پایگاه خبری بلاغ مازندران - پربيننده ترين عناوين فرهنگ :: نسخه کامل http://www.bloghnews.com/art Sun, 24 Sep 2017 19:21:31 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/940702_2/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری بلاغ مازندران http://www.bloghnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بلاغ مازندران آزاد است. Sun, 24 Sep 2017 19:21:31 GMT فرهنگ 60 نظر رهبر انقلاب درباره تابلوی «عصر عاشورا» http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314355/نظر-رهبر-انقلاب-درباره-تابلوی-عصر-عاشورا به گزارش بلاغ، آیین نکوداشت استاد محمود فرشچیان به همراه رونمایی از ششمین کتاب ایشان و چهار کتاب دیگر از استاتید خط ، شامگاه پنجشنبه 30 شهریور با حضور وزیر ارشاد و بزرگان عرصه هنر در تالار وحدت برگزار شد.این مراسم از سوی انتشارات خانه فرهنگ و هنر گویا و مشارکت انجمن هنرهای تجسمی و بنیاد رودکی برگزار می شود.در ابتدا علی مرادخانی معاون هنری وزیر ارشاد به عنوان سخنران اول گفت : این گونه برنامه‌ها باید در حیات هنرمند برگزار شود ، غربی ها و شرقی ها از نداشته هاشان زیاد می‌سازند ولی ما از ذی قیمتانمان و ستارگان هنر ایرانی به طور شایسته و بایسته تقدیر و تجلیل نمی‌کنیم. وی افزود : در دیداری که در حضور مقام معظم رهبری بودیم در مورد تابلوی معروف استاد فرشچیان به نام «عصر عاشورا » بحث شد و ایشان فرمودند : هر زمان که این تابلو را می‌بینم منقلب می‌شوم و با تماشای آن هر بار ناگفته ای جدید می یابم . محمود کابلی یکی از اساتید خوشنویسی درباره کارنامه درخشان و بی بدیل استاد فرشچیان این هنرمند ملی گفت : بیش از نیم قرن تلاش پر رمز و راز ایشان هر بنده ای را مجذوب خود میکند ، ایشان از هر وجه وجودشان سرشار از خلاقیت است . وی در ادامه گفت :ایشان رسول مهربانی و رسول عشق و هنر است و رسالتش صلح . بدون شک هنر ، صلحِ همه جنگ هاست . احمد مسجد جامعی عضو شورای شهر تهران و وزیر سابق فرهنگ و ارشاد با اشاره این جمله که واژه استاد چیزی بر نام فرشچیان اضافه نمی‌کند، گفت : ایشان متواضع ، مؤدب و دریادل هستند ، کم سخن می گویند و 30 سال است که در ایران زندگی نمی کنند او نزدیک مرکز هنر نوین جهان که مهم‌ترین خریدهای هنری جهان در آنجا اتفاق می افتد زندگی می کند ولی به نحوی سخن می‌گویند که گویی در منطقه سبزه میدان اصفهان هستند. من ایشان را آقای فرشچیان خطاب می کنم و نه استاد فرشچیان چون کلمه استاد چیزی به ایشان اضافه نمی کند. ما هیچ وقت نمی‌گوییم استاد حافظ یا استاد سعدی پس من هم به ایشان نمی‌گویم استاد. وی افزود : یکبار از ایشان پرسیدم طبق روایت ها حضرت عباس(ع) از زین به زمین افتادند، شما چرا در اثرتان این را نشان ندادید و گفتند من هر چه فکر کردم دلم نیامد چنین کنم؛ ایشان اینچنین فرهنگ ما را بازنمایی می کنند این تشابه دوری در عین نزدیکی به این معنی است ایشان مدافع هویت ایرانی است ، فرشچیان فقط برای نخبگان هنر نیست ، فرشچیان برای همه مردم ایران است . احمد مسجد جامعی از خاطره ای که در دوره وزارتش