گزارشی از نسبت معنادار میان سواد و فرهنگ

تاثیر سواد در توسعه فرهنگ مازندران

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۸ تير ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۰۰
Share/Save/Bookmark
 
باسوادی مجموعه‌ای از توانمندی‌ها، قابلیت‌ها و شایستگی‌هاست که باعث می‌شود فرد علاوه بر توان خواندن، نوشتن و حساب کردن، نسبت به انجام وظائف انسانی و اسلامی خود تلاش مفید بعمل آورد.
به گزارش بلاغ، سوادآموزی در همه جای دنیا با حداقل معیارها که همان خواندن و نوشتن و حساب کردن چهار عمل اصلی است، آغاز می‌شود و تا سطوح بالای علمی ادامه دارد.

یکی از آرمان‌های توسعه هزاره سوم، سوادآموزی است که باسوادی شهروندان به عنوان یکی از عوامل توسعه انسانی نیز به حساب می‌آید و هر چقدر سواد افراد در کشوری افزایش پیدا کند، تولید علم، تولید کالا و خدمات نیز ارتقاء می‌یابد.

با سوادی، با مصرف بهینه منابع نیز رابطه مستقیم دارد، یعنی هر چقدر شهروندان باسوادتر باشند، از منابع موجود مثل آب، خاک، باد و برق بهتر استفاده می‌کنند.

همچنین بین سال‌های تحصیلی و انضباط شخصی هم رابطه مستقیم وجود دارد، طوری که می‌توان گفت افرادی که سطح تحصیلات بیشتری دارند، معمولا وجدان کاری و انضباط بیشتری دارند.

افراد باسواد معمولا رابطه اجتماعی بهتری با شهروندان برقرار می‌کنند و سطح روابط اجتماعی در جوامع باسواد، سالم‌تر از جوامع بی‌سواد است.

نرخ باسوادی در ایران قابل قبول است

در ایران، نیز در طول این سال‌ها نرخ بی‌سوادی سیر نزولی قابل قبولی داشته و از آن طرف نیز هر ساله بر جمعیت دانش آموختگان دانشگاهی و به ویژه تحصیل‌کردگان در مقطع تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکتری) افزوده می‌گردد، که همین خود حکایت از توجه و تمایل جامعه ایرانی، به ویژه جوانان به امر آموزش دارد. لازم به ذکر است که طبق آمارها، نرخ باسوادی در پنج سال اخیر به میزان ۹۰درصد افزایش یافته است و این یعنی در حال حاضر، تنها ده درصد از جمعیت فعال ایرانی بی‌سواد هستند.

مازندران صدرنشین در نرخ باسوادی کشور

بنا بر اعلام رسمی آمارهای کشوری، مازندران در صدر جدول نرخ باسوادی ایران قرار دارد، علی باقرزاده، رییس سازمان نهضت سواد آموزی با اشاره به فرمان تاریخی امام خمینی(ره) در امر سواد‌آموزی، گفت: خطاب پیام امام خمینی(ره) به مردم ایران بود زیرا ریشه کنی بی‌سوادی با حرکت توده مردم اتفاق می‌افتد که تاکنون همچون الگوهای موقتی که در دنیا به کار رفته نتیجه بخش نیز بوده است.

وی با بیان این نکته که در طول این سال‌ها، برخی از استان‌های کشور در این زمینه بیش از سایرین فعالیت داشته و کارنامه درخشانی از خود بر جای گذاشته‌اند، گفت: استان‌های مازندران، سمنان، اصفهان، البرز و تهران به ترتیب بالاترین درصد باسوادی و استان‌های سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، کردستان، لرستان، کرمان و خراسان شمالی بالاترین درصد بی‌سوادی را حائز هستند.

مدیرکل آموزش و پرورش مازندران با اشاره به نتایج آخرین سرشماری کشور که در سال ۹۵ انجام شد، گفت: مازندران بالاترین نرخ باسوادی کشور را داراست.

سید علی قاسمی در جلسه شورای آموزش و پرورش مازندران در ساری، نرخ باسوادی مازندران را به استناد نتایج سرشماری نفوس و مسکن ۹۷ و ۶۱ صدم درصد اعلام کرد.

وی افزود: این نرخ باسوادی مربوط به گروه هدف ۱۰ تا ۴۹ سال است.

مدیرکل آموزش و پرورش مازندران یکی از دلایل کسب رتبه یک باسوادی را برگزاری دوره‌های آموزشی برای افراد بی‌سواد استان فراتر از سهمیه‌های در نظر گرفته شده از مرکز دانست.

وی توضیح داد: در حالی که سهمیه مازندران برای زیر پوشش قراردادن افراد بی‌سواد برای سال ۹۵ تنها ۱۰ هزار نفر بود، ولی ۱۰ هزار و ۹۶۹ سوادآموز در کلاس‌های تشکیل شده شرکت کردند.

