چرا روز دانشجو سالروز مبارزه با امپریالیسم شد؟

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۳۲
Share/Save/Bookmark
 
روز شانزدهم آذر 1332همزمان با سفر نیکسون معاون رئیس‌جمهور آمریکا به تهران،سه تن از دانشجویان به نام‌های مصطفی بزرگ‌نیا، مهدی شریعت رضوی و احمد قندچی کشته شدند و تعدادی نیز به صف مجروحان پیوستند.
چرا روز دانشجو سالروز مبارزه با امپریالیسم شد؟
به گزارش بلاغ، یکی از مناسبت‌های سیاسی که در ایران پس از انقلاب همواره مورد توجه قرار می‌گیرد و برای آن مراسم خاصی نیز برگزار می‌شود روز 16 آذر یا همان روز دانشجو است. ‌اینکه چرا روز 16 آذرماه به صورت خاص روز دانشجو نامیده شده است سؤالی است که شاید برخی پاسخ آن را ندانند. در پاسخ به این سؤال «موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران» طی یادداشتی به بازخوانی 16 آذر در بستر تاریخ پرداخته است.
 مناسبت روز 16 آذر به روز دانشجو به سال 1332 و سفر ریچارد نیکسون معاون رئیس‌جمهور آمریکا به ایران باز می‌گردد. روزی که دانشجویان تلاش کردند از فضای رسانه‌ای آن استفاده کرده و صدای اعتراض و نارضایتی خود را به دنیا مخابره کنند. در واقع در مقطعی از تاریخ که هنوز شبکه‌های اجتماعی و اینترنت پدید نیامده بود این مناسبتها فرصت خوبی بود تا مخالفان علم اعتراض خود را بلند کنند و خواستهای خود را فریاد زنند.
 بستر شکل‌گیری حادثه 16 آذر 1332
در واقع ملتی که از دخالت بیگانگان به ستوه آمده بودند و حوادث منتهی به کودتای 28 مرداد 1332 را به تمام و کمال درک کرده بودند نمی‌توانستند درد و رنج ناشی از آن را تحمل کرده و سر در‌گریبان فرو برند. آنها نمی‌توانستند نظاره‌گر وقایعی باشند که طی آن یک حکومت برآمده از رای و نظر مردم جای خود را به حکومتی دهد که با دخالت بیگانگان توانسته بر اریکه قدرت تکیه زند.  این مسئله به ویژه از آن‌‌روی اهمیت پیدا می‌کند که در این برهه زمانی شاهد ظهور وسایل ارتباط جمعی همچون رادیو و تلویزیون هستیم. ‌
علی انصاری در همین ارتباط می‌گوید در مقطع کودتا با وجود تلویزیون و رادیو وضعیت فرق کرده بود. این دو خود کوچک‌ترین حوادث را انعکاس می‌دادند و مردم از طریق این رسانه‌ها پیگیر حوادث مهم بودند. شنوندگان نیز از نظر شکل‌گیری تفکر سیاسی رشد کرده بودند. وی همچنین می‌گوید بی‌اعتنایی آمریکایی‌ها از رشد فزاینده احساسات ضد‌آمریکایی از آنجا قابل توجیه بود که ایالات متحده در ابتدای دهه 1950 منافع در خطر بسیار کمی در ایران داشت. بازیگر اصلی در سپهر سیاست ایران در این برهه از زمان انگلستان بود.
 حادثه 16 آذر 1332
بر این اساس بود که موتور محرک بیشتر جنبشهای اجتماعی یعنی دانشجویان در حرکتی انقلابی، حادثه 16 آذرماه سال 1332 را رقم زدند. جرقه حوادث 16 آذر 1332در روز 21 مهرماه همان سال آغاز شد. دانشگاهیان، مدارس و بازاری‌ها در تهران، به نشانه اعتراض به حبس و محاکمه مصدق و... تظاهراتی را برپا کردند و با ماموران نیروی شهربانی و دارو دسته اراذل و اوباش درگیر شدند.
در پی این اعتراض‌ها روز 14 آذر 1332 دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به برقراری روابط مجدد با بریتانیا و ورود دنیس رایت کاردار جدید این کشور به تهران، تجمع‌هایی را در دانشکده‌های مختلف دانشگاه تهران برپا کردند. روز بعد یعنی روز 15 آذر این درگیری‌ها به خارج از دانشگاه و زد و خورد و دستگیری تعدادی از دانشجویان منجر شد. روز شانزدهم آذر همزمان با سفر نیکسون معاون رئیس‌جمهور آمریکا به تهران، فرماندهی انتظامی تهران به تعداد نیروهای خود در دانشگاه افزود. در این روز پیش از اذان ظهر میان نیروهای نظامی و دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی درگیری شدید رخ داد. همچنین در دانشکده فنی به دلیل ورود یکی از نظامیان به سر کلاس برای دستگیری یکی از دانشجویان کار به خشونت کشیده شد. همین امر سبب گردید دانشجویان از کلاس‌های درس خود خارج شده و به نشانه اعتراض به حضور نیروهای نظامی در دانشگاه دست به تظاهرات زنند. نیروهای نظامی نیز به تعقیب دانشجویان پرداخته و با انواع سلاحهای گرم همچون مسلسل، دانشجویان را به رگبار بستند. در پی این حادثه سه تن از دانشجویان به نامهای مصطفی بزرگ‌نیا، مهدی شریعت رضوی و احمد قندچی کشته شدند و تعدادی نیز به صف مجروحان پیوستند.
 برخورد با دانشجویان به نحوی شدت پیدا می‌کند که صدای اعتراض رئیس ‌وقت دانشگاه تهران یعنی علی‌اکبر سیاسی را نیز درمی‌آورد. در پی این حادثه او در تماسی تلفنی با سپهبد زاهدی به وی می‌گوید با این برخورد وحشیانه نیروهای نظامی تحت امر شما، من دیگر نمی‌توانم عهده‌دار ریاست دانشگاه باشم. سپهبد زاهدی نیز در جواب می‌گوید در این ماجرا مقصر اساتید دانشکده فنی هستند. آنها کلاس‌ها را تعطیل و دانشجویان را به درگیری با نیروهای نظامی تشویق کردند. روز بعد از این حادثه، اساتید دانشگاه تهران جلسه‌ای برگزار می‌کنند و ابتدا قرار بر این می‌شود که دسته جمعی استعفا دهند، اما بعد به این نتیجه می‌رسند که اگر استعفا دهند همان کاری را کرده‌اند که شاه و رژیم پهلوی می‌خواهد یعنی نابودی دانشگاه و از دست رفتن استقلال آن به تمام و کمال. شاه نیز همه این حوادث را از چشم دانشجویان و دانشگاهیان می‌بیند و در کمال تعجب طی مراسمی به نیکسون دکتری افتخاری حقوق بین‌الملل اعطا می‌کند.
کد مطلب: 368966