و سفر به عربستان داشت، گفت : نمایش کتاب استاد فرشچیان را ممنوع کرده بودند، چهره های طراحی شده در تابلوی « هستی » و گنبد شیخ لطف الله اصفهان کاملا مدرن و در عین حال درآمیخته با سنت است . مسجد جامعی اظهار داشت : فرشچیان در مینیاتور تصرف می‌کند ، در هنر قهوه خانه ای و پرده خوانی تصرف می‌کند و در هم می آمیزد و یک حماسه و تراژدی خلق می‌کند . در یک کلام استاد همه رشته ها هستند، استاد الاساتیدند ، حکیمند ، هم حکمت عملی هم حکمت نظری . محمود فرشچیان مردم را عوام نمی داند سید عباس صالحی وزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به شخصیت ایشان که نماد ایران است  گفت: استاد فرشچیان نماینده هنر ترکیب سازی است و آثارشان از وحدت به کثرت و از کثرت به وحدت تجمع پیدا می‌کنند . هنر ایشان مرز بین خواص و عوام را درنوردیده و مردم همچون خواص مجذوب آثارشان می شوند. مردم عوام با آنچه دیدند ارتباط گرفتند و فرشچیان را درونی کردند. در ادامه استاد محمود فرشچیان به جایگاه دعوت شد و بعد از قرائت چند بیت شعر گفت : از تمامی اهالی هنر تشکر میکنم بالاخص برادران میرباقری که با چاپ کتابم کمک به جهانی شدن صنعت چاپ ایران داشتند . فرشچیان در ادامه نقل از خاطره ای ساده ولی تأثیرگزار در نیویورک در دیدار با دوست و هنرمند خارجی اش گفت : وقتی کتابم را دید باورش نمیشد صنعت چاپ ایران انقدر پیشرفته و عالی باشد ، از انتشارات گویا تشکر و قدر دانی می‌کنم. در پایان از کتاب ششم استاد فرشچیان و 4 کتاب دیگر از استاتید خط و خوشنویسی تقدیر و رونمایی شد .   ]]> فرهنگ Sat, 23 Sep 2017 08:27:10 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314355/نظر-رهبر-انقلاب-درباره-تابلوی-عصر-عاشورا سوم محرم؛ ارسال نامه ابن‌زیاد به کربلا برای ابا عبدالله‌ الحسین http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314574/سوم-محرم-ارسال-نامه-ابن-زیاد-کربلا-ابا-عبدالله-الحسین به گزارش بلاغ، حضرت اباعبدالله‌الحسین (ع) در روز سوم محرم بر شهادت خویش و شباهت شهادتش به شهادت حضرت یحیی (ع) اشاره کرد. (امام سجاد (ع) اشاره دارد که در هیچ منزلی فرود نیامدیم مگر اینکه پدرم شهادت حضرت یحیی (ع) را یادآور می‌شد.) عبیدالله‌زیاد در همین روز نامه‌ای را برای اباعبدالله‌الحسین (ع) به کربلا فرستاد. او در این نامه نوشته بود:باری،‌ای حسین، خبر ورودت به سرزمین کربلا را دریافت کردم. امیرالمؤمنین یزید به من فرمان داده است که سر به بالین آرامش نگذارم و نان سیر نخورم مگر اینکه تو را بکشم یا به فرمان و بیعت من و یزید درآیی. پیک نامه‌رسان پاسخ نامه را خواست و امام حسین (ع) فرمود::پاسخ ندارد، پاسخ او عذاب است. فرستاده بازگشت و خبر را به عبیدالله‌زیاد رساند. شایان ذکر است عمرسعد در روز سوم محرم به کربلا فرستاده شد. عبیدالله بن‌زیاد حکومت ری و گرگان تا حدود همدان را برای عمرسعد نوشته بود. عمرسعد برای رفتن آماده می‌شد که عبیدالله او را طلبید و گفت:پیش از رفتن به ری، باید به جنگ حسین (ع) بروی. عمرسعد خوش نداشت و پاسخ را به بعد موکول کرد. عبیدالله گفت:فرمان