باقر یعنی ذاکر و پدر صادق

علی غیاثی
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۰۶:۱۳
Share/Save/Bookmark
 
امام صادق عليه السلام: پدرم بسيار ياد خدا مى‌كرد. با او راه مى‌رفتم و او ذكر خدا مى‌گفت و با او غذا مى‌خوردم، او ذكر خدا مى‌گفت و با مردم سخن مى‌گفت، ولى سخن گفتن، او را از ياد خدا باز نمى‌داشت
به گزارش بلاغ، امتیاز غیرقابل رقابت مسلمانان اهلبیتی در این است که الگوهای این مسلمانان بی‌نظیر و غیرقابل تکرار در تاریخ‌ هستند. امام باقر علیه‌السلام، که شکافنده علوم لقب یافت، از زمره آنان است. اول آبان، به روایتی میلاد آن امام همام است. با هم نگاهی مریدگونه می‌افکنیم به فرازهایی از زندگی و ویژگی‌های این امام برجسته.
 
1.یاد و ذکر الهی
شاید مهم‌ترین وظیفه و تکلیف هر انسانی حفظ رابطه معنوی با خداوندگاری است که پروردگار جهانیان است. این ارتباط به انسان کمک می‌کند تا در مسیر کمالی رشد قرار گرفته و صفات الهی را در خود تجلی بخشد و متخلق و متصف به صفات الهی شود؛ زیرا هدف و فلسفه عبادت، خدایی و ربانی شدن انسان است. بر همین اساس، امام باقر(ع) پيوسته به ياد خدا بود و به حکم الهی عمل می‌کرد که می‌فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، خدا را ياد كنيد، يادى بسيار.(احزاب، آیه 41)
 
امام صادق عليه السلام فرمود: كانَ أَبى كَثـيرَ الـذِّكْرِ لَقَدْ أَمْشى مَعَهُ وَأَنَّهُ لَيَذْكُرُاللّهَ وَاكُلُ مَعَهُ الطَّعامَ وَأَنَّهُ لَيَذْكُرُاللّهَ وَلَـقَدْ كانَ يُحَـدِّثُ الْقـَوْمَ وَما يَشْغَلُهُ ذلِكَ عَنْ ذِكْرِاللّهِ؛ پدرم بسيار ياد خدا مى‌كرد. با او راه مى‌رفتم و او ذكر خدا مى‌گفت و با او غذا مى‌خوردم، او ذكر خدا مى‌گفت و با مردم سخن مى‌گفت، ولى سخن گفتن، او را از ياد خدا باز نمى‌داشت.(وسائل الشيعه، ج 4، ص 1181، روايت 2)
 
کسی که در برابر جلال و عظمت الهی قرار می‌گیرد از این معرفت و علم به خود می لرزد و خشیت او خوفی را موجب می شود که در آیات سوره انسان برای اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بیان شده است. این گونه است که حزن آخرت در قلب معصوم وارد می شود و از این که در آخرت باید پاسخ گویی اعمالی باشد که در دنیا انجام داده و به جای اشتغال قلب به خدا به امور دیگر مشغول بوده خود را سرزنش می کند. در روایت است: قالَ جابِرُ بنُ عَبْدِاللّهِ: خَرَجَ [الباقر عليه السلام] يَوْما وَ هُوَ يَقُولُ: اَصْبَحْتُ وَاللّهِ يا جابِرُ مَحْزُونا مَشْغُولَ الْقَلبِ. فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ ما حُزْنُكَ وَما شُغْلُ قَلْبِكَ؟ كُلُّ هذا عَلَى الدُّنْيا؟ فَقالَ: لا يا جابِرُ وَلكِنْ حُزْنُ هَمِّ الاْخِرَةِ ؛ جابر پسر عبداللّه مى گويد: يك روز امام باقر عليه السلام از خانه بيرون آمد در حالى كه مى فرمود: اى جابر! به خدا سوگند كه اندوهناک و دلم مشغول گشته است. گفتم: فدايت شوم چه اندوه و چه دل مشغولى؟ آيا براى دنياست؟ فرمود: نه اى جابر، بلكه اندوه و غصّه آخرت است که دل مشغولم کرده است. (تحف العقول، ص 328)
 
