر قدمی که برمی‌‏دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو می‌‏فرماید تا آن که به حائر برسد.در این هنگام خداوند او را از رستگاران و حاجت رواشدگان قرار می‏‌دهد.  بعد از انجام زیارت، خداوند او را از رستگاران ثبت می‌کند، و هنگامی که بر می‌گردد، فرشته‌ای نزدش می آید و می‌گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله به تو سلام رسانده و می‌فرماید: عملت را از نو شروع کن. زیرا خداوند تا وقتی که مراسم و اعمال زیارت را به پایان برساند که در این هنگام او را از فائزین محسوب می‏‌فرماید تا زمانی که اراده مراجعت نماید در این وقت فرشته‏‌ای نزد او آمده و می‏‌گوید: عملت را از نو شروع کن، زیرا خداوند گناهان گذشته‌ات را آمرزید. متن حدیث: عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ثُوَیْرِ بْنِ أَبِی فَاخِتَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: یَا حُسَیْنُ! إِنَّهُ مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ یُرِیدُ زِیَارَةَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام، إِنْ کَانَ مَاشِیاً کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةٌ وَ مُحِیَ عَنْهُ سَیِّئَةٌ، فَإِنْ کَانَ رَاکِباً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ حَافِرٍ حَسَنَةً، وَ حَطَّ بِهَا عَنْهُ سَیِّئَةً، حَتَّی إِذَا صَارَ فِی الْحَائِرِ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُفْلِحِینَ الْمُنْجِحِینَ، حَتَّی إِذَا قَضَی مَنَاسِکَهُ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِینَ، حَتَّی إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَکٌ فَقَالَ لَهُ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله یُقْرِئُکَ السَّلَامَ، وَ یَقُولُ لَکَ: اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَکَ مَا مَضَی‏    «ثواب‌الاعمال، صفحه91 » ]]> مذهبی Sat, 23 Sep 2017 03:30:00 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314303/حدیث-روز-ثواب-قدمهای-زائر-حرم-امام-حسین-ع-کلام-صادق حبیب‌ امام حسین(ع) در کربلا که بود؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314477/حبیب-امام-حسین-ع-کربلا به گزارش بلاغ، حبیب‌بن‌مظاهر اسدی، پیرترین و بزرگ‌ترین یار امام حسین (ع) در کربلا بعد از بنی‌هاشم است. این پیر پاک پارسای پاک‌باز، از اصحاب رسول اکرم (ص)، یاور خاص امیر مؤمنان (ع) و امام حسن مجتبی (ع) بوده است.وی از شرطةالخمیس و از حواریون مولا علی (ع)، حامل علوم علوی، از مجاهدین جنگ‌های جمل، نهروان و صفین بود. در منزلت حبیب‌بن‌مظاهر اسدی همین بس که در هنگام شهادت وی اباعبدالله‌الحسین (ع) در کنار وی فرمود:تو صاحب فضلی بودی که قرآن را در یک شب ختم می‌کردی. حبیب‌بن‌مظاهر اسدی صاحب علم بلایا و منایا نیز بود و در دیدار با میثم تمّار، شهادت و حتی نحوه شهادت وی را پیشگویی کرده بود.