حکومت ری را برگردان. عمرسعد تسلیم شد و سفر به کربلا را پذیرفت. وی امیدوار بود بدون جنگ به غائله پایان دهد در نتیجه با همان نیروهایی که قرار بود به ری برود به کربلا آمد. تعداد همراهان عمر سعد را چهار هزار نوشته‌اند که با هزار تن همراه حُر، تعداد لشکریان دشمن به پنج‌هزار نفر رسید. عمرسعد با پیش‌قراولی خالدبن‌عرفطه و پرچم‌داری حبیب‌بن‌جماز (حمار)، همراه فرزندش حفص به کربلا آمد. ورود عمرسعد به کربلا حدود ظهر روز سوم محرم بوده است. عمرسعد نماینده خود، قرة‌بن‌قیس‌حنظلی (قرة‌بن‌سفیان حنظلی و در برخی مقاتل عزرة‌بن‌قیس‌احمس) را فرستاد تا از امام حسین (ع) بپرسد برای چه به کربلا آمده است؟ وی به امام سوم شیعیان نامه نگاشته بود و به همین سبب از دیدار امام حسین (ع) پروا داشت. کثیربن‌عبدالله شعبی که سوارکاری نبردآزموده بود، گفت:من می‌روم و اگر بتوانم حسین (ع) را خواهم کشت. عمرسعد به او گفت:نمی‌خواهم او را بکشی، اما از او بپرس برای چه آمده است. کثیر به سمت اردوگاه اباعبدالله آمد. ابوثُمامه‌صائدی به اباعبدالله گفت:خدایت هماره قرین صلاح دارد؛ شرورترین، خون‌ریزترین و جسورترین فرد اهل زمین به سوی تو آمده است. ابوثُمامه به کثیر گفت:شمشیرت را بگذار تا با امام حسین(ع) سخن بگویی. کثیر گفت:من مأمورم، اگر می‌خواهید پیام می‌رسانم وگرنه بازمی‌گردم. (شمشیرم را از خودم جدا نمی‌کنم.) ابوثُمامه گفت:دسته شمشیرت را می‌گیرم و سخن بگو. گفت:نه به خدا، اجازه نمی‌دهم. گفت:پیامت را بگزار من به امام حسین (ع) می‌رسانم، اما بدان اجازه نمی‌دهم نزدیک شوی. کثیر پرخاشگر و دشنام‌گوی و تهی‌دست بازگشت. پس از وی عمرسعد، قرة‌بن‌قیس‌حنظلی را فرستاد وقتی قرة نزدیک شد، اباعبدالله پرسید چه کسی او را می‌شناسد؟ حبیب‌بن‌مظاهر گفت:او از طایفه حنظله و از قبیله تمیم است. او را می‌شناسم. خوش‌نیت و درست‌اندیش است و گمان نمی‌کردم در اینجا باشد. قرة پیش آمد و سلام کرد و پیام عمرسعد را بازگفت، امام حسین (ع) فرمود::مردم دیارتان نامه نگاشتند و دعوت کردند. اگر خوش ندارند بازمی‌گردم. حبیب‌بن‌مظاهر به قرة گفت:وای بر تو، نزد ستمگران بازمی‌گردی؟ اینجا باش و یاریگر مردی باش که خداوند، همه عزت و اعتبار ما را به شکرانه و به پاس وجود وی به ما بخشیده است. قرة گفت:می‌روم و پیام می‌گذارم و بازمی‌گردم و اندیشه می‌کنم. (تصمیم می‌گیرم.) قرة نزد عمرسعد بازگشت و پیام رساند. عمرسعد گفت:امیدوارم خداوند مرا از جنگ با وی نگاه دارد. عمرسعد پس از دریافت گزارش قرة، نامه‌ای به عبیدالله‌زیاد نوشت. در این نامه نوشته بود: «من همین که به کربلا رسیدم، رسولی را فرستادم تا با حسین مذاکره کند و از او بپرسد برای چه آمده است؟ پاسخ او این بود که مردم کوفه نامه نگاشته و از من درخواست آمدن کرده‌اندو من به درخواست آنان پاسخ گفته‌ام. اگر اکنون تغییر نظر داده‌اند و موافق دیدگاه‎‌های قبلی خود نیستند بازمی‌گردم.» منابع: ۱. نفس‌المهموم ۲. بحارالانوار ۳. اعیان‌الشیعه ۴. المناقب ۵. العبرات ۶. الفتوح ۷. مقتل‌الحسین خوارزمی ۸. معالی‌السبطین ۹. تاریخ یعقوبی ۱۰. انساب‌الاشراف ۱۱. اخبارالطوال ۱۲. تجارب‌الامم ۱۳. العوالم ۱۴. مدینةالمعاجز ۱۵. ارشاد ۱۶. الامام‌الحسین و اصحابه ۱۷. بحار ۱۸. اعلام‌الوری ۱۹. تاریخ طبری ۲۰. آینه در کربلاست (محمدرضا سنگری)  ]]> فرهنگ Sun, 24 Sep 2017 13:14:23 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314574/سوم-محرم-ارسال-نامه-ابن-زیاد-کربلا-ابا-عبدالله-الحسین ثارالله به چه معناست؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314568/ثارالله-معناست به گزارش بلاغ، حجت الاسلام قاسم ترخان، استاد حوزه و دانشگاه، در یادداشتی به مناسبت فرارسیدن ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، به بررسی و تحلیل واژه «ثارالله» و تشریح این لقب گرامی حضرت سیدالشهدا(ع)، پرداخته است که در ادامه این متن، از نظرتان می گذرد؛درباره موضوع و مفهوم معنای «ثارالله» نخست می بایست بیان کرد که: این لقب؛ برای دو امام معصوم(ع)، یعنی حضرت امیر(ع) و حضرت سیدالشهدا(ع) وارد شده است. در زیارت امام حسین (ع) می­ خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ثَارَاللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ»؛ یعنی؛ سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا‏. در مورد معنای و مفهوم واژه ثارالله دو احتمال دیگر وجود دارد: ۱ـ «ثارالله»؛ به معنای خونخواهی و دادخواهی است؛ درکُتب لغات واژه «الثار» را، به معنای «الطلب بالدم؛ یعنی خونخواهی» معنا کرده­ اند و بر همین اساس؛ «ثارالله»؛ به کسی اطلاق می شود که ولی دم و خونخواه او، خود خداوند متعال باشد. لازم است بدانیم که، ندای خونخواهی و دادخواهی حضرت سیدالشهدا(ع)؛ یعنی شعار«یالثارات الحسین»، شعار قیام توابین و قیام مختار ثقفی، نیز بوده است. این ندا، همچنین، شعار فرشتگانی است که در کنار قبر حضرت سیدالشهدا(ع) و تا زمان ظهور امام زمان(عج) حضور خواهند داشت. این واژه، شعار حضرت مهدی(عج) در هنگام قیام و شروع نهضت جهانی ایشان و یاوران شهادت طلب ایشان، خواهد بود. معنایی که از واژه «ثارالله» بیان گشت، مورد پذیرش گروه زیادی از دانشمندان علوم اسلامی قرار دارد. بر طبق این معنا؛ «ثاراللَّه» یعنی؛ ای کسی که خونبهای تو متعلق به خداوند است و او خونبهای تو را خواهد گرفت؛ زیرا تو متعلق به یک خانواده نیستی که خونبهای تو را رئیس و سرپرست خانواده بگیرد، و نیز شما، متعلق به یک قبیله نیستی که خونبهای شما را، رئیس قبیله بستاند؛ بلکه شما متعلق به همه جهان و بشریت هستی. شما؛ متعلق به عالم هستی و ذات پاک خداوندی، بنابراین؛ خونبهای شما را او باید بستاند و همچنین شما، فرزند علی بن ابی طالب(ع) هستی که شهید راه خدا بود و خونبهای او را نیز، خود خداوند خواهد ستاند. ۲ـ واژه«ثارالله» به معنای خون خدا است؛ از کلام علامه مجلسی (ره)، در این موقعیت استفاده می­ شود که فرمودند: «الثأر» به معنای خون و خونخواهی است و آنچه گفته ایشان را تأیید می نماید، معنایی است که کتاب «لسان العرب»، از واژه «الثار» ارائه کرده است. این کتاب لغت می­گوید: «الثَّأْرُ الطَّلَبُ بالدَّمِ، و قیل: الدم نفسه»؛ یعنی؛ واژه «الثار» به معنای طلب کردن خون است و گفته شده که به معنای خود خون نیز آمده است. پس می­ توان گفت که، خون حضرت سیدالشهدا (ع)، خون خداوند است. اما آیا براستی می ­توان این معنا را پذیرفت و آیا خداوند جسم است که خون داشته باشد؟ و یا اینکه، آیا اصولاً؛ چنین تصوری از خداوند می­ تواند صحیح باشد؟! در پاسخ باید بیان داشت که: واژه ­هایی مانند یدالله و نصرالله و... که در فرهنگ اسلامی، بکار گرفته می ­شوند، یک تعبیر کنایی و یا مجازی، تلقی می­شوند؛ مثلا؛ آن­ گاه که گفته می­ شود علی (ع) یدالله است، منظور این نیست که خداوند جسم است و مانند انسان، دستی دارد و دست او حضرت علی (ع) است؛ بلکه مقصود آن است که، حضرت امیر (ع)، مظهر قدرت الهی هستند. براین اساس؛ مصحح اطلاق لقب «ثارالله»، برای امام حسین (ع)، می ­تواند یکی از احتمالات زیر باشد: ۱ـ اضافه «ثار» به «الله» اضافه تشریفیه است؛ یعنی این خون به «الله» که شریف ­ترینِ  و والاترینِ موجودات است، اضافه شده است تا، کسب شرافت کند و دانسته شود که این خون، خون شریفی است؛ زیرا این خون، برای خدا ریخته شده و از این رو، به خود خداوند تعلق دارد. همان گونه که در تعبیر آیه شریفه «هذِهِ ناقَةُ اللَّه»؛ ناقه به الله و یا در «بیت الله» در آیه شریفه«عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّم‏»؛ بیت به الله و ضمیر خطاب، برای کسب شرافت، اضافه گردیده است. ۲ ـ انسان کاملی که در مدراج کمال، به مقام قرب فرائض راه یافته، «یدالله» و «لسان الله» و «ثارالله» می ­شود؛ یعنی دست خدا می ­گردد که، اگر خداوند اراده نماید که کاری را انجام دهد، این فعل با دست او انجام می ­گیرد. زبان الاهی می­ گردد؛ یعنی اینکه، اگر خدا بخواهد سخن بگوید، با زبان او سخن می­ گوید، و خون خدا می ­شود یعنی اینکه، اگر خدا بخواهد به خود و مکتب خود در جامعه حیات ببخشد، از خون او استفاده می­ نماید. حضرت امیر (ع) و امام­ حسین ­(ع)، «ثارالله» هستند؛ زیرا خونی که از این دو امام بزرگوار (ع)، بر زمین ریخته شد، موجب گردید تا حیات تازه­ای به کالبد دین و اسلام دمیده شود. به هر حال در متون دینی ما، لقب «ثارالله» برای امام­ حسین ­(ع) بکار برده شده است. ما معتقدیم که معنای اول، اگرچه معنای درستی است، اما معنای دوم نیز، می ­تواند معنای صحیحی برای لقب «ثارالله» باشد و برای اهلش نیز، که به عمق این معنا راه یافته­ اند، از جهاتی، در اولویت قرار داشته باشد. در این نگاه، آن امام بزرگوار(ع)، خون خدا است از آن جهت که خونش حیات تازه­ای به کالبد دین دمید و باعث شد که نام خداوند مجدد، احیاء گردد. خدایی که می رفت؛ کم کم از یادها و خاطره­ها محو شود و عبادتش تبدیل به امری از روی عادت، مبدل گردد. از این جهت گفته می ­شود که، اسلام؛ نبوی الحدوث و حسینی البقاء است و بدیهی است که انسان زنده، برای بقایش نیاز به خون دارد و جاری بودن خون در رگها، نماد و نشانه زنده بودن و حیات است و آن ­گاه که خون، از جریان و حرکت باز ایستد، مرگ شخص فرا خواهد رسید. به همین دلیل؛ دقیقاً؛ برای بقای پیکر اسلام نیز، می بایست خونی در رگهای آن جاری باشد و بر این اساس؛ اگر روزی این خون