ماجرای پاهای خونی آیت الله العظمی بهجت(ره)

تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۴۶
Share/Save/Bookmark
 
گاهی جمعیت آنقدر زیاد می شد که پایشان به پشت پای آقا می خورد. یک لحظه می ایستاد، چشمانش را می بست و ...
به گزارش بلاغ،صراط:هفته نامه «افق حوزه» در ویژه نامه ای به مناسبت نهمین سالگرد ارتحال آیت الله العظمی محمد تقی بهجت به انتشار سیره اخلاقی، علمی، عملی و سلوکی این سالک الی الله پرداخته که در شماره های گوناگون تقدیم حضور شما علاقمندان می گردد.

* خاطره ای کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت الله بهجت قدس سره

 همیشه بعد از درس یا نماز، همه را دعا می کرد و راه می افتاد. در مسیر مسجد تا خانه، خیلی ها همراهی اش می کردند؛ سعی می کردند درست پشت سر آقا حرکت کنند. نزدیک به او، تا اگر حرفی زد و نصیحتی کرد، اولین کسی باشند که می شنود. گاهی جمعیت آنقدر زیاد می شد که پایشان به پشت پای آقا می خورد. یک لحظه می ایستاد، چشمانش را می بست و دوباره به راهش ادامه می داد.

به خانه که می رسید، نعلین هایش را در می آورد ... جورابش را آهسته پایین می آورد و پشت پایش را بررسی می کرد؛ گاهی پشت جورابش خونی بود!

- بر اساس خاطره یکی از همراهان آقا (این بهشت، آن بهشت، ص۴۵)

کد مطلب: 359717