زمان پیوستن حبیب‌بن‌مظاهر اسدی به اباعبدالله (ع)، در کربلا و در روز ششم محرم بود. امام حسین (ع) یک پرچم را نگاه داشته بود و فرمود:آنکه باید این پرچم را در کف بفشرد، می‌رسد و این پرچم به حبیب‌بن‌مظاهر اسدی رسید.حبیب‌بن‌مظاهر اسدی در شب هشتم محرم از جانب اباعبدالله‌الحسین (ع) مأموریت یافت تا شب‌هنگام به دیدار قبیله بنی‌اسد برود و مردان قبیله را برای یاری امام حسین (ع) دعوت کند. نود تن رزمنده آماده شدند. خبر به عمرسعد رسید و او ارزق‌بن‌حرب صیداوی را با چهارهزار نفر به سرکوب بنی‌اسد فرستاد و این باعث شد تا بنی‌اسد از آنجا دور شوند.در غروب تاسوعا، حبیب‌بن‌مظاهر اسدی جزو گروه مذاکره‌کننده با دشمن بود. شب عاشورا نیز حبیب‌بن‌مظاهر اسدی یاران را برای فداکاری در روز عاشورا آماده کرد. روز عاشورا، حبیب‌بن‌مظاهر اسدی فرمانده جناح چپ سپاه اباعبدالله بود. وی در انبوه هلهله و تمسخر و جنگل شمشیر و تیر و نیزه، عاشقانه و صادقانه جنگید و صبوری ورزید. حبیب‌بن‌مظاهر اسدی در لحظه شهادت مسلم‌بن عوسجه در کنار وی بود و وصیتش را که دفاع از حریم حسینی است، شنید. چند بار دشمن را موعظه کرد تا شاید اگر در دلی سوسوی امیدی باشد، بازگردند.وقتی ابوثمامه صائدی، وقت نماز ظهر را با امام حسین (ع) در میان گذاشت و صفوف باقی‌مانده سپاه حسینی برای نماز آماده شدند، حصین‌بن‌تمیم به تمسخر گفت:نماز شما قبول نیست و حبیب‌بن‌مظاهر اسدی پاسخ داد:ای درازگوش، نماز آل‌رسول قبول نیست و نماز شما پذیرفته است! حصین تیغ کشید و حبیب‌بن‌مظاهر اسدی بی‌شرمی وی را با ضربتی پاسخ داد که بر اسبش فرود آمد و واژگون بر زمین افتاد. حبیب‌بن‌مظاهر اسدی در میدان رجز خواند و جنگید. او می‌خواند:اُقیمُ لو کُنّا لکُم اعداداً او شطرکُم و لَّیتم الاکتادایا شَرّ قومٍ حَسَباً و ادّاً و شَرَهُم قد علموا انداداًو یا اَشَدَّ معشرٍ عناداای فرومایگان و شوربختان، اگر به شماره شما یا نیمی از شما بودیم بی‌شک به صحنه نبرد پشت می‌کردید. آری شما بی‌ارادگانی هستید که به بازیچه‌تان گرفته‌اند و نردبانی شده‌اید که ستم‌پیشگان بر آن تکیه دارند. شما در نسب و ریشه و پستی و دنائت همانند هم و در عناد و دشمنی و لجاجت بی‌نظیرید.حبیب‌بن‌مظاهر اسدی می‌جنگید و می‌چرخید و ادامه می‌داد:اَنَا حبیبٌ و ابی مظّهر فارسُ هیجاءٍ و لیثُ قَسَوروفی یمینی صارمٌ مدکّر و فیکُم نارالجحیم تُسعَرأَنتُم اَعَدُّ و اکثر وَ نحنُ فی کلّ الامور اُجدروانتم عندالوفاء اَغدَر لَنَحنُ ازکی منکم و اَظهرو نحنُ او فی منکم واصبر و نحنُ اعلی حجةً واظهرحَقَاً واتقی منکم و اَعذَر الموتُ عندی عَسَلٌ وَ سکّرمن‌البقاء بینکم یا حسر اِضربکم و لا اخاف المَحذرعن الحسین ذی الفخار الاطهَر اَنصُر خیرالنّاس حینَ یُذکَرمن حبیبم و پدرم مطهّر، یکه‌تاز آوردگاه و رزمگاه شعله‌ور و فروزانم. در دستم شمشیر بران است که در