از آن کالبد جدا گردد؛ مرگ آن جسم، حتمی و قطعی است و بعد از آن، آنچه که می ­ماند؛ تنها جسمی است بی ­روح و بی­ جان و بی اثر. ]]> فرهنگ Sun, 24 Sep 2017 13:09:21 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314568/ثارالله-معناست 3سطح عزاداری برای حضرت سیدالشهدا(ع) http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314570/3سطح-عزاداری-حضرت-سیدالشهدا-ع به گزارش بلاغ، سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین محمدصادق حیدری تهرانی با موضوع «قیام حسینی در برابر جاهلیت اولی؛ قیام خمینی در برابر جاهلیت مدرن» که در شب دوم محرم برابر با ۳۱ شهریور ۹۶ در حسینیه اندیشه برگزار شد، از نظر شما می گذرد.سه سطح از عزاداری برای مصیبت حضرت سیدالشهدا(ع) بیان شد: سطح اول «عزاداری سنتی» است که شیعیان بنابر فرهنگ عمیق و ریشه داری که از معارف دین به آنها رسیده است، طی سالیان متمادی در موسم عزاداری به دور هم جمع می شوند و به ذکر مصیبت و گریه پرداخته و از ثواب فراوان آن بهره مند می شوند و در کنار آن حاجات زندگی خود را از ائمه اطهار (ع) می گیرند. سطح دوم «عزاداری مبارزاتی» است که بر اثر هجمه ها و فشارهای جدید دستگاهِ ابلیس و طاغوت در ۱۵۰ سال گذشته نسبت به جامعه ایمانی بوجود آمده و از مجالس عزا برای بسیج کردن جامعه شیعه در برابر مظالم دستگاه باطل استفاده شده است. پس اگرچه عزاداری سنتی برای جامعه شیعه ثروت عظیمی محسوب می شود اما هیچ انسان عاقلی حاضر نیست ثروت مادی خود را به حال خود رها کرده و در صدد افزایش آن نباشد، چه رسد به ثروت های عظیمِ معنوی!  لذا به نظر می‌رسد توقف در این دو سطح از عزاداری، برای وفای به عهد نسبت به حضرت ولی عصر کفایت نمی کند. چرا که شیعه از دوران مبارزه عبور کرده و به سطح جدیدی از ظرفیت یعنی سطحِ «حکومت داری» رسیده است. با ملاحظه سیر تاریخ روشن می‌شود که بعد از غارت‌ها و کشتارهایی که به صرف شیعه بودن بر محبین اهل‌بیت روا داشته شد، بعد از مدتها در نقاطِ پراکنده ای چون قم و کاشان و ری و... امنیتِ نسبی برای جان شیعیان مهیا شد و یکی زندگی چریکی و پارتیزانی برای آنان شکل گرفت. سپس مصائب و فشارهای زیادی توسط بزرگان شیعه تحمل شد تا اینکه آن نقاط پراکنده، در دوران صفویه به «امت شیعه» تبدیل گشت. بعد از آن همه مرارت ها، امروز مومنین از ظرفیتِ جامعه سازی و امت سازی عبور کرده و به ظرفیت جدیدی به نام حکومت‌داری رسیده‌اند. این فرصت بی‌مانند، امتحانات جدیدی را در برابر جامعه شیعه قرار داده است. لذا عزاداری ها باید نسبت خود را با این ظرفیت جدید مشخص کنند. اگر هویتِ شیعه به مجالس عزاداری بازمی گردد، باید رابطه عزاداری‌ها با امتحاناتی که در برابر شیعه قرار گرفته، مشخص شود. چرا که امتحانات الهی تعطیل ناپذیر است: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ» آیا مردم گمان می کنند به صرف اینکه گفتند ایمان آوردیم امتحانات الهی پایان می‌پذیرد؟! اساسا عبور از امتحاناتِ جامعه دینی، فقط بوسیله انگیزه های دینی ممکن است و اوج انگیزه های دینی در این مجالس ظهور و بروز پیدا می