پایگاه خبری بلاغ مازندران - پربيننده ترين عناوين سیاسی :: نسخه کامل http://www.bloghnews.com/political Tue, 28 Mar 2017 01:22:04 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/950826/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری بلاغ مازندران http://www.bloghnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بلاغ مازندران آزاد است. Tue, 28 Mar 2017 01:22:04 GMT سیاسی 60 شایعه تکان دهنده همراه با سکوت کامل ایران http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278589/شایعه-تکان-دهنده-همراه-سکوت-کامل-ایران به گزارش بلاغ، با استمرار تنش میان طیف های مختلف گروه های معارض مسلح سوری، بازار افشاگری بالا گرفته و این بار پای ایران به میان آمده است!شایعه ای که دیشب مانند بمب در میان گروه های مختلف معارض سوری منتشر شد، «مذاکره حسام شافعی، دومین مقام بلندپایه القاعده در سوریه، با نمایندگان عالی جمهوری اسلامی ایران به میزبانی قطر» است. ظاهرا این مذاکرات تا این لحظه استمرار یافته و «حسام شافعی» همچنان در قطر حضور دارد! حسام شافعی، آخرین سخنگوی جبهه النصره، شاخه رسمی القاعده در سوریه بود و بعد از تأسیس جبهه فتح الشام، همچنان مسئولیت سخنگویی این سازمان تروریستی را بر عهده داشت. در این دوره، حسام شافعی یکی از جنجالی ترین چهره های نزدیک به القاعده بود و بارها با گروه های مختلف مسلح وارد مشاجر شد. اوج تنش های حسام شافعی، حملات صریح وی به «لبیب النحاس» مسئول دفتر روابط خارجی احرار الشام، مذاکره با «ابو محمد المقدسی» و مهم تر از همه «مجاهد» و «مردان خدا» خواندن تروریست های جند الاقصی بود؛ تروریست هایی که رسما با داعش بیعت و با وساطت گروه تروریستی «حزب اسلامی ترکستان»، استان های ادلب و حماه را ترک کرده و به قلمرو داعش منتقل شدند. شب گذشته «وائل عبدالعزیز» از فعالین رسانه ای و ستادی ارتش آزاد سوریه و دوست نزدیک «اسامه ابو زید» سخنگوی هیئت نظامی معارضین در مذاکرات آستانه، خبری را منتشر کرد که مانند بمب در میان معارضین سوری سر و صدا کرد: «حضور حسام شافعی در قطر برای مذاکره مستقیم و بی واسطه با ایران!» وائل عبد العزیز در صفحه شخصی خود در شبکه توئیتر نوشت: «منابع موثق از توافق نهایی میان هیئت تحریر الشام (اتحادیه فراگیر گروه های سوری وابسته به القاعده) با ایران به وساطت قطر خبر می دهد. این توافق، بر سر سرنوشت شهرهای شیعه نشین "فوعه" و "کفریا" در استان ادلب و متقابلا شهر "زبدانی" [و "مضایا"] در منطقه قلمون غربی است. علت اصلی حضور "زید العطار" و "حسام شافعی" در سوریه به همین نکته برمی گردد.» در این توئیت، وائل عبد العزیز ادعا کرد زید العطار (مسئول سیاسی اتحادیه تحریر الشام) و حسام شافعی (نفر دوم القاعده در سوریه) در مذاکره با ایران به توافق نهایی رسیده اند.  بی تردید وائل عبد العزیز از مخالفان جدی تحریر الشام است و شاید انتشار این خبر را به اختلافات میان تحریر الشام و ارتش آزاد سوریه نسبت دهند. اما ساعتی بعد یکی از بزرگان تحریر الشام در صفحه اختصاصی خود در فیس بوک با تأیید این خبر، رهبری تحریر الشام را به چالش کشید! شریف محمد فواد هزاع، از شاگردان ابومحمد مقدسی و از مفتیان جبهه النصره، فتح الشام و عضو شورای مؤسس هیئت شرعی اتحادیه تحریر الشام در صفحه فیس بوک خود با تأیید خبر حضور «حسام شافعی» در قطر برای مذاکره مستقیم و بی واسطه با ایران، خواستار توضیح رسمی تشکیلات هیئت تحریر الشام شد. با توجه به اهمیت این خبر، متن کامل پست کوتاه شریف حمد فواد هزاع در فیس بوک، به مخاطبان ارجمند پایگاه خبری تحلیلی فردا تقدیم می شود: «مطالبه بیانیه رسمی هیئت تحریر الشام در مورد مذاکره با ایران! زمانی که هیئت مذاکره کننده معارضین به آستانه و پیش از آن به ژنو و ریاض رفت، [جبهه النصره و به خصوص شخص حسام شافعی] در اعتراض به مذاکره کنندگان می گفتند: «شما به چه حقی بنام ملت مذاکره می کنید؟» آری حق با شما بود. هیچ گروه و مکتبی حق ندارد به نام ملت سوریه یا حتی معارضین سوری با دیگران مذاکره کند. هیچ گونه اجماعی در این زمینه به وجود نیامده است. اما امروز متأسفانه خبر قطعی و متواتر به ما رسید که حسام شافعی در قطر بدون واسطه در حال مذاکره مستقیم با ایران است. ما از [رهبری کل] هیئت تحریر الشام می خواهیم در بیانیه ای رسمی، ضمن تکذیب و محکومیت مذاکره مستقیم با ایران، در مورد این خبر توضیحات کافی را ارائه دهند. ما یک بیانیه رسمی، مستدل و صریح می خواهیم که به دور از تعصبات، در مورد این مذاکرات توضیح کافی ارائه دهد.» حال سئوال مهم تر برای ما، طرف ایرانی حاضر در مذاکرات است. هیئت تحریر الشام و سازمان تروریستی القاعده به خوبی می دانند پرونده سوریه در تهران در دست چه نهادی است. آیا مذاکره کنندگان حاضر در قطر، در مورد قدرت نفوذ خود در تهران ضمانت داده اند؟   ]]> سیاسی Mon, 27 Mar 2017 18:55:40 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278589/شایعه-تکان-دهنده-همراه-سکوت-کامل-ایران کشمکش بابک زنجانی با مرگ و زندگی http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278491/کشمکش-بابک-زنجانی-مرگ-زندگی به گزارش بلاغ، اواخر سال 92 برای اولین بار نام بابک زنجانی از سوی حجت‌الاسلام و المسلمین محسنی‌اژه‌ای مطرح شد و از آن زمان تاکنون وضعیت این پرونده یکی از سئوالات ثابت اهالی رسانه از سخنگوی دستگاه قضاست. نام بابک زنجانی قبل از آنکه رییس دولت دهم در مجلس از او با عنوان آقای «ز» یاد کند، مانند اکنون بر سر زبان‌ها نبود. بعد از آن حساسیت‌ها روی این نام بیشتر شد تا آنجا که 12 نماینده مجلس با ارسال نامه‌ای خطاب به سران قوا مطرح کردند که بر اساس اطلاعات موجود، دلایل کافی برای تعقیب این فرد در دست است و خواستار برخورد قاطع با او شدند. حجت‌الاسلام و المسلمین غلامحسین محسنی‌اژه‌ای سخنگوی قوه قضاییه نهم دی سال 92  از بازداشت بابک زنجانی خبر داد، اما از عناوین اتهامی او چیزی نگفت و در مرحله تحقیقات مقدماتی بودن پرونده را علت این امر دانست. سرانجام دفتر سخنگوی قوه قضاییه مهر ماه سال 94 اعلام کرد: دادگاه رسیدگی به پرونده بابک زنجانی و دو متهم دیگر پرونده موسوم به فساد نفتی، 11 مهر ماه سال 94 به صورت علنی در شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار می‌شود. در اولین جلسه رسیدگی به پرونده بابک زنجانی، قرائت کیفرخواست 237 صفحه‌ای این پرونده آغاز شد. جلسه دوم دادگاه 12 مهر و جلسه سوم که در تاریخ 13 مهر سال 94 برگزار شد، به قرائت کیفرخواست سه متهم این پرونده اختصاص یافت. طبق کیفرخواست صادره از سوی دادسرای عمومی و انقلاب تهران، اتهامات بابک زنجانی عبارت بود از افساد فی‌الارض از طریق اخلال در نظام اقتصادی کشور، کلاهبرداری از شرکت ملی نفت، بانک مسکن و تامین اجتماعی، پولشویی، جعل 24 فقره اسناد بانکی و صورت حساب‌های بانکی، جعل حواله‌های ارزی، جعل دستور انتقال بین بانک‌ها. بر اساس کیفرخواست صادره، اتهامات «مهدی شمس» متهم ردیف دوم، افساد فی‌الارض از طریق اخلال در نظام اقتصادی، مشارکت در کلاهبرداری از شرکت ملی نفت ایران، مشارکت در پولشویی و کلاهبرداری بوده و اتهامات «حمید فلاح هروی» متهم ردیف سوم این پرونده نیز، افساد فی‌الارض از طریق اخلال در نظام اقتصادی، مشارکت در کلاهبرداری از یک شرکت، مشارکت در کلاهبرداری از تامین اجتماعی و مشارکت در پولشویی عنوان شد. قاضی صلواتی در پایان سومین جلسه دادگاه گفت: از آنجایی که وکلای متهمان برای بار دوم درخواست استمهال را مطرح کردند با هماهنگی‌های صورت گرفته و در راستای حفظ حقوق متهمان، با درخواست آنان موافقت می‌شود و جلسه بعدی دادگاه را 9 آبان سال 94  اعلام کرد. دفاعیات 200 صفحه‌ای بابک زنجانی، جلسات چهارم تا هفتم و دهم تا سیزدهم را به خود اختصاص داد. پس از پایان یافتن دفاعیات بابک زنجانی در جلسه سیزدهم، رسول کوهپایه زاده وکیل‌مدافع وی تا جلسه هفدهم دفاعیات خود را مطرح کرد. در جلسات هجدهم، نوزدهم و بیستم «مهدی شمس» متهم ردیف دوم دفاعیات خود را ارایه داد. در جلسه بیست و یکم دفاعیات متهم ردیف دوم و وکیل مدافع وی به پایان رسید و متهم ردیف سوم پرونده به دفاع از خود پرداخت. جلسه بیست ‌و دوم به صورت غیرعلنی و بدون حضور رسانه‌ها برگزار شد. در جلسه بیست و سوم که به صورت علنی برگزار شد، دفاعیات متهم ردیف سوم به پایان رسید و وکیل مدافع وی به دفاع از موکلش پرداخت. در جلسه بیست و چهارم در 29 آذر سال 94 قاضی صلواتی پیرو تقاضای وکیل‌مدافع بابک زنجانی مبنی بر ارائه مهلت برای پرداخت بدهی و ارائه یک فقره برات از سوی متهم در یک کشور و بانک خارجی در جهت پرداخت یا تضمین پرداخت آن و اینکه متهم اموالی را در خارج و داخل معرفی کند، گفت که دادگاه با استفاده از اختیارات قانونی خود یک ماه مهلت برای وصول مطالبات شرکت نفت به متهم ارائه می‌کند و امیدواریم ظرف این مدت بدهی‌های متهم با شرکت HK  و شرکت نفت تسویه شود. پس از حدود دو ماه مهلت قانونی به بابک زنجانی بیست و پنجمین جلسه رسیدگی به پرونده متهمان نفتی همانند جلسات گذشته به صورت علنی در 20 بهمن ماه و بیست و ششمین جلسه هم 21 بهمن سال 94 برگزار شد و در جلسه بیست و ششم قاضی صلواتی از ختم جلسات رسیدگی خبر داد و گفت که به زودی حکم پرونده صادر خواهد شد. حجت الاسلام و المسلمین محسنی‌اژه‌ای در نود و سومین نشست خبری خود در 16 اسفند سال 94 اعلام کرد: حکم بابک زنجانی و دو متهم دیگر این پرونده که در دادگاه بدوی محاکمه شدند، صادر شد. دادگاه بدوی این سه متهم را مفسد فی‌الارض تشخیص داده و به اعدام محکوم کرده است. دادگاه علاوه بر اعدام، متهمان را به رد مال شاکی و شرکت ملی نفت ایران و جزای نقدی یک چهارم پولشویی محکوم کرده است. اعلام احکام اعدام متهمان پرونده فساد نفتی بازتاب بسیاری در رسانه‌ها پیدا کرد و اسم و عکس متهم ردیف اول این پرونده در صفحه نخست رسانه‌ها جای گرفت. 16 اسفند سال 94 کوهپایه‌زاده وکیل‌مدافع بابک زنجانی با بیان اینکه قطعا به رای صادره برای موکلم اعتراض خواهیم کرد گفت: رای صادره، بدوی بوده، هنوز قطعی نیست و قابلیت اعتراض دارد و مرجع اعتراض آن نیز دیوان عالی کشور است و ما حتما به رای صادره اعتراض می‌کنیم، البته من به صلابت و سلامت و درایت قوه قضاییه اطمینان دارم. وی یادآور شد: قانونگذار راه حل اعتراض را پیش بینی کرده و زمانی که رای به ما ابلاغ شد فرصت داریم که اعتراض کنیم و اعتراض هم از طریق قانونی در مرجع ذیصلاح صورت خواهد گرفت. ان‌شاءالله آنچه که قضات عالی مقام دیوان عالی کشور تشخیص داده‌اند خیر و قرین به عدالت باشد. هیچ کس حاضر به گذاشتن ضمانت در پرونده بابک زنجانی نیست محسنی‌اژه‌ای 23 ‌آبان سال 95 در نشست خبری در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه اخیراً وکیل بابک زنجانی گفته که بانک دولتی خارجی طی نامه‌ای به بانک مرکزی برای ارائه وثیقه موکلش اعلام آمادگی کرده، اما بانک مرکزی گفته که این موضوع به او مربوط نیست، همچنین شرکای خارجی بابک زنجانی به ایران آمده‌اند اما کسی حاضر نشده با آنها صحبت کند؟ گفت: نزدیک دو ماه است که این موضوع عنوان شده است. آنها ادعایی را مطرح کردند در مورد اینکه بانک‌های خارجی حاضر شده‌اند ضمانت لازم را در این پرونده ارائه دهند که هیاتی متشکل از شرکت نفت و حتی با اصرار بنده وکیل بابک زنجانی به آنجا اعزام شدند، ولی متاسفانه زمانی که آنها به آنجا رفتند هیچ کس حاضر به گذاشتن ضمانت نشد. نامه وکیل بابک زنجانی هم موجود است. بانک اعلام کرده که آنها پول نقد را بریزند تا ضمانت‌نامه را بدهند. اگر آنها پول نقد داشتند بدهی را می‌دادند. وی افزود: اینکه بانک مرکزی گفته موضوع به او مربوط نیست درست است، زیرا اگر کسی می‌خواهد وثیقه بگذارد باید به قوه قضائیه مراجعه کند، تا الان هم وثیقه‌ای اعم از پول نقد و ملک به میزانی که در پرونده بوده، ارائه نشده است. حکم اعدام بابک زنجانی در دیوان عالی کشور  قطعی شد بر اساس این گزارش، سرانجام 13 آذر سال 95 غلامرضا انصاری معاون نظارت و بازرسی دیوان عالی کشور از تایید حکم اعدام «بابک زنجانی» از سوی دیوان عالی کشور خبر داد و گفت: حکم اعدام دو متهم دیگر پرونده موسوم به فساد نفتی - مهدی شمس و حمید فلاح هروی - نقض شده و به شعبه هم‌عرض ارسال می‌شود. موضوع بازگرداندن وجوه و اموال بیت المال در پرونده بابک زنجانی از نکات برجسته‌ای است که مسئولان مختلف دستگاه قضایی اعم از رییس قوه قضاییه، دادستان کل کشور، دادستان تهران، معاون اول قوه قضاییه و ... بر آن تاکید داشته‌اند. 15 آذر سال 95 نیز عباس جعفری‌دولت‌آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران با اشاره به تایید حکم محکومیت اعدام بابک زنجانی در دیوان عالی کشور گفت: همانگونه که تاکنون تاکید شده هدف اصلی دادستانی در رسیدگی به اتهامات بابک زنجانی، استرداد اموال و وجوه متعلق به بیت‌المال بوده و به موجب حکم صادره از دیوان‌ عالی محکوم‌علیه می‌تواند با استرداد وجوه و اموال متعلق به دولت، جبران خسارات وارده و اظهار ندامت و پشیمانی از مقررات ذیل ماده 114 قانون مجازات اسلامی بهره‌مند شود. حجت الاسلام و المسلمین محمدجعفر منتظری دادستان کل کشور نیز 16 آذر سال 95  با حضور در برنامه تلویزیونی درباره اینکه آیا حکم پرونده بابک زنجانی قطعی شده است؟ گفت: بله، حکم قطعی شده، ولی به نظر ما مهم‌تر از جرم این است که اموال به بیت‌المال برگردد و اینکه اگر او بدهی‌اش را بدهد حکم لغو می‌شود این‌طور نیست. اگر اموال که بیش از 10 هزار میلیارد تومان است برگردد ممکن است به او تخفیف دهیم، ولی این‌طور نیست که حکم این پرونده لغو شود. او اموال را به خارج از کشور منتقل کرده است، وکیلش مراجعه کرد و گفت ما می‌توانیم بدهی را بدهیم ولی تا این لحظه اموال را برنگردانده است. قرار شد دادسرای تهران اقداماتی کند و گام‌هایی بردارد که اموال بیت‌المال برگردد. رسول کوهپایه‌زاده وکیل‌مدافع بابک زنجانی 3 دی سال 95 پیرامون آخرین وضعیت پرونده موکلش، گفت: از طریق رسانه‌ها مطلع شدم که پرونده موکلم در مسیر اجرای حکم قرار گرفته، ولی رای صادره از سوی دیوان عالی کشور هنوز به بنده به عنوان وکیل بابک زنجانی ابلاغ نشده است. هر چند رای قطعی است و مرجع صادرکننده آن دیوان عالی کشور است، اما طبق قوانین و مقررات رای باید به وکیل و متهم ابلاغ شود؛ زیرا در قانون ظرفیت‌هایی پیش‌بینی شده که حتی زمانی که رای قطعی توسط دیوان عالی صادر می‌شود، امکان اعتراض و درخواست بازبینی مجدد و اعاده دادرسی وجود دارد. وی افزود: بر اساس ماده 474 قانون آیین‌ دادرسی کیفری مبحثی تحت عنوان اعاده دادرسی وجود دارد که یکی از مباحث مهم دادرسی کیفری است و در قوانین پیش‌بینی شده است. بر اساس این ماده رای پرونده هر چند که قطعی باشد، اما قابلیت اعاده دادرسی در موردش وجود دارد. همچنین بر اساس تبصره ماده 478 قانون آیین‌دادرسی کیفری در خصوص مجازات‌هایی که سالب حیات است به محض اینکه درخواست اعاده دادرسی تقدیم دیوان عالی کشور شود، اجرای حکم متوقف می‌شود. برای اینکه مجازات‌های سالب حیات و اعدام برگشت‌ناپذیر است و قانونگذار این موضوع را پیش‌بینی کرده است؛ لذا ما انتظار قانونی داریم که اصول مستحکم دادرسی عادلانه کیفری رعایت شود و حقی از موکل تضییع نشود. کوهپایه‌زاده با اشاره به ماده 477 قانون آیین‌ دادرسی کیفری که در خصوص آرای خلاف بین شرع است، ادامه داد: اگر آرایی خلاف بین شرع از سوی رییس قوه قضاییه شناخته شود، موجبات اعاده دادرسی در آن وجود دارد و من بعید می‌دانم تا زمانی که حکم قانونا به وکیل ابلاغ نشده و امکان استفاده از ظرفیت‌های قانون که گفتم فراهم نشده، حکم اجرا شود؛ زیرا برخلاف مقررات و عدالت و انصاف است. از زمانی که حکم اعلام شده، افراد مختلفی اعم از فعالان اقتصادی تا رجال سیاسی و حقوقدانان در خصوص آن اظهارنظر کردند و همگان بر این نظر بودند که مهم برگشت پول و بدهی است و از حکم اعدام استقبال نشده است. حتی شاکی که وزارت نفت است و مسئول مطالبات وزارت نفت است گفته که ما به دنبال اعدام زنجانی نیستیم؛ لذا امیدواریم که قانون در این زمینه رعایت شود. وی یادآور شد: اتهام موکلم که در کیفرخواست و دادگاه بدوی عنوان شد، تشکیل شبکه سازمان‌یافته به منظور ارتکاب جرائم و اخلال در نظام اقتصادی و افساد فی‌الارض بود و من در دادگاه از نماینده دادستان پرسیدم کدام شبکه و شبکه چیست؟ که ایشان گفتند طبق قانون شبکه متشکل از سه نفر می‌شود. اگر فرض بر این باشد از آنجایی که حکم در مورد دو متهم دیگر پرونده نقض شده لذا اتهام اولیه و مصداق شبکه‌ای بودن جرم در این زمینه منتفی است و نشان می‌دهد که شبکه‌ای در کار نیست؛ بنابراین همه این موضوعات از مواردی است که موجبات اعاده دادرسی را فراهم می‌کند. وکیل بابک زنجانی به جای دست و پا زدن و اعاده دادرسی پول ملت را برگرداند حجت الاسلام والمسلمین مصطفی پورمحمدی وزیر دادگستری پنجم دی ماه سال 95 در جمع خبرنگاران در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه بابک زنجانی چه میزان از بدهی‌اش را بازگردانده است؟ گفت: ما اموال جدیدی از زنجانی ندیدیم و معرفی هم نشده است و امیدواریم سر عقل بیاید و بدهی‌هایش را پرداخت کند. در جلسه ستاد مبارزه با مفاسد هم اعلام شد که هنوز مبلغی به پرداخت بدهی اضافه نشده است. پورمحمدی در خصوص اظهارات وکیل زنجانی مبنی بر اینکه نسبت به حکم صادره پس از ابلاغ اعاده دادرسی می کنیم، گفت: باید پول را برگردانند و وکیل ایشان هم به جای دست و پا زدن و اعاده دادرسی، پول ملت را برگرداند. این سخن وزیر دادگستری واکنش رسول کوهپایه‌زاده وکیل‌مدافع بابک زنجانی را در پی داشت و وی 13 دی سال 95 اظهار کرد: اکنون موکلم بیش از سه سال است که در انفرادی بسر می‌برد و هر کاری که از دستش برمی‌آمده انجام داده و دادن وکالت بلاعزل به شرکت نفت یکی از مواردی است که این همکاری را تایید می‌کند. کوهپایه‌زاده با یادآوری اینکه تاکنون حکم موکلش ابلاغ نشده است، گفت: بر اساس رای دادگاه، بدهی موکلم یک میلیارد و ۹۶۷ میلیون و ۵۰۰ هزار یورو است که حدود هشت هزار میلیارد تومان می‌شود و از این مبلغ دو هزار میلیارد تومان از اموال داخلی موکلم کسر شد که هم اکنون بدهی موکلم شش هزار میلیارد تومان است؛ البته گاهی اوقات هم مطالبی در خصوص اضافه شدن سود به این مبلغ مطرح می شود. تاکنون بیش از دو هزار میلیارد تومان از اموال بابک زنجانی شناسایی شده و به بیت‌المال بازگردانده شده است بر اساس این گزارش، آیت‌الله آملی‌لاریجانی رییس قوه قضاییه در جلسه مسئولان عالی قضایی در 13 دی سال 95  در بخشی از سخنان خود، کارنامه قوه قضاییه خصوصا در برخورد با مفاسد اقتصادی را بسیار روشن توصیف کرد و گفت: کارهایی که قوه قضاییه در این سال‌ها انجام داده در گذشته سابقه نداشته، مثل رسیدگی به پرونده‌های کلانی چون پرونده فساد سه هزار میلیارد تومانی یا پرونده بابک زنجانی که با حجم زیاد مورد رسیدگی قرار گرفته است، البته این دو پرونده نیز به خاطر کلان بودن اینقدر برجسته شد وگرنه ده‌ها و صدها پرونده قابل توجه دیگر در قوه قضاییه دائماً رسیدگی می‌شود و حقوق بیت‌المال و اموال صاحبان حق به آنان باز می‌گردد. وی افزود: قوه قضاییه در چارچوب وظایف خود، کارش را دنبال می‌کند و هرگز در پی این نیست که رسیدگی عادلانه را آلوده به برخی تبلیغات ناصحیح و نادرست کند. گاهی از ناحیه افراد مختلف، بدون اطلاع یا با اطلاع و متاسفانه با مقاصد سوء، به قوه قضاییه تعرض می شود که این بی انصافی‌ها به هیچ وجه قابل قبول نیست. در پرونده فساد سه هزار میلیاردی، کار قوه قضاییه بسیار عظیم بود که متاسفانه هنوز ابعاد آن به اندازه کافی تبیین نشده است. در پرونده بابک زنجانی نیز بنده از سخنگوی قوه قضاییه خواسته‌ام که در فواصل مختلف، زحمات قوه قضاییه را در این پرونده که چند هزار ساعت نفر کار برده است، برای مردم تبیین کند. آملی‌لاریجانی با بیان اینکه عملکرد قوه قضاییه نباید به گونه‌ای نادرست زیر سئوال برود، راجع به پرونده بابک زنجانی گفت: این شخص اموال دولتی زیادی را به یغما برده است، البته خودش در ابتدای کار گفت من طلبکار از دولت هستم ولی بررسی‌ها نشان داد که این سخن، نادرست و او بیش از دو میلیارد دلار به نظام بانکی کشور و شرکت‌های وزارت نفت بدهکار است. اولین کاری که قوه قضاییه انجام داد این بود که اجازه نداد این شخص از کشور فرار کند. دستگاه قضایی زمانی به سراغ این شخص رفت که مستندات موجود را هم در اختیار نداشت، اما به دلیل توجه اتهام به او، این شخص را مورد پیگرد قرار داد و سپس در مراحل تحقیقات و رسیدگی مسیر را برای بازگرداندن اموال دنبال کرد. آملی‌لاریجانی خاطرنشان کرد: نکته مهم این است که ما هم باید بحث کیفری‌ را در این پرونده دنبال می‌کردیم، هم بحث حقوقی را. آنچه که از ابتدا غرض و هدف اصلی قوه قضاییه بود و برای ما در اولویت قرار داشت، بازگرداندن اموال به بیت‌المال بود و بحمدالله تاکنون بیش از دو هزار میلیارد تومان از اموال شناسایی شده و به بیت‌المال بازگردانده شده که رقم کوچکی نیست و کار کوچکی هم نیست. رییس دستگاه قضایی با انتقاد از برخی اظهارات اخیر درباره پرونده بابک زنجانی در سخنانی صریح اظهار کرد: اینکه گاهی گفته می‌شود پشت پرده این پرونده چرا معلوم نشده و چرا قوه قضاییه پاسخگو نیست، حرف نادرستی است. اولا علاوه بر حکمی که راجع به این شخص داده شده است، افرادی که با این پرونده مرتبط بودند از جمله برخی وزرای سابق، رئیس سابق بانک مرکزی و دیگران مکررا به دستگاه قضایی احضار شدند و ساعت ها مورد تحقیق و بازجویی قرار گرفتند. آنچه نباید فراموش شود این است که این پرونده همچنان مفتوح است و هیچ‌کس نگفته که افراد مرتبط تبرئه شده‌اند یا برای‌شان قرار منع تعقیب صادر شده است. آملی لاریجانی با بیان اینکه تلاش اصلی ما این است که اموال بیت المال بازگردد، هرگونه حاشیه سازی سیاسی را مانع این امر دانست و اظهار کرد: ما نه پرونده‌های مرتبط را بسته‌ایم و نه قصد عدم رسیدگی داریم؛ منتها اولین هدفمان بازگرداندن اموال مردم است و در این زمینه هم هیچ مساله مخفی نداریم. مقصود اصلی بازگردان اموال است، نمی‌خواستیم «حاشیه‌های فوق متن» درست کنیم رییس دستگاه قضایی با ابراز تاسف از القای برخی مسائل به‌گونه‌ای وارونه که گویی قوه قضاییه قصد پرده‌پوشی دارد، اظهار کرد: البته ما حرمت بعضی‌ها را در این پرونده حفظ کرده‌ایم. بابک زنجانی بسیاری ادعاها را مطرح کرده که ما برای حفظ آبروی عده‌ای و برای تحفظ بر قانون آنها را علنی نکرده‌ایم؛ البته ما چون سخنان او را عین واقع نمی‌بینیم، دلیلی ندارد که هر آنچه می‌گوید را بپذیریم، البته در وقت خود باید تمام کسانی را که با این موضوع مرتبط بوده‌اند احضار کنیم، اما در زمان فعلی که مقصود اصلی بازگردان اموال است نمی‌خواستیم «حاشیه‌های فوق متن» درست کنیم. رییس قوه قضاییه تصریح کرد: ما حرفی نداریم و می‌توانیم تمام کسانی را که بابک زنجانی ادعاهایی در موردشان مطرح کرده است، احضار و در صورت لزوم بازداشت ‌کنیم تا معلوم شود که قضیه چه بوده است. ده‌ها قلم از این قبیل ادعاها وجود دارد و هیچ اختصاصی هم به دولت سابق ندارد، اما تمرکز ما عمدتا بر بازگرداندن اموال به بیت المال است. آملی‌لاریجانی با بیان اینکه طوری القا می‌شود که گویی قوه قضاییه در این پرونده، راه خودش را به تنهایی رفته و از کمک های وزارت اطلاعات استفاده نکرده است، تاکید کرد: گاهی انسان احساس می‌کند جای شاکی و مشتکی‌عنه عوض شده است! اتفاقا ما شاکی هستیم. دلیلش این است که در سال 92 بابک زنجانی بازداشت شده، در سال 94 آقای رئیس جمهور در جواب نامه وزیر اطلاعات مطلبی نوشتند مبنی بر اینکه خوب است پرونده در اختیار وزارت اطلاعات قرار بگیرد. بنده هم دو سه روز بعد این نامه را به دادستان ارجاع داده و تاکید کردم که پیشنهاد خوبی است و این کار را انجام بدهید؛ منتها بعد مشخص شد که موانعی وجود دارد که مربوط به دستگاه قضایی نبوده، بلکه از ناحیه برخی وزارتخانه‌ها و افراد بوده است. رییس قوه قضاییه با بیان اینکه ان‌شاءالله به موقع در خصوص این موارد توضیحات لازم ارائه خواهد شد، اظهار کرد: در طول سال های 92 و 93 بیش از سی چهل جلسه مشترک بین دادستان، معاون وزیر اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه و بانک مرکزی برگزار شده و دائما موضوعات را رصد می‌کردند، حال چگونه ادعا می‌کنند که همکاری نشده است؟ آملی لاریجانی با اشاره به علت انتقادش از دولت در خصوص پرونده بابک زنجانی گفت: یک مساله بسیار مهمتر وجود دارد و آن این است که پول‌هایی که به او به صورت ارز داده شده، از طریق بانک مرکزی و بانک‌های خارجی بوده است. بررسی و ردیابی این بخش از کار مربوط به وزارت خارجه است، ما مکررا از ابتدا جلساتی در این زمینه تشکیل دادیم، سه سفر خارجی با حضور نماینده قوه قضاییه، وزارت خارجه، وزارت اطلاعات و احتمالا اطلاعات سپاه انجام شد و دوستان به مالزی، تاجیکستان و ترکیه سفر کردند. رد پول‌هایی که داده شده در اختیار بانک مرکزی و وزارت خارجه است. بررسی و ردیابی این امور دیگر ربطی به قوه قضاییه ندارد. اگر پول در مالزی، چین، تاجیکستان یا ترکیه به آن آقا واگذار شده یا به کسی که او تعیین کرده، دولت به راحتی می تواند از طریق دیپلماسی فعال رد این پول ها را معلوم کند. رئیس قوه قضاییه تاکید کرد: ما از اول گفتیم که وزارت خارجه باید پای کار باشد. باید از دولت‌های مذکور پیگیری کنند که این پولی که بانک مرکزی ایران به صورت دلار واریز کرده، کجا رفته است؟ آملی لاریجانی با بیان اینکه پس از بازگشت اصل اموال به بیت المال، قطعا به حواشی این پرونده نیز رسیدگی خواهد شد، خاطرنشان کرد: ردیابی اموال بابک زنجانی در خارج از کشور با دولت است، نه با قوه قضاییه؛ چرا این کار را انجام نمی‌دهید؟ این ارزها را بانک مرکزی یا وزارت نفت یا شرکت نیکو که تابعه وزارت نفت است، به کجا فرستاده و به چه کسی داده است؟ رییس دستگاه قضایی با بیان اینکه متاسفانه رسم شده هر کسی از گوشه و کنار هر چه می خواهد به قوه قضاییه نسبت می دهد، این کار را غلط دانست و تاکید کرد: به جای اینکه از خدمات کثیر و بی شائبه دستگاه قضایی تقدیر شود، متاسفانه شاهد اظهاراتی هستیم که با اهداف تبلیغاتی، قوه قضاییه را زیر سئوال می برد و به گونه ای القا می کند که گویی در پرونده هایی نظیر پرونده بابک زنجانی هیچ کاری جز محکوم کردن متهم از سوی دستگاه قضایی انجام نشده است! اموال پرونده با زحمت بسیار از سوی قوه قضائیه شناسایی و ردیابی شد حجت‌الاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی‌اژه‌ای سخنگوی قوه قضاییه 15 دی سال 95 در حاشیه نشست روسای پلیس مبارزه با موضوع سرقت در جمع خبرنگاران درباره شناسایی اموال بابک زنجانی و اعلام آمادگی فردی برای خرید این اموال، گفت: این اموال با زحمت بسیار از سوی قوه قضائیه شناسایی و ردیابی شد؛ چرا که برخی از این اموال به نام خود فرد نبوده و با اقدامات مختلفی شناسایی شده است. خود این فرد نیز وکالت داده که اگر خواستید اموال من را بفروشید و بدهی‌های شرکت نفت را بدهید. چند نفری برای خرید اموال این فرد اعلام آمادگی کرده اند، اما شرایط‌شان به گونه‌ای نبوده که بتوان اموال را به آنان فروخت یا اقساط بلند مدت را مطرح می‌کردند یا شرایط دیگری داشتند. شرکت نفت نیز می‌تواند اگر مشتری پیدا شد، این اموال را بفروشد. معاون اول قوه قضاییه 19 دی سال 95  در نشست خبری  با اشاره به پرونده بابک زنجانی، به صورت مفصل توضیحاتی را پیرامون این پرونده ارایه داد و گفت: این پرونده تاکنون به 150 جلد رسیده و قرار مجرمیت آن هزار و چند صفحه می‌شود که اگر بخواهیم راجع به آن صحبت کنیم در این مجال نمی گنجد، اما به طور مختصر باید بگویم که این پرونده در دولت سابق اتفاق افتاد و شروع‌اش در آن دولت بود. در اواخر سال 91 واحد ضدپولشویی که در وزارت اقتصاد و دارایی است متوجه می‌شود که شرکتی به نام شرکت «اس. سی. تی بنکرز» کیش گردش بالا و مشکوکی دارد و همانجا آن واحد گزارش را ارائه می دهد مبنی بر اینکه پول‌ها و نفتی که گرفته شده، برگردانده نشده است. وی افزود: اوایل سال 92 شرکت نفت، نیکو و اداره حقوقی وزارت نفت متوجه می شوند که پول‌های‌شان برنگشته و پول‌هایی که باید در خارج از کشور به حسابی که شرکت نیکو معرفی کرده واریز می شد، پرداخت نشده است و پول هایی که بابت خرید نفت و یا نفت کوره پرداخت شده برنگشته‌اند. در همین راستا شروع به مذاکره و صحبت با بابک زنجانی می کند. یعنی از اوایل سال 92 تا مرداد ماه همان سال این صحبت ها ادامه می یابد و مرداد ماه با صحبت های قبلی یک چک به مبلغ دو میلیارد یورویی و اسناد ملکی بابت تضمین بدهی (از طرف بابک زنجانی) تحویل شرکت نفت می‌شود. مسئولین وقت شرکت نفت که دیده بودند وعده‌ها انجام نشده نگران می شوند و در 23 مهر سال 92 تقاضا می کنند که این فرد ممنوع‌الخروج شود، اما شکایت کیفری تا آن مقطع نمی‌کنند. اداره حقوقی وزارت نفت نامه‌ای را در آن زمان به دادگستری تهران می نویسد و طلب دو میلیارد و 66 میلیون و 751 هزار و دو یورویی می‌کند و می‌گوید که ایشان تعهداتی داده، اما مطمئن نیستیم که به آن عمل کند؛ لذا درخواست می‌کنیم که ممنوع الخروج شود. محسنی اژه‌ای ادامه داد: بابک زنجانی که از این موضوع مطلع می شود، نامه‌ای را در تاریخ 30 آذر  سال 92 خطاب به مدیرعامل وقت شرکت نیکو می‌نویسد؛ در واقع طرف وی بانک مرکزی و وزارت نفت نبوده بلکه طرف وی شرکت وابسته به نفت یعنی شرکت نیکو بوده است. وی می‌گوید که من مبلغ دو میلیارد و 460 میلیون یورو را در حساب شما کارسازی کردم و شما اقدامات لازم را برای برداشت انجام دهید و رونوشتی به رئیس بانک مرکزی، وزیر اطلاعات، دادستان تهران، دیوان محاسبات، رئیس کمیسیون اصل 90، رئیس کمیسیون انژری مجلس و سازمان بازرسی کل کشور می زند و می‌گوید که من بیشتر از بدهی‌ام به شما واریز کردم، لذا از شما طلبکارم و بقیه آن را به من بدهید. در همان تاریخ یعنی 30 آذر سال 92 یک نامه به بازپرس دادسرا به همین مضمون ارسال می شود و بازپرس نیز شروع به تعقیب و بررسی نسبت به این موضوع که مبالغ سنگینی هم هست، می‌کند. وی افزود: در جلسه‌ای که تشکیل شد مطرح شد که همه باید به میدان بیایند تا این اموال شناسایی و ردیابی شود و همه کمک کنند و آقایان در آنجا قول می دهند که موضوع را دنبال کنند. بازپرسی و دادستان در چندین ماه در حدود یک سال، 30 جلسه با حضور نمایندگان وزارت نفت، اطلاعات سپاه، وزارت اطلاعات، بانک مرکزی و دستگاه‌های مختلف تشکیل دادند که اموال شناسایی و ردیابی شود. در چند نوبت هم در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی که رئیس آن هم آقای جهانگیری هستند نمایندگانی از قوه قضاییه و مجلس و دولت حضور دارند و با حضور هر سه قوه صحبت شد که نیاز است دستگاه‌ها همکاری لازم را داشته باشند و آقای ظریف و وزیر اطلاعات هم در این باره قول دادند که موضوع را پیگیری کنند و آقای جهانگیری هم مصوبه آن جلسه را اعلام می‌کنند که وزارت خارجه باید در این باره همکاری کند. محسنی‌اژه‌ای تصریح کرد: متوجه می‌شوند ایشان اموالی دارند که عمدتا به نام خودش نیست، بلکه به نام بستگان و دیگران هم هست و این اموال در خارج از کشور است و مشکل است که این جا بررسی شود. وزارت اطلاعات هم موظف می‌شود در داخل و خارج از کشور این ردیابی ها را انجام دهد و همچنین سازمان بازرسی کل کشور هم وظیفه ردیابی‌ها را در داخل کشور قبول می‌کند. وزارت اطلاعات بسیار زحمت کشید. اگر اقدامات وزارت اطلاعات نبود این اموال که خیلی‌هایش به نام دیگران بود با یک گفت‌وگو با متهم کشف نمی‌شد. وزارت اطلاعات کار قابل توجهی کرد که هنوز هم در این باره در حال پیگیری است، البته اطلاعات سپاه و سازمان بازرسی کل کشور هم در این باره کمک کردند و بانک مرکزی هم همکاری لازم را داشت. معاون اول قوه قضاییه خاطرنشان کرد: در این مرحله ایشان ادعا می‌کرد که من در فلان کشور در فلان حساب موجودی نقدی دارم که همین ادعا را در سه یا چهار مورد تکرار کرده بود. هیاتی به نمایندگی وزارت اطلاعات ، بانک مرکزی، وزارت نفت و دادستان موظف شدند به این کشورها بروند و این شماره حساب‌ها را پیگیری کنند و آقای زنگنه هم در این هیات مکرر گفتند که اگر بگوید پول دارد در فلان کشور هم باشد کار ما راحت می‌شود و خیال‌مان آسوده است که پول وجود دارد. این سه هیات رفتند در چند کشور بررسی هایی را انجام دادند و در هر مرتبه‌ای که بررسی کردند، متوجه شدند اینها دروغ بوده است، البته هیات های دیگری هم برای شناسایی اموال رفتند که اموالی در چهار یا پنج کشور شناسایی شد که امر خوبی هم بود. این اموال صرف نظر از مشکلات، شناسایی شد. اموالی که به نام دیگران بود و با تحقیقات جدی بازپرس و کمک دستگاه‌ها این امر پیگیری شد. افرادی که این اموال به نام شان بود احضار شدند. خیلی‌ها هم این موضوع را قبول داشتند و یک طلب هم مشخص شد که یک قلم‌اش حدود 600 تا 700 میلیون یورو بود که بابت فروش نفت از یک شرکت خریدار مورد طلب بود که وزارت نفت هم هنوز دنبال وصول آن است. وی گفت: البته این طلب‌ها خودش یک متولی می‌خواهد. ما گفتیم اگر صبر کنیم حکم مصادره صادر شود زمان می‌برد که آیا می‌توان یک سرپرست از قوه قضاییه سرپرست شود یا اگر متهم راضی بود این اموال به وزارت نفت داده شود یا اگر به دردش می‌خورد برای طلبش بخشی از این اموال را بردارد که این موضوع نیاز به اقدامی فراقوه ای داشت. این بحث در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی مطرح شد. آقای زنگنه از پذیرفتن این موضوع ابا داشتند که حق هم با ایشان بود که من خود هزاران کار دارم و اگر هم قبول کنم می دانم در آینده بر سر همین موضوع هم حرف‌ و حدیث پیش می‌آید که حق‌شان هم بود که با توجه به جلسه اول و با توجه به اکراه ایشان یک مکانیزمی پیش‌بینی شد که اگر متهم موافق بود که موافق هم بود از آقای زنگنه درخواست شد که این موضوع را قبول کند تا لطمه بیشتر پیش نیاید که وزارت نفت هم تا به امروز با زحمت زیاد و با نظارت دادستانی دارد این کار را می‌کند. مقرر شد که یک کارشناس از سوی متهم، یک کارشناس از وزارت نفت و یک کارشناس هم از دادستانی انتخاب شوند که اگر اختلافی هم بعدا در میان آن‌ها پیش آمد در آن زمان مکانیزمی پیش بینی شود. محسنی‌اژه‌ای تصریح کرد: در آن جلسه اعضای اصلی ستاد امضاء کردند. امضای آقای جهانگیری و امضای من هم در ابتدا بود. تمام اعضا که آنجا حضور داشتند همه امضاء کردند تا کاری که بر عهده آقای زنگنه است و وظیفه ایشان هم نیست ایشان قبول کردند تا کار را انجام دهند. این ردیابی ها همچنان ادامه دارد و دستگاه ها فعال هستند. پول‌ها مشخص شده و همچنین مشخص شده که یک مقداری طلب است و همچنین یک مقداری هنوز مفقود است. این اموال کارشناسی شده که البته کارشناسی‌های قیمت‌ها بالا و پایین است. قبلا هم گفته‌ام کارشناسی‌ها بسیار متفاوت است. یک مشکل این کارشناسی‌ها است و مشکل دیگر این است که برای مثال در آن زمین در غرب تهران یک زمانی یک جواز داشته و الان می گویند این جواز مشکل‌دار است. دستگیری «ع.ز» یکی از متهمان مرتبط با پرونده فساد بزرگ نفتی بیست و ششم دی سال 95 اداره کل امور بین الملل قوه قضاییه در اطلاعیه‌ای خبر  استرداد یکی از متهمان پرونده فساد نفتی را منتشر کرد. در این اطلاعیه آمده بود: متهم «ع.ز» یکی از متهمان اصلی پرونده فساد بزرگ نفتی بامداد روز یکشنبه 26 دی سال 95  به کشور مسترد شد. متهم مذکور که به دستور شعبه ششم بازپرسی دادسرای ناحیه 28 تهران تحت تعقیب بین‌المللی قرار گرفته بود، توسط پلیس بین‌الملل ناجا با همکاری سایر نهادها به کشور مسترد شد. درخواست استرداد متهم ابتدا به کشور مالزی ارسال و در آنجا دستگیر شد، لیکن استرداد وی ناکام ماند تا اینکه در کشور دیگری شناسایی و دستگیر شد. بر اساس این گزارش، رسول کوهپایه‌زاده وکیل‌مدافع بابک زنجانی در همان روز (26 دی سال 95) توضیحاتی را پیرامون دستگیری «ع.