میان شما آتش برپا می‌کند. شما انبوه و مجهزید، ولی ما سزاوار و شایسته‌ایم. ما از شما پاک‌تر و پاک‌نهادتریم و شما پیمان‌شکن و عهدنشناس و نیرنگ‌باز. ما بر حق‌ایم و در پیشگاه خدا معذور. مرگ در کام ما همچون شهد و شکر است. ‌ای تبهکاران، به جای ماندن و درنگ در میان شما، شمشیر می‌زنم و باک و هراسم نیست. من یاریگر حسین‌ام که پاک و سرفراز و ستوده است و بهترین و برترین کسی است که می‌توان یاد کرد.حلقه محاصره تنگ‌تر شد ناگهان مردی از بنی‌تمیم به حبیب‌بن‌مظاهر اسدی نزدیک شد، اما قبل از هر کاری شمشیر وی او را به دو نیم کرد. ناگهان برق نیزه‌ای در پهلوی حبیب‌بن‌مظاهر اسدی نشست. بدیل‌بن‌صریم آخرین ضربه را نواخت و حصین از اسب پیاده شد و سر حبیب‌بن‌مظاهر اسدی را جدا کرد. حبیب‌بن‌مظاهر اسدی در هنگام شهادت ۸۰ ساله بوده است.منابع:۱. کامل‌ابن‌اثیر۲. اعیان‌الشیعه۳. الاصابه۴. ابصرالعین۵. رجال شیخ طوسی۶. تاریخ طبری۷. انساب‌الاشراف۸. الفتوح۹. آینه در کربلاست (محمدرضا سنگری)   ]]> مذهبی Sun, 24 Sep 2017 04:31:15 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314477/حبیب-امام-حسین-ع-کربلا چرا گریه برای امام حسین علیه‌السلام ثواب دارد؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314493/چرا-گریه-امام-حسین-علیه-السلام-ثواب به گزارش بلاغ، به هر دلیلی ممکن است کسی نتواند اشک بریزد، به نقل از تبیان ولی راه، بسته نیست و می‌تواند با حالت حزن و اندوه، خود را در خیل عزاداران دستگاه عظیم سیّدالشهداء سهیم کند، چه بسا همین کار، مقدّمه‌ای برای توفیق اشک ریختن شود.   اجر گریه روایات فراواتی در باب فضیلت و ثواب گریه بر امام حسین (علیه السلام) وارد شده است. دلیل این همه ثواب و ارزش، چیست؟ احتمال نخست این است که بگوییم اصل گریه کردن و اشک ریختن، ارزش دارد. این احتمال، با روایتی از امام صادق (علیه السلام) رد می‌شود که فرمودند: کلُّ الْجَزَعِ وَ الْبُکاءِ مَکرُوهٌ سِوَی الْجَزَعُ وَ الْبُکاءُ عَلَی الحُسَینِ (علیه‌السّلام)؛ هر نالیدن و گریه‌ای مکروه است، مگر ناله و گریه بر حسین علیه السلام. (بحار الانوار، ج. ۴۵، ص. ۳۱۳) احتمال دیگر آنکه؛ حزن و گریه بر هر امام معصومی چنین ارزشی داشته باشد. گرچه روایاتی در این مورد به دست ما رسیده است، امّا هیچکدام به اندازه تأکید خود اهل بیت (علیهم السلام) بر گریه بر امام حسین (علیه السلام) نیست. پس باید گریه و عزاداری بر امام حسین (علیه السلام) ویژگی خاصی داشته باشد. در سطور زیر به دنبال کشف این ویژگی هستیم. کشته اشک؟ امام حسین (علیه السلام) می‌فرمایند: أنَا قَتیلُ العَبرَةِ، لا یذکرُنی مُؤمِنٌ إلَا استَعبَرَ؛ من کشته اشکم. مؤمنی از من یاد نمی‌کند، جز این که می‌گرید. (بحارالانوار، ج. ۴۴، ص. ۲۷۹) آنچه در این روایت مهم، توجّه انسان را جلب می‌کند، وجود ارتباط اشک و ایمان با یکدیگر است. اشک بر امام حسین (علیه السلام) و ایمان رابطه‌ای مستقیم دارند. یعنی ایمان، باعث می‌شود که انسان بر مصیبت‌های آن امام غریب اشک بریزد و اساساً، بحث در مورد گریه مؤمن است و إلّا گریه غیر مؤمن، فایده خاصّی ندارد! اشک بر امام حسین (علیه اسلام)؛ آب توبه  از سویی، روایات فراوانی نیز دال بر اثر این اشک در بخشش همه گناهان و ورود به بهشت و درجات بالای آخرت وجود دارد. جدا از اینکه این روایات، نشان دهنده مقام بالایی است که خداوند متعال برای امام حسین (علیه السلام) قرار داده است، باید دانست اشک بر آن حضرت به تنهایی، کافی نخواهد بود بلکه باید منجر به تقویت ایمان و اصلاح رفتار شخص، منطبق با دستورات دین اسلام باشد وگرنه، هیچ انسانی بدون تغییر در رفتار و کردار خود در بندگی خدا و عزم بر توبه، شایستگی رحمت خداوند را نخواهد داشت و اصولاً این همه از فضایل گریه بر امام حسین (علیه السلام) تن‌ها شامل کسانی خواهد شد که در مسیر بندگی خدا، مصمّم و عملگرا باشند، نه اینکه از ایمان به خدا و عمل به وظایف شرعی، تن‌ها به گریه در ماه محرّم روی بیاورند! پس، ابتدا باید تصمیم بر توبه واقعی گرفت، آنگاه با یاد مصیبتهای سیدالشهداء، وجود خود را شستشو داد. فضیلت گریه بر سیدالشهداء؛ سرعت، کیفیّت و کمیّت چنانکه بیان شد، آثار بخشش گناهان و ورود در بهشت، در کنار ایمان و اصلاح رفتار معنا دارد! امّا نکته اینجاست که بهترین قالب و محمل توبه، اشک بر مصائب امام حسین (علیه السلام) است. امام رضا (علیه السلام) فرمودند: یَا بْنَ شَبیبٍ! اِنْ بَکَیْتَ عَلَى الحُسَینِ علیه السّلام حَتّى تَصیرَ دُمُوعُکَ عَلى خَدَّیْکَ غَفَرَ اللّهُ لَکَ کُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتَهُ صَغیرا کانَ اَوْ کَبیراً قَلیلاً کانَ اَوْ کثیراً؛ اى پسر شبیب! اگر بر حسین (علیه السّلام) آن قدر گریه کنى که اشکهایت بر چهره ات جارى شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده اى مى آمرزد؛ کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد. (امالى صدوق، ص. ۱۱۲) این روایت از میان انبوه روایات در این مورد، به تنهایی، در مورد سرعت، کیفیّت و کمیّت غفران الهی در وقت گریه بر امام حسین (علیه السلام) گویاست. مدرسه اشک سنگینی استثنایی مصائب امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت گرامی شان از جهات گوناگون و البتّه درسهای فوق العاده‌ای که در حماسه جاودانه حضرت سیّد الشهداء (علیه السلام) وجود دارد همه و همه، باعث شده است که گریه بر آن حضرت، قدم نهادن در مدرسه عظیم هدایت باشد. خیمه‌ای که تباکی خالصانه در آن نیز ارزشمند و گهربار است. به هر دلیلی ممکن است کسی نتواند اشک بریزد، ولی راه، بسته نیست و می‌تواند با حالت حزن و اندوه، خود را در خیل عزاداران دستگاه عظیم سیّدالشهداء سهیم کند، چه بسا همین کار، مقدّمه‌ای برای توفیق اشک ریختن شود. چنانکه پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله) می‌فرمایند: هر که می‌تواند گریه کند، پس بگرید و هر که نتواند، پس در دل خویش حزن قرار دهد و تباکی کند، همانا قلب قساوت گرفته، از خداوند دور است. (بحارالانوار، ج. ۷۴، ص. ۷۹) ]]> مذهبی Sun, 24 Sep 2017 05:57:30 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314493/چرا-گریه-امام-حسین-علیه-السلام-ثواب حدیث روز/ سخن امام حسین(ع) درباره مرگ در راه احیاء حق http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314466/حدیث-روز-سخن-امام-حسین-ع-درباره-مرگ-راه-احیاء-حق به گزارش بلاغ، سیدالشهدا حضرت امام حسین علیه‌السلام:جایگاه من جایگاه کسی که از مرگ بهراسد، نیست. چقدر مرگ در راه رسیدن به عزّت و احیای حق سبک و راحت است. مرگ در راه عزت، جز زندگی جاوید نیست و زندگی با ذلت جز مرگی فاقد حیات نیست. آیا مرا از مرگ می ترسانی؟ تیرت به خطا رفته است و گمانت تباه است! من کسی نیستم که از مرگ بهراسم. منش من بزرگ تر از این است و همّت من عالی تر است از آن که از ترس مرگ، به زیر بار ستم روم. و آیا بر بیش از کشتن من توانایی دارید؟ آفرین و درود به مرگ در راه خدا، اما شما قادر به نابودی عظمت من و از بین بردن عزت و شرافتم نیستید! پس در این صورت باکی از کشته شدن ندارم. متن حدیث: لَیْس َ شَأنی شأن مَن ْ یَخاف ٌ الْمَوْت ، ما اهْوَن الْمَوْت عَلَی سَبیل نِیْل ِ الْعِزّ و إحْیاء الْحَق ّ، لَیْس َ الْمَوْت فی سَبیل الْعِزّ إلاّ حَیاة ً خالِدَة ً، وَ لَیْسَت ْ الْحَیاة ُ مَع َ الذُّل ّ إلاَّ الموت الذی لاحَیاة َ مَعَه ُ، افَبالْمَوْت تُخَوِّفُنی ؟ هَیْهات ْ، طاش َ سَهْمُک َ، وَ خاب َ ظَنُّک ! لَسْت ُاَخاف ُ الْمَوْت، إن َّ نَفْسی لاکْبَرُ مِن ذلک و هِمَّتی لاَعْلی مِن ْ ان ْ احْمِل َ الضَّیْم َ خَوْفاً مِن َالْموت، و هل تَقْدِروُن علی اکثر مِن ْ قَتْلی ؟ مَرْحَباً بِالْقَتْل ِ فی سَبیل الله؛ ولکنّکم لاتقدرون عَلی هَدْم ِ مَجْدی وَ مَحْوِ عِزّی وَ شَرَفی ، فإذاً لااُبالی بالقتل. « احقاق الحق،ج11،ص301- موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)،ص360» ]]> مذهبی Sun, 24 Sep 2017 03:30:00 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314466/حدیث-روز-سخن-امام-حسین-ع-درباره-مرگ-راه-احیاء-حق تنها زن شهید کربلا که بود؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314510/تنها-زن-شهید-کربلا به گزارش بلاغ، هانیه همسر عبدالله‌بن‌عمیر‌کلبی، هفده روز بیشتر از زندگی مشترک با عبدالله‌بن‌عمیر را پشت سر نگذاشته بود که در نزدیکی ثعلبیه همراه همسرش و مادر همسرش به اباعبدالله (ع) پیوست.این نوعروس که احتمالا مسیحی بود در طول راه چنان شیفته رفتار و گفتار و منش اباعبدالله (ع) شد که در کربلا همسرش را برای یاری اباعبدالله (ع) تشویق کرد. او در بازگشت عبدالله از میدان، در حالی که انگشتان دست عبدالله قطع شده بود، گفت:عبدالله! عزیزم! میثاق را فراموش نکن؛ بنابراین گزارش، وقتی حلقه محاصره تنگ شد و دست راست عبدالله قطع گردید.