انصاف که جناح و چپ و راست نمی‌شناسد

محمداسماعیل امام‌زاده
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۰۶
Share/Save/Bookmark
 
دولت می‌گوید سالانه 800 هزار زوج ازدواج می‌کنند، طبیعی است که این 800 داماد نیاز به کار و درآمد و مسکن دارند؛ آیا نباید طی این چهار سال برای مسکن 3میلیون و 200هزار داماد فکری می‌شد؟!.
به گزارش بلاغ، 
ایرانی متصف به صفت "انصاف" است، بویژه آنکه مسلمان باشد؛ در برخورد با همه پدیده‌ها و از جمله ارزیابی عملکرد دولت روحانی هم باید منصف بود و تحت تاثیر جناح‌ها و سیاسی‌کاری قرار نگرفت.

 
در انتخابات، که ویژگی آن در ایران باید براساس آگاهی و شناخت از سوی قاطبه ملت به‌خصوص نخبگان و روشنفکران شکل بگیرد،‌ انصاف و کسب شناخت صحیح و لحاظ مصالح نظام اسلامی و منافع مردم باید مبنای رأی دادن‌ها باشد تا اسم و اسامی‌ای از صندوق‌ها در آید که خادم صادق و صالح مردم و نظام و اعتلاءبخش ایران اسلامی باشد.

 
رئیس جمهور که امورات کشورمان به مدت چهار سال در دست اوست، باید توانمند و کارآمد و مقدم بر آن پرتلاش و ساده‌زیست و ضدفساد و فقر و تبعیض با روحیه مخالف اشرافی‌گری باشد.

 
الحمدلله با برخورداری از ولی‌فقیه و نائب امام‌زمان(عج‌الله)، ملت ما در تدوین معیار و ملاک‌های هم‌تراز کشور هیچ کمبود و مشکلی ندارد، فقط مشکل در تشخیص و مصداق است که آنهم اگر اندکی دقت و تأمل کند، می‌تواند مصداق و مصادیق را از تطبیق فرد و افراد با معیارهای رهبری به‌سهولت تعیین کند و برای سال‌های سال کشور را در مسیر رشد و تعالی قرار دهد.

 
علاوه بر نقش فوق‌العاده مهم شوراهای اسلامی در بهبود شرائط محیط زندگی و لزوم دقت بدور از نگاه‌های سیاسی و جناحی و ملاک قرار دادن صلاحیت‌های دینی و اخلاق و برخورداری از پاک‌دستی و رانت‌ستیزی کاندیداهای شورا، برای انتخاب فردی شایسته و اصلح جهت ریاست جمهوری، لازم است با ارزیابی عملکرد افراد در جایگاه‌های مسئولیتی منصفانه قدرت کاندیداها و تیم صالح آنها به تشخیص درست برسیم تا نکند با انتخاب ناشایست کشور را نه برای چهار سال که حتی بیش از چهل سال به خسارت‌های جبران‌ناپذیر گرفتار کنیم که آنگاه در مقابل همه و قبل و بهد از همه در مقابل خداوند مسئول و معاقب خواهیم بود.

 
در میان کاندیداهای ریاست جمهوری، آقای روحانی در مصدر ریاست جمهوری قرار دارد و عملکرد چهارساله او می‌تواند در همه زمینه‌ها مبنای قضاوت منصفانه قرار بگیرد.

 
نظرات کارشناسی صاحب‌نظران، حتی متخصصان عضو تیم آقای روحانی حکایت از عدم موفقیت دولت یازدهم در بسیاری امور و در رأس آنها اقتصاد دارد که وضعیت هر بخش اقتصادی با توجه به آمارها فوق‌العاده نگران‌کننده و وحشتناک است، که در این میان می‌توان به منابع درآمدی این دولت، که به پردرآمدترین دولت پس از انقلاب شهرت گرفت، و کاهش شدید و بی‌سابقه کارهای عمرانی در کشور و تعطیلی واحدهای تولیدی و افزایش بیکاری و رشد سرسام‌آور واردات فلج‌کننده اشاره کرد.

 
فراتر از همه دیدگاه‌ها و آمارهای تلخ، آنچه که برای عموم مردم قابل حس و لمس است، کاهش توان خرید و کوچک‌شدن سفره و حجیم‌شدن مشکلات و دغدغه‌های خانواده‌های ایرانی در حوزه مسائل اقتصادی است.