ز» یکی از متهمان اصلی پرونده نفتی در یکی از کشورهای آمریکای مرکزی و استرداد آن به کشور ارایه داد و گفت: از طریق رسانه‌ها مطلع شدم یکی از عوامل اصلی و مرتبط با پرونده موکلم دستگیر شده که در وهله اول از آنجا که دستگیری این آدم کمک بسیار مهمی به کشف حقیقت، احراز واقعیت و روشن شدن برخی از ابهامات خواهد کرد، گام موثری است. وی ضمن تبریک به قوه قضائیه و نیروهای انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی به خاطر کار بزرگی که انجام دادند، گفت: به عنوان فردی که از محتویات پرونده مطلع هستم و حدود 300 جلد پرونده را مطالعه کردم، می‌دانم که بازداشت و بازجویی قانونی از این فرد می‌تواند خیلی از مسائل را روشن کند و نکته مهم این است که موکلم به شخصه در عملیات اجرایی خرید و فروش نفت نقش نداشته و خیلی از کارها از طریق تلفن و ایمیل انجام شده است، اما این فرد در عملیات اجرایی خرید و فروش نفت نقش اساسی را داشته است. کوهپایه زاده یادآور شد: یکی از دفاعیات موکلم همواره این بود که قبول دارد بدهکار است، ولی شرکت نفت که مدعی است 12 کشتی نفت را به موکلم تحویل داده باید بارنامه‌ها و اسناد آن را به دادگاه ارائه دهد، اما تا این لحظه بارنامه‌ها به دادگاه تحویل نشده و به شخصه آنها را رویت نکردم .فکر می‌کنم دستگیری و بازداشت این فرد که در عملیات اجرایی تحویل نفت نقش اساسی و کلیدی داشته به کشف حقیقت خیلی کمک می‌کند، به ویژه اینکه یک شرکت نفتی مدعی شده بود در بخشی از نفت تحویل شده، آب وجود داشته و همین امر برای موکلم ایجاد مشکل کرده بود و آن شرکت به همین بهانه از پرداخت بدهی خودداری می‌کرده است؛ لذا از این حیث می‌تواند به احراز واقعیت کمک کند. وی ادامه داد: به عنوان کسی که محتویات پرونده را مطالعه کردم، نمی‌توانم خوشحالی خود را از حرکت قاطع و هوشمندانه دستگاه قضایی و نیروهای انتظامی و امنیتی پنهان کنم؛ زیرا احساس می‌کنم گام بلندی در راستای کشف حقیقت برداشته شده است و فکر می‌کنم هر نوع تصمیم‌گیری در پرونده موکلم باید منوط به بازجویی کامل و تخلیه اطلاعاتی فرد بازداشت شده و رسیدگی قضایی و صدور حکم قطعی درباره وی شود. سرنوشت موکلم به اقدامات فرد بازداشت شده، گره خورده است و این فرد قبل از وقوع این اتفاقات به کشور رفت و آمد داشته، اما بعد از دستگیری موکلم دیگر به کشور نیامده است؛ البته قبلاً هم برای دستگیری وی در مالزی اقدام شده بود که خوشبختانه این بار به ثمر نشست. «ع.ز» جعبه سیاه فعالیت‌های مجرمانه بابک زنجانی بود عباس جعفری دولت آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران 28 دی سال 95  با اشاره به دستگیری یکی از متهمان مرتبط با پرونده بابک زنجانی، ضمن تشکر از پیگیری ناجا در استرداد متهم مذکور این اقدام را مصداقی از همکاری دستگاه‌ها با دادستانی دانست و در مورد اهمیت این دستگیری گفت: متهم دستگیر شده جعبه سیاه فعالیت‌های مجرمانه بابک زنجانی در خصوص اخذ مجوز فعالیت و خرید بانک اف.آی.آی.بی توسط متهم اصلی پرونده محسوب می‌شود. متهم پس از دستگیری زنجانی، از ورود به کشور امتناع کرد، در سال 1389 با بابک زنجانی آشنا شده و به لحاظ نفوذی که در کشور مالزی داشته، به گونه‌ای که مقام مشورتی داتو را دریافت کرده، موفق می‌شود مجوز فعالیت بانک اف.آی.آی.بی (First Islamic international bank) را برای اقدامات مجرمانه زنجانی اخذ نماید. متهم با استفاده از ارتباطات خود و اخذ پانصد میلیون تومان، حق‌الزحمه، بانک مذکور را به مبلغ چهار میلیون دلار برای بابک زنجانی خریداری می‌کند. بابک زنجانی همچنین با خرید بانک کنت در تاجیکستان، با توجیه فراهم شدن زمینه پرداخت دستمزد پیمانکاران شرکت ملی نفت در خارج از کشور، موفق می‌شود دو بانک مذکور را به مبلغ یکصد و شصت میلیون یورو به بانک ملت واگذار کند. وی با اشاره به منابع بابک زنجانی برای خرید این دو بانک و فروش آن به بانک ملت، افزود: متهم نفتی پول‌هایی که بنا بود بنا بر قرارداد نفتی به پیمانکار داده شود به بانک ملت می‌دهد که بعدها در ردیابی‌ها مشخص شد که این فرد پول‌های دولت و برای پرداخت بدهی با نام به بانک ملت استفاده کرده است که این وجوه از سوی دادستانی در بانک مرکزی توقیف شده است. جعفری دولت‌آبادی با بیان اینکه از متهم دستگیر شده، اموالی شامل چندین ملک و آپارتمان، یک دستگاه بنز پانصد و یک تخته فرش یک میلیارد تومانی توقیف شده است، به کلیه افرادی که به نوعی اموال متعلق به متهم را در تصرف دارند، هشدار داد که پیش از آنکه دادستانی به سراغ آن‌ها بیاید، اموال مرتبط با بابک زنجانی را تحویل دهند. تحقیقات نشان می‌دهد این فرد در خرید و فروش محموله‌های نفتی بابک زنجانی نقش داشته و پس از تاسیس بانک اف.آی.آی.بی در واقع پروژه بابک زنجانی تکمیل شد؛ چراکه این پروژه یک بانک کم داشت که با کمک «ع.ز.م» خریداری شد تا در بستر آن، بابک زنجانی اقدامات مجرمانه اش را انجام دهد. دادستان تهران با اشاره به اینکه متهم مذکور محموله‌های نفت دریافتی توسط بابک زنجانی از وزارت نفت را از طریق یک شخص هندی تبار، به شرکت‌هایی از جمله العقیلی در امارات می فروخته، ابراز امیدواری کرد که با تحقیق از این متهم، سرنخ‌های لازم برای کشف وجوه حاصل از فروش محموله‌های نفتی به بابک زنجانی بدست آید. بر اساس این گزارش، رسول کوهپایه زاده 3 بهمن سال 95  چنین گفت: در روز 13 دی سال 95  جلسه‌ای در دادسرای اوین تشکیل شد که در این جلسه نمایندگانی از شرکت نفت، دادستانی، بانک ملی، بانک مرکزی، من و موکلم به عنوان ذی‌نفعان پرونده حضور داشتیم. این جلسه از آن جهت تشکیل شد که یک بانک خارجی، یک ال‌سی به مبلغ دو میلیارد یورو صادر کرده تا بدهی زنجانی را بپردازد؛ البته آن بانک در قبال این ال‌سی شروطی هم داشت که در این جلسه مورد بررسی قرار گرفت. کوهپایه‌زاده اظهار کرد: در آن جلسه بانک مرکزی ایراداتی نسبت به شروط ضمن این ال‌ سی مطرح کرد که قرار شد این ایرادات به قوه قضاییه ارجاع شود و قوه قضاییه آن ایرادات را به بانک ملی ارجاع دهد و در نهایت بانک ملی ایرادات را به صادر کننده ال‌ سی بدهد تا ال‌ سی بر همان نحوه مورد نظر تغییر یافته و مقدمات پرداخت بدهی موکلم  انجام شود. با وجود اینکه در آن جلسه قید اسرع وقت نگاشته شد، اما متاسفانه حدود 20 روز از این جلسه می‌گذرد، ولی هنوز اتفاقی نیفتاده است. وی افزود: در تاریخ 27 دی سال 95  من به همراه رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب به زندان اوین مراجعه کردیم. همانطور که می‌دانید احکام قضایی از چندین بخش تعیین شده است. برای مثال مقدمه‌ و شرح مساله و مدارکی که به آن استناد شده است را دارد  و در نهایت می‌رسد به آن بخشی که مجازات تعیین شده است. در زندان اوین دو صفحه انتهایی حکم که مربوط به بخش مجازات است به موکلم داده شد. در آنجا موکلم نسبت به این موضوع گلایه کرد و گفت که من می‌دانم حکم صدها صفحه است و امروز شما تنها دو صفحه پایانی آن را به من ارائه دادید که به این ترتیب مقرر شد بنده برای آنکه بتوانم از موکلم دفاع کنم و درخواست اعاده دادرسی بدهم به دادگاه انقلاب مراجعه و از حکم رونویسی کنم. عباس جعفری دولت آبادی دادستان عمومی و انقلاب نیز تهران 5 بهمن سال 95  درباره پرونده بابک زنجانی و دستگیری یکی از متهمان اصلی «ع.ز» اظهار کرد: متهم مذکور که زمینه ساز خرید یک موسسه مالی و تبدیل آن به بانک اف.آی.آی.بی در مالزی به منظور فراهم کردن بستر جرایم بود، موفق شد از طریق همین بانک که کلاً به چهار میلیون دلار خریداری شده بود، اعتبارات اسنادی را رد و بدل نماید و اعتبارات اسنادی برای خرید نفت از شرکت ملی نفت ایران، واریز وجوه ادعایی مربوط به شرکت های سازمان تامین اجتماعی و همچنین وجوه واریز به شرکت اچ.کی H-K در خارج از کشور از طریق همین بانک اقدام شده است. جعفری دولت آبادی با تاکید بر اینکه قوه قضاییه و دادستانی خواب راحت را از چشمان مفسدان اقتصادی خواهند گرفت، هشدار داد: مفسدان اقتصادی در هر موقعیت و مقامی که باشند باید وجوه تحصیل شده را بازگردانند. سرانجام 12 بهمن سال 95 رسول کوهپایه‌زاده وکیل بابک زنجانی گفت که رای پرونده بابک زنجانی به وی ابلاغ شده است. وی افزود: از آنجا که رای دیوان عالی کشور بسیار طولانی بود و گردش کار طولانی داشت و همچنین با فونت ریز حدود 140 الی 150 صفحه می‌شد و اینکه اگر بنده می خواستم از رای رونویسی کنم حدود یک ماه طول می کشید، با مساعدت شعبه 15 دادگاه انقلاب توانستیم برای رونویسی از رای از تعدادی تایپیست در روزهای متوالی استفاده کنیم و خوشبختانه امروز کل رای تایپ شد و در اختیار ما قرار گرفت. وی ضمن تشکر از شعبه 15 دادگاه انقلاب برای حصول رونویسی از رای، گفت: ما این آمادگی را داریم که به نحو شایسته از حقوق قانونی موکل دفاع کنیم. ان شاء الله از ظرفیت های ماده 477 و 474 قانون آیین دادرسی کیفری برای اعاده دادرسی استفاده می‌کنیم. از رای پرینت گرفتم و تقاضا کردم که یا با بابک زنجانی ملاقات کنم و یا حداقل رای را در اختیار دفتر نظارت زندانیان قرار دهم تا در اسرع وقت در اختیار موکلم قرار گیرد. کوهپایه زاده درباره نتیجه جلسه 13 دی سال 95 که با حضور نمایندگانی از شرکت نفت و دادستانی و بانک ملی و بانک مرکزی به عنوان ذی‌نفعان پرونده و با حضور موکلش برای پرداخت بدهی‌ها برگزار شده بود، گفت: خوشبختانه با تدبیر دادستانی کل کشور ما متعاقب آن جلسه، جلسه دیگری هم داشتیم و در آن جلسه به جمع بندی رسیدیم که موضوع پیگیری شود. حجت‌الاسلام و المسلمین محمدجعفر منتظری 13 بهمن سال 95 در جمع خبرنگاران در پاسخ به سئوالی در مورد اینکه آیا پیدا شدن متهم جدیدی در پرونده بابک زنجانی در اجرای حکم اعدام او تاخیری ایجاد خواهد کرد؟ گفت: فعلا به دنبال این هستند که بتوانند هرچه زودتر اموال بیت‌المال و اموال مردم را به آنها برگرداند و بحث تاخیر در اجرای حکم اعدام مطرح نیست. زهره رضایی وکیل امور بین الملل بابک زنجانی در مالزی نیز 19 بهمن سال 95  درباره صدور یک فقره اعتبار اسنادی برای پرداخت بدهی‌های موکلش توضیحاتی را ارائه کرد و گفت: در تاریخ ٢٠ آذر سال 95 یک فقره اعتبار اسنادی به ذینفعی قوه قضاییه از یک بانک دولتی خارجی توسط شرکای خارجی موکلم صادر و به بانک ملی ارسال شده است و تا امروز بانک ملی از ابلاغ رسمی آن خودداری کرده و به بانک صادرکننده اعلام کرده که آدرس قوه قضاییه برای ما ناشناس است. وی مدعی شد: پس از پیگیری‌ها نهایتا بانک ملی به طور شفاهی و غیررسمی اعتبار اسنادی مذکور را به قوه قضاییه ابلاغ کرد که این موضوع در عرف بانکی اصلا ابلاغ تلقی نمی شود و قوه قضاییه نیز  شفاهی نظر خود را چنین عنوان کرده که این اعتبار اسنادی باید به تایید بانک مرکزی ایران برسد، از طرفی بانک مرکزی ایران بانک صادرکننده را برای این حجم از تعهد معتبر نمی‌داند و از لحاظ فنی و طبق روال بانکی بین‌المللی باید از بانک صادرکننده رسما درخواست نمایند که این اعتبار اسنادی را توسط بانک ثالثی کانفرم کنند. رضایی با بیان اینکه «تا امروز پس از جلسات متعدد با قوه قضاییه، بانک ملی، بانک مرکزی و وزارت نفت این تقاضا همچنان رسما به بانک صادر کننده ابلاغ نشده است» چنین ابراز عقیده کرد که به نظر می‌رسد کانال‌های غیررسمی را جهت این امر کافی می‌دانند، در حالی که بانک صادرکننده که یک بانک دولتی است، باید جهت تامین این خواسته مصوبه دولت را اخذ کند و آنها طبق پروتکل های دولتی نیاز به مدارک رسمی دارند و قادر نیستند بر اساس تنها تماس تلفنی و یا ایمیل های غیررسمی چنین مصوبه‌ای را اخذ کنند. رسول کوهپایه‌زاده نیز 19 بهمن سال 95  نسبت به اظهارات مسئول کمیته پیگیری مطالبات وزارت نفت مبنی بر اجرایی شدن حکم موکلش تا پایان سال 95 واکنش نشان داد و گفت: بعید می‌دانم اجرای حکم موکلم قبل از عید صحت داشته باشد؛ زیرا بابک زنجانی تازه روز گذشته - 18 بهمن سال 95 - حکم دیوان عالی کشور را مطالعه کرده است و با توجه به اینکه حوزه فعالیت موکلم، فعالیت‌های تخصصی بانکی و نفتی است به کرات به عنوان وکیل بابک زنجانی تقاضا کردم برای ارائه درخواست اعاده دادرسی و استفاده از ظرفیت‌های قانونی دیگر، بتوانم با موکلم ملاقات کنم. وی افزود: روشن است که به عنوان وکیل بابک زنجانی باید بتوانیم با وی ملاقات کنیم تا دیدگاه‌ها، نظرات و دفاعیات او را اخذ کنم، اما اکنون چندین ماه است نتوانستم موکلم را ملاقات کنم؛ لذا بعید می‌دانم قبل از ملاقات با موکل و هماهنگی و انسجام درباره نظام دفاعی وی، حکم اجرا شود. زیرا مواد 477 و 474 قانون آئین دادرسی کیفری از نظامات دفاعی و حقوق بنیادین متهم است و بعید است که  قبل از درخواست اعاده دادرسی و خلاف بین شرع بودن رای صادره، حکم اجرا شود. کوهپایه زاده با اشاره به اینکه اقداماتی برای تسویه بدهی‌های موکلم صورت گرفته که ادامه آن مستلزم عدم تعجیل در اجرای حکم است، گفت: مراجع‌ ذی‌صلاح قضایی و بانکی و دولتی در جریان این اقدامات هستند و بر اساس آخرین جلسه‌ای که با حضور همه اصحاب پرونده در دادستانی کل داشتیم، مقرر شد موضوع پیگیری شود و تا حصول نتیجه نهایی از دستور خارج نشود. بر همین اساس بعید می‌دانم تا قبل از انجام همه اقدامات در اجرای حکم تعجیل شود. وی اضافه کرد: مساله مهم دیگر این است که حسب دادنامه صادره شاکی و مالباخته شرکت نفت است و زمانی که شرکت نفت و مسئولان مستقیم پیگیری پرونده صراحتاً می‌گویند در صورت اجرای حکم دست ما از الباقی وجوه و اموال خارجی زنجانی کوتاه می‌ماند، بعید می‌دانم در اجرای حکم تعجیل شود؛ زیرا آنچه مورد اجماع همه آحاد جامعه قرار دارد اولویت اول برگشت پول و استیفای حقوق بیت المال است و هر نوع شتاب زدگی در اجرای حکم، این اهداف را محقق نمی‌کند؛ بنابراین تعجیل در اجرای حکم را بعید می‌دانم؛ البته تصمیم‌گیری نهایی با دستگاه قضایی است. بر اساس این گزارش، حجت‌الاسلام و المسلمین محسنی‌اژه‌ای در صد و هشتمین نشست خبری خود در تاریخ 24 بهمن سال 95 در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه چندی پیش مسئول کمیته مطالبات وزارت نفت در پرونده بابک زنجانی عنوان کرد که حکم این پرونده تا قبل از پایان سال 95 اجرایی می شود، در حالی که تاکنون مطالبات وزارت نفت محقق نشده است، اظهار کرد: این حکم همین الان در حال اجراست؛ زیرا حکم یک شکل ندارد. شکل دیگر این حکم سلب حیات است. جلساتی با خود محکوم علیه و افراد دیگر در جهت شناسایی اموال و چگونگی وصول طلب شرکت متعلق به نفت در حال رسیدگی است. وی ادامه داد: در موضوع پرونده بابک زنجانی سه موضوع به رسیدگی نیاز دارد، یک بحث، اموال است که هم باید شناسایی شود و هم نیاز به کارشناسی دارد و نمی‌توان به صرف محکوم‌علیه بودن تمام اموال شخص را ضبط کرد. همچنین زمان آن قابل پیش بینی نیست. نسبت به تتمه وجوهی که تاکنون ارسال نشده است، هنوز به صورت مطمئن نتوانستیم بگوییم ایشان در خارج از کشور مالی یا سندی دارد. به طور قطع نمی توان گفت این هست یا نیست. محسنی‌اژه‌ای خاطرنشان کرد: اخیرا وزارت اطلاعات بیشتر وارد میدان شده و نسبت به متهم جدید هم در حال انجام اقدامات بیشتر هستیم که بررسی کنیم آیا اموالی در خارج از کشور وجود دارد یا نه. در مورد اموال دیگر که شناسایی شده نیز در حال رسیدگی هستیم. نکته دیگر اینکه حکم دو متهم این پرونده نقض شده است. برای دو نفری که حکم شان نقض شده است امکان تعیین زمان وجود ندارد و کسی که ادعا کرده قبل از عید حکم انجام می شود، اگر منظورش کل حکم است که باید بگوییم در حال اجراست و اگر منظور سلب حیات است که حتما ایشان اطلاعات کافی ندارد و این مورد تاکنون انجام نشده است. تا استرداد پول‌ها بابک زنجانی اعدام نمی‌شود حجت الاسلام و المسلمین منتظری دادستان کل کشور 28  بهمن سال 95 در جمع خبرنگاران در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه زمان احتمالی اجرای حکم بابک زنجانی را می توانید اعلام کنید؟ گفت: حکم وی قطعی شده، ولی برای اینکه پول هایی که به جیب زده و غالبا هم در خارج از کشور است به بیت المال برگردد تا استرداد پول ها، اجرای حکم اعدام انجام نمی شود. تلاش بر این است که پول ها به بیت المال برگردد و به بابک زنجانی نیز گفته‌ایم باید این مساله را در اهمیت قرار دهد. دادستان کل کشور در پاسخ به سئوالی درباره نقش فرد تازه دستگیر شده در حل پرونده بابک زنجانی، گفت: این فرد از عناصر موثر در پرونده بابک زنجانی است و پرونده وی در مرحله تحقیقات قرار دارد. حکم بابک زنجانی همین اکنون هم در حال اجراست حجت‌الاسلام و المسلمین محسنی‌اژه‌ای 4 اسفند سال 95 در حاشیه همایش نقش و تاثیر مرکز امور مشاوران حقوقی، وکلا و کارشناسان قوه قضاییه در جمع خبرنگاران در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه دادستان کل کشور اعلام کرده که تا زمان استرداد پول‌ها زنجانی اعدام نمی شود، آیا این موضوع درست است گفت: این حکم همین الان در حال اجراست. حکمی که صادر می شود بخش‌های مختلفی دارد و بعد از قطعیت شروع به اجرا می شود. ممکن است اجرای بخشی از حکم زمان ببرد؛ لذا در حال شناسایی اموال هستیم اعدام هم متوقف بر این امر نیست، تکرار می کنم و تاکید می‌کنم که اعدام متوقف بر این امر نیست، لکن بخشی از کار در حال اجراست و اگر ذی‌حق ایشان نسبت به کارشناسی‌ها اعتراض داشته باشد باید به اعتراضات آن‌ها رسیدگی شود. وی افزود: نکته دوم در مورد فردی است که اخیرا دستگیر شده و ممکن است لازم باشد این دو مواجه حضوری داشته باشند. همچنین دو متهم دیگر که حکم شان نقض شده ممکن است برای تحقیقات از آنها استفاده شود؛ بنابراین حکم الان در مرحله اجراست و برای استرداد اموال تلاش‌هایی صورت گرفته، اما حکم اعدام متوقف بر این امر نیست. معاون اول رییس قوه قضاییه در پاسخ به سئوال دیگری مبنی بر اینکه آیا ممکن است حکم متهم ردیف اول این پرونده تغییر کند؟ گفت: خیر، اگر یک متهم مرتکب جرمی شود و در ارتکاب جرم تلاش بر جبران آثار آن کند، توبه کند، قانون و شرع برای او تخفیفاتی قائل هستند. اگر ایشان از روز اول همکاری لازم را داشت قطعا تخفیفاتی در مورد او اعمال می‌شد. ارفاقات قانون لزوما تغییر حکم اعدام او نیست. ایشان هر مقدار که همکاری‌های لازم را انجام دهد از ارفاقات بیشتری بهره می‌برد. وی اضافه کرد: مثلا یکی از ارفاقات این است که در زمان بازداشت انفرادی نرود، مرخصی برود یا به او ملاقات هفتگی بدهند و یا از ارفاقات گوناگون استفاده کند. حجت‌الاسلام و المسلمین محسنی‌اژه‌ای در نشست خبری در تاریخ 15 اسفند سال 95 در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه بنا بر قول جنابعالی حکم اعدام بابک زنجانی تا مرحله تادیه بدهی ایشان معلق شده و آیا تادیه بدهی در مورد همه محکومان وجود دارد؟ گفت: اصل خبر صحیح نیست. جایی ندیدم از قول من نقل شده باشد. مطلبی از قول دادستان کل نقل شده بود که گفتند ناقص بوده است. پرونده همین الان هم در حال اجرا است. همه تلاش از ابتدا تا امروز این بوده که میزان بدهی به شرکت نفت برگردانده شود تا امروز هم بخشی از اموال در داخل و خارج شناسایی شده است. در مورد برخی اختیار تام به وزارت نفت داده است که تملک کنند یا بفروشند که در مرحله کارشناسی در این راستا نیاز به حضور خود متهم و محکوم وجود دارد، زیرا ممکن است کارشناسی مورد اعتراض قرار گیرد. وی افزود: دو نفر از محکومین به اعدام، حکم‌شان نقض شده است، ممکن است برای تکمیل آنها به حضور ایشان نیاز باشد. فرد دیگری در خارج از کشور بود که با تلاش ناجا از طریق اینترپل وارد شد و در راستای تحقیق از ایشان لازم است متهم حضور داشته باشد. سایر پرونده ها هم همینطور است. بخشی از حکم در حال اجراست و بخش بعدی پس از اتمام پرونده که ممکن است زمان ببرد. معاون اول قوه قضاییه در پاسخ به سئوالی درباره اینکه جهانگیری اعلام کرده که هندی معاون وزارت نفت گفته که پیش بابک زنجانی رفتم، البته او برخورد بدی با من داشته و بابک زنجانی ایمیل های وی را به صورت پرینت در اختیار داشته، او چگونه از درون زندان قادر بوده بخشی از مکالمات و ایمیل‌های مسئولان در رابطه با پرونده‌اش را هک کند؟ گفت: جزییات آن را نمی دانم و  این که هک شده یا نه مشخص نیست، اما گفته شده چنین حرفی رد و بدل شده و دادسرا و وزارت اطلاعات در حال بررسی موضوع هستند. محسنی‌اژه‌ای یادآور شد: اصل مطلب ظاهرا وجود داشته، ولی جزییات آن را نمی‌دانم، اما هم وزارت اطلاعات و هم دستگاه قضایی در حال دنبال کردن مساله هستند و وزارت اطلاعات رسما درخواست کرده بود بخشی از تماس های زنجانی با خانواده اش محدود شود. در طول مدت زمانی که این پرونده در دستگاه قضایی مطرح شد فراز و فرودهای بسیاری به خود دید. قوه قضاییه با جدیت تمام به این پرونده رسیدگی کرد؛ رسیدگی که جوانب مختلف داشت و دارد. تاکید دستگاه قضایی بازگرداندن اموال بیت‌المال است چرا که اجرای حکم این پرونده اکنون و در این شرایط زمانی برای دستگاه قضا کار سختی نیست و علت اصلی ادامه دار شدن این موضوع ارائه زمان برای بازگرداندن وجوهات است. برخی بر این باورند که در این پرونده پولی برنخواهد گشت چرا که به محض ارائه، بخشی از حکم که اعدام هست، اجرا می‌شود، این دیدگاه مورد تایید وکیل‌مدافع بابک زنجانی نیست؛ زیرا وی تاکید دارد که موکلش قائل به بازگرداندن بدهی‌ها و اموال بیت‌المال هست و در این راستا همکاری‌های لازم را کرده و می‌کند. باید دید در جدال مرگ و زندگی کدام یک پیروز از میدان خارج می‌شوند.  ]]> سیاسی Mon, 27 Mar 2017 13:25:18 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278491/کشمکش-بابک-زنجانی-مرگ-زندگی جزییات تخلف مالی مدیر برکنار شده آستان قدس http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278540/جزییات-تخلف-مالی-مدیر-برکنار-شده-آستان-قدس به گزارش بلاغ، مسئول دفتر قائم‌مقام آستان قدس رضوی گفت: عزل قائم مقام سابق آستان قدس جزو اولین تغییرات مدیریتی آیت‌‌الله رئیسی بود و پس از تودیع، وی عملاً حتی یک روز هم در سمت مشاوره یا هیئت امنا اشتغال نداشته است.جعفر صباغیان مسئول دفتر قائم‌مقام آستان قدس رضوی در واکنش به انتشار اخباری درباره قائم مقام سابق آستان اظهار داشت: در ماه‌های ابتدایی آغاز فعالیت مدیریت جدید در آستان قدس رضوی و پس از وصول گزارش‌هایی از وقوع تخلف مالی دریکی از شرکت‌های تابعه در سنوات گذشته، تولیت معزز آستان قدس رضوی آیت الله رئیسی بلافاصله دستور استقرار سازمان حسابرسی و بازرسی آستان قدس را در آن شرکت به جهت بررسی موضوع صادر کرد.وی با بیان اینکه گزارش‌های اولیه حاکی از وجود سوءاستفاده از آن شرکت در سال‌های گذشته داشت، تصریح کرد: حساسیت تولیت معزز در بازگرداندن حقوق آستان قدس موجب شد تا ایشان با تکمیل گزارش حسابرسی دستور عزل فوری مدیریت شرکت، تغییر هیئت‌مدیره، تشکیل پرونده در دادسرای تهران و معرفی متهمین به مرجع قضایی را صادر نماید که با اجرای این دستور از سوی سید مرتضی بختیاری قائم‌مقام آستان قدس رضوی حدود 6 ماه است که پرونده شکایت آستان قدس از افراد مرتبط با این اتهام به دادسرای عمومی تهران تقدیم شده است.صباغیان تأکید کرد: طبعاً اطلاع‌رسانی درباره اقدامات انجام‌شده در خصوص این پرونده با دادسرای تهران خواهد بود.وی درباره وضعیت قائم‌مقام سابق آستان قدس رضوی نیز گفت: عزل قائم مقام سابق آستان قدس جزو اولین تغییرات مدیریتی آیت‌‌الله رئیسی بود و پس از تودیع، وی عملاً حتی یک روز هم در سمت مشاوره یا هیئت امنا اشتغال نداشته است.مسئول دفتر قائم‌مقام آستان قدس رضوی تأکید کرد: رابطه اداری عزیزیان قائم مقام سابق با آستان قدس مدتها پیش از وصول گزارش بازرسی و ارسال آن به قوه قضائیه قطع شده است. ]]> سیاسی Mon, 27 Mar 2017 16:17:34 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278540/جزییات-تخلف-مالی-مدیر-برکنار-شده-آستان-قدس مداح معروف تهران در فرمانداری + عکس http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278461/مداح-معروف-تهران-فرمانداری-عکس به گزارش بلاغ، عبدالرضا هلالی ضمن رد کاندیداتوریش در پنجمین انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا گفت به همراه دوستم آمدم.   ]]> سیاسی Mon, 27 Mar 2017 11:33:59 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278461/مداح-معروف-تهران-فرمانداری-عکس پشت صحنه روابط دیپلماتیک اسرائیل با روسیه چیست؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278482/پشت-صحنه-روابط-دیپلماتیک-اسرائیل-روسیه-چیست به گزارش بلاغ، در پاییز سال 2015 روسیه و اسرائیل اولین دیدار خود برای چیدن ساز و کارهایی در راستای جلوگیری از برخوردهای نظامی در سوریه را صورت دادند. بعد از آن روسیه به شکل کاملا رسمی وارد جنگ سوریه شد و رژیم اسرائیل نیز همچنان به مداخله های غیر رسمی خود در سوریه ادامه داد که هدف از این مداخله ها حملاتی علیه حزب الله و همچنین تبادل آتش در مرزهای سوریه بود. هدف از این دیدار در سال 2015 به نظر میرسد که یک نوع از اتمام حجت در قالب توافقی نظامی برای دو طرف بوده است: سر راه من سبز نشو! این توافق و این گزاره تا هفته قبل پا برجا بود، اما از هفته گذشته تا کنون تغییر کرده است. بعد از آن که هواپیماهای رژیم اسرائیل با حمله به خاک سوریه بخشهایی از این کشور را – که ظاهرا مربوط به تسلیحات ارتش سوریه بوده است – هدف قرار دادند، در راه برگشت خود با موشکهای سامانه دفاع هوایی ارتش سوریه مواجه شدند که این مساله شدیدترین برخورد میان سوریه و رژیم اسرائیل طی شش سال جنگ داخلی این کشور بوده است. یکی از موشکهای شلیک شده از سوی سامانه دفاع هوایی سوریه توسط سامانه های ضد موشکی ارتش ارسرائیل منهدم شد و بقایای آن در خاک اردن فرود آمد. یکی از آنها به گفته مقامات رژیم اسرائیل اما در منطقه ای غیر مسکونی در فلسطین اشغالی به زمین خورد. بعد از این ماجرا جمعه گذشته یکی از مقامات ارتش اسرائیل برای اولین بار و به شکل رسمی مسئولیت حمله به خاک سوریه از سوی این رژیم را اعلام کرد. کمی بعد از این نمایش، روسیه در یک اقدام غیر منتظره سفیر اسرائیل در این کشور را برای توضیح در مورد اتفاقات رخ داده فراخواند. شاید دلیل این فراخوانی این بوده است که نیروهای روسی فاصله چندانی با منطقه ای که جنگنده ه ای اسرائیلی مورد هدف قرار دادند، نداشتند. اما پاسخ نظامی سوریه به حمله اسرائیل نشان از آن دارد که پویایی های جنگ در سوریه در حال تغییر است و این تغییر در پی پیروزی های اخیر ائتلاف روسیه و ایران در حمایت از اسد و دورنمای نامطمئن رزیم اسرائیل از جنگ سوریه است.  رژیم اسرائیل علیرغم اولیت های متعارضی که در حوزه نظامی دارد، و در عین حال که خواهان بیرون راندن ایران از سوریه و تضعیف حزب الله است، روابط خوبی با روسیه در طی جتنگ سوریه داشته است. اما همچنان که جنگ به پیش میرود، روزهای خوب برای اسرائیل رو به پایان است. مایکل کاپلو از متخصصان سیاست گذاری امنیتی و نظامی در اسرائیل معتقد است: «این که مکانیزم همکاری بین دو طرف چگونه به پیش رفته است هیچ اهمیتی ندراد. تعارض اساسی در قلب روابط بین اسرائیل و روسیه در این است که خط قرمز برای اسرائیل حضور ایران در سوریه به شکل دائمی است و و خط قرمز برای روسیه از بین رفتن امکان حضور ایران در سوریه به شکل دائمی.» یکشنبه هفته گذشته سفیر سوریه در سازمان ملل هشدار داد که پاسخ نظامی دولت سوریه به حمله اسرائیل فاز جدید از تعارض میان این دو طرف را نشان داده است که در آن از این پس حملات اسرائیل به خاک سوریه پاسخ های بیشتری را خواهد دید. وی همچنین بیان کرد که روسیه به اسرائیل اطلاع داده است این رژیم دیگر نمیتواند بیش از این هرگونه که میخواهد در آسمان سوریه رفتار کند. روز بعد از آن یعنی دوشنبه، دانیل شاپیرو، سفیر سابق اسرائیل در واشنگتن در یکسری توییت بیان کرد که مرز اسرائیل و سوریه در واقع مکانی است که ولادیمیر پوتین در آن میزان کنترل و تسلط خود بر خاورمیانه را در دوره دونالد ترامپ به آزمایش میگذارد. اسرائیل اما همچنان بر آن است که حملات هوایی خود به خاک سوریه را تداوم بخشد، هر زمان و هر مکانی که لازم بود. وزیر دفاع الین رژیم، آویگدور لیبرمن هفته قبل تهدید کرد که چنانچه بعد از این جنگنده های اسرائیل با پاسخ سامانه های دفاع هوایی ارتش سوریه مواجه شوند، این رژیم همه سامانه های دفاعی سوریه را نابود خواهد کرد. با این حال گویا مقامات این رژیم به خوبی میدانند که دیگر چراغ سبز روسیه به اسرائیل برای حمله به سوریه خاموش شده است. نتانیاهو در پکن این موضوع را به طریقی دیگر بیان کرد و گفت: کاملا اشتباه است که تصور کنیم سیاست روسیه در قبال اسرائیل تغییر کرده است. با این حال به نظر میرسد که دیگر روسیه تضمینی برای پایبندی به توافقی که در پاییز سال 2015 با اسرائیل بسته بوده در میان نمیبیند، و بسیار بعید است که پاسخ نظامی سوریه به حمله اسرائیل بدون اطلاع روسیه بوده باشد. چنانچه این موضوع رقم خورده و روسی به صراحت از اسرائیل خواسته باشد که حملات خود به خاک سوریه را پایان دهد، بدون هیچ شکی هزینه اقدامات آتی رژیم اسرائیل در خاک سوریه افزایش خواهد یافت و نتانیاهو را با گزینه های محدودی مواجه میکند که محتمل ترین آنها غلتیدن بیشتر به دامان آمریکا است. با این حال به نظر میرسد که همچان تنش های میان اسرائیل و سوریه تداوم خواهد داشت. روز یکشنبه هفته گذشته یکی از افسران رده بالای نیروی هوایی ارتش سوریه توسط حمله یک پهپاد اسرائیلی جان خود را از دست داد و روز بعد از آن ارتش سوریه یک پهپاد اسرائیلی را در آسمان سوریه ساقط کرد. آنچه باقی میماند واکنش های بعدی روسیه به این تنش ها است که به نظر هیچ شباهتی به واکنش های قبلی نخواهد داشت.  ]]> سیاسی Mon, 27 Mar 2017 12:30:40 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278482/پشت-صحنه-روابط-دیپلماتیک-اسرائیل-روسیه-چیست راه برای سقوط پایتخت داعش باز شد؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278528/راه-سقوط-پایتخت-داعش-باز به گزارش بلاغ، شبه‌نظامیان کـُرد و عرب در شمال سوریه، می‌گویند پایگاه هوایی «طبقه» را از تصرف گروه تروریستی داعش خارج کرده‌اند. داعش در سال ۱۳۹۳ این پایگاه ارتش سوریه را تصرف کرده و در آن دست به کشتار زده بود.گروه «نیروهای دمکراتیک سوریه» در بیانیه‌ای که شـشم فروردین ماه صادر کرده، می‌گوید در حال حاضر «کنترل کامل» پایگاه هوایی را در دست دارد و عملیات برای ایمن‌سازی مناطق اطراف آن ادامه دارد.این پایگاه راهبردی، در نزدیکی سد مهم «طبقه» قرار دارد و کنترل آن می‌تواند نقش مهمی در پیشروی‌ها به سوی این سد و در نهایت آزادسازی رقه از کنترل نفرات داعش ایفا کند.روز دوم فروردین ماه یک مقام آمریکایی گفته بود شبه‌نظامیان عمدتا کـُرد با استفاده از هواگردها عملیات «بی‌سابقه‌ای» را انجام داده و صدها تن از افراد «نیروهای دمکراتیک سوریه» به کرانه رود فرات و دریاچه اسد انتقال داده شده‌اند.روز یک‌شنبه افراد گروه تروریستی داعش ادعا کرده بودند که در صورت حمله هوایی نیروهای ائتلاف سد طبقه ممکن است بشکند.شبه نظامیان کرد و عرب این ادعا را رد رده و گفته‌اند «ن‌د‌س» در حال حاضر کنترل سرریز سد را در دست دارند و می‌توانند «در صورت نیاز فشار وارد بر سد را کاهش دهند». ]]> سیاسی Mon, 27 Mar 2017 15:49:53 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278528/راه-سقوط-پایتخت-داعش-باز خوشحالی حسین فریدون از عدم تائید آیت‌الله هاشمی http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278484/خوشحالی-حسین-فریدون-عدم-تائید-آیت-الله-هاشمی به گزارش بلاغ، حجت الاسلام علی عسگری، معاون پارلمانی دانشگاه آزاد اسلامی، نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی و یکی از چهره های نزدیک به آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت و گویی با هفته نامه مثلث انجام داده است که آن را در ادامه می خوانید: سال 84 احمدی‌نژاد با ورود خود به عرصه انتخابات سعی کرد تا دوقطبی ‌هاشمی- احمدی‌نژاد را تقویت کند. او هم در سال 84 و هم در سال 88 توانست از طریق ایجاد این دوقطبی، افکار عمومی و آرای قشری از جامعه را به سمت خودش جلب کند اما سال 92 دیگر این دوقطبی جواب نداد حتی کاملا برعکس شد. این‌بار آقای هاشمی در قطب مقبول قرار گرفت و خیلی‌ها می‌گویند که اگر آقای هاشمی از آقای روحانی حمایت نمی‌کرد شاید اصلا او رئیس‌جمهور نمی‌شد. به نظر شما چه شد آقای هاشمی از سال 84 و 88 که قطب مغلوب و آرای سلبی‌اش بالا بود یکباره به قطب غالب و مقبول رسید که آرای ایجابی‌اش بالا رفت و حتی توانست با تائید‌ آقای روحانی، او را به پاستور برساند و سکان امور اجرایی را به دستش دهد؟ مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی یک عمر سیاسی 60، 70 ساله اثرگذار در همه عرصه‌ها‌ داشت. یعنی ‌بین شخصیت‌های عالم و سیاسی کسی را نداریم که به شکل طولانی حضور اثرگذارانه در معادلات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و انقلابی داشته باشد. یعنی آقای هاشمی قبل از کاپیتولاسیون به جهت اینکه در سن 14 سالگی این توفیق را داشت که همسایه و محشور با امام(ره) باشد، از همان آغاز طلبگی در مکتب فکری امام(ره)، شاگرد اول مکتب فکری امام شد و حتی اگر یادتان باشد در خاطره‌ای نقل کرده که «من اولین رادیو را برای امام خریدم». او توانست در همان مقاطع به نحوی وارد عرصه سیاسی به شکل فعال شود و برای جمع‌آوری اطلاعات و افکار سیاسی به امر امام به تهران می‌آمد و اخبار دست اول را خدمت امام ارائه می‌کرد و از آنجا که مورد اعتماد و وثوق امام بود، امام ‌بر مبنای آن اطلاعات و پیش‌زمینه‌هایی که می‌دید و از طریق آقای هاشمی ارائه می‌شد، مبارزه را در شکل علنی و رسمی شروع کردند.مباحث مربوط به 1342 و دستگیری امام و شرایط بعد از آن و تبعید امام به ترکیه و بعد استقرار امام در عراق و ارتباط مستمر آقای هاشمی با امام در طول آن دوران سخت، یک پختگی فوق‌العاده سیاسی و ارزشمندی را در او پدید آورد. در عین حال تشکل و ساماندهی روحانیت با محوریت امام با ابتکار آقای هاشمی صورت گرفت. از آن مقطع اگر دقت کنید چه در داخل و چه در خارج، آقای هاشمی حضور فعال داشت. یک‌بار ایشان می‌گفتند: «من توسط امام درحالی که در اروپا و آمریکا سیر سیاسی و مبارزاتی خودم را داشتم، به عراق فرا خوانده شدم و در عراق مطالب را برای ایشان تشریح کردم. شرایط مبارزین در خارج و اخباری که در داخل داشتم را بازگو کردم و تاکید امام این شد که من در عراق بمانم اما من‌ ترجیحم آن بود که بُعد سخت را عهده‌دار شوم و امام را متقاعد کردم که به ایران بیایم.» بعد از اینکه آقای هاشمی داخل ایران آمدند، دستگیر شدند و شکنجه‌های سخت را در ساواک تحمل کردند ولی در خود زندان هم رفتار ایشان مایه امید برای مبارزین شد به‌عنوان اینکه از مبارزه مایوس نشوند. البته بخش قبل از انقلاب و دوران شکنجه و ساواک را در خاطرات خود دارند و دیگران هم بازگو کرده‌اند.در ادامه اگر دقت کنیم در بحث شورای انقلاب هم نقش تعیین‌کننده‌ای داشتند و بعد از حضور امام باز در مسائل مربوط به ساماندهی مبارزین، کشور، نظام و حرکت انقلاب بعد از پیروزی با حضورشان در وزارت کشور و سایر مسئولیت‌ها نقش تعیین‌کننده داشتند. در بحث مجلس اول که خیلی مهم بود، ایشان به‌عنوان رئیس مجلس انتخاب شدند و نقش کلیدی و تعیین‌کننده داشتند و سعی کردند مکتب فکری امام یعنی جمهوری اسلامی را در بحث قانون و قانونگذاری نهادینه کنند. اگر دوران گفتمان انقلاب اسلامی را در نظر بگیریم در جای خودش نقش تعیین‌کننده‌ای داشتند و در دفاع مقدس هم نقش تعیین‌کننده‌ای داشتند و جانشین فرمانده کل قوا و فرمانده دفاع مقدس بودند. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم یک‌بار بعد از اینکه عملیات کربلای 4 لو رفت و شکست خوردیم، ایشان آنجا ماندند و گفتند: «به‌زودی باید عملیات پیروزمندی داشته باشیم. نظر امام هم همین است و ما باید به‌زودی از همین نقطه باز عملیات انجام دهیم.»جالب اینکه دستور داده بودند که ستاد کربلا که کارهای مهندسی جنگ را عهده‌دار بود، از هورالعظیم تا پاسگاه ابولیلی عراق، جاده‌ای را داخل هور در زمین باتلاقی، خاکریزی و شن‌ریزی کنند و بسازند. یادم ‌هست که بچه‌های کربلای4، بچه‌های خراسان از جمله آقای ورشاوی و دوستان دیگر بودند، یک‌بار ایشان پشت بیسیم آمد و چون من بیسیم را جواب می‌دادم، خیلی مقتدرانه گفتند که این جاده چی شد؟ من گفتم که در حال ساخت هستیم ولی خیلی سخت است و ایشان فرمودند «خاصیت جبهه اصلا روآوری به سختی‌ها و گذر از سختی‌هاست و این چه حرفی است که می‌زنید؟» ما با آن راننده‌های ولووی 10 چرخ براساس بخشنامه نخست‌وزیر داشتیم آن‌جاده را می‌ساختیم. یعنی کامیون‌داران بعضا جرات نمی‌کردند به خط بیایند. کامیون‌های خودشان را در اختیار یک راننده ‌ماهر در اهواز قرار می‌دادند تا آن 15 روز را بیاید و خاکریزی را انجام دهند و برگردند تا سهمیه لاستیک خود را دریافت کنند. آن راننده‌ها از نوع رزمنده‌های بسیجی نبودند. گاهی با آنها کلنجار می‌رفتیم و گاهی هم در شرایط دعای کمیل و ندبه می‌دیدیم که سر و صدا راه انداختند. درواقع با این نوع آدم‌ها داشتیم جاده را می‌ساختیم که الحمد‌لله ساخته شد و در واقع از پشت شهرک دوایجی درمی‌آمدیم که عملیات کربلای5 با موفقیت انجام شد. می‌خواهم بگویم که آقای هاشمی در شرایط بحران، سختی و شکست و در شرایط پیروزی در جنگ، هاشمی دفاع مقدس بود. خطبه‌هایی هم که می‌خواند، خیلی تعیین‌کننده بود و همین‌طور امیدواری‌هایی که به رزمندگان می‌داد. اگر شما از گفتمان دفاع مقدس عبور کنید باز به گفتمان سازندگی می‌رسید. آقای هاشمی با دست خالی، بازسازی جنگ را شروع کرد و دولتش هم دولت سازندگی نام گرفت. باز به همین دلیل که سریع بتوانند خرابی‌های جنگ را‌ ترمیم کنند‌، زیرساخت‌ها را بسازند و آماده کنند توان فو‌ق‌العاده‌ای از خود نشان دادند بعد از دولت هم که به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفتند، به جایگاه رفیع و خاص خودشان نائل شدند. چون مجمع تشخیص مصلحت یک نهاد فراقوه‌ای بود و ماموریت‌های مختلفی را به‌عنوان نهاد مستشار رهبری برعهده داشت. در حل معضلات کشور و نظام و در حل قانونی دعواهای کاری مجلس و شورای نگهبان، در تعیین سیاست‌های کلی نظام و... مجمع تشخیص مصلحت نظام، 11 ماموریت عمده و شاخص در قانون اساسی دارد که آقای هاشمی آنجا هم درخشندگی خاص خودشان را داشتند و بعد از رهبری، تقریبا نقش دوم تعیین‌کننده را داشتند. گفتمان اصلاحات را به نحوی در دولت خودشان، باعث و بانی شدند.اگر یادتان باشد شایعه کرده بودند که می‌خواهند آقای ناطق را از صندوق دربیاورند و ایشان در وزارت کشور نشستند و گفتند که من خودم دارم نظارت می‌کنم و از آرای مردم پاسداری خواهیم داشت. آن خطبه را خواندند و به نحوی بانی دولت اصلاحات شناخته شدند. بعد از اصلاحات هم، حقیقت امر این است که آقای هاشمی در اواخر آقای دوره خاتمی، من و آقای میرمحمدی (نماینده قم که رئیس فراکسیون وفاق بودند) و چند نفری از دوستان که در آن مقطع در مجلس هفتم نماینده بودیم، خدمت ایشان رفتیم و آقای هاشمی گفتند که شما اگر آقای باهنر‌ و ناطق را راضی کنید که اینها بر آقای ولایتی اتفاق کنند، من دیگر ثبت‌نام نمی‌کنم و خودم هم از ایشان حمایت خواهم کرد. چون اگر یادتان باشد، آقای ولایتی تقریبا به صورت جدی وارد عرصه شد ولی برخی از جریان‌ها از جمله احمدی‌نژاد که نیروهای تازه به دوران رسیده بودند، فضاسازی خاصی پیش آوردند. وقتی هم شرایط در میان اصولگرایان به آنجا رسید که ایشان یقین پیدا کرد که آقای احمدی‌نژاد به نحوی می‌خواهد گزینه نهایی شود، محکم ایستادند و گفتند که من ثبت‌نام می‌کنم ولو «بلغ ما بلغ» و هرچه می‌خواهد پیش آید. برای اینکه احمدی‌نژاد را برای جایگاه ریاست‌جمهوری فرد مناسبی نمی‌دیدند. ایستادند و مقاومت کردند و البته با تخریب سازمان‌یافته خیلی گسترده‌ای هم روبه‌رو شدند. کار که به مرحله دوم رسید آقای کروبی و برخی از آقایان بیانیه‌هایی دادند‌ و زاویه گرفتند امّا آقای هاشمی ایستادند و مقاومت کردند و ماندند. جالب ‌است که من همان موقع، آقای هاشمی را به‌گونه‌ای جدی‌تر از دوره و زمان ریاست‌جمهوری خودش یافتم. یعنی تعبیرشان این بود که مثل روی مین رفتن می‌ماند ولی باید این کار را انجام دهم و هیچ‌کسی هم غیر از من دل و جرات این کار را ندارد و در ادامه هم من خواهم بود و خواهم ایستاد. در دوره آقای احمدی‌نژاد هم بعضی از رگه‌های افراطی اصولگرایی در تخریب ایشان سنگ‌تمام گذاشتند. ولی ایشان آدم امتحان‌داده، کارآزموده و مقاومی ‌بودند. همانجور که شکنجه‌های دوران ساواک را تحمل می‌کردند، شکنجه‌های روحی و تخریب‌های شخصیتی را خیلی تحمل می‌کردند. یعنی مواردی می‌شد که خود ما به مرحله‌ای می‌رسیدیم که اصلا می‌بریدیم. مثلا چندین‌بار آقای احمدی‌نژاد بودجه مجمع تشخیص مصلحت را نمی‌داد و من هم مسئول بودم. به‌خصوص در ارتباط با مرکز تحقیقات استراتژیک. چندین‌بار به آقای هاشمی گفتم الان وقت و زمان این رسیده که تحویل دهیم و برویم قم درسمان را بخوانیم. دیگر هیچ روزنه امیدی نیست. اما ایشان می‌نشستند و با استدلال و منطق می‌گفتند.  ایشان ماندند تا توانستند بعد از آقای احمدی‌نژاد ایده و مکتب فکری‌شان که اعتدال بود را به خوبی به بار بنشانند. یعنی اول سعی کردند که به صورت تشکیلاتی حضور فعال داشته باشند یعنی به‌تنهایی یک حزب قوی شدند. بعد هم که سال 92 ثبت‌نام کردند، اگر می‌گذاشتند، بالاترین رای را می‌آوردند. اگر دقت کنید آقای هاشمی در ایران پیروز این جریان سیاسی به شکل اخلاق‌مدارانه شدند. یعنی شما چه کسی را سراغ دارید که رد صلاحیت شود و خم به ابرو نیاورد و بگوید که نه تقابل می‌کنیم و نه منفعل می‌شویم و نه دست روی دست می‌گذاریم بلکه تعامل فعال می‌کنیم و به یکی از همین افرادی که در میان کاندیداها وجود دارد، رای می‌دهیم. از قضا حرکتش را هم به‌گونه‌ای ساماندهی می‌کند که حرکتش هم منشا اثر شود و کسی را مورد حمایت قرار می‌دهد که پیروز شود، درحالی که امیدواری برای پیروزی‌اش هم در لحظات اولیه و ثبت‌نام نبود. از آقای احمدی‌نژاد و آقای هاشمی خاطره‌ای دارید؟ مخصوصا بعد از 88 و آن مناظره‌ای که آقای احمدی‌نژاد با آقای موسوی داشت؟ یعنی خودتان به دیدار آقای هاشمی بعد از آن مناظره رفتید که حال و احوالش را ببینید؟  آقای هاشمی با امام هم در شرایط لازم بحث و گریه می‌کرد و از روحیات امام برای اینکه مکتب فکری امام استمرار پیدا کند، حداکثر استفاده و بهره‌برداری را می‌کرد. در فضای بنی‌صدر و بعد از آن، نامه‌هایی که نگاشته شد یا در همان ابتدای ثبت‌نام کاندیداها اصرار بر ثبت‌نام آقای بهشتی داشت، به‌عنوان اینکه بنی‌صدر آدم علیه‌السلامی ‌نیست در نهایت هم امام را متقاعد کردند به‌عنوان اینکه اجازه دهند عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس به بحث گذاشته شود. یا خود امام، فرماند‌هی کل قوا را از بنی‌صدر بگیرد و او را عزل کند. من برداشتم این است که آقای‌هاشمی، به همین جهات و با همین روش‌ها و سبک و منشی که داشت به‌عنوان آقای‌هاشمی شناخته شدیادم‌‌هست در همان مقاطع به برخی بزرگان دیگر غیر از آقای هاشمی مطلبی را می‌‌گفتم. یک‌بار که به آقا در مشهد دسترسی پیدا کرده بودیم، برخی از بزرگان هم از اینجا به مشهد آمده بودند. آقایان مهدوی و خیلی‌های دیگر چون تابستان اکثرا در آن شرایطی که آقا در مشهد حضور دارند، مراجع و بزرگان دیگر هم می‌آیند. من با یکی از آنها، مطلبی که می‌خواستم به آقا بگویم را چک کردم و گفتم می‌خواهم این مطالب را خدمت آقا اگر دسترسی داشتم، بگویم. جالب اینکه در ارتباط با همین مباحث مربوط به تخریب سازمان‌یافته آقای هاشمی بود. چون ما طرح سوال کرده و تذکر داده بودیم به وزیر اطلاعات آقای یونسی. در مجلس هم یکسره تذکر می‌دادم و آقای حداد هم به نحوی قضیه را به کنایه می‌گرفت چون در دوران انتقال دولت از آقای خاتمی به آقای احمدی‌نژاد بودیم. آقای حداد می‌گفت که شما باید حالا از وزیر اطلاعات آقای احمدی‌نژاد این سوالات را مطرح کنید. واقعیت اینکه ذهن و فکرم نسبت به آن تخریب گسترده و سازمان‌یافته و نهادی علیه آقای‌هاشمی، آزرده بود. بنابراین روی اخبار و اطلاعات و مستنداتش خیلی متمرکز شده بودم و گفتم می‌خواهم اگر بشود حضوری و در غیر این‌صورت به شکل نامه این مطالب را خدمت آقا بگویم و الان که زمینه تشرف به محضرشان هست، اگر اجازه بدهید، من طرح بحث کنم و شما هم ادامه‌اش را بیایید چون همه را قبول دارید. از آنجا که خودم یقین داشتم، نمی‌توانم از عهده مطلب برآیم چون کوچکتر از او بودم و نمی‌توانستم در محضر آقا آن را بپرورانم، می‌خواستم بزرگواران تهرانی مرا کمک کنند چون مطلب را می‌دانستند و جایگاه بسیار رفیع و خوبی هم نزد آقا داشتند. من در قالب نامه مطلبم را خدمت آقا دادم. یعنی نامه را آماده در جیب داشتم که فکر می‌کردم توضیح می‌دهم و بعد نامه را ارائه می‌دهم ولی بدون توضیح نامه را خدمت آقا دادم که بعد آقا با آقای طبسی طرح موضوع کرده بودند. فرموده بودند که ایشان طلبه دلسوزی هستند ولی نامه بسیار تندی بود و آقای طبسی به من فرمودند که ظاهرا شما نامه‌ای خدمت آقا داده بودید و من گفتم که وظیفه‌مندانه و فقط به‌عنوان عمل به تکلیف. ایشان گفتند که من اگر جای شما بودم، این نامه را نمی‌دادم. گفتم که چطور؟ توضیح دادند که باید ایجاد فرصتی می‌شد و خودتان در چند جمله می‌گفتید. من گفتم که من طلبه هستم و توکلم به خداست و یار شاطر باید باشیم نه بار خاطر‌. من برداشتم این است که این مطالب نباید به جهت اینکه خیلی مطالب حاد و خاص و از نوع سطح بالای نظام است، بازگو نشود و در تاریخ دفن شود. در عین حال آقای طبسی به من تذکر داد به جهت اینکه از خود آقا شنیده بود که چنین نامه‌ای نوشتم. بعد دیداری با آقا داشتم که در آن دیدار شفاهی در ارتباط با ‌آقای احمدی‌نژاد مطالبی را گفتم و آقا جواب مرا دادند و باز من ادامه دادم و باز آقا  جواب دادند و حتی تعبیرشان این شد انصاف داشته باشید، کمک کنید. بحث لایحه اصل 44 بود که احمدی‌نژاد نمی‌داد و من برای نظام رفته بودم که آقا دستور دهند دولت لایحه را تقدیم مجلس کند. چون اگر در قالب طرح می‌دادیم باز دعوایی بین ما و دولت می‌شد. آن نامه را هم با 175 امضا‌ داده بودیم ولی بعد از فرمایش رهبری خواستیم که  احمدی‌نژاد لایحه‌اش را بدهد و ما هم کمک کنیم لایحه تصویب شود و این هم کمک ما به آقای احمدی‌نژاد باشد. این مطلب چه سالی بود؟ تقریبا سال دوم ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد بود. سال اول که به همان مباحث اولیه و جدال‌ها گذشت. سال دوم حضرت ‌آقا سیاست‌های کلی و اصل 44 و بند «ج» را هم ابلاغ کردند و در آنجا به هر سه قوه تاکید کرده بودند که اصل 44 سریعا مورد توجه قرار گیرد، دولت هم فعال شود و مجلس هم قوانین لازم را تصویب کند. ما 6 ماه کار مشترک با وزیر اقتصاد آقای احمدی‌نژاد، آقای دانش‌جعفری کرده بودیم. من عضو کمیسیون اقتصادی ویژه اصل 44 هم بودم اما بعد احمدی‌نژاد گفته بود اینها لایحه را بیشتر تغییر داده‌اند و حتی تاکید کرده بود که حضرت آقا سیاست‌های کلی را ابلاغ کرده و ما نیز یک آیین‌‌نامه می‌نویسیم‌ و اجرا می‌کنیم. مجلس هم برود کشکش را بسابد! یعنی داشت واقعا مجلس را دور می‌زد. ما هم تمام همت‌مان این بود که مجلس در راس امور باقی باشد چون واقعا در زمان احمدی‌نژاد داشت به سمتی می‌رفت که مجلس از در راس امور بودن بیفتد که افتاد. چون بعد نظارتی‌اش ضعیف شد.  می‌خواهم بگویم در ‌آن شرایط با آقای هاشمی در تماس و ارتباط بودم و خیلی مرا نصیحت می‌کرد ‌که درست است که از سر دلسوزی نسبت به نظام و انقلاب و من این پیگیری‌ها را می‌کنی، ولی دعوت به صبوری می‌کرد  و البته تاکید بر این هم داشتند که نباید ول‌کن قضیه شد تا او احساس آرامش و راحتی کند و به کارهای به نوعی خاصی که در جهت تخریب نظام، زیرساخت‌های نظام، مسائل نظام و بن‌بست رساندن نظام دارد بیشتر ادامه دهد.وقتی آقای احمدی‌نژاد خانه‌نشینی را در بحث وزیر اطلاعات پیشه کرد، آقای هاشمی گفتند که از حالا به بعد دیگر احمدی‌نژاد آن احمدی‌نژاد گذشته نخواهد بود. من گفتم آقا بعد از این همه مسائل و مشکلاتی که احمدی‌نژاد پیش آورده با او چه‌کار می‌کنند؟ ایشان گفتند که رهبری انسان با تدبیر و دورنگری است. حذف احمدی‌نژاد به این آسانی نبوده و احمدی‌نژاد خودش، خود را حذف کند. جالب این است آقای هاشمی در مورد جریان انحرافی می‌گفتند که ابعادش در آینده بیش از آنچه الان هست، شناخته خواهد شد. بحث امام زمان(عج) و بشقاب غذا برای ایشان گذاشتن! را می‌گفت و عنوان می‌کرد که خود حضرت آقا هم به این می‌رسند که احمدی‌نژاد دیگر از رهبری عبور کرده و خودش را به امام زمان(عج) وصل و متصل می‌داند و به‌عنوان اینکه از این به بعد دیگر رئیس‌جمهور امام زمان ارواحنا الفداء است! رفتار می‌کند. در واقع احمدی‌نژاد قانون اساسی و بحث التزام به ولایتش زیر سوال رفته.جالب این است که خود ایشان حتی بعد از آن قضایای 88 و اتفاقاتی که رخ داد که احمدی‌نژاد آن‌گونه تخریب کرده بود و حتی برخی سخنرانی‌ها از جمله «مرگ بر‌هاشمی» که از تلویزیون پخش شد و قضایای دیگر، می‌گفت که اصلا من و خانواده‌ام شده‌ایم خوراک برای اینها. خیلی با عشق و صلابت خاصی می‌گفتند که این هم دورانی است البته دوران سختی است. همه می‌بینید که در یک مسابقه همه می‌خواهند در اهانت و توهین و تخریب به من از دیگران سبقت بگیرند. ولی آقای هاشمی به ‌راحتی و به سادگی از کنار همه این تخریب‌ها می‌گذشت و سعی می‌کردند خودشان را عبور دهند. مثال می‌زدند که این وقایع برای آقای بهشتی و دیگران هم پیش آمد و همان آسیاب به نوبت را گاهی می‌گفتند. هیچ فراموش نمی‌کنم یک‌بار یکی از مشاورین ‌گفتند: «یکی از همین آقایانی که همکار و کنار شما در مجمع است، کتابی تحت عنوان «جریان سوم» نوشته که در آنجا آورده هاشمی مانع از صدور انقلاب شد. آقای هاشمی خندیدند و گفتند که انقلاب به تعبیر امام صادر شد و باید به این آقایان گفت ساعت خواب! ولی معذلک او هم در همین فضا با این شرایط حرفی برای دل خودش زده، شما چرا ناراحتی؟ من هم به آن بزرگوار گفتم که آقای هاشمی گفته‌اند «فلانی برای دل خودش در این فضا مطلبی گفته‌ برای اینکه از قافله عقب نماند حالا شما چرا به دل گرفتید؟» او نیز گفت «بالاخره آقای هاشمی آدم بزرگواری است.» من هم در پاسخ گفتم بهتر نیست شما هم از بزرگواری ایشان سوءاستفاده نکنید؟ بالاخره همه ما معتقدیم پشت دیوارها خبری است و قیامتی هست. بعد از سال 88، مراسمی ‌در مجلس بود که وقتی احمدی‌نژاد آمد، آقای ناطق بلند شد و رفت و با یک اختلاف صندلی احمدی‌نژاد آن طرف آقای هاشمی نشست. دستی هم برای هم تکان دادند. مراسم صد سال قانونگذاری مجلس بود و آقای لاریجانی دعوت گرفته بود و جلسه خیلی خوبی هم بود. در آنجا هم آقای هاشمی خیلی بزرگوارانه ظاهر شد. این‌طور بگویم که آقای هاشمی به معنی واقعی کلمه یک اصولگرای مصلح بود. یعنی سر اصول خود خیلی محکم می‌ایستاد. بحث‌های استدلالی خیلی محکم و خوبی هم می‌کرد. به خیلی از ما روی صحبت و بحث و جدال می‌داد که اصلا در شرایط ما نبود با ایشان وارد بحث‌های چالشی شویم و جدال کنیم. ولی می‌گفت که در عین حال دیالکتیک یعنی گفت و شنود، گفتن و شنیدن، پرسیدن و پاسخ دادن یکی از لوازم تعالی و رشد از زمان افلاطون است. برداشتش این بود که یک جامعه زنده، یک جامعه آزاد است و باید آزاداندیشانه طرح بحث و استدلال شود. البته رعایت حرمت‌ها و حریم‌ها باید بشود. تعبیرشان گاهی این بود که ما با هیچ‌کسی پدرکشتگی نداریم و بنایمان بر جذب حداکثری و دفع حداکثری است. بنابراین با مخالفین خودش هم سعی می‌کرد همیشه به‌گونه‌ای رفتار کند که به ‌نحوی ایجاد تنبه کند. مثل صحبتی که با احمدی‌نژاد در مزار امام کردند و گفتند آن حرف‌هایی که شما در تلویزیون زدید، از آن جهت که خلاف اخلاق و تهمت بود، جبران کنید.سال 88؟ بله. اصلا سر مزار امام با ایشان مواجهه پیدا کرد و این‌طوری نبود که با کسی حرف نزند یا با کسی به معنی مطلق قضیه قهر باشد. در بحث بعد از 88 هم آقای هاشمی عقیده‌‌ ‌داشتند که نظام و ولایت به قدر کافی مدافع دارد و این همه رزمنده، بسیجی، چهره متعهد و دلسوز هست. تاکیدشان این بود که ما باید جانب سختش را عهده‌دار شویم و آن اینکه نگذاریم این 13 میلیون مایوس شوند. 13 میلیون رایی که به رقیب احمدی‌نژاد داده شد. تاکیدشان بر این بود که همیشه باید رفتار اخلاقی همراه با دلجویی با این گروه داشته باشیم و خیلی هم وقت‌گذاری می‌کرد. اتفاقات خیلی عجیبی برایش پیش می‌آمد. گاهی سر موردی مثل  دانشجویی که از بازداشت آزاد شده بود و گذرنامه‌اش را در اختیارش قرار نمی‌دادند، وقت‌گذاری می‌کرد. مثلا برای پسر آقای جلایی‌پور. از این موارد خسته نمی‌شد خیلی‌ها را یا خودش می‌دید یا فردی را می‌فرستاد. مثلا اگر در جلسات می‌دید که کسی به حالت غمناک و افسرده گوشه‌ای نشسته، جلو می‌رفت و سربه‌سرش می‌گذاشت و خوش و بش می‌کرد. برداشتم این است که آقای هاشمی توانست با همان شیوه اجتهادی که خودش داشت، پیش برود. مقام معظم رهبری هم در آن نامه توصیف کردند که اجتهادها متفاوت بود ولی در عین حال ایشان رفیق وفادار من بود. تعبیر آقای هاشمی هم این بود که اگر اقتدار رهبری نبود حالا حتما داعش در خیابان‌های تهران بود و از این جنبه‌ها خیلی قدردان رهبری بود. از آن طرف دیگر هم تاکیدشان بر این بود که حتی مولا علی (علیه‌السلام) جانب مردم را به‌گونه‌ای مد‌ نظر داشت که همیشه مردم پشتیبانی‌کننده ولایت و رهبری باشند و قاطبه مردمی ‌را مثال می‌زدند که وقتی در‌ خانه‌اش جمع شدند، فرمودند: «اگر حضور شما نبود و اینکه خدا اتمام حجتی بر من کرد و شما را به یاریگری من فرستاد و اگر نبود خداوند عالمان را به‌خاطر ظلم ظالمین بر مظلومین معاقبه نمی‌کرد، لجام شتر حکومت را به پشتش می‌انداختم و رهایش می‌کردم.»تعبیر آقای هاشمی این بود که نظام ولایی یک نظام متکی بر خدا و متوکل بر خدا و برخوردار از ایمان به خداست. این نظام متکی بر مردم هم هست. یعنی ستون فقرات نظام، مردم محسوب می‌شوند. همین طور می‌گفتند که 13 میلیون، جمعیت کمی نیستند و بسیار می‌توانند تعیین‌کننده باشند. اگر اینها نسبت به ولایت و نظام و رهبری مثبت‌اندیش باشند، امر مطلوبی است.  به نظرم آقای هاشمی روش‌ها و تاکتیک‌هایشان را گاهی متفاوت می‌دیدند. ‌در ‌مدار امر بین قدرت و مردم، سعی می‌کردند جانب مردم را داشته باشند چون معتقد بودند مردم قدرت واقعی نظام محسوب می‌شوند. به سال 91 برویم که یک‌سری اتفاقات را شاهد بودیم که خیلی از تحلیلگران می‌گفتند آقای هاشمی خودش را آماده می‌کند تا برای انتخابات ریاست‌جمهوری 92‌ نامزد شود. استارت کار از اینجا خورد که خانم فائزه هاشمی به زندان رفت و مهدی هاشمی هم از خارج آمد و بازداشت شد. حتی فیلم کوتاهی هم که از خداحافظی‌شان منتشر شد این احساس را القا‌ می‌کرد که آقای هاشمی می‌خواهد تمام پاشنه آشیل‌هایش را قبل از انتخابات حل و فصل بکند تا زمان انتخابات با دست بازتری وارد رقابت شود. آیا این طور بود؟ نه. ‌آقای هاشمی یک‌بار در کیش بودند که آقامهدی با ایشان تماس تلفنی گرفت و آقای هاشمی به او گفته بود «شما بیا کیش و از اینجا با هم به تهران برویم.»  من گفتم شما کیش بودید و ما مشهد. واقعیت امر این است که آقا مهدی هر‌ قدر آن طرف بماند، همین فحش‌ها و تخریب‌ها هست یا رومی‌ روم یا زنگی زنگ‌. آقای هاشمی گفت: «خواسته‌ خودم هم این بوده که بیاید ولی ‌نیامد.» تاکیدشان هم بر این بود که باید هم بیاید. به جهت اینکه نظام جمهوری اسلامی اگر آقا مهدی را به‌عنوان یک متهم می‌خواهد تعقیب کند، آقامهدی باید بیاید تا اگر قرار است، فرآیند قانونی طی شود این به انجام برسد. بعدها هم همین طور شد.