هانیه عمودی از خیمه برداشت و به رزمگاه شتافت و درست لحظه‌ای به بالین همسرش رسید که پایش نیز قطع شده بود. هانیه خون از صورت همسر گرفت. پیشانی مردانه‌اش را بوسید. به او آفرین گفت و سپس گفت:پدر و مادرم فدایت باد که از پاکان و ذریّه پیامبر دفاع کردی. بهشت بر تو گوارا باد! از خدا بخواه مرا نیز با تو هم‌سفر کند.عمر‌سعد که نگران تأثیرگذاری این صحنه بر سپاهش بود. به شمر اشاره کرد و شمر غلامش رستم را فرستاد تا با ضربه عمودی به این صحنه خاتمه دهد. عمود فرود آمد و جویباری از خون بر صورت هانیه نشست. لحظه‌ای بعد هانیه، عروس گلگون کربلا بر سینه همسرش افتاد و دو گل ارغوانی با هم به بهشت وصل محبوب پیوستند.گفتنی است هانیه تنها زن شهید کربلا است. او هنگام شهادت حدود ۱۸ تا ۲۰ ساله بود.منابع:۱. تاریخ طبری۲. مقتل خوارزمی۳. تاریخ کامل۴. بحارالانوار۵. انصارالحسین (ع)۶. ابصارالعین۷. آینه در کربلاست (محمدرضا سنگری)  ]]> مذهبی Sun, 24 Sep 2017 13:14:57 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314510/تنها-زن-شهید-کربلا سرگذشت حضرت رقیه (ع) در کربلا http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314559/سرگذشت-حضرت-رقیه-ع-کربلا به گزارش بلاغ، با ملاحظه کتب و اقوال گوناگون، مجموع فرزندانی که به امام حسین علیه‌السلام نسبت داده شده است هشت دختر و سیزده پسر است.هشت دختر آن حضرت: فاطمه کبری و فاطمه صغری و زبیده و زینب و سکینه و آن دختر که در خرابه وفات کرد (که بعضی نامش را زبیده و بعضی رقیه گفته‌اند) و ام‌کلثوم و صفیه می‌باشند.و سیزده پسر وی: علی‌اکبر، علی اوسط، علی‌اصغر، محمد، جعفر، قاسم، عبدالله، محسن، ابراهیم، حمزه، عمر، زید و عمران‌بن‌الحسین (ع) می‌باشند. حضرت رقیه (ع) در عاشورا در بعضی روایات آمده است: حضرت سکینه سلام الله علیها در روز عاشورا به خواهر سه‌ساله‌ای (که به‌احتمال قوی همان حضرت رقیه (ع) باشد) گفت: «بیا دامن پدر را بگیریم و نگذاریم برود کشته بشود.»امام حسین (ع) با شنیدن این سخن بسیار اشک ریخت و آنگاه رقیه (ع) صدا زد: «بابا! مانعت نمی‌­شوم. صبر کن تا تو را ببینم.» امام حسین (ع) او را در آغوش گرفت و لب‌های خشکیده‌اش را بوسید. در این هنگام آن نازدانه ندا در داد که: العطش العطش، فان الظما قد احرقنی بابا بسیار تشنه ام، شدت تشنگی جگرم را آتش زده است. امام حسین (ع) به او فرمود: «کنار خیمه بنشین تا برای تو آب بیاورم». آنگاه امام حسین (ع) برخاست تا به سوی میدان برود، باز هم رقیه دامن پدر را گرفت و با گریه گفت: یا ابه این تمضی عنا؟ بابا جان کجا می‌روی؟ چرا از ما بریده‌ای؟ امام (ع) یک بار دیگر او را در آغوش گرفت و آرام کرد و سپس با دلی پرخون از او جدا شد.[۱] آخرین دیدار امام حسین (ع) با حضرت رقیه (س) وداع امام حسین (ع) در روز عاشورا با اهل‌بیت (ع) صحنه‌ای بسیار جان‌سوز بود، ولی آخرین صحنۀ دل‌خراش و جگرسوز، وداع ایشان با دختری سه‌ساله بود که در ذیل می‌خوانید: هلال بن نافع که از سربازان دشمن بود، می‌گوید: من پیشاپیش صف ایستاده بودم. دیدم امام حسین (ع) پس از وداع با اهل‌بیت خود، به سوی میدان می‌آید. در این هنگام ناگاه چشمم به دخترکی افتاد که از خیمه بیرون آمد و با گام‌های لرزان، دوان دوان به دنبال امام حسین (ع) شتافت و خود را به آن حضرت رسانید. آنگاه دامن آن حضرت را گرفت و صدا زد: یا ابه! انظر الی فانی عطشان. بابا جان، به من بنگر، من تشنه ام. شنیدن این سخن کوتاه ولی جگرسوز از زبان کودکی تشنه‌کام، مثل آن بود که بر زخمهای دل داغدار امام حسین (ع) نمک پاشیده باشند. سخن او آن‌چنان امام حسین (ع) را منقلب ساخت که بی‌اختیار اشک از دیدگانش جاری شد. با چشمی اشک‌بار به آن دختر فرمود: الله یسقیک فانه وکیلی. دخترم، می‌دانم تشنه هستی خدا ترا سیراب می‌کند، زیرا او وکیل و پناهگاه من است. هلال می‌گوید: پرسیدم «این دخترک که بود و چه نسبتی با امام حسین (ع) داشت؟» به من پاسخ دادند: او رقیه (ع) دختر سه‌سالۀ امام حسین (ع) است[۲] به یاد لب تشنه پدر آب نخورد! عصر عاشورا که دشمنان برای غارت به خیمه‌ها ریختند، در درون خیمه‌ها مجموعا ۲۳ کودک از اهل‌بیت را یافتند.به عمر سعد گزارش دادند که این ۲۳ کودک، بر اثر تشنگی در خطر مرگ هستند. عمر سعد به آن‌ها اجازه داد به آن‌ها آب بدهند. وقتی که نوبت به حضرت رقیه (ع) رسید آن حضرت ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوی قتلگاه حرکت کرد. یکی از سپاهیان دشمن پرسید: کجا می‌روی؟ حضرت رقیه (ع) فرمود: «بابایم تشنه بود. می‌خواهم او را پیدا کنم و برایش آب ببرم.» او گفت: آب را خودت بخور. پدرت را با لب تشنه شهید کردند!حضرت رقیه (ع) در حالی که گریه می‌کرد، فرمود: «پس من هم آب نمی‌آشامم.»[۳] نیز در کتاب مفاتیح الغیب ابن جوزی آمده است که صالح بن عبدالله می‌گوید: موقعی که خیمه‌ها را آتش زدند و اهل‌بیت رو به فرار نهادند، دختری کوچک به نظرم آمد که گوشۀ جامه‌اش آتش گرفته، سراسیمه می‌­گریست و به اطراف می‌دوید و اشک می‌ریخت. مرا به حالت او رحم آمد. به نزد او تاختم تا آتش جامه‌اش را فرونشانم. همین که صدای سم اسب من را شنید اضطرابش بیشتر شد. گفتم: ای دختر قصد آزارت ندارم. به‌ناچار با ترس ایستاد. از اسب پیاده شدم و آتش جامه‌اش را خاموش نمودم و او را دلداری دادم. یک‌مرتبه فرمود: ای مرد، لب‌هایم از شدت عطش کبود شده، یک جرعه آب به من بده. از شنیدن کلام رقتی تمام به من دست داده ظرفی پر از آب به او دادم. آب را گرفت و آهی کشید و آهسته رو به راه نهاد. پرسیدم: عزم کجا داری؟ فرمود: خواهر کوچک‌تری دارم که از من تشنه‌تر است. گفتم: مترس، زمان منع آب گذشت، شما بنوشید. گفت: ای مرد، سؤالی دارم، بابایم حسین (ع) تشنه بود، آیا آبش دادند یا نه؟! گفتم: ای دختر نه و الله تا دم آخر می‌فرمود: (اسقونی شربه من الما) می‌فرمود: یک شربت آب به من بدهید، ولی کسی او را آبش نداد بلکه جوابش را هم ندادند. وقتی که آن دختر این سخن را از من شنید، آب را نیاشامید و بعضی از بزرگان می‌گویند اسم او حضرت رقیه خاتون (ع) بوده است.[۴] کنار سجاده، چشم به راه پدر بود! از کتاب سرور المومنین نقل شده است: حضرت رقیه (ع) هربار هنگام نماز، سجاده پدر را پهن می‌کرد و آن حضرت بر روی آن نماز می‌خواند. ظهر عاشورا نیز، طبق عادت، سجاده پدر را پهن کرد و به انتظار نشست. ولی بعد از مدتی، ناگهان دید شمر وارد خیمه شد. رقیه (ع) به او گفت: آیا پدرم را ندیدی؟ شمر بعد از آنکه آن کودک را در کنار سجاده، چشم به راه پدر دید، به غلام خود گفت: این دختر را بزن! غلام به این دستور عمل نکرد. شمر خود پیش آمد و چنان سیلی به‌صورت آن نازدانه زد که عرش خداوند به لرزه درآمد.[۵] کنار پیکر خونین پدر، در شب شام غریبان در کتاب مبکی العیون آمده است: در شب شام غریبان، حضرت زینب (ع) در زیر خیمه نیم‌سوخته، اندکی خوابید. در عالم خواب مادرش حضرت فاطمه زهرا (ع) را دید. عرض کرد: مادرجان آیا از حال ما خبر داری؟!حضرت فاطمۀ زهرا (ع) فرمود: تاب شنیدن ندارم. حضرت زینب (ع) عرض کرد: پس شکوهم را به چه کسی بگویم؟ حضرت فاطمۀ زهرا (ع) فرمود: «من خود هنگامی که سر از بدن فرزندم حسین (ع) جدا می‌کردند، حاضر بودم. اکنون برخیز و رقیه (ع) را پیدا کن».حضرت زینب (ع) برخاست. هر چه صدا زد، حضرت رقیه (ع) را نیافت. با خواهرش ام‌کلثوم (ع) در حالی که گریه می‌کردند و ناله سر می‌دادند، از خیمه بیرون آمدند و به جستجو پرداختند تا اینکه نزدیک قتلگاه صدای او را شنیدند. آمدند کنار بدن‌های پاره‌پاره، دیدند رقیه (ع) خود را روی پیکر مطهر پدر افکنده و در حالی که دست‌هایش را به سینۀ پدر چسبانیده است درد و دل می‌کند. حضرت زینب (ع) او را نوازش داد. در این وقت سکینه (ع) نیز آمد و با هم به خیمه بازگشتند. در مسیر راه، سکینه (ع) از رقیه (ع) پرسید: چگونه پیکر پدر را جستی؟ او پاسخ داد: «آن‌قدر پدر پدر کردم که ناگاه صدای پدرم را شنیدم که فرمود: بیا اینجا، من در اینجا هستم.»[۶] پی نوشت: [1] وقایع عاشورا سید محمدتقی مقدم ص 455 و حضرت رقیه (ع)تألیف شیخ علی فلسفی ص 550. [2] سرگذشت جان‌سوز حضرت رقیه (ع)ص 22 به نقل از وقایع و الحوادث محمدباقر ملبوبی، ج 3، ص 192. [3] سرگذشت جان‌سوز حضرت رقیه (ع)ص 29 به نقل از ثمرات الحیاه ج 2، ص 38 [4] حضرت رقیه -سلام‌الله علیها-، شیخ علی فلسفی ص 13. [5] سرگذشت جان‌سوز حضرت رقیه (ع)ص 26 به نقل از حضرت رقیه (ع)تألیف علی فلسفی، ص 7. [6] سرگذشت جان‌سوز حضرت رقیه -سلام‌الله علیها، ص 27. ]]> مذهبی Sun, 24 Sep 2017 12:17:12 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314559/سرگذشت-حضرت-رقیه-ع-کربلا