 
بسیاری از مردم را نظر بر آن است که اشتباه بزرگ آقای روحانی، پیوند دادن همه مسائل کشور و از جمله اقتصاد به سیاست خارجی و مذاکره با امریکا و جلب اعتماد آن قدرت زیادت‌طلب بود که متاسفانه همچنان بر لزوم برقراری روابط با آن دشمن بزرگ ملت ایران پای می‌فشارد و بر آن اصرار می‌ورزد و حرف هیچ ناصح حتی رهبر معظم انقلاب را گوش نمی‌دهد، هرچند که مدام در هر جمله خود به مقام معظم رهبری اشاره می‌کند به‌حدی که امروزه مردم می‌دانند این نام بردن فراوان از مقام معظم رهبری نوعی اعتبارگرفتن از حضرت ایشان و فریباندن مردم برای توجیه کارهای خود است.

 
در شرائطی که قدرت خرید مردم براساس آمارهای رسمی نسبت به آغاز بکار این دولت به یک دوم کاهش یافته، مخارج دولت از100 هزار میلیارد تومان در آخر دولت دهم  به 290 هزار میلیارد تومان در سال گذشته افزایش یافته است و این نشان می‌دهد دولت آقای روحانی دولتی پرهزینه و سنگین و غیرچالاک و تشریفاتی است.

 
منابع آماری کشور می‌گویند که سال 92(سال آغاز کار دولت آقای روحانی)، نقدینگی کشور 460 هزار میلیارد بوده که در سال 95 به 1200 میلیارد رسیده است و این حجم نقدینگی بی‌سابقه ضربه جبران‌ناپذیری به اقتصاد خانوارها و کشور وارد کرده و هیچ‌کسی هم پاسخ نمی‌دهد که تفاوت این نقدینگی امروز کجاست؟.

 
آمار بیکاری بیداد می‌کند. استاندار مازندران اعلام رسمی کرده که تنها در این استان 13500 مهندس کشاورزی بیکار وجود دارد و آمار بیکاری مازندران نیز طی سال‌های پس از انقلاب بی‌نظیر است.

 
اگر به تعطیلی واحدهای تولیدی و بسیاری از شهرک‌های صنعتی نپردازیم، از تامین مسکن مورد نیاز جامعه که حداقل یک‌سوم حقوق ماهیانه مستاجران را می‌بلعد، باید گفت که اگر به‌قول وزیر مسکن "مسکن‌مهر" مزخرف است، چرا طی چهار سال اخیر چیزی جایگزین آن نشد و همچنان با مسکن جامعه برخورد سلیقه‌ای و سیاسی می‌شود.

 
دولت می‌گوید سالانه 800 هزار زوج ازدواج می‌کنند، طبیعی است که این 800 داماد نیاز به کار و درآمد و مسکن دارند؛ آیا نباید طی این چهار سال برای مسکن 3میلیون و 200هزار داماد فکری می‌شد؟!.

 
چرا باید دولت با موضوع اقتصاد مقاومتی آنقدر برخورد لفظی و کلامی کند که مقام معظم رهبری سال 95 را سال "اقدام وعمل" نامگذاری کنند تا درسی باشد برای دولت و شخص رئیس جمهور که هی حرف نزند و از عمل و اقدام خبری نباشد.

 
با تداوم بی‌برنامگی در حوزه اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل؛ مقام معظم رهبری دیگر آنقدر ریز شدند تا امکان زیردررویی و شانه‌خالی‌کردن وجود نداشته باشد، بدین‌جهت سال 96 را سال "اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال" نام نهادند تا دیگر دولت هیچ راه فراری نداشته باشد.

 
واقعاً چرا باید چنین باشد که دولت این ذهنیت را در مردم بوجود آورد که نمی‌خواهد در راستای منافع ملت و کشور گام بردارد و بیشتر تلاش دولت فرصت‌سوزی و باری به هر جهت بردن و امروز و فردا کردن و دل به بیگانگان سپردن است.

 
چند سطر فوق نیم نگاه مختصری داشت تنها به بخش‌هایی از اقتصاد، حال دیگر حوزه‌ها و مسائل فراوان و چالشی آنها بماند برای خوانندگان عزیز و منصف.

 
در بررسی توانمندی دولت کنونی و شعارهای امروز آقای روحانی، که باید مبتنی بر کارکرد چهارساله ایشان باشد، واقعاً نمی‌توان عقب‌گرد شدید و فرصت‌سوزی جبران‌ناپذیر را انکار کرد. طبیعی است که هرکدام‌مان به خود بگوئیم که: آزموده را آزمودن خطاست.
کد مطلب: 291479