کند. پس اگر شیعه از ظرفیت تشکیل امت عبور کرده و به ظرفیتِ اداره نظام و حکومت رسیده، طبیعتا امتحانات الهی نیز به تبعِ همین ظرفیت جدید شکل می‌گیرد. از این‌رو اگر مساجد و حسینیه ها و تکایا به بخشی از زندگی روزمره‌ی مادی تبدیل شوند و مجرای سیاستِ الهی نباشند، می توان گفت مشکلات جامعه شیعه تشدید خواهد شد، انگیزه های الهی منزوی خواهد شد و انگیزه های مادیِ ناشی از ساختارهای غربی، جای آنها را خواهند گرفت. پس منظور از «عزاداری حکومتی»، پرداختن به امور خُرد سیاسی نیست بلکه منظور این است که امتحاناتِ جامعه شیعه سیرِ تحول دارد و این سیر امروز به جایی رسیده که بعد از تثبیتِ سیاسی، در مقابل یک جنگ اقتصادی و جنگ فرهنگیِ تمام عیار قرار دارد و ایجاد جبهه در برابر این کارزار تمام‌عیار، جزء از طریقِ مجالس عزاداری ممکن نیست. اگر مقام معظم رهبری (حفظه الله) دائما نسبت به پایمال شدنِ «هویتِ انقلابی» در نهادهای مختلف نظام ابراز نگرانی می کنند، پاسخ مناسب به این هشدار از چه طریقی میسر است؟ آیا از طریق روند اداری و برخوردهای عرفی و ساده امکان پذیر است؟! یا به درکِ جدیدی نسبت به حرکت انبیاء در طول تاریخ و تحلیل نوینی از ارتباط «انقلاب اسلامی» و «عاشورا» و «حرکت انبیاء» نیاز داریم؟! البته دوستداران انقلاب به صورت وجدانی می دانند که این انقلاب، اسلامی است اما تا زمانی که این «فهمِ وجدانی» به «فهمِ خود آگاه و استدلالی» تبدیل نشود، کسانی که تخصص و استدلال در امر اداره نظام را به دست دارند، «هویت انقلابی» را به سوی جهتِ مدنظر خود تاویل خواهند کرد با تکیه به «فلسفه تاریخ مادی» و از طریق ادبیات علمی موجود در چشم‌اندازها و برنامه‌های توسعه مادی، هویت انقلابی را در سطح اداره نظام و نهادهای آن از بین خواهند برد. در همین راستا می‌توان به این فقرات زیارت وارث خطاب به حضرت سیدالشهداء توجه نمود:   «السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ مُوسَی کَلِیمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ عِیسَی رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ حَبِیبِ اللَّهِ» در واقع «حرکتِ حسینی» در ادامه «حرکتِ انبیاء» است و این «وراثت الهی» بوده که در میان انبیاء جریان داشته تا اینکه به حضرتِ سیدالشهداء ارث رسیده است. اما این ارث چیست؟ در پاسخ باید گفت به نظر می‌رسد آنچه که حضرت سیدالشهداء از انبیاء و اوصیای گذشته به ارث بردند، «وضعیتِ عملی و عینیِ خداپرستی» بوده است. توضیح این‌که کفر تنها به «انکار وجود خدا در ذهن یک کافر» منحصر نمی‌شود بلکه کافر یک زندگی اثباتی نیز دارد و در سلسله افعالی که انجام می دهد به دنبالِ «هوای نفس» خود و تخلیه شهوات تا بالاترین سطح ممکن است. لذا برخی کفار که بدنبالِ کمترین زحمت و بالاترین بهره از دنیا هستند، دیگران را به زیردستی و تبعیت از خود مجبور می‌کنند و بر محورِ هوای نفس خود، به «ساخت جامعه» مبادرت می‌کنند و این‌گونه «قدرت عینی» برای آنان ایجاد می‌شود. بر این اساس است که می توان گفت: «کفرِ عینی» ما را به «خداپرستی عینی» رهنمون می‌سازد و انبیاء الهی در مقابلِ «قدرتِ عینیِ» کفر مبعوث می شوند تا با استعانت از خدای متعال، مردمی را که زیر سلطه ائمه کفر قرار دارند، آزاد کنند و برای صیانت از مومنین، جامعه الهی را در عالم خارج تحقق بخشند. در غیر این‌صورت، مستکبرین و طواغیت با ایجاد جامعه، پسند و سلیقه و ذائقه و ارتکازات مردم را تغییر می‌دهند و آنان را به عمق ظلمات می‌برند و «والذین کفروا اولیاءهم الطاغوت یخرجونهم من النورِ إلی الظلمات» را تحقق می‌بخشند؛ به نحوی که مردم در برابر انبیاء الهی می‌گویند: «ما نفقه کثیراً ممّا تقول» ای پیامبر، خیلی از حرف های تو را نمی فهمیم! این بدان علت است که مردم تحت ولایت و پرورشِ امامِ جائر تربیت شده‌اند و او به کمک دستگاهی که ساخته، روح و ذهنیتِ مردم را در اعماق ظلمت برده است. در طرف مقابل نیز معتقدین به خدای متعال، قبل از هر چیزی در مقابلِ «وضعیتِ عینیِ کفار» قرار دارند. لذا اولین وظیفه و ماموریتِ تمام انبیاء الهی، پرچمداریِ «خداپرستی عینی» در مقابلِ «وضعیتِ عینی کفر» در عالم خارج است. ان شاء الله شب آینده به تطبیقِ ماموریت فوق نسبت به هر یک از انبیاء اولوالعزم پرداخته خواهد شد تا بر این اساس، «حرکت نبی اکرم» و «قیام عاشورا» نیز تحلیل شود و در نهایت نسبتِ «انقلابِ اسلامی ایران» با قیام عاشورا و انبیاء سلف روشن گردد. ]]> فرهنگ Sun, 24 Sep 2017 13:11:27 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314570/3سطح-عزاداری-حضرت-سیدالشهدا-ع هجمه به مداحان چرا؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314573/هجمه-مداحان-چرا به گزارش بلاغ، عبدالله گنجی مدیر مسئول روزنامه جوان در کانال تلگرامی خود نوشت:در آستانه محرم حملات عجیبی به جامعه مداحان کشور صورت گرفت و می گیرد.ساده اندیشی است اگر علت آن را تخلف ،جرم یا اخذ وجه یک مداح بدانیم. مداحان نیز مانند همه اقشار- از جمله روحانیت- دارای افراد آلوده ای هستند که قابل دفاع نیستند . به تعبیر امام در هر قشری ناپاک وجود دارد. همانطور که در کنار هرجایگاه مقدسی چون مسجد توالت هم وجود دارد اما کسی به مسجد حمله نمی کند .کسی به خاطر بوی احتمالی آن دستشویی مردم را از رفتن به مسجد باز نمی دارد. در فهم کلان موضوع باید هجمه های مذکور را در راستای"بی اعتبار سازی" که مقدمه ایجاد تردید  و نهایتا سستی رابطه مردم با مهمترین عنصر انسجام بخش تشیع(اهل بیت) است دانست. روشنفکران از سال 1368 با هجمه به فقیهان و فقاهت شروع کردند و از اینکه محل رجوع دینداران نیستند به خود می پیچیدند. در مرحله دوم مداحان را عامل بسیار مهم در بسیج اجتماعی می دانند  و در صدد هستند با آلوده نشان دادن کلیت  جامعه مداحان، مجالس مذهبی را خلوت نمایند. البته حرمت امامزاده در درجه اول توسط متولی آن حفظ می شود اما باورم این نیست که پلشتی یک یا چند به اصطلاح مداح ریشه این حملات است بلکه اصل مداحی وکلیت موضوع مورد هجمه است تا عقلانیت غربی در یک پروسه دراز مدت تقویت شود.مساله نفوذ هم دور از ذهن نیست ]]> فرهنگ Sun, 24 Sep 2017 13:13:54 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/314573/هجمه-مداحان-چرا