2.مداومت بر خواندن نماز شب
 
در آیات و روایات بر شب زنـده‏دارى و نماز شب تاکید بسیار شده است. این عمل بر پیامبر(ص) بر اساس آیات سوره مزمل واجب بوده است و امامان و مومنان بر آن بودند تا بدان به عنوان یک مستحب موکد عمل کرده و هرگز آن را ترک نکنند. امام صادق عليه السلام درباره سیره پدرش فرموده است: كانَ أَبى رِضْوانُ اللّهِ عَلَيهِ اِذا قامَ مِنَ اللَّيْلِ اَطالَ الْقيامَ وَ اِذا رَكَعَ أَوْ سَجَدَ أَطالَ حَتّى يُقالَ اَنَّهُ قَدْ نامَ فَما يَفْجَـأُنا مِنْهُ اِلاّ وَ هُوَ يَقُولُ: لااِلهَ اِلاّ اللّهُ حَقّـا حَقّـا ؛ پدرم ـ رضوان خدا نثارش باد ـ چون شبانگاه از خواب بر مى خاست، قيامى طولانى و ركوع و سجده اى طولانى به جاى مى آورد، به حدّى كه گفته مى شد، خوابش برده است، ناگاه مى شنيديم كه مى گويد: لا إلهَ إلاَّ اللّهُ حَقّا حَقّا. (بحار الانوار، ج 87، ص 227)
 
بر اساس آموزه های اسلامی سجده ها و ركوع هاى طولانى مايه تقرّب به پروردگار است و از فضايل ائمّه، سجده هاى طولانى بود، آن قدر كه تصوّر مى شد امام به خواب رفته است.
 
هم چنین امام صادق عليه السلام در سیره آن حضرت در انجام شب زنده داری و نماز شب فرموده است: كانَ أَبى عليه السلام يَقُولُ: «قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ» تَعْدِلُ ثُلْثَ الْقُرآنِ … كانَ بَيْنى وَ بَيْنَ أَبى بابٌ فَكانَ اِذا صَلّى يَقْرَءُ فِى الْوَتْرِ بِقُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ فى ثَـلاثَتِـهِنَّ؛ پدرم مى فرمود: «قل هو اللّه احد» [ در ثواب ]با يك سوّم قرآن برابر است … بين جايگاه من و پدرم درى بود. چون او براى نماز شب برمى خاست، در هر سه ركعت نماز وتر [ شفع و وتر ] «قل هو اللّه احد» مى خواند. (بحارالانوار، ج 87، ص 226، روايت 39)
 
البته در روايات دیگر آمده است كه سه بار خواندن «قل هو الله» ثواب ختم كلّ قرآن را دارد. از اين رو امام باقر عليه السلام در دو ركعتِ شفع و يك ركعت وتر (در نماز شب) پس از حمد، اين سوره را مى خواند، تا برابر با همه قرآن باشد.
 
3.قرائت قرآن
 
از دیگر مستحبات بسیار موکد قرائت قرآن و آن نیز به صوت خوش و ترتیل است. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: قرآن را با صداى نيكو بخوانيد، چرا كه صوتِ زيبا در قرائت، بر جلوه و جمال قرآن مى افزايد. امامان ما نيكو قرآن مى خواندند و رهگذران مجذوب تلاوت زيبا و دلنشين آنان مى شدند. امام باقر(ع) نیز با صداى خوش به تلاوت قرآن می پرداخت به طوری که دیگران را مجذوب تلاوت خویش می کرد. امام صادق عليه السلام فرمود: اِنَّ أَباجَعْفَرٍ عليه السلام كانَ أَحْسَنَ صَوْتا بِالْقُرْآنِ وَ كانَ اِذا قامَ مِنَ اللَّيْلِ وَ قَرَءَ صَـوْتَهُ فَتَمُرُّ بِهِ مارُّ الطَّريقِ مِنَ السَّقّائينَ وَ غَيْرِهِمْ فَيَقُومُونَ فَيَسْتَمِعُونَ اِلى قِرائَتِهِ؛ امام باقر عليه السلام زيباترين صدا را در تلاوت قرآن داشت. چون شبانگاه بر مى خاست و قرآن مى خواند، رهگذران (سقايان و ديگران) مى ايستادند و به صداى قرائت قرآن وى گوش مى سپردند. (بحارالانوار، ج 85، ص 82، روايت 23)
 
البته برخی از زمان ها برای تلاوت قرآن خیلی مهم تر است. از آن جایی که ماه مبارک رمضان، بهار تلاوت قرآن است و هر چه بيشتر كلام الهى خوانده شود ثواب و اجر بيشترى دارد، این ماه برای حضرت باقر(ع) ماه قرآن بود. در روایت است : رُوِىَ أَنَّهُ [الباقرَ عليه السلام] يَخْتِـمُ الْقُـرْانَ فى شَهْرِ رَمَضانَ عَشْرَ مَرّاتٍ كُلَّ ثَلاثَةِ أَيّامٍ خَتْمَةً؛ روايت شده است كه امام باقر عليه السلام در ماه رمضان ده بار ختم قرآن مى كرد، در هر سه روز يك ختم قرآن. (وسائل الشيعة، ج 7، ص 219، روايت 3)
 