‌ آیا ایشان به توصیه آقای هاشمی به خارج از کشور رفت؟ حقیقت امر این است که من اصلا نمی‌دانم به توصیه حاج آقا بود یا نه ولی در قالب ماموریتی برای دانشگاه آکسفورد رفتند که آنجا هم مشغول تحصیل شدند. ولی بنا به ضرورت همین جهتی که اشاره کردم، مصلحت دیدند که برگردند. حقیقت امر این است که آقای هاشمی به‌عنوان یک چهره شاخص در نظام که همیشه مرد دوم نظام بعد از رهبری بود، دو فرزندشان یعنی فائزه خانم به 6 ماه زندان محکوم و آقا مهدی هم برای تفهیم اتهام بازداشت شد و جالب اینکه آقای هاشمی ‌به‌راحتی به ملاقات اینها رفت. توصیه هم شده بوده که بگویند تقاضای عفو کنند و آقای هاشمی هم نه اینکه نظر خودشان باشد ولی نقل کرده بود که اینها می‌گویند شما تقاضای عفو کنید اما هیچ‌کدام‌شان قبول نکرده بودند. فائزه گفته بود که من اینجا خانمی ‌را می‌شناسم که سه سال است مرخصی نرفته. من نه تقاضای مرخصی و نه تقاضای عفو می‌دهم. شش ماه است و تحمل می‌کنم. آقا مهدی هم گفته بود بالاخره این برای شما و برای رهبری خوب نیست که من تقاضای عفو کنم و اگر می‌خواهند مرا محاکمه می‌کنند و اگر توانستند جرمی ‌را اثبات کنند براساس حکم قضایی، تحمل بر زندان و مجازات نیز خواهم داشت. اگر تقاضای عفو بکنم و عفو رهبری شامل حالم شود، نه برای شما و نه برای رهبری در افکار عمومی خوب نیست چون می‌گویند فرزند هاشمی بوده، این‌طوری شد. مثلا در مسیر صبر و صلابتی که ایشان از خودش بروز و ظهور داد. همان ادامه خواهد داشت چون حتما شنیده‌اید وقتی آقازاده مرحوم طالقانی دستگیر شد، تهران را ترک کرد. آقای هاشمی به نظر می‌رسد که یک پختگی خاصی نسبت به این امور داشت که این ایمان دینی و باورمندی به خدا و آخرت هم کمکش می‌کرد تا در مسائل صبور باشد. در واقع هرگز نمی‌خواست اینها را به‌عنوان یک دستمایه یا رخداد سیاسی برای خودش بکند. آقای هاشمی به خود آقا هم خیلی محکم گفته بود که در 92 کاندیدا نمی‌شود.چه زمانی گفته بود؟ شاید 5، 6 ماه قبل از انتخابات گفته بودند و در ادامه هم تاکید کرده بودند که من کاندیدا نمی‌شوم. به ما هم دائما همین را می‌گفتند. یعنی بعد از‌ آن جلسه به اصطلاح انجمن اسلامی مجمع که آقای روحانی و ناطق مطرح شده بودند. خیلی قبل از آن. اول همه نظرات روی آقای هاشمی بود که مثلا خوب است شما یک دور بیایید و این نابسامانی‌های مربوط به دوره احمدی‌نژاد و تخریب زیرساخت‌ها را کمی ترمیم کنید و مسائل با جامعه جهانی و کشورهای خارجی و سیاست خارجی که در دوره احمدی‌نژاد  بد پیش رفت‌، ترمیم شود و بعد اداره کشور به فرد دیگری واگذار شود. اما آقای هاشمی دائما «نه» می‌گفت‌ و معتقد بود که قحط‌الرجال نیست و شدنی است و می‌توان از افراد لایق خواست. ابتدائا از آقای ناطق خواسته شد و در همان جلسه معهود  مجمع آقای ناطق ‌این موضوع ‌را قبول نکرد. بعد به آقای روحانی گفته شده بود و آقای روحانی هم واقعا دل و جرات این قضیه را نمی‌توانست پیدا کند که ورود داشته باشد.خیلی عجیب است در یک جلسه‌ای آقای روحانی دو دل بود و مشاوره خواست. در مرکز تحقیقات استراتژیک یک تیم بودیم که چه آقای روحانی، چه آقای ناطق و چه آقای هاشمی می‌آمدند‌ یا اگر حاج حسن آقا می‌آمدند، پای کار می‌رفتیم، بنابراین یک تیم فکر کارآمدی بودیم. ضمن اینکه برخی بودند که قدرت اجرایی و ستادداری را به معنی واقعی کلمه داشتند. در آن جلسه آقای روحانی برای گرفتن مشاوره طرح موضوع کرد و گفت که آقایان به من رجوع کردند و من هم هنوز جواب ندادم، به او گفتم ببینید! آقای هاشمی را خود حضرت آقا قبول دارند ولی شرایط پیرامونی‌اش دارای حواشی است. آقای ناطق قبول نکرده، تنها شما می‌مانید. بعد قرار شد که ایشان دیداری با حضرت آقا داشته باشد و به نوعی استمزاجی صورت بگیرد. اذنی طلب کنند، رفت و خیلی هم راضی برگشت.این ماجرا در بهمن‌ماه بود؟ قبل از بهمن 91 بود. بعد آقای روحانی کم‌کم آماده شد و جلسه دیدار با حضرت آقا را هم در جلسه مجمع برای دوستان و مشاورین طرح موضوع کرد و بعد قرار شد که کم‌کم مباحث به سمت تبلیغ و زمینه‌سازی پیش رود. اگر دقت کنید من در مصاحبه‌ها تاکید می‌کردم از بین آنها که به‌عنوان کاندیدا مطرح‌اند، آقایان ولایتی و روحانی نزدیکترین به آقای هاشمی هستند. بعد آقای روحانی سعی کرد که کم‌کم سفرهایش را شروع کند. اولین سفرش از خراسان شروع شد که 18 بهمن 91 قول سخنرانی به آستان‌قدس داده بود و در حرم مطهر سخنرانی کرد. بعد در مسجد آذری‌ها که قبلا من نماز می‌خواندم، جلسه‌ای با مجموعه‌ و تشکل‌های سیاسی استان برگزار کرد و به نحوی در‌ آن جلسه یک روزنه ضمنی داد که ممکن است کاندیدا شود. در ادامه هم نظر آقای هاشمی همان نظر اولیه بود که گفت کاندیدا نمی‌شوند و آقای ولایتی و روحانی چهره‌های خوبی هستند. در مورد آقای روحانی می‌گفتند که ایشان نماینده آقا در شورای عالی امنیت ملی هستند و مورد اعتماد آقا هستند و خودشان هم ثبوتا آدم خوبی هستند ولی از نظر اثبات و اینکه رای‌آوری داشته باشند، هنوز معلوم نیست و به شرایط و فضای انتخابات بستگی دارد. آقای ولایتی را هم می‌ستودند و تبلیغ می‌کردند. اما آقای هاشمی می‌گفت که آقای ولایتی خودش را در ائتلاف اصولگرایی قرار داده است. این وضعیت ادامه داشت تا اینکه یکی از مراجع بزرگ به آقای هاشمی گفت: «ثبت‌نام در انتخابات بر شما واجب عینی است.» کدام یک از مراجع؟ خودشان هم با اینکه ما اصرار می‌کردیم، نمی‌گفت. تنها می‌گفت یکی از مراجع که من او را قبول دارم و مورد احترام من است به من گفته بر شما واجب عینی است. دیگر اینکه می‌گفتند یک شب بین خودم و خدا خلوت کردم و دو رکعت هم نماز خواندم و با خودم فکر می‌کردم که حالا در این شرایط که احمدی‌نژاد مملکت را به این روز انداخته و از این آقایان هم هیچ شفافیت و روشنایی وجود ندارد که یکی از اینها که مورد اطمینان صددرصد هستند، رای بیاورند و از آن طرف هم احمدی‌نژاد دوربرگردان قدرت را از نوع شوروی در دستورکار قرار داده و قصد دارد تا مشایی را پیش بیندازد و (پوتین- مد‌ودف) کند و به مشایی پاس می‌دهد و بعد هم خودش پشت صحنه جریان انحرافی است، اگر در این شرایط فردای قیامت خدا از من سوال کند که شما چرا عافیت پیشه کردی و کاندیدا نشدی من چه جوابی برای خدا دارم. این ماجرا مربوط به قبل از ثبت‌نام است؟ یک شب قبل از ثبت‌نام.  اما آقای روحانی به قوت قلبی که از آقای هاشمی داشت همان روز اول اقدام به ثبت‌نام کرد. آقای روحانی اصلا یقین قلبی داشت که آقای هاشمی نمی‌آید همانطور که ما هم یقین قلبی داشتیم ایشان نمی‌آید. روز آخر ثبت‌نام که می‌دانستیم مشایی هم همان روز ثبت‌نام می‌کند، من و علی مطهری و محجوب و چند نفری خدمت آقای هاشمی رفتیم. تعدادی از قم هم آمدند. آقای رفیقدوست هم آمد. بله، خیلی‌ها می‌آمدند و می‌رفتند ولی ما تقریبا تا ظهر نزدشان ماندیم و تاکید می‌شد که بالاخره برنامه‌تان چیست؟ آقای هاشمی آنجا گفت که یکی از مراجع پیام داده و من هم مشکلم این است که به آقا گفته‌ام نمی‌آیم و این خوب نیست که الان راه بیفتم. بالاخره من به آقا عرض کردم، نمی‌آیم و این خوب نیست. دیگرانی هم ثبت‌نام کرده یا می‌کنند که می‌دانستند من نمی‌آیم. منظورشان آقای روحانی بود. یک منظور اخلاقی را همین‌طور می‌چرخاندند و می‌گفتند. البته هم می‌گفت شرایط خیلی شرایط سختی شده و احمدی‌نژاد هم یقین دارم که طراحی دارد و دست‌بردار نیست. می‌گفت حالا تا ببینیم. نزدیک ظهر گفتند من اگر بتوانم به آقا دسترسی پیدا کنم یک کسب تکلیفی پیدا خواهم کرد و به ما هم گفتند که سر کارهایتان بروید. ظاهرا حدود ساعت 5 ایشان با آقای حجازی تماسی می‌گیرند و تاکید بر این موضوع می‌کنند که من به نحوی به این جمع‌بندی رسیدم که خودم ثبت‌نام کنم و چون به آقا گفته بودم که من قطعا ثبت‌نام نخواهم کرد الان دوست دارم به نحوی نظر ایشان را بدانم. بعدها مشخص شد که آقای حجازی به آقا گفته بودند و آقا فرموده بودند که تلفن جای این صحبت و مطلب نیست و آقای هاشمی هم گفته بودند که من ثبت‌نام می‌کنم و بعد با آقا صحبت خواهم کرد. به قرینه اینکه آقای هاشمی گفته بودند من نظر آقا را می‌گیرم و بعد اگر یادتان باشد مطرح شد که ایشان به بیت زنگ زد و کسب تکلیفی کرد و بعد راه افتاد. وقتی آقای هاشمی ثبت‌نام کرد خیلی ایجاد سرور و شعف و شادی شد و یک امیدآفرینی فوق‌العاده‌ای پیش آمد. آقای روحانی از این ثبت‌نام شوکه نشد؟ این را توضیح خواهم داد. من از آقای محمد هاشمی شنیدم که الان آقای هاشمی دوقدمی ‌وزارت کشور است و ثبت‌نامش انجام می‌شود. بعد کم‌کم دیگر رسانه‌ای شد و در سایت‌ها و اخبار مجازی مطرح شد. به نظرم آن شب، شب سختی برای آقای روحانی بود. من که ارتباط تلفنی با تلفن داخلی‌شان گرفتم ایشان خیلی ناراحت بود و من خودم خیلی خوشحال بودم و می‌گفتم «آقای هاشمی با این آمدنش معادله را به‌هم خواهد زد. احمدی‌نژاد منفک خواهد شد چون بالاخره آقای هاشمی یک مقبولیت فراگیر به‌عنوان مرد عبور از بحران‌ها و مرد عمل و به‌عنوان یک عملگرای پشتکاردار داشته است»‌و در واقع فکر می‌کردم که نخبگان به صورت قاطع روآوری خواهند داشت؛ به‌ویژه نخبگان حوزوی و دانشگاهی. خوشحال بودم و یادداشتی نوشتم که با مسئول سایت آقای هاشمی هماهنگ کردم و تا ساعت 8 شب روی سایت رفت که «چون که صد آمد، 90 هم پیش ماست...» به آقای روحانی این را گفتم ولی ایشان این را قبول نداشت و تاکید بر این داشت که او ما را هم  غافل ‌گیرکرده و اگر او می‌خواست ثبت‌نام کند چرا اصلا ما باید ثبت‌نام می‌کردیم؟! گفتم اتفاق بدی نیفتاده است.نظر آقای روحانی درباره آن یادداشتی که نوشتید، چه بود؟ بعد به من گلایه کرد و گفت که این چرت و پرت‌ها چه بود که شما نوشتی؟ ما هم دیگر رسما به طرف آقای هاشمی شیفت کردیم. یعنی آقای روحانی احساس می‌کرد به نحوی در این ماجرا بازی خورده و از این بابت ناراحت بود؟ حالا هرچه تصور داشت اما انتظار این را نداشت که آقای هاشمی که می‌گفت من کاندیدا نمی‌شوم، خودش ثبت‌نام کند. شما این را به آقای هاشمی هم منتقل کردید؟ همان روز آقای هاشمی جلسه فوق‌العاده مشاورین را گذاشت و من آنجا رفتم و طرح موضوع کردم و گفتم الان آقای روحانی حسابی عصبی و ناراحت است و آن چند نفر افراد خاص مثل حسین فریدون ناراحت هستند و بد‌و‌بیراه می‌گویند. این قضیه باید به نحوی ‌ترمیم و جمع شود. آقای محمد‌هاشمی دلجویی کرد و نهایتا یک جلسه مشترک در دفتر آقای هاشمی گرفته شد. روز دوم بعد از ثبت‌نام مشاورین آقای هاشمی و مسئولان ستاد آقای روحانی مثل آقایان نوبخت، واعظی و ترکان در آن جلسه بودند و جمع‌بندی این شد که آقای روحانی کارش را ادامه دهد و آقای هاشمی هم ستادهایش را بزند تا در نهایت ببینیم چه می‌شود؟ ما راه‌افتادیم تا در استان‌ها برای آقای هاشمی ستاد بزنیم. یک نکته‌ای که اینجا باقی مانده آقای پزشکیان و چند نفری از اصلاح‌طلبان که ثبت‌نام کرده بودند بلافاصله بعد از ثبت‌نام آقای‌هاشمی، اعلام انصراف کردند. حتی آقای جهانگیری برای ثبت‌نام رفته بود و دیده بود که آقای هاشمی ثبت‌نام می‌کند، منصرف شده بود و ثبت‌نام نکرده بود. یعنی اینجا این هماهنگی ایجاد شد چون همه اصلاح‌طلبان به نوعی اعلام انصراف کردند. تعبیر آقای هاشمی این بود که این شرط عقل است. بالاخره بحث صلاحیت‌ها و شورای نگهبان و آینده سیاسی و افکار عمومی و رجوع نخبگان و غیره باید درنظر گرفته می‌شد. تعبیرشان این بود که حالا ما ثبت‌نامی‌ کرده‌ایم و آقای روحانی هم بماند تا ببینیم چه‌کار می‌شود کرد. یعنی احتمال رد‌صلاحیت در مورد خودشان را می‌دادند؟ نه، ببینید! هر اتفاقی قابل پیش‌بینی بود و ایشان هم آدم پخته‌ای در مسائل سیاسی بود. گفتند که در عین حال چه داعیه‌ای هست که ایشان ناراحت شود یا کنار برود؟ اصلا بحث کنار رفتن را مطرح نمی‌کرد بلکه فقط گله‌گذاری این بود که آقای روحانی می‌گفت اگر می‌دانستیم آقای هاشمی ثبت‌نام می‌کند ما ثبت‌نام نمی‌کردیم. یعنی قبل از انتخابات هیچ هماهنگی‌ای نبود؟ همانطور که گفتم آقای هاشمی از طریق پیام آن مرجع‌تقلید و دو رکعت نمازشان و تحلیل از وضع واقع‌بینانه شرایط احمدی‌نژاد و بعد از احمدی‌نژاد و مهمتر از همه دوربرگردان قدرت از طرف احمدی‌نژاد و مکتب انحرافی و مشایی بود که وظیفه خود دانست که ثبت‌نام کند. به عبارتی آقای هاشمی برداشت‌شان این بود که اگر احمدی‌نژاد دیگری تکرار شود اصلا نظام از دست می‌رود.ماجرای ردصلاحیت آقای هاشمی چه بود؟ اینطور بگویم که آقای روحانی ماندند و یک هفته هم بیشتر طول نکشید که گفتند صلاحیت آقای هاشمی محرز نیست. سعی کردند ایشان را متقاعد کنند که خودش انصراف دهد ولی آقای هاشمی گفتند که انصراف من ظلم به مردم و ظلم به نظام و انقلاب است و این کار را نمی‌کنم. آقای لاریجانی از طرف شورای نگهبان با ایشان صحبت کردند. خود آقای روحانی مامور شد که صحبت کند ولی ایشان محکم گفتند که من می‌مانم و اگر آقایان به این جمع‌بندی رسیدند که من نباشم به مردم اعلام کنند به اینکه صلاحیت آقای هاشمی تائید نشد که در واقع یکی از پیچ‌های بزرگ امتحان برای آقای هاشمی محسوب می‌شد.ما در ستاد ایشان بودیم که با آقای جهانگیری تماس گرفت و پرسید که کجا هستید و ما هم گفتیم که ستاد هستیم. به آقای جهانگیری گفت: دیگر ستاد معنی ندارد! درب آنجا را ببندید و اگر چند نفر هم جلوی ستاد به‌عنوان اعتراض بخواهند باشند، خلاف شرع و خلاف عرف و خلاف قانون است. در آنجا آقای هاشمی باز سعی کردند که صبور باشند و تدبیر کنند. بعد از آن آقای هاشمی در جلسه با نیروهای ستاد خود  پگفتندکه ما نه منفعل می‌شویم، نه دست روی دست می‌گذاریم و نه تقابل می‌کنیم بلکه تعامل‌مان را فعال می‌کنیم و به یکی از افراد واجد شرایط رای می‌دهیم.وقتی از آن جلسه برگشتم، هنوز ظهر نشده بود، دیدم که شور و شعف در مرکز تحقیقات استراتژیک پیچیده و حسین فریدون و دیگران نشستند خوشحالی می‌کنند که آقای هاشمی تائید نشد! واقعیت این است که با یک حالت بغض در گلو و با ناراحتی گفتم که عقل هم چیز خوبی است. جای خوشحالی ندارد.  برای ما هم از این بعد هر که می‌خواهد رئیس‌جمهور شود فرقی نمی‌کند ولی شما اگر می‌خواهید آقای روحانی رئیس‌جمهور شود به نظرم باید آقای روحانی را راضی کنید که نزد آقای هاشمی برود و بگوید که من به خاطر این اتفاقی که برای شما افتاده انصراف می‌دهم. حتما آقای هاشمی هم اجازه چنین کاری را نمی‌دهد. بعد این یک زمینه‌ای می‌شود تا حرف امروزشان در مورد آقای روحانی تحقق پیدا کند و پای کار آقای روحانی بیاید. آقای روحانی بدون آقای‌ هاشمی، روحانی بدون ناطق، روحانی بدون سیدحسن آقای خمینی، روحانی بدون خاتمی مگر می‌تواند رئیس‌جمهور شود؟! یکی از دوستان گفتند که حرف خوبی زدی.براساس همین تحلیل آقای روحانی این دیدار را داشت و آقای هاشمی هم منوط کردند به اینکه میزان مقبولیت آقای روحانی را بسنجیم تا چه حد است؟ من در خراسان ستاد آقای هاشمی را به سمت آقای روحانی چرخش دادم و بچه‌ها برای ایشان کار می‌کردند. آمدند و گفتند که محبوبیت آقای روحانی از نظر افکارسنجی‌های روزانه در حال بالا رفتن است. آقای هاشمی گفتند که اگر یقین داشته باشم آقای روحانی به مرحله دوم هم می‌رود از ایشان اعلام حمایت خواهم کرد. بعدها هم البته آقای روحانی یکبار تلفنی به من گفتند که «چون شمال شرق، سیستان و بلوچستان خراسان را به نوعی سفر داشتید و کار می‌کنید و میزان محبوبیت من را می‌دانید که خیلی سریع رو به رشد است بیایید و به آقای هاشمی بگویید که وضعیت من در اوج است.» البته آقای هاشمی تنها از بنده یا افراد دیگر به‌عنوان مشاورینشان که سوال نمی‌کردند بلکه همیشه مترصد بودند و سوال می‌کردند و به یک نحوی شرایط را رصد می‌کردند چون آقای ولایتی هم مورد‌نظر ایشان بود و جزو چهره‌های مقبول و مطلوب ایشان بودند منتها جمع‌بندی‌شان به آقای ولایتی نرسید و آقای جلیلی ماند و در نتیجه آقای قالیباف و آقای ولایتی هم ماندند و خروجی از نظر رای در افکار عمومی برای آقای ولایتی به یک نحوی در شرایط ایده‌آل قرار نگرفت، آقای هاشمی از آقای روحانی حمایت کرد.در ادامه هم گفت که من هیچ مطالبه‌ای از آقای روحانی ندارم و جالب این است که این آقای روحانی بوده که به نظر من نیاز به کمک آقای هاشمی داشت که در خیلی از مقاطع و موارد هم به‌خصوص در موضوع مذاکرات‌هسته‌ای، کمک‌کننده و پشتیبانی‌کننده خیلی خوبی برای آقای روحانی بود. به صورت قاطع هم از آقای روحانی حمایت می‌کردند. تا اینکه در یک جلسه‌ای گفتم آقای روحانی نمی‌تواند انتخابات را برجامیزه کند. از نظر اقتصادی هم بالاخره رکود بیداد می‌کند. این را چه زمانی گفتید؟ حدود شش ماه قبل. یعنی در تابستان امسال. فکر کنم شهریورماه بود. در مشهد این مطلب را به آقای هاشمی عرض کردم و تاکید بر این نکته هم می‌کردم که شما هم به صورت مطلق دارید حمایت می‌کنید و از حالا به بعد دیگر تحفظی بر شکل مطلقش باید باشد. بعد ایشان گفتند «من در ارتباط با رکود انتقاد کرده‌ام و گفته‌ام که رکود از تورم هم بدتر است و باید دولت چاره‌اندیشی کند و دیگران هم کمک کنند.» ولی در مجموع نظر آقای هاشمی درباره آقای روحانی مثبت بود. ‌مسلما آقای روحانی در بحث سیاست خارجی همین که ایران‌‌هراسی را به نحوی از سر گذرانده و الان دیگر‌ ترامپ‌هراسی جای آن را گرفته در سیاست خارجی موفق بود ولی می‌گفت در داخل در زمینه اقتصاد می‌توانست انسجام عمل بهتر و بیشتری داشته باشد و این البته کمک مجلس و دستگاه‌های دیگر را هم می‌طلبد. من در همان سفر مشهد به آقای هاشمی عرض کردم که اگر یادتان باشد چندی پیش در خانه آقای ‌هاشمیان در رفسنجان آقای مرعشی گفت که آقای رئیسی هم جزو کاندیداهای اصولگرایان است و کاندیدای نهایی‌شان آقای رئیسی است. به روایتی آن سفر رفسنجان قبل از شهریور بود. فکر کنم یکی، دو ماه قبل بود. سفر شهریور آقای هاشمی به مشهد، دفعی پیش آمد. یعنی آقای میرزاده گفته بود که استان‌ها سمیناری دارند که باید به مشهد برویم و آقای هاشمی گفته بودند من هم دلم می‌خواهد به مشهد بیایم. پرسیده بودند که چه زمانی می‌روید؟ آقای میرزاده گفته بودند که فردا. آقای هاشمی هم گفته بود که ما هماهنگ می‌شویم و می‌آییم. جالب اینکه ما وقتی رفتیم قرار شد آقای هاشمی در استانداری مستقر شود چون دیگر در آستان قدس زمینه‌ای نبود.  استنباط ما از نوع عملکرد حاج آقا رئیسی این بود که ایشان می ‌خواهند برای انتخابات بیایند.  آقای هاشمی گفتند: «چه بهتر! ایشان هم روحانی و سید ‌هستند، از قضا بحث انتخابات هم باز داغ می‌شود و حضور و مشارکت مردم را بیشتر می‌کند.» یعنی نظرشان روی کاندیداتوری آقای رئیسی مثبت بود؟ در ارتباط با کاندیداتوری آقای رئیسی به‌عنوان اینکه ایشان اگر کاندیدا شوند یک رقیب نسبتا جانداری می‌شوند، تحلیل داشتند. اینکه بالاخره انتخابات در هر مقطع و شرایطی باید از نوعی باشد که هم رضایت رهبری را به همراه داشته باشد و هم حضور مردم را. این را دو پایه و اصل برای انتخابات می‌دانستند. یعنی به‌دنبال یک انتخابات بدون رقیب برای آقای روحانی نبودند و در واقع می‌خواستند که یک رقیب جدی باشد. خود ایشان می‌گفتند که رقیب جدی روحانی را در کار و برنامه‌هایشان جدی‌تر می‌کند. هنوز آن موقع نهی رهبری در مورد احمدی‌نژاد صورت نگرفته بود؟ نه. آقای ‌هاشمی، احمدی‌نژاد را یک مهره سوخته می‌دانست. یعنی آقای هاشمی  مطمئن بودند که آقای احمدی‌نژاد در انتخابات نخواهد بود. نظر آقای هاشمی روی بستن ترکیب کابینه مثبت بود؟ یعنی نگاهش به نحوه بستن کابینه چگونه بود؟ آقای هاشمی هیچ توصیه‌ای برای انتخاب وزراء نداشتند. اما می‌گفتند مهره‌چینی را آقای هاشمی انجام داده‌اند؟ نخیر. من اطلاع دقیق دارم آقای هاشمی در موردی که برخی از آقایان اعتراض داشتند یک جلسه در خانه‌شان برگزار کردند که سیدحسن آقای خمینی و آقای خاتمی انتقاداتشان را به آقای روحانی در ارتباط با کابینه منتقل کردند. بیشترین ناراحتی هم شاید روی رحمانی‌فضلی و برخی از افراد در کابینه بود که آقای روحانی هم گفته بودند من قول اخلاقی دادم و جوابشان هم همان بود که بود چون آقای روحانی یک رای خاصی برای خودش قائل بود و دارد. فقط در همین حد می‌دانم که یک جلسه آن‌هم برای اینکه آن دو بزرگوار نقدها و انتقادهایشان را عنوان کنند، در خانه‌شان برگزار کرده بودند که آقای روحانی بیایند و آن بزرگواران هم حرف‌هایشان را بزنند.یعنی قول آقای رحمانی‌فضلی را به آقای لاریجانی داده بودند؟ قول چندجانبه بوده یا یکجانبه را نمی‌دانم. جالب اینکه ‌آقای رحمانی‌فضلی از دوستان قدیم ماست و من وقتی خواستم برای آقای روحانی کار کنم آقای رحمانی‌فضلی گفت که آقای روحانی دو میلیون هم بیشتر رای نمی‌آورد. بعد هم که متوجه شد من برای آقای روحانی در خراسان و شمال شرق ایران ستاد زده‌ام، با من تماس گرفت و دلسوزانه گفت که من در عقل شما شک کردم! گفتم که عقل ما کاسب‌کارانه نیست. می‌گفت که با وجود آقایان قالیباف و جلیلی شما برای آقای روحانی ستاد زده‌اید! آقای رحمانی‌فضلی مشخص بود که جزو اردوگاه ایشان نبود ولی آقای روحانی از قدیم و دوره مجلس آشنایی و رفاقتی داشت که به نظر من رحمانی‌فضلی و برخی را در آن‌جایگاه‌ها انتخاب کرد برای اینکه اطمینانی هم به اصولگرایان و بعضی جاهای دیگر داشته باشد. گرچه ‌عمدتا آقای روحانی به سمت اصلاح‌طلبان غش کرد. شاید هم در عین حال بخشی از انتقاداتی که الان به او می‌شود، به همین دلایل بود. ضمن اینکه به نظرم آقای روحانی در بحث سیاست خارجی از همان تلفنی که به آقای اوباما زد و حسین فریدون که به تیم مذاکرات پیوست و در مواردی گفتمان‌هایی عنوان شد که می‌توان آن را متفاوت از گفتمان رهبری دانست، به یک نحوی خودش را دچار چالش کرد که این را باید به مرحله اطمینان برساند. آقای هاشمی نسبت به این رفتارهای روحانی نقد داشت؟ نه. برداشت آقای هاشمی این بود که ایشان دارد کار خودش را پیش می‌برد و آدم زرنگی است و باید حمایت شود تا ببینیم نتیجه چه از کار درمی‌آید. این تلفن آقای روحانی به آقای اوباما و صحبتی که با همدیگر انجام دادند در آغاز دوره ریاست‌جمهوریشان بود. بله. درواقع اصلاح‌طلبان این را به او القا‌ کردند و من در مرکز تحقیقات شاهد بودم که یکی از اصلاح‌طلبان با حسین فریدون صحبت می‌کرد که ایشان اگر یک Hello OBAMA نگوید، یا دستی با اوباما ندهد، ریزش آرایش قطعی است و بعد هم به نظرم حسین فریدون هماهنگ‌کننده این موضوع و مساله بود. وقتی هم که از نیویورک برگشتند، این مساله تذکر رهبری را در پی داشت. برداشتم این است که پاشنه‌آشیل کار آقای روحانی به یک نحوی به حسین فریدون برمی‌گردد. قطعا یکی از موارد گرفتاری‌ها و مشکلاتش در زمان تبلیغات انتخاباتی دور دوم، کارهای آقای حسین فریدون خواهد بود. اصلاح‌طلبی که از آن یاد کردید، چه کسی بود؟ آنها در عین حال اتاق فکر داشتند و تحلیل ارائه می‌کردند و تحلیل‌هایشان را گاهی از طریق آقای یونسی و برخی دوستان دیگر به آقای روحانی به‌طور مستقیم یا به آقای فریدون می‌گفتند. از قضا در مرکز تحقیقات استراتژیک قبل از اینکه در ریاست‌جمهوری مستقر شود، من به اصولگرایان پذیرش می‌دادم و چنانچه نامه‌ای داشتند، تحویل می‌گرفتم و به دفتر آقای روحانی منتقل می‌کردم و اصلاح‌طلبان را آقای یونسی. به نظرم آقای روحانی در شروع کار به جهت اینکه یک عقبه تشکیلاتی نداشت به قول خانم جلودارزاده از کانال‌های بادی و سقفی افراد به نحوی خود را عبور می‌دادند که برای کسب قدرت و مسئولیت به آقای روحانی دسترسی پیدا کنند بنابراین یک مقدار در ارتباط با بعضی از کارها و واگذاری برخی از مسئولیت‌ها به بعضی افراد چه بسا آن ارزیابی‌های جامع و فراگیر صورت نگرفت و یاران شنبه یعنی آنهایی که حتی برای آقای روحانی حاضر نبودند کار کنند یا کار نکردند، میدان‌دار شدند و در نتیجه آقای روحانی الان نه اصلاح‌طلب است و نه اصولگرا و یک چهره فاقد عقبه است. یعنی اگر اصلاح‌طلبان یک چهره جاندار قوی در انتخابات پای کار بیاورند که احتمالش هم هست، کار را برای ایشان سخت می‌کند. اصولگرایان هم اگر بر یک کاندیدا اتفاق بکنند و کاندیدای اثرگذاری را بیاورند و آرای پایگاه اجتماعی خودشان را روی او تجمیع کنند، باز این کار را برای آقای روحانی سخت‌تر خواهد کرد. البته برداشتم این است که اصولگرایان هم لایه‌های مختلفی دارند.علی‌القاعده آن تجربه قبلی برایشان درس‌آموز خواهد بود. اینکه جلیلی ایستاد و کناره‌گیری نکرد، آقای ولایتی گفت اگر جلیلی کنار نرود من هم هستم!‌ و قالیباف هم ماند به جهت اینکه خودش را از نظر افکار عمومی جلوتر از هر دوی اینها می‌دانست. الان در عین حال هیچ نوع قضاوتی نمی‌توان داشت الا اینکه درصد بسیار زیادی از شرایط و مسائل را به سخنرانی تعیین‌کننده آقا در روز اول عید در مشهد معطوف کنیم. یعنی بعد از سخنرانی آقا، آرایش‌های جدید سیاسی شکل می‌گیرد و بعد می‌توان قضاوت و تحلیل واقع‌بینانه داشت. ضمن اینکه آقای روحانی الان در موضع انفعال و پاسخ است. یعنی از همین بحث ریزگردها گرفته تا قضایای خوزستان و بعضی از استان‌ها نشان‌دهنده این است که این انتخابات برای آقای روحانی انتخابات سختی خواهد بود. در بستن کابینه خیلی حرف‌ها بود. مثلا اینکه آقای عارف معاون اول و شما به‌عنوان معاون پارلمانی انتخاب می‌شوید. حقیقت امر این است در مورد آقای عارف نمی‌دانم چه شد. در مورد خودم می‌دانم فقط یک خبر جعلی به تلویزیون داده بودند و بعد خودشان تکذیب کردند. من قبل از ‌آن هم چند دعوا با حسین فریدون کرده بودم. یعنی مثلا می‌گفتم اگر آقای روحانی یک خروجی نسبت به هسته‌ای بدهد که در تخصصش هم هست و تهدید آنجاست و اگر آن حل بشود دیگر در داخل مشکلی نخواهیم داشت، ایشان می‌گفت آقای روحانی که می‌خواهد، ولی برخی   نمی‌خواهند! اشاره او به برخی مقامات نظام بود که من می‌گفتم آقا درست است که برادر رئیس‌جمهور هستی ولی دیگر نباید اینطوری حرف بزنی. اگر یک  احترامی بگذاری مگر چه می‌شود؟ بعد از ‌آن هم من با حسین فریدون در همان صحن علنی مجلس کنتاک کردم و گفتم: «عطای تو و برادرت را به لقایتان بخشیدم». بعد مصاحبه کردم و گفتم که افق فکری و مشی و سلیقه سیاسی‌ام با آقای هاشمی عجین بوده و هست. ایشان را همراهی خواهم کرد و با دولت در اجرا‌نیستیم. بعد آقای روحانی گفته بود که آقای شهیدی به من بگوید که من قائم‌مقام ایشان در ایثارگران بشوم که من هم سلام رساندم و عذرخواهی کردم. چند جای دیگر را هم گفتند ولی من دیگر عذرخواهی کردم. رسما هم به آقایان می‌گفتم که‌ ماه‌عسل دولت نهایتا دو سال است و بعد به سراریزی و پاسخگویی می‌افتد. نظر آقای هاشمی در مورد موضع‌گیری شما چه بود؟ آقای هاشمی فقط به من گفتند که شما مصاحبه نمی‌کردید و اینجور نمی‌گفتید بهتر بود ولی این هم جای دوری نمی‌رود. تشکر کردند از اینکه در بین همه من گفتم با آقای هاشمی می‌مانم. چرا دوستان آقای روحانی امروز از او گله‌گزاری‌هایی دارند؟ آقای شوشتری را مثال می‌زنم که رئیس بازرسی نهاد ریاست‌جمهوری شد. اما سوال این است که چرا آنجا را ترک کرد؟ البته ‌آقای شوشتری به بهانه اینکه می‌خواهد کاندیدای مجلس شود، استعفاء داد ولی آن بهانه بود و کاندیدای مجلس هم نشد. بعدها شرایط حاکی از دخالت‌های زیادتر از حد حسین فریدون در کارهایش داشت و بعضی از مشکلات دیگر از جمله اینکه آقای روحانی وقت ملاقات نمی‌داد. عمدتا در واقع دوستانی که به دولت رفتند بسیارشان زیاد رضایت خاطر ندارند. یعنی کار سیستماتیک نیست و یک جای کار لنگ می‌زند. جالب است که گله‌گزاری‌های این ملاقات‌ ندادن‌های آقای روحانی به ‌آقای هاشمی منتقل می‌شد. در عوض آقای هاشمی به همه ملاقات می‌داد و به آقای روحانی تذکر می‌داد و خودش از سر دلسوزی امور و مسائل را پی ‌جویی می‌کرد. من برداشتم این است که رفتن آقای هاشمی برای نظام خیلی خسارت بود، برای آقای روحانی هم به نحوی خسارت بود. البته الان یک نوع سیاست‌ورزی در کار آقای روحانی هست چون سعی می‌کرد ‌به نوعی از آقای هاشمی بهره‌برداری‌اش را داشته باشد ولی خودش را خرج آقای هاشمی نکند. کما‌اینکه در همین بحث بعد از فوت آقای هاشمی هم با اینکه اصرار شد در مراسم چهلم سخنرانی کند اما قبول نکرد و گفت که سفر خارجی دارم در حالی که از سفر خارجی‌اش برگشت و خودش را به مراسم هم رساند. ولی سخنرانی را قبول نکرد. به نظرم به نحوی رفتار آقای روحانی در ارتباط با آقای هاشمی سیاسی بود و این را آقای هاشمی به نوعی می‌دانست ولی در عین حال روحانی را حمایت می‌کرد برای اینکه خودش ریاست‌جمهوری ایشان را به بار نشانده بود و الان که آقای هاشمی نیستند، قطعا یک خلاء فکر و قدرت برای آقای روحانی در فضای سیاسی کشور وجود دارد. گرچه ‌می‌گویند آقای روحانی از مقبولیت بعد از ارتحال آقای هاشمی می‌تواند حداکثر استفاده را بکند ولی این دیگر ذخیره آخرت آقای هاشمی شده و نمی‌توان زیاد از آن خرج کرد. برخی می‌گفتند که آقای روحانی، هاشمی ثانی است اما اینطور که معلوم است چنین تعبیری درست نیست! من گفتم آقای روحانی استعداد هاشمی ثانی شدن را دارد. این تعبیر از من بود برای اولین‌بار. گاهی هم برادر آقای ‌هاشمی، (محمد آقای‌هاشمی) و برخی از دوستان دیگر این را به سخره می‌گرفتند. مثلا من در جلسه مشاورین می‌گفتم:خدمت آقای هاشمی ‌رسیدم محمدآقا می‌گفت کدام‌ هاشمی؟ هاشمی اول یا هاشمی ثانی؟ می‌خندیدیم و تاکید روی این نکته هم می‌شد که هاشمی همان هاشمی اول بوده و هست. یعنی خیلی زمان می‌برد و سال‌ها باید بگذرد تا فردی از نوع آقای هاشمی شود. چون آقای هاشمی درصد قابل‌توجهی از هاشمی شدنش را در دوره مبارزه و زندان و زیر شکنجه، نوشتن تفسیر قرآن در زندان و غیره ساخته و هاشمی کرده است. ولی برداشتم این بود که روحانی از نظر افکار و آینده‌نگری آدم زرنگی است و در واقع استعداد ‌آقای هاشمی ثانی شدن را دارد و این را در عمل باید دید که اینگونه می‌شود یا نه؟ این را به آقای هاشمی هم گفته بودید؟ من به آقای هاشمی گفتم این تعبیری که برای آقای روحانی به کار بردم که ایشان استعداد هاشمی ثانی شدن را دارد که تیتر خورد «روحانی، هاشمی‌ثانی» محمدآقا و برخی از دوستان به سخره می‌گیرند و گاهی سر به سر ما می‌گذارند. آقای هاشمی گفتند: «شما در موضع تبلیغ از آقای روحانی یک چنین چیزی گفته‌اید. از حالا به بعد این آقای روحانی است که باید در عمل در رفتار و منش خودش را به یک نحوی اثبات کند که هاشمی ثانی است یا غیرثانی؟ اینها به خودش مربوط می‌شود.» چطور کسانی که در مجمع به آقای هاشمی نزدیک بودند، از جمله شما، آقای کمالی و محمد هاشمی الان به نحوی در حمایت از آقای روحانی بی‌میل هستند. چرا اینطوری شده در صورتی که توصیه آقای هاشمی تاکید بر حمایت از روحانی بود. آقای هاشمی که درواقع با شرایط زمان و مکان و بنا به مقتضیات موضع‌گیری می‌کردند. هیچ موقع هم اینطوری نبود که نظرشان را تحمیل بر ما یا دوستانشان کنند. حتی در بین خانواده‌شان هم یک آزادی عمل فوق‌العاده‌ای حاکم بود و اصلا سبک آقای ‌هاشمی، سبک آزاداندیشی و حریت بوده است. اینکه افراد قدرت ‌آزاداندیشی و آزادی عمل خودشان را داشته باشند و با استدلال و منطق آدم را مجاب می‌کرد. هیچ موقع حالت از بالا به پایین به صورت رفتار دگم که دیگران دارند ایشان نداشت. بر‌همین اساس جالب این است که ‌طی سالیان سال، ایشان به یک نحوی آزاداندیشی را مرحله به مرحله به دیگران درس داده و در مکتب فکری ایشان ما جزو افرادی هستیم که همیشه بالاترین سرمایه خودمان را صداقتمان می‌دانستیم و می‌دانیم و با همین سرمایه صداقتمان پای کار نظام و انقلاب و رهبری و ولایت بودیم و هستیم و در خیلی از موارد هم موضع‌گیری‌ مان در حضور خود آقای هاشمی به‌عنوان یک نظر فردی، در اوج تنهایی مطرح می‌شد و طرح موضوع صورت می‌گرفت. البته این مهارت آقای هاشمی بود که جمع‌بندی و خروجی آن جلسات را به یک نحوی پیش می‌برد که مرضی‌الطرفین باشد و همه بتوانیم روی‌آن نظر و جمع‌بندی اجماع داشته باشیم. الان هم همینطور است. یعنی ایشان تاکید کردند بر اینکه مکتب اعتدال اقتضایش این است که نه جلو بیفتیم و نه عقب بمانیم بلکه متناسب با شرایط زمان و مکان موضع‌گیری کنیم.تصورم این است که اگر محمدآقای هاشمی یا حسین کمالی یا مشاورین دیگر یا بنده نظری را مطرح می‌کنیم، این نظر همراه با نقد ناصحانه و دلسوزانه است. قهر نیست. به معنی تخریب هم نیست. ما اصلا خدای‌نکرده در‌صدد تخریب یا ضایع کردن یک فرد یا شخص یا یک جریان نیستیم. ولی نقد را جزو ضرورت‌های کاری می‌دانیم و هر وقت هم که به آقای روحانی یا سایر مسئولان دسترسی داشته باشیم سعی می‌کنیم آنچه را که پشت سر می‌گوییم همان را به صورت علنی هم بگوییم. به نظرم این چیزی است که ما در مکتب فکری آقای هاشمی از ایشان آموخته‌ایم و خیلی موارد می‌شد که طرف چیزی را در مورد کسی به ایشان می‌گفت و آقای هاشمی بلافاصله همانجا تلفنش را می‌گرفت و می‌گفت الان خدمت فلانی هستیم و ایشان اینطوری در مورد شما می‌گوید. درست است یا نه؟ وقتی مطلبی راجع به کسی عنوان می‌شد آقای هاشمی برای پی‌جویی موضوع به خود طرف هم زنگ می‌زد و مساله را بازگو می‌کرد تا مشخص شود چه کسی اشتباه می‌کند. به عبارتی واقع‌بینی مبنای کار ایشان بود. حرف‌هایی که الان زدیم، همه واقع‌بینی‌هایی بود که نسبت به گذشته، آینده و وضع موجود مطرح کردیم. یعنی گذشته انسان، چراغ راه آینده‌اش هست و گذشته را باید مبنای نظر قرار دهد و تحلیل واقع‌بینانه‌ای از وضع موجود داشته باشد و بعد نگاه آینده و آتیه‌بینی و آینده‌نگری را مبنای نظر قرار دهد. فکر می‌کنید بعد از ‌آقای هاشمی ائتلاف اعتدال و اصلاحات و میانه‌روهای اصولگرایان به کجا برسد؟ چون آقای هاشمی حلقه پیوند اینها بود. بله، ایشان نماد اعتدال بود و چون ظرفیتش را هم به معنی واقعی کلمه داشت اگر دقت کنیم این اظهاراتی که بعد از فوت‌شان شد، اعم از اصلاح‌طلب، اصولگرا و مستقل شخصیت ایشان را ستودند که واقعا ستودنی هم بود، ما را به یک نحوی در یک خلاء و فطرت شخصیت عالم سیاسی از نوع آقای هاشمی قرار داد. چه کسی می‌تواند پرچمدار باشد و این خلاء را پر کند؟ فعلا نمی‌توان هیچ گزینه‌ای را برایش مبنای نظر قرار دهیم. آقای ناطق چطور؟ آقای ناطق جامع‌تر از همه است، ضمن اینکه داعیه هیچ پست و مسئولیت و مقامی ‌را ندارد و از یک جامعیت و خودساختگی بالایی برخوردار است ولی نمی‌دانم به چه میزان می‌تواند حوصله کند و ورود داشته باشد. چون همان شورای هماهنگی نیروهای انقلاب را که راه‌اندازی کرد و آن ماجراها را  بر او روا داشتند، به‌عنوان یک رخداد فراموش‌نشدنی است. در ادامه تخریب‌های آقای احمدی‌نژاد و اینکه حتی روحانیت مبارز هم به‌عنوان اینکه ایشان از ارکان و بنیانگذاران روحانیون مبارز بود، حمایت نکرد. اصولگرایان به نوعی رفتار کردند و خود اصلاح‌طلبان هم آنچه مسلم است آقای ناطق را هنوز در موضع اصولگرایی می‌دانند. این جریان‌ها بسیار شناخته شده‌اند. آقای ناطق هم به هیچ کدام از این جریان‌ها باج نمی‌دهد و راه خودش را مثل آقای هاشمی می‌رود. این مزیتی است که در همین مزیت ممکن است یک محذوریتی هم برای آنهای دیگر باشد. در دیداری که اخیرا با آقای ناطق بعد از بستری شدن جزئی‌شان داشتم و به احوالپرسی‌شان رفتم، تعبیر ایشان این بود که سرمایه و آبرو و اعتبار یک موهبت الهی است همانطور که برای آقای هاشمی این موهبت الهی پیش آمد و باید اطرافیان و خانواده این را حفظ کنند. برداشت آقای ناطق این بود که برای ایشان هم یک سرمایه و موهبت الهی از مظلومیت پیش آمده و سعی می‌کند که این را حفظ کند و زیاد دستپاچه برای ورود به مباحث و مطالب نیست. ضمن اینکه آقای ناطق و برخی از چهره‌ها و اشخاص ارزشمند که از السابقون هستند تحفظ بر خیلی از امور، مباحث و مطالب دارند. به‌خصوص که ایشان در بازرسی رهبری قرار دارد و به نظرم خدماتشان را در قالب مجمع تشخیص و بعضی جایگاه‌های دیگر دنبال خواهند کرد ولی آن حالت سبک حضور آقای هاشمی نسبت به مباحث سیاسی را تحفظ خواهند کرد که زیاده از حد نباشد. فکر می‌کنید اصلاح‌طلبان برای آقای روحانی نامزد پوششی می‌آورند یا نه؟ درحال ارزیابی هستند. چه کسی می‌تواند در چنین جایگاهی باشد؟ تا به حال آقایان عارف و اسحاق جهانگیری در محافل خاص آنها مطرح شده‌اند ولی معلوم نیست که خروجی نهایی کارشان چه کسی باشد؟ آقای هاشمی موافق بود که برای آقای روحانی نامزد پوششی آورده شود؟ بحث جدی در این رابطه‌ها نشده بود. در ارتباط با آقای اسحاق جهانگیری یکبار که مطرح شد، تاکید بر این داشتند که این خود آقای جهانگیری و آقای روحانی هستند که باید در این رابطه تصمیم بگیرند. توصیه‌ای به خود آقای جهانگیری نداشتند؟ اگر هم بوده من در جریان نیستم. ولی به صورت حرف‌هایی که مطرح شد، گفتند که خود آقای جهانگیری و آقای روحانی هستند که در این رابطه باید تصمیم بگیرند. خبری آمد که احتمال نامزد شدن آقای جهانگیری منتفی است. علی‌القاعده حساسیت درون‌ دولتی باعث شده. یعنی شاید بالاخره بعضی‌ها سعی کرده‌اند خیلی زود ورود پیدا کنند و به نوعی این موضوع را بسوزانند. فکر می‌کنید اصولگرایان چطور عمل کنند‌؛ آیا یکدست خواهند آمد؟ مثلا روی ‌آقای رئیسی اجماع می‌کنند؟ عقل اقتضاء می‌کند که روی یک کاندیدای واحد توافق کنند. بستگی دارد... می‌توانند؟ برخی از جریان تند اصولگرایی شاید مانع‌تراشی کنند ولی اقتضای عقل و تدبیر و آینده‌نگری این است که از گذشته تجربه بیاموزند. فکر می‌کنید در رقابت فرضی بین آقای رئیسی و آقای روحانی چه کسی شانس بیشتری دارد؟ باز هم آقای روحانی شانس بیشتری دارد ولی آنها (اصولگرایان) سعی خواهند کرد که انتخابات را دومرحله‌ای کنند. یعنی ابتدا ‌تمام تلاش‌شان را بگذارند تا انتخابات به مرحله دوم بکشد و بعد در مرحله دوم، روی کاندیدایشان مانور دهند. به نظرتان انتخابات یک‌مرحله‌ای می‌شود یا دومرحله‌ای؟ هنوز هیچی مشخص نیست. نحوه برخورد شورای نگهبان و برخی پارامترها هم به نوعی ذی‌مدخل است. در مجموع فضای پساهاشمی‌ را چگونه می‌بینید؟ آن روحیه‌ای که ایشان توانست در افکار عمومی نهادینه کند و همه را به سوی اعتدال سیر دهد... ایشان تمایل داشت که در قالب یک حزب قوی این را بعد از انتخابات به یک نحوی ساماندهی کند که شرایط و ارتحال‌شان باعث شد که این مساله پیش نیاید. نظام در مرحله تشکیلاتی و سیاسی در وضع خاص خودش قرار دارد. ما اگر مردمسالاری را مبنای نظر قرار دادیم و نظام انتخاباتی و میزان رای ملت است، زیرساختش را هم باید فراهم می‌کردیم. باید احزاب قوی به نوعی اجازه تاسیس پیدا می‌کردند‌ یا میدان عمل می‌یافتند که در نوع خودش احزاب قوی، سپر‌ولایت هم می‌شدند مثل حزب جمهوری اسلامی. ما الان بعد فردی اسلام را داریم، بعد حکومتی و ولایی‌اش را هم داریم ولی بعد تشکیلاتی به معنی احزاب قوی و نیرومند را که منظور نظر یاران و شاگردان امام و مرحوم بهشتی و هاشمی بود و در ابتدای انقلاب هم تجربه شد و بسیار هم اثرگذارانه پیش رفت، آن خلاء تشکیلاتی را به هر دلیل نتوانستیم ‌ترمیم کنیم. چون این وجود ندارد، در نتیجه مکاتب فکری و سیاسی هم در شرایط اقدام و عمل ابزار تشکیلات وقتی نداشته باشند، ایده و فکر فعلیت و تحقق عینی و عملی پیدا نمی‌کند. یکبار هم ایشان فرمودند که در قالب جبهه عمل کنید. جبهه آزاداندیشان اسلامی را راه‌اندازی کنید که ما الان یک مقداری با برخی از احزاب و گروه‌های سیاسی وارد مذاکره شده‌ایم و با بعضی از چهره‌ها و شخصیت‌ها هم همینطور. با آقای ناطق هم موضوع را مطرح کرده‌ام که یکی از ایده‌آل‌های آقای هاشمی تشکیل جبهه آزاداندیشان اسلامی بود. همان روز که به عیادت آقای ناطق رفتید‌؟ بله، گفتم که آقای هاشمی یک چنین توصیه‌ای هم به ما داشت. قبل از اینکه مرحوم دعاگو  فوت کنند. ولی بعضی از اعضای دیگر که در خانه آقای دعاگو  جلسات برگزار می‌کردیم، هستند. آقای میرمحمدی، بنده و برخی از دوستان دیگر. علی مطهری هم در آن جلسات یکی، دو بار آمد. اگر فعلا بتوانیم یک جبهه آزاداندیشان اسلامی را تاسیس کنیم، برای بالانس کردن قضایای انتخابات و نقد منصفانه و ناصحانه داشتن برای هر دو طرف و در نتیجه از موضع استقلال و استغناء عمل کردن، چیز خوبی است. فکر می‌کنید آقای ناطق قبول کنند‌؛ چون ‌آقای هاشمی می‌خواست به نحوی آن جبهه را رهبری کند؟ آقای ناطق شرایط فعلی را متناسب با این مساله نمی‌دانست. بیشتر تاکید بر اصل ضرورت تشکیلات و اینکه متناسب با اصول نظام یک اتفاقی صورت بگیرد که اصولگرایی مبنا شود و روش‌های اصلاحی ‌باشد. رهبری هم یک موقع فرمودند راه درست اصولگرایی اصلاح‌طلبانه است. یعنی یک جریان مستقلی به‌عنوان ‌آزاداندیشی در میانه اصولگرایی و اصلاح‌طلبی بتواند طرح فکر کند. باید هدایت‌‌کننده این مجموعه یک فرد جامع‌الاطراف باشد. مثل آقای ناطق که بتواند تاثیرگذار باشد. در عین حال اگر آقای هاشمی پدر معنوی این موضوع بود، آقای ناطق هم می‌تواند به یک نحوی پدر معنوی این مساله باشد. هنوز باید بحث‌های زیادی شود تا شکل پخته‌ای پیدا کند. بعد اگر لازم شد، اعلام می‌کنیم. شاید بعد از عید و پانزدهم فروردین به بعد که انتخابات به یک نحوی استارت می‌خورد، یک چنین حرکتی هم جان و شکل بگیرد. ]]> سیاسی Mon, 27 Mar 2017 12:40:25 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278484/خوشحالی-حسین-فریدون-عدم-تائید-آیت-الله-هاشمی چرا داعش نتوانست هیچ عملیاتی در ایران انجام دهد؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278467/چرا-داعش-نتوانست-هیچ-عملیاتی-ایران-انجام-دهد به گزارش بلاغ، مقام معظم رهبری در ابتدای سال 96، با برشمردن کاستی ها و تلخی هایی که در سال گذشته در کشور روی داد، به یک موضوع اساسی اشاره کردند که از این بعد ایران در منطقه و حتی جهان سرآمد کشورهای جهان بود. ایشان فرمودند: "امنیّت کشور در این محیط پُرتلاطم منطقه‌ای بلکه بین‌المللی، یک شاخص بسیار عمده و بزرگی برای ملّت ایران بود. امروز اطراف ما، کشورهایی که همسایگان ما هستند: از شرق کشور و جنوب شرقی کشور، تا شمال غربی کشور، کشورها دچار ناامنی هستند، منطقه دچار ناامنی است، ملّت ایران بحمدالله در طول سال یک امنیّت پایدار را تجربه کرد."از سال 2014 در دریای پرتلاطم غرب آسیا و شمال آفریقا، طاعون تروریسم بیشتر کشورها را درنوردیده و در گوشه وکنار دنیا نیز تروریست های داعشی و سلفی، با روش های مختلف، زهرشان را ریخته اند. زمانیکه داعش با سرعت جنون آمیزی، شهرها و روستاهای سوریه و عراق را تسخیر می کرد و با ایجاد وحشت تمام، فصل جدیدی از ترس را بر منطقه مستولی ساخت، این جمهوری اسلامی ایران بود که با درایت تمام نه تنها مانع نفوذ تروریست ها به کشور شد بلکه به کمک متحدانش نیز رفت و همچون سدی مستحکم در مقابل آنها ایستاد. تروریسمی که ماحصل اتحاد میان کشورهای مرتجع منطقه و سرویس های جاسوسی غرب بود، به نقطه ای رسید که همچون بومرنگ به سمت سازندگانش بازگشته اشت.در اوایل خرداد 94 بود که  میر احمدرضا پوردستان فرمانده نیروی زمینی ارتش طی سخنانی به مناسبت سوم خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر در صحن علنی مجلس گفته بود: امروز با چهره تازه‌ای از تهدیدات روبرو هستیم که از نظر نوع، شکل و اندازه با گذشته فرق دارد. نیروهای تروریستی و تکفیری در نزدیکی مرزهای ما هستند. در سال گذشته همین موقع بود که ستاد کل نیروهای مسلح به ما ابلاغ کرد که تروریست‌ها در جلولا و سعدیه هستند و گام بعدی آنها خانقین بود که می‌خواستند به کشور ما بیایند.این گروهک‌های داعش در استان‌های مرزی ما فضاسازی کرده بودند و زاغه مهمات و نیرو پیش‌بینی و آماده کرده بودند تا در زمان ورودشان با ترور، انفجار، آشوب کنند که توسط سربازان گمنام کشورمان خنثی شد.هر حرکتی از سوی نیروهای دشمن دارای انگیزه هایی در پس آن است. بعد از جنگ هشت ساله تحمیلی عراق بعثی علیه ایران، کشور از ثبات قابل ملاحظه ای در اکثر حوزه ها برخوردار شده به نحوی که مسیر آبادانی در دولت های مختلف و به روش های گوناگون پیگیری شده است. این در حالی است که بیشتر کشورهای منطقه درگیر نزاع های بی پایانی درون و بیرون مرزهای خود هستند. از این رو گویا سعودی ها بیش از همه نگران ثبات داخلی ایران و رشد اعتبار سیاسی ایران در جهان هستند که باعث می شود پدرخواندگی سعودی ها برای منطقه بیش از گذشته از اعتبار ساقط شود.در همین رابطه دبیر شورای عالی امنیت ملی شمخانی با اشاره به فتنه طراحی شده از سوی نظام سلطه و ایادی منطقه‌یی آن در خصوص ایجاد اختلافات قومی و مذهبی و با سوء استفاده از عناصر خودفروخته؛ هدف آن‌ها را مقابله با آبادانی در منطقه و درگیر کردن ظرفیت‌های داخلی کشور و جلوگیری از هم‌افزایی و پیشرفت ملت ایران عنوان کرده است.در کنار ثبات و امنیت مثال زدنی ایران در منطقه پر آشوب خاورمیانه، افزایش نفوذ و قدرت تاثیرگذاری تهران نیز بیش از گذشته نمود یافته است. با سقوط طالبان در افغانستان و صدام در عراق، بیشترین منافع متوجه ایران شد. حکومت هایی در این دو کشور بر سر کاربودند که تا پیش از آن در زمره تهدیدات اصلی علیه کشور محسوب می شدند اما پس از سرنگونی طالبان و صدام، ایران تنها کشوری بود که بالاترین میزان نفوذ را در این کشورها به دست آورد. از بین بردن بازوهای استراتژیک ایران در منطقه و درگیر کردن ایران در جنگ های نیابتی برای تحلیل بردن قدرت ایران در منطقه، راهبردهایی هستند که در چند سال اخیر به شدت از سوی عربستان و کشورهای حامی آن در حال اجرایی شدن هستند.در واقع داعش را  می توان طرح سعودی ها، متحدان منطقه ای و صهیونیسم و غرب برای مبارزه با نفوذ ایران در منطقه دانست. ایجاد داعش در عراق و سوریه در واقع نبرد سعودی علیه ایران به ‌جهت تسلط بر خاورمیانه است. منطقه تحت سیطره داعش منطقه ای وسیع از خاک سوریه و عراق است و این گروه تروریستی همچنان به پیشروی خود ادامه می دهد. در صورتیکه اگر پشتیبانی مالی کشورهای شیخ نشین خلیج فارس  نبود، قدرت این گروه بعد از بیش از دو سال می بایست تحلیل می رفت.درست در تابستان سال 93 بود که خبرهایی از نزدیکی داعش به 50 کیلو متری مرزهای کشور در رسانه ها منتشر شد و به دنبال آن نیز مقامات آن را تایید کردند. نیروهای داعش در حالیه به پیشروی های خود ادامه می دادند، توانستند دو شهر کوچک در استان دیاله به نام های السعیدیه و جلولاء در شرق عراق را به تصرف خود درآورند.این دو شهر در نزدیکی مرز عراق با ایران یعنی مرز خانقین (مرز خسروی در استان کرمانشاه)هستند. ایران در آن زمان برای مقابله با خطر آنی داعش، سریع واحدهای توپخانه ای خود را به مرز غربی گسیل داشت و برای رصد تحرکات دشمن تا داخل خاک عراق نیز نفوذ کرد.پاسخ ایران به شاخ و شانه کشیدن های ترویست های داعش، کوبنده و قاطع بود و آنها را نسبت به حرکت به سمت ایران پشیمان ساخت؛ چرا که اولین حرکت آنها به معنای ختم تروریسم بود.علاوه بر این جمهوری اسلامی به کمک گروه های شیعه متحد در کشورهای منطقه، تشکیل گردان های مردمی در عراق و سوریه، رصد کامل تحرکات به وسیله پرنده های بدون سرنشین مجهز و حضور مستقیم در جبهه نبرد با گروه های تروریستی، توانست مرز درگیری ها را در صدها کیلومتر آن سوتر از مرز کشور بکشاند.ایران توانسته تا به امروز به روش های گوناگونی از خطر گروه های تروریستی از خود محافظت کند و به جزیره ثبات در منطقه پرآشوب خاورمیانه تبدیل شود. لیکن همانگونه که مقامات امنیتی و نظامی کشور هشدار داده اند این ثبات و تداوم آبادانی برای برخی از رژیم های منطقه و حامیان غربی آنها، پذیرفتنی نیست و خود را برای برهم زدن نظم و امنیت کشور آماده کرده اند.برای بسیاری از تحلیل گران منطقه، جای شگفتی است که چگونه ایرانی که در میان آشوب و کشورهای بحران زده قرار دارد، متاثر از تروریسم نگشته و مردم می توانند در کمال امنیت به زندگی روزمره خود بپردازند و شاهد انفجارهای تروریستی به مانند آنچه در پایتخت های نظیر بیروت، دمشق، کابل، بغداد، آنکارا و پاریس، لندن، بروکسل و... نباشند.پاسخ آن واضح است و همانگونه که در بالا توضیح داده شد، ایران خطر تروریسم و گروه های افراطی تکفیری را از سال های پیش احساس کرده و تمامی زیرساخت های لازم برای مقابله با آن را در خارج و داخل کشور ایجاد کرده است و اگر غیر از این بود، ایران نیز آسیب های جدی از تروریست ها می دید. افغانستان و پاکستان در شرق و عراق در غرب و سوریه نیز در همجواری عراق، به بهشت تروریست ها تبدیل شده و ایران در میان این کشورها قرار دارد.نتیجه ای که از تجربه تروریسم و عدم وقوع یک حمله کوچک و انفجارهای تروریستی در ایران می توان گرفت این است که هرجا افرادی با نیت خالصانه و انقلابی در عرصه های امنیتی، نظامی و اطلاعاتی حضور پیدا کردند، نباید کوچکترین نگرانی از وقوع مشکلات یا تعلل هایی به خود راه داد. چرا که انسان های از جان گذشته ای همچون سدی مستحکم از ذره ذره خاک کشور دفاع می کنند و بدون هیچ دلهره ای تا قلب دشمنان نفوذ می کنند.این تجربه می تواند در دیگر عرصه ها مانند اقتصاد و سیاست نیز به کار گرفته شود تا در گزارش ها و پیام های اول سال توسط رهبران ایران، بالیدن به اقتصاد و معیشت به برگ های ذرین آنها تبدیل شود. روحیه انقلابی و بسیجی سال های سال است که کمتر در اقتصاد و سیاست کشور دیده می شود و اندیشه ها و رویکردهای غربی و وارداتی، مانع از پیشرفت همه جانبه ایران شده است. امید است تا با توجه به تجربیات این سال ها، رویکردها بار دیگر به سمت خودباوری و توانستن بازگردد و قله های پیشرفت اقتصادی درنوردیده شود. ]]> سیاسی Mon, 27 Mar 2017 11:51:24 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278467/چرا-داعش-نتوانست-هیچ-عملیاتی-ایران-انجام-دهد بزم شادی حسین فریدون پس از رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278376/بزم-شادی-حسین-فریدون-رد-صلاحیت-هاشمی-رفسنجانی به گزارش بلاغ، تیمور علی عسگری از مشاور خاص مرحوم هاشمی رفسنجانی و مسئول ستاد حسن روحانی در خراسان رضوی پس از مدت‌ها مهر سکوت نسبت به تحولات دولت یازدهم، اسرار از نقش حسین فریدون در دولت برادرش را هویدا ساخت.مشاور هاشمی رفسنجانی پیرامون واکنش حسن روحانی و حسین فریدون نسبت به حضور هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم اظهار داشت که «روحانی از نامزدی هاشمی ناراحت شد» وی پیرامون جلسه انتخاباتی نزدیکان هاشمی اظهار داشت: «همان روز آقای هاشمی جلسه فوق‌العاده مشاورین را گذاشت و من آنجا رفتم و طرح موضوع کردم و گفتم الآن آقای روحانی حسابی عصبی و ناراحت است و آن چند نفر افراد خاص مثل حسین فریدون ناراحت هستند و بدوبیراه می‌گویند. این قضیه باید به نحوی‌ترمیم و جمع شود.» اما بد و بیراه‌های حسین فریدون با رد صلاحیت هاشمی به بزم در مرکز تحقیقات استراتژیک بدل شد؛ علی عسگری رخدادهای روز رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی را این‌گونه روایت می‌کند: «ظهر نشده بود، دیدم که شور و شعف در مرکز تحقیقات استراتژیک پیچیده و حسین فریدون و دیگران نشستند خوشحالی می‌کنند که آقای هاشمی تأیید نشد! واقعیت این است که با یک حالت بغض در گلو و با ناراحتی گفتم که عقل هم چیز خوبی است. جای خوشحالی ندارد. برای ما هم از این بعد هرکه می‌خواهد رئیس‌جمهور شود فرقی نمی‌کند ولی شما اگر می‌خواهید آقای روحانی رئیس‌جمهور شود به نظرم باید آقای روحانی را راضی کنید که نزد آقای هاشمی برود و بگوید که من به خاطر این اتفاقی که برای شما افتاده انصراف می‌دهم. حتماً آقای هاشمی هم اجازه چنین کاری را نمی‌دهند.» و پس از پیروزی حسن روحانی در خرداد 92، حسین فریدون نقشی اثرگذار در تصمیم‌گیری‌ها پیدا کرد به‌نحوی‌که در مذاکرات هسته‌ای نقش هماهنگ‌کننده با طرف آمریکایی را داشت؛ مشاور هاشمی رفسنجانی اظهار داشت: «من در مرکز تحقیقات شاهد بودم که یکی از اصلاح‌طلبان با حسین فریدون صحبت می‌کرد که ایشان اگر یک Hello OBAMA نگوید، یا دستی با اوباما ندهد، ریزش آرایش قطعی است و بعد هم به نظرم حسین فریدون هماهنگ‌کننده این موضوع و مسئله بود. وقتی هم که از نیویورک برگشتند، این مسئله تذکر رهبری را در پی داشت. برداشتم این است که پاشنه آشیل کار روحانی به یک نحوی به حسین فریدون برمی‌گردد. قطعاً یکی از موارد گرفتاری‌ها و مشکلاتش در زمان تبلیغات انتخاباتی دور دوم، کارهای آقای حسین فریدون خواهد بود.» مسئول ستاد حسن روحانی در خراسان رضوی پیرامون درگیری‌اش با برادر رئیس‌جمهور، دلیل آن را ادبیات نامناسب حسین فریدون در قبال مقامات نظام دانست و گفت: «من قبل از آن هم چند دعوا با حسین فریدون کرده بودم؛ یعنی مثلاً می‌گفتم اگر آقای روحانی یک خروجی نسبت به هسته‌ای بدهد که در تخصصش هم هست و تهدید آنجاست و اگر آن حل بشود دیگر در داخل مشکلی نخواهیم داشت، ایشان می‌گفت آقای روحانی که می‌خواهد، ولی برخی نمی‌خواهند! اشاره او به برخی مقامات نظام بود که من می‌گفتم آقا درست است که برادر رئیس‌جمهور هستی ولی دیگر نباید این‌طوری حرف بزنی. اگر یک احترامی بگذاری مگر چه می‌شود؟ بعدازآن هم من با حسین فریدون در همان صحن علنی مجلس کنتاک کردم و گفتم: «عطای تو و برادرت را به لقایتان بخشیدم». بعد مصاحبه کردم و گفتم که افق فکری و مشی و سلیقه سیاسی‌ام با آقای هاشمی عجین بوده و هست. ایشان را همراهی خواهم کرد و با دولت در اجرا نیستیم.» درگیری‌های حسین فریدون با نیروهای نزدیک به حسن روحانی به همین مداخله ختم نمی‌شود؛ حسین فریدون باعث استعفا اجباری رئیس بازرسی نهاد ریاست‌جمهوری نیز شده است؛ تیمور علی عسگری از مشاوران خاص مرحوم هاشمی رفسنجانی اظهار داشت: «آقای شوشتری را مثال می‌زنم که رئیس بازرسی نهاد ریاست‌جمهوری شد؛ اما سؤال این است که چرا آنجا را ترک کرد؟ البته آقای شوشتری به بهانه اینکه می‌خواهد کاندیدای مجلس شود، استعفا داد ولی آن بهانه بود و کاندیدای مجلس هم نشد. بعدها شرایط حاکی از دخالت‌های زیادتر از حد حسین فریدون در کارهایش داشت و بعضی از مشکلات دیگر از جمله اینکه آقای روحانی وقت ملاقات نمی‌داد. عمدتاً در واقع دوستانی که به دولت رفتند بسیارشان زیاد رضایت خاطر ندارند؛ یعنی کار سیستماتیک نیست و یک جای کار لنگ می‌زند.»[1] [1] - سالنامه 1396 هفته نامه مثلث ، صفحه 153 ]]> سیاسی Mon, 27 Mar 2017 06:10:02 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278376/بزم-شادی-حسین-فریدون-رد-صلاحیت-هاشمی-رفسنجانی عکس/کنایه مجری «صرفا جهت اطلاع» به کوهنوردی روحانی http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278442/عکس-کنایه-مجری-صرفا-جهت-اطلاع-کوهنوردی-روحانی به گزارش بلاغ، محمد دلاوری مجری سابق برنامه خبری «صرفا جهت اطلاع» در جدیدترین پست اینستاگرامی خود با کنایه به رئیس جمهور که با چتر به کوهنوری رفته است، نوشت: کوهنوردی با چتر نمی روند، چه رئیس جمهور باشد چه مردم عادی!  ]]> سیاسی Mon, 27 Mar 2017 10:25:32 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/278442/عکس-کنایه-مجری-صرفا-جهت-اطلاع-کوهنوردی-روحانی