آیا افزایش سواد، لزوماً به ارتقاء فرهنگ می‌انجامد؟

اما نرخ بی‌سوادی همانطور که در ابتدا نیز به آن اشاره کردیم، به عنوان یکی از شاخص‌های بسیار مهم در تعیین میزان توسعه‌یافتگی به شمار می‌آید و از آنجا که توسعه یافتگی، همه حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و اجتماعی را در بر می‌گیرد، بدیهی است که وقتی نرخ واقعی باسوادی را در اختیار داشته باشیم، می‌توانیم به همان اندازه، به ارزیابی رشد و توسعه سایر حوزه‌ها نیز بپردازیم و حالا سوالی که در این زمینه در ذهن شکل می‌گیرد این نکته است که اساساً مازندران با توجه به این میزان از باسوادی در امر توسعه فرهنگی نیز به رشد والایی رسیده است؟

باید دید تحصیلات دانشگاهی تا چه میزان به رشد و تعالی فرهنگی در مازندران انجامیده است؟ آیا لزوماً هرکه باسوادتر است، با فرهنگ‌تر نیز هست؟ به نظر می‌رسد شنیدن سخنان یک جامعه‌شناس در خصوص رابطه فرهنگ و سواد می‌تواند اندکی از ابهامات را در این خصوص برطرف سازد.

دکتر جواد بالامیری در این زمینه، گفت: سواد، حکم دانش کاربردی در مسئله‌ای خاص را دارد اما فرهنگ، زنجیره‌ای است که واقعیت‌ها، خیالات و آرزوهای مردم یک جامعه را به هم می‌رساند.

علم و آگاهی اگر به‌صورت فرهنگ در نیاید، موجب رشد نمی‌شود

این جامعه‌شناس در ادامه افزود: به نظر می‌رسد رابطه الزاماً اثرگذاری میان این دو نباشد و اگر سواد را امری صرفاً دانش محور یا بر پایه علم بدانیم، اما فرهنگ در صورتی با علم رابطه بر قرار می‌کند که علم به صورت هدفمند در چهارچوب فرهنگ قرار گیرد و با این وصف می‌توان این‌گونه نتیجه‌گیری کرد که سواد هر چند برای بالندگی فرهنگی یک شهر یا استان یا در سطح ملی برای یک کشور الزام‌آور است، اما تا زمانی که در قالب فرهنگ قرار نگیرد، نمی‌تواند به رشد و توسعه فرهنگی- اجتماعی جامعه کمک کند.

شهروندان یک جامعه باسواد انتخاب‌های اصلح بیشتری خواهند داشت و چه در انتخاب‌های سیاسی و چه در انتخاب‌های شخصی مثل انتخاب همسر و انتخاب شغل هم بهتر از افراد بی‌سواد عمل می‌کنند.

البته شاید مثال‌های نقضی هم در این روابط وجود داشته باشد، و مثلاً یک فرد باسواد از سطح فرهنگ نازلی برخوردار باشد یا یک فرد بی‌سواد، سطح مالی خوبی داشته باشد، اما نباید فراموش کنیم که این موارد در مقابل تعداد زیاد باسوادان با فرهنگ یا ثروتمندان باسواد، بسیار نادر است.

بنابراین وظیفه دستگاه‌های اجرایی خصوصا آموزشی کشور، و به ویژه مازندران به عنوان باسوادترین استان کشور، کوشش برای برقراری هم‌پیوندی ناگسستنی میان سواد و فرهنگ است که این مهم می‌تواند در قالب آموزش فرهنگی و فرهنگ آموزشی پیگیری شود.

پیوند علم و تعهد‌عملی، نیاز امروز جامعه ایرانی

براساس نظر کارشناسان، برخورداری از سواد حتی با مدارک بالای دانشگاهی، نمی‌تواند ملاک فرهیختگی و مفید بودن دارنده مدرک نسبت به خود و جامعه باشد. بدین جهت، آنچه که نه تنها برای دارندگان مدارک بالای تحصیلی، که برای کل مردم ضروری است، معرفت و فهم فکری و عملی نسبت به خود و جامعه و آشنابودن به وظائف انسانی و اسلامی خویش و تلاش برای تحقق آنها است.

تحصیل‌کردگان بی‌سواد!

در اظهارات مردم به فراوانی این واقعیت مورد اشاره قرار می‌گیرد که: سواد به تحصیلات نیست، همچنانکه بی‌سوادی هم به‌معنای محروم بودن از مدرک تحصیلی نمی‌باشد. مراد کریمی، دانشجوی کارشناسی ارشد معماری معتقد است: بسیار دیده می‌شود که یک بی‌سواد به‌لحاظ مدرک تحصیلی، فوق‌العاده خوش‌فکر و فهمیده و با نزاکت و مودب و آشنا به مبادی آداب است و از آن‌طرف نیز، فردی با چند مدرک تحصیلی، نسبت به خود و جامعه از حس‌مسئولیت متعهدانه‌ای برخوردار نیست. بدین جهت نمی‌توان مدرک و تحصیلات تنها را ملاک سواد و فهم وکمال دانست.

وی زیان فارغ‌التحصیلان ناهمراه با مردم و دغدغه‌های آنها را کمتر از بی‌سوادان ناهمراه با مردم ندانست و اظهار کرد: بی‌تفاوتی بخشی از قشر تحصیل‌کرده نسبت به مسائل جامعه و همراه‌شدن آنان با دغدغه‌های غیرمردمی، خطر بزرگی است که باید برای آن بزرگان نظام فکر عاجل کنند.

به گزارش بلاغ، تفکیک سواد با مسئولیت‌پذیری اجتماعی و انتظار از قشر تحصیل‌کرده در همراهی با مردم و دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی آنان، موضوعی است که مسئولان نظام تربیتی و آموزشی کشور باید برای تدبیر جدی بیاندیشند تا بتدریج بتوان نگرانی جامعه را برطرف کرد.  
کد مطلب: 284517