4.بخشش بسیار
 
ایشان در بخشندگی چنان بود که حتی کنیز ایشان سخن به اعتراض می گشاید. سلمى كنيز امام باقر عليه السلام مى گويد: كانَ يَدْخُلُ عَلَيْهِ اِخْوانُهُ فَلا يَخْرُجُونَ مِنْ عِنْدِهِ حَتّى يُطْعِمَهُمُ الطَّعامَ الطَّيِّبَ وَ يَكْسُوهُمُ الثِّيابَ الْحَسَنَةَ وَ يَهِبُ لَهُمُ الدَّراهِمَ فَاَقُولُ لَهُ فى ذلِكَ لِيُقِلَّ مِنْهُ فَيَقُولُ عليه السلام: يا سَـلْمى ما حَسَنَـةُ الدُّنْـيا اِلاّ صِلَةَ الاْءخْوانِ وَ الْمَعارِفَ؛ برادران آن حضرت نزد او مى آمدند و از محضرش خارج نمى شدند مگر اينكه آنان را غذاى گوارا مى خورانيد و لباسهاى نيكو مى پوشانيد و بدانان درهمهاى نقره مى بخشيد. در اين باره با او سخن گفتم تا از اين رفتار خويش بكاهد، ولى او مى فرمود: اى سلمى! خوبى دنيا جز نيكى با برادران و آشنايان چيزى نيست. (بحارالانوار، ج 46، ص 290، روايت 15)
 
این بخشندگی در حالی بود که ایشان كمترين درآمد ولی بيشترين بخشش را داشتند. امام صادق عليه السلام می فرماید: كانَ أَبى عليه السلام أَقَلَّ أَهْلِ بَيْتِهِ مالاً وَاَعْظَمَهُمْ مَؤُنَةً وَكانَ يَتَصَـدَّقُ كُلَّ جُمُـعَةٍ بِدينارٍ؛ پدرم در ميان خويشانش از همه ثروتش اندكتر ولى هزينه اش (بخشش او) بيشتر بود. او هر روز جمعه يك دينار طلا صدقه مى داد. (بحارالانوار، ج 89، ص 350، روايت 28)
 
این بخشندگى امام (ع) نسبت به همگان بود؛ چنان که در روایت است: كانَ [الباقِرُ عليه السلام] ظاهِرَ الْجُودِ فىالْخاصَّةِ وَالْعامَّةِ مَشْهُورَ الْكَرَمِ فىالْكافَّةِ مَعْروفا بِالْفَضْلِ وَالاِْحْسانِ مَعَ كَثْرَةِ عِيالِهِ وَ تَوَسُّطِ حالِهِ؛ بخشندگى او (امام باقر عليه السلام) به نزديكان و عموم آشكار بود و سخاوتش مشهور آفاق، و احسان و نيكى او معروف همگان، با اينكه نانخور بسيار داشت و وضعيت (اقتصادى) او متوسط بود. (الارشاد، ص 164)
 
5.صدقه
 
درباره شيوه صدقه دادن آن حضرت(ع) فرزندش امام صادق می فرماید: كانَ أبى اِذا تَصَدَّقَ بِشَى ءٍ وَضَعَهُ فى يَدِ السّائِلِ ثُمَّ ارْتَجَعَهُ مِنْهُ فَقَبَّلَهُ وَ شَّمَهُ ثُمَّ رَدَّهُ فى يَدِ السّائِلِ وَ ذلِكَ اِنَّها تَقَعُ فى يَدِاللّهِ قَبْلَ اَنْ تَقَعَ فى يَدِ السّائِلِ؛ پدرم چون صدقه اى مى داد آن را در دست فقير مى گذاشت. سپس آن را باز پس گرفته مى بوسيد و مى بوييد و به فقير بر مى گرداند، چرا كه صدقه قبل از آنكه به دست فقير برسد در دست خداوند قرار مى گيرد. خداوند آن را مى پذيرد. (وسائل الشيعة، ج 6، ص 303، روايت 5)
 
گفتنی است طبق روايات متعدد كه ارزش و فضيلت صدقه را بيان مى كند، صدقه قبل از آنكه در دست فقير قرار گيرد در دست خدا قرار مى گيرد و بركت پيدا مى كند. اين اهميّت احسان و صدقه را مى رساند و عمل امام باقر الگویی برای ماست تا بیشپاز بیش با این معارف الهی آشنا و به آن عمل کنیم.‌انشاءالله